سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

رنجی که می بریم

چکیده :گاهی غلظت دردها و رنجها به حدی می رسد که انسان در این ترافیک بلاها نمی داند به کدامینش بیندیشد و کدام درد و رنج را برجسته کند! ناچار در فضایی مبهم گرفتار می شود و همین قدر می داند که مشکلاتی هست، امّا چرا؟ چگونه؟ و از کجا؟ در این باره چیزی نمی داند و یا نمی خواهد که بداند!...


کلمه- محمدایوب کاظمی:

گاهی غلظت دردها و رنجها به حدی می رسد که انسان در این ترافیک بلاها نمی داند به کدامینش بیندیشد و کدام درد و رنج را برجسته کند! ناچار در فضایی مبهم گرفتار می شود و همین قدر می داند که مشکلاتی هست، امّا چرا؟ چگونه؟ و از کجا؟ در این باره چیزی نمی داند و یا نمی خواهد که بداند!

این تراکم رنجها به این خاطر است که فکرها برای اندیشیدن به کار نیفتاده است و علتش هم این است که انسانهای متفکر، بی خیال شده اند و علت بی خیالی شان هم فضای سنگین و درهم تنیده و سرد و گاه خشن جامعه است که پر و بال اندیشه ها را بر می چیند و توان پرواز و اوج گرفتن را از آنها می ستاند؛ بگذارید روی همین مسئله که موضوع اصلی بحث است، تکیه و پیرامونش بیشتر کنکاش و گفتگو کنیم.

اگر فضای جامعه به گونه ای مهندسی شده باشد که کسی قدرت ابراز وجود و اظهار نظر نداشته باشد، چنین جامعه ای بدون تردید به سمت قهقرا در حرکت خواهد بود؛ اگر نخبگان و اندیشمندان جامعه احساس کنند که در ابراز عقیده و تعاطی افکار و اندیشه ورزی، ساز و کاری وجود دارد که هزینه های زیادی را بر آنان تحمیل می کند؛ بسیار اندک در این صحنه ها ظاهر خواهند شد و عطای اندیشه ورزی و ارائه راهکار و انتقاد و بیان نقایص در لایه های مختلف اجتماعی را به لقایش خواهند بخشید و جامعه از نظرات کارشناسی و صائب اندیشوران زبده و اهل فکر و نظر محروم خواهد ماند و صحنه را کسانی قبضه خواهند کرد که نه اهل فکرند و نه اهل ایده و نظر خاص؛ آنها در غیاب نخبگان واقعی، سردمداران بدلی و کم سود ساحت اندیشه خواهند شد و همچون آبی که در حوضچه ایبریزند، مدتی خودنمایی می کند و چون از بن حوضچه آبی نمی جوشد، راکد می ماند و همان سرنوشت آب راکد باتلاق را پیدا می کند که عاقبتی جز تعفن نخواهد داشت؛ برعکس، فضایی که اندیشوران واقعی و زبده،اگر فرصت و امکان اندیشه ورزی بیابند، جامعه را همچون چشمه ای جوشان از تفکرات و نظرات کارشناسی شده سیراب می سازند و در مسیر اصلی رشد و تعالی به پیش می برند؛ اینجاست که متولیان جامعه باید از اندیشوران و صاحبان فکر و اندیشه هم به عنوان چشم بیدار و شعور پایدار و موتور محرک رشد و پیشرفت جامعه استقبال و بلکه منت کشی کنند تا فضایی به وجود آید که اهل فکر و تحقیق به جایگاه اصلی و احترام واقعی خود دست یابند و هیچگونه فشار و محدودیتی برای اندیشه ورزی و نظریه پردازی احساس نکنند و جامعه از افکار آنان در همه سطوح تغذیه شود و ببالد.

پر بی جا نگفته ایم اگر بگوییم که مرگ اندیشه در یک جامعه، خسرانی برابر با مرگ انسان دارد، چرا که انسان بدون اندیشه و بدون رشد و تعالی در ساحت اندیشه، حیوانی بیش نیست که چند روزی به خور و خواب مشغول شود و عمر گرانمایه را بی هدف و کم ارج بر باد دهد، بنا بر این همه عواملی که در وارد کردن ضربه بر اندیشه ورزی و تفکر دخالت دارند، با این نگاه محکومند و مشمول شماتت و نفرین!

نگاه متولیان جامعه به هر دلیل که بوده باشد، اگر نتیجه اش این شد که پیشروان اندیشه در آن جامعه، خودسانسوری کنند و به گوشه عزلت پناه ببرند و نتوانند انگشت اشاره به سمت کژی های جامعه نشانه بگیرند، اندیشه ورزی خواهد مُرد و فرهنگ جامعه به طریق اولی به سوی مرگ پیش خواهد رفت و جامعه مرده، بود و نبودش تفاوتی ندارد!

جامعه ای که به واسطه خنثی سازی اندیشه ورزی احساس کند که آرام است و مشکل امنیتی! ندارد، نباید متولیان آن خوشحال باشند، باید عزا بگیرند، چرا که چنین جامعه ای شبیه قبرستانی آرام و خاموش است، آرامستان است و نه جامعه آرام! جامعه آرام، جامعه ای است که در نتیجه تعاطی اندیشه ها و تضارب افکار به آرامش پایدار می رسد و نه به واسطه فضای خشن امنیتی که نمی گذارد نفس کش ابراز وجود کند و آرامشی مصنوعی می آفریند!

بدون تردید این آرامش همان آرامش قبل از طوفان است که اگر فضای امنیتی و غیر طبیعی از سر جامعه برداشته شود، طوفان غیر منتظره ایجاد خواهد کرد.

متولیان عاقل جامعه نباید جلوی ابراز عقیده، نظر و اندیشه ورزی را مسدود کنند تا در فضای باز تضارب اندیشه ها و سبک و سنگین کردن نظرات و جنب و جوش تفکرات، نظرات صائب رخ بنمایاند و جامعه به طور طبیعی به آرامش همه جانبه و پایدار برسد.

متولیان جامعه باید از نخبگان و اندیشوران، همه جانبه حمایت کنند و زمینه مادی و آسایش روانی را برای آنها فراهم نمایند؛ بالاترین موقعیتهای اجتماعی را اندیشوران جامعه باید داشته باشند و معیارهای دیگر در طول معیارهای خردورزی و اندیشه پردازی و تکامل فکری و معنوی قرار بگیرند تا جامعه و بویژه جامعه اسلامی بتواند نمود خاص و معنادار خود را باز یابد، و گرنه؛

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنان حایل!



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.