سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

حکمت های شاهنامه

چکیده :استعاره ی مکمل دیگری در ساختار این اسطوره وجود دارد که حیرت انگیز است: مارهای روی دوش ضحاک از دو بوسه ی شیطان بر شانه های او می رویند و هرگز حتی با بریده شدن هم نمی میرند و بار دیگر سربرمی...


حسین اکبری نسب

داستان ضحاک داستان عجیبی ست!
شخصیت ضحاک آرکی تایپ بی خردی و خشک مغزی و درنتیجه انتهای شرارت است!
داستانش اوج درخشان حکمت ِ نبرد خیر و شر، عقل و بی عقلی و نور و ظلمت است!
بن مایه ی استعاری اسطوره ی ضحاک تهاجم به مغز است!
آن هم مغز جوان!
مغز استعاره از محل فکر است.
جایی که فکر در آن ساخته می شود.
استعاره ی مکمل دیگری در ساختار این اسطوره وجود دارد که حیرت انگیز است: مارهای روی دوش ضحاک از دو بوسه ی شیطان بر شانه های او می رویند و هرگز حتی با بریده شدن هم نمی میرند و بار دیگر سربرمی آورند!
بوسه بر شانه، بر دست!!!!!
استعاره از تملق است.
متملق شیطان است از محل بوسه و نوازش و پاچه خواری او مار ِ تباهی و شرارت می روید! و هرگز هم
نمی میرد چون این بوسه ها مکرر است!
ترکیب تملق و بی خردی!!!
فضایی ترسناک می آفریند به غایت هول ناک و مخوف!
*
حکیم اما در این فضای ترسناک یک روزنه ی امید خلق می کند!
وجود آشپزی باهوش و دلسوز و خردورز؛ او اندک اندک خرد تولید می کند؛ از هر دو مغز یکی را نجات می دهد در خفا!
آیا این استعاره ای از خاموش فکر کردن های کوچک نیست؛ کنش مینور تعقل ورزی در خفا!!!! که روزگار ما با ناامیدی آن را از دست داده و نسبت به آن بی اعتنا شده است!!!
حکیم امید را کودکی می سازد و او را در بطن سیاهی در خفا پرورش می دهد؛ آفریدون امید! در کوهستان!
آفریدون خرد!
آفریدون بینش نو!
آفریدون داد و دهش!
آفریدون عدل
آفریدون نجات به واسطه ی خرد ورزی!

فریدونِ فرّخ، فرشته نبود
ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی!!!!

آفریدون تویی: بیندیش! خرد بورز! میدوارباش! نور عقل بپروران و پراکنده کن! خود را و دیگران را از بی خردی نجات بده!
*
ذات اسطوره تمثیل است، زمان ندارد، از لایه های تاریخ عبور می کند تا نشان دهد هر جا خصال نانیکو تکرار شود تباهی به بار می آید، شرارت به ثمر می رسد!
هر جا نور امید و عقل و دانش بتابد دوباره روشنی جان می گیرد و ظلمت می میرد!

درس بزرگ‌این اسطوره این است:

فکر کردن را تعطیل نکنیم!

مشورت را تعطیل نکنیم!

به وادی پلشت مجیز گویی و تملق در نیفتیم!

این نوعی مراقبه است! “مراقبه برای کنش معطوف به عقلانیت”



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.