سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » استبداد اتهام بزرگ روز! چه کنیم تا به استبداد متهم نشویم؟...

استبداد اتهام بزرگ روز! چه کنیم تا به استبداد متهم نشویم؟

چکیده : جمله اتهام به استبداد است. نه از ناحیه دشمن، بلکه از ناحیه دوستان و همرزمان نیز گفته می شود. می گویند «ما انقلاب نکردیم که استبداد تازه ای جایگزین استبداد پیشین ‍[استبداد پهلوی] کنیم. یا اینکه یک ساواک را تبدیل به ساواک دیگر نماییم ...»البته اتهام از ناحیه دشمنان و مخالفان همیشگی و طبیعی است، اما مهم این است که دوستان انقلاب و همرزمان متوجه باشند و درک کنند که شدیداً در معرض چنین اتهامی قرار دارند، اتهامی که اگر در اذهان مردم رسوخ نماید، دستاوردهای انقلاب ما را به خطر خواهد انداخت. ...


آیت الله مکارم شیرازی

اگر تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور را مورد بررسی دقیق قرار دهیم، خواهیم دید اوج آزادی نظراً و عملاً در حوزه ی اندیشه، قلم و مطبوعات و نشریات و… در سال های نخست انقلاب بود. به ویژه نیمه ی دوم سال 57. در این برهه ی زمانی با توجه به فضای موجود هر صاحب نظر و قلمی، آزادانه و بی دغدغه می گوید و می نویسد؛ چه بر له و چه بر علیه رژیم شاه و انقلاب. فضای باز نقد و نقادی به تمام معنی وجود داشت. هیچ کس و هیچ چیز از تیغ تیز نقد تن به سلامت نمی برد. البته از چهره های روحانی و حوزوی که اهل قلم و مقاله در مطبوعات و نشریات روزانه باشند، به آن صورت خبری نبود، مگر علمایی انگشت شمار.

با تورق روزنامه های این مقطع مهم تاریخی، خصوصاً روزنامه اطلاعات متوجه می شویم، از جمله اشخاص و بزرگان حوزوی که دستی به قلم و نوشتن مقاله سیاسی و اجتماعی داشتند و هفته ای نبوده که در موضوعات مختلف نوشته ای نداشته باشند، آیت الله مکارم شیرازی است. ایشان در آن زمان با قلم و مطالب شیوای خود به دفاع از مبارزات ملت قهرمان ایران و انقلاب و امام و… برخاسته و کمک شایانی در روشن نمودن اذهان و آرمان ها و اهداف انقلاب کرده و با نوشته های خود فضای سیاسی و اجتماعی کشور را تلطیف می کردند.

از جمله نوشته های جالب آیت الله العظمی مکارم شیرازی، مقاله ای است با عنوان «استبداد اتهام بزرگ روز؛ چه کنیم تا به استبداد متهم نشویم!» است که 18 بهمن 57، نوشته و در روزنامه اطلاعات چند روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به چاپ رسیده است.

این مقاله ی حضرت آیت الله، با گذشت 34 سال از نوشتن آن هنوز خواندنی است و جالب و عبرت آموز. در اینجا جهت استفاده ی خوانندگان محترم خلاصه ای از آن را بازنویسی کرده و تقدیم می کنم:

استبداد اتهام بزرگ روز!
چه کنیم تا به استبداد متهم نشویم؟

ملت ما در برابر مساله استبداد آنچنان حساسیت پیدا کرده که کارش حتی به «وسواس» کشیده است و باید به او حق داد که چنین باشد! چرا که استبداد همه چیزش را ویران ساخت.

هر روز که از عمر انقلاب ما می گذرد، ‌مسائل تازه ای مطرح می شود که بعضی بسیار پیچیده است و جز با واقع بینی و هوش و درایت کافی گشوده نخواهد شد.

از جمله اتهام به استبداد است. نه از ناحیه دشمن، بلکه از ناحیه دوستان و همرزمان نیز گفته می شود. می گویند «ما انقلاب نکردیم که استبداد تازه ای جایگزین استبداد پیشین ‍[استبداد پهلوی] کنیم. یا اینکه یک ساواک را تبدیل به ساواک دیگر نماییم …»

البته اتهام از ناحیه دشمنان و مخالفان همیشگی و طبیعی است، اما مهم این است که دوستان انقلاب و همرزمان متوجه باشند و درک کنند که شدیداً در معرض چنین اتهامی قرار دارند، اتهامی که اگر در اذهان مردم رسوخ نماید، دستاوردهای انقلاب ما را به خطر خواهد انداخت.

مخصوصاً در مورد مساله استبداد که ملت ما حالت روانی فوق العاده ای نسبت به آن پیدا کرده است. این وضع خاص روانی که حتی گاهی به شکل «وسواس» خود نمایی می کند، مخصوص سالها حکومت پر از خفقان استبدادی است که تمام نیروهای ملی ما را در هم کوبیده و از سوی تمام گروهها به عنوان عامل اصلی تمام بدبختی ها و نابسامانی ها شناخته شده است. لذا از هر چه بوی استبداد بدهد، وحشت دارند و فرار می کنند.

با توجه به این واقعیت ها نه تنها باید از کارهایی که ما را متهم به این امر می کند بپرهیزیم، بلکه به مقتضای همان دستور معروف اسلامی «اتقوا من مواضع التهم» باید خود را کاملا از معرض این اتهامات دور نگه داریم و برای رسیدن به این هدف باید به چند نکته کاملا توجه داشت:

1. باید با استفاده از تمام امکانات موجود، مکرر در مکرر اعلام کرد که آینده حکومت در مملکت ما تنها از طریق مراجعه به آرای عمومی ملت تعیین خواهد شد و هر احتمالی غیر از این نادرست است و تنها رای ملت است که قاطعیت دارد.

2. باید این حقیقت به همه تعمیم شود، انقلابی که از دل جامعه برخاسته و پایگاه مردمی محکمی دارد نیاز به استبداد و سلطه جویی ندارد.

3. باید به کوچک و بزرگ توصیه نمود که از هرگونه خشونت در برابر هر کس بپرهیزند و افرادی را که ناآگاهانه و یا بر اثر شدت احساسات گاهی دست به اعمال خشونت آمیز می زنند، هشدار داده و شدیداً از کارهای آنها جلوگیری کرد.

4. باید مباحث منطقی را، بالاخص در مورد مطبوعات، جانشین هر کاری که بوی سانسور و تحمیل عقیقده می دهد، کرد.
5. باید از زیاده روی در نامگذاری میدان ها، خیابان ها و مدارس به نام اشخاص خودداری کرد تا نگویند شکل مساله عوض شده و الّا محتوا همان است که بوده.

چقدر لذت بردم هنگامی که چند لحظه پیش از ورود حضرت آیت الله العظمی خمینی به سالن فرودگاه [ورود امام در 12 بهمن 57] در حالی که صفوف مستقبلین هرگدام در جای خود ایستاده بودند، این سخن را از بلند شنیدم: «باید سنتهای طاغوتی را در همه جا، حتی در مراسم استقبال بشکنیم و سنتهای اسلامی را جایگزین آن کنیم. لذا مردم نباید به هنگام ورود معظم له [امام خمینی] دست به سینه بگذارند یا تعظیم کنند، کاملا ساده و طبیعی بایستند.» و این نیز جالب بود که مراسم استقبال در نهایت سادگی برگزار شد و از طاق نصرتهای گرانقیمت و پر خرج جباران و اتومبیلهای تزیینی و پر زرق و برق شاهانه! و مانند آن هیچ اثری به چشم نمی خورد.»

(روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 18 بهمن 1357 ش، ص 4)

نتیجه و برداشت:
الف ـ با مطالعه مقاله مذکور در می یابیم، مسأله استبداد در کشور ما دغدغه همه نسل هاست؛ برای زمان و مکان یا گروه و دوره خاصی تعلق ندارد. در همه مقاطع تاریخی نگرانی از استبداد و خفقان بوده و این حاکمان وقتند که می توانند به گونه ای عمل نمایند تا نگرانی و شائبه استبداد پیش نیاید.

ب ـ یکی از راه های جلوگیری و دفع استبداد، نظراً و عملاً تأکید مکرر بر اهمیت و نقش اساسی آرای عمومی ملت است. تنها رای ملت است که قاطعیت دارد و حرف اول را می زند. وجود استبداد نتیجه و نشانه ای از عدم پایگاه مردمی حکومت ها در جامعه است.

ج ـ سانسور، تحمیل عقیده، سیاست های دیکته شده از جانب فرد یا گروه و عدم شفافیت در امور حکومت و سیاست و فشار بر مطبوعات و… همه نشانه هایی از استبداد و فضای بسته را دارد. پس، آزادی مطبوعات و نشریات و وجود مطبوعات مستقل که همه جریان های فکر و سیاسی را نمایندگی بکنند و بتوانند آزادانه نقد و نقادی نمایند، استبداد را از بین می برد.
د ـ نشانه ها و سنت های طاغوتی مثل؛ تعظیم در برابر غیر خدا، مجالس و مراسم های اعیانی، استقبال های پر زرق و برق و و پر هزینه، کارهایی که موجب خدشه دار شدن عزّت و کرامت انسانی می شود و… همه بوی استبداد می دهند. پس بهتر است محو شده و سنت ها و شعائر اسلامی که مخالف خوی استبدادی است جایگزین شود.

ه ـ از فحوای کلام و محتوای مقال چنین بر می آید که منظور حضرت آیت الله مکارم، استبداد به معنای کلی آن است؛ چه استبداد سلاطین و حاکمان ظلم و جور، و چه استبداد از نوع دینی و اسلامی، یعنی اگر کسی یا گروهی و نهادی به نام دین و مذهب طوری عمل نماید که نتیجه ی حاصل از عملکرد استبداد باشد، این هم مورد قبول نیست و…

به امید روزی که جهان از وجود هر نوع استبدادی پاک شود.

منبع: سایت جماران



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

2 پاسخ به “استبداد اتهام بزرگ روز! چه کنیم تا به استبداد متهم نشویم؟”

  1. مرتضی گفت:

    امیدواریم حضرت آیت الله مکارم شیرازی اکنون نظر دقیقی به آنچه در ابتدای انقلاب اسلامی برشته تحریر درآورده اند بفرمایند، و نظری هم به وضع فعلی جامعه و حکومت ما بعد از سی و چند سال کنند،آیا بسمت استبداد دینی حرکت نکرده ایم؟! و آیا آنچه که بعنوان آرمانها و مطلوبها در مقاله ایشان توصیه شده است اکنون وجود دارد؟!

  2. بسیجی سبز گفت:

    بنده از دوران کودکی و نوجوانی از علاقه مندان آیت الله مکارم بودم و تمام کتابهای ایشان را مطالعه کرده و در منزل داشتم. بعد از فوت امام هم مقلد ایشان شدم. افسوس….. بعد از ماجراهای سال 88 و موضع گیری های ایشان به ناچار مرجع تقلید خود را عوض کردم . به هر حال این نکته را همه اعم از موافق و مخالف امام خمینی اذعان دارند که برجسته ترین ویژگی ایشان در دوران شاه ، شجاعت بی نظیری بود که متاسفانه علمای امروز عموما بهره ای از آن ندارند