سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » «ساختارمحوری»، «فردمحوری» و سیاست خارجی...

«ساختارمحوری»، «فردمحوری» و سیاست خارجی

چکیده :ممکن است در کشوری که ساختار سیاسی عقب‌مانده ای دارد و فرد محوری در آن حکمفرما است، هرازگاهی شخصیتی مانند «فردریک بزرگ» فرمانروای سرزمین پروس در سدۀ هجدهم میلادی، ظهور کند که نمونه ای ممتاز و دارای دانش، تجربه و توانائی بالایی باشد و به پشتوانۀ این‌همه، به قدرت رسیده باشد....


سید علی محمودی

از خصوصیات نظام های فردمحور این است که در هاویۀ تخریب انسانی در ابعاد شهروندی و دولتمردی فرو می‌رود و سرمایه های انسانی کشور را یکی پس از دیگری هدر می‌دهد و ضایع می‌کند.

در کشورهای توسعه‌یافته، ساختارها به‌سامان و دارای ثبات‌اند. ویژگی ساختار این است که تمرکز، پیوستگی و تداوم دارد و با تغییر دولت ها و سیاستمداران، ساختارها تغییر پیدا نمی‌کنند و فرو نمی‌ریزند. بنابراین کشورهای توسعه‌یافته، علی‌الاصول در تامین امنیت ملی و منافع ملی خویش کامیاب اند، از بحران ها دوراند و در صلح و آرامش زندگی می‌کنند.

رمز اصلی این‌همه حُسن آن است که قدرت در این کشورها «ساختار محور»است و پاسخ‌گو است، نه «فرد محور» و غیر پاسخگو. کشورهای فرد محور نمی‌توانند امنیت ملی و منافع ملی خود را به گونه‌ای که ظرفیت ها و توانائی های این کشورها اجازه می‌دهد تامین کنند، زیرا از آنجا که همۀ امور کشور در دست یک شخص است، ضریب خطا در مدیریت فرد محور بسیار بالا است.

ممکن است در کشوری که ساختار سیاسی عقب‌مانده ای دارد و فرد محوری در آن حکمفرما است، هرازگاهی شخصیتی مانند «فردریک بزرگ» فرمانروای سرزمین پروس در سدۀ هجدهم میلادی، ظهور کند که نمونه ای ممتاز و دارای دانش، تجربه و توانائی بالایی باشد و به پشتوانۀ این‌همه، به قدرت رسیده باشد. با همۀ این اوصاف، درچنین نظام سیاسی، حکومتی که بر سرِ کار است دموکراتیک نیست، بلکه استبدادی و خودکامه است.

چنین حکومت فردمحوری، قانون‌گریز است، قیم‌مآب است، تمامیت‌گرا است، خودمحور است و همواره این سودای خام را در سر می‌پَذَد که قبلۀ عالَم، قَدَر قدرت، قوی شوکت و فرمانفرما باشد. خود بزرگ بینی، غرور، تعصب، جرمیت و یک دندگیِ چنین حکومتی، آتش به سرمایه‌های کشور می‌افکند و تر و خشک را با هم می‌سوزاند. هرچه زمان می‌گذرد حکومتِ فردمحور بیش از پیش مرتکب خطاهای بزرگ و بزرگتر می‌شود و لاجرم خود را در طوفان مشکلات و بحران‌ها گُم می‌کند. این وضعیتی است که در کشورهائی با نظام های فردمحور که یا فاقد ساختار اند و یا ساختارشان معیوب و ناکارآمد است، می‌تواند اتفاق بیفتد.

از خصوصیات نظام های فردمحور این است که در هاویۀ تخریب انسانی در ابعاد شهروندی و دولتمردی فرو می‌رود و سرمایه های انسانی کشور را یکی پس از دیگری هدر می‌دهد و ضایع می‌کند. این روند ویرانگر، بحران از پسِ بحران را در پی دارد. اگر پرسیده شود چرا در کشورهای فردمحور چنین وضعیت بغرنجی پدید می آید، در پاسخ می‌توان به دو محور قانون و اخلاق تاکید نهاد.

اگر قانون در کشور حاکم نباشد، سیاست‌گذاری ها، تصمیمات نسنجیده و متناقض و رقابت های ناسالم و ویرانگر، کشور را به لبۀ پرتگاه می‌کشاند. میوۀ تلخ حکومت فردمحور، استبداد و خودکامگی است. امام علی در توصیف فرد مستبد گفته است:« مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا.»(علی‌بن ابی‌طالب،۱۳۷۰: ۳۹۱)، یعنی:« هرکه خودرأی گردید، به هلاکت رسید و هرکه با مردمان رأی برانداخت[مشورت کرد]، خود را در خردِ آنان شریک ساخت.» جان لاک نیز در رسالۀ دوم حکومت می‌نویسد: “Where-ever law ends, tyranny begins”(Locke,1980:103).، یعنی:«هرجا قانون نابود شود، استبداد و ستمگری آغاز می‌گردد.» فرجام چنین کشورهائی بی دولتی(anarchy) است که می تواند تمامیت ارضی، امنیت ملی و منافع ملی را در مخاطرۀ جدی قرار دهد.

نکتۀ باریک و درخور تأمل این است که سیاست خارجی و دیپلماسی در حکومت‌های فردمحور، حتی اگر سیاست‌گذاران و دیپلمات‌هایشان از دانش، تجربه، تدبیر و نوآوری برخوردار باشند، اغلب- اگر نه همیشه-، با ناکامی روبه‌رو می‌شود. در این کشورها، آنچه دیپلمات‌ها در عرق‌ریزانِ مذاکرات نَفَس‌گیر ساخته اند، به آسانی و به سرعت برق، زیر سایۀ سنگین حکومت فردمحور، دود می‌شود و به هوا می‌رود.

سه دلیل می‌توان در فهم این سرمایه‌سوزی و ناکامی ذکر کرد: نخست اینکه، حکومت فردمحور ممکن است از علم سیاست و روابط بین‌الملل بی‌بهره باشد، یا بهرۀ لازم را نداشته باشد و یا به آن بی‌اعتنا باشد. دوم اینکه، جهان‌نگرش(World View) حکومت فردمحور و کارگزاران سیاست خارجی آن چنان از یکدیگر دور باشد که هرگونه مفاهمه و تفاهم را مهمل بگذارد و یا خنثی سازد. سوم اینکه، دو اصل امنیت ملی و منافع ملی، قاعدۀ زرَّین و قاعدۀ هزینه-فایده به چیزی گرفته نشود، و عقلانیت در برابر سیاست‌های دلبخواهی و وهم‌آلود، رنگ ببازد و به زور از صحنۀ سیاست آن کشور به بیرون پرتاب شود.

متن کامل:

سید علی محمودی،«سیاست‌ورزی و دیپلماسی در دایرۀ علم سیاست»، ماهنامۀ سیاسی-فرهنگی مشق‌فردا، سال دوم، شمارۀ ۶، دی و بهمن ۱۳۹۹٫

 



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.