سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت الله بیات زنجانی: ايراني تحقير، بي صداقتي و دروغ را تحمل نمي کند...
» با احیای قانون اساسی خیلی از مشکلات حل می شود

آیت الله بیات زنجانی: ايراني تحقير، بي صداقتي و دروغ را تحمل نمي کند

چکیده : با رجوع به اصل قانون اساسي و احياء آن، بخش عمده اي از اين نابساماني‌ها سامان می يابد، وگرنه آينده خوبي در پيش نيست کمااينکه اين روزها نيز بخشي از آن آينده را مي توان درک کرد. وی که مشکلات کشور را بر می شمرد، تاکید کرد: اين انقلاب اسلامي محصول تلاش مردم ايران است و براي آن سرمايه گذاري هاي سنگيني صورت گرفته است و با قهر و کنار رفتن مسائل و مشکلات، نه تنها حل نمي شود بلکه افزونتر مي...


آیت الله بیات زنجانی با اشاره به عواملی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی می گوید: همگان بايد بدانند ايراني تحقير، بي صداقتي و دروغ را تحمل نمي کند و با سختي به آن جواب مي دهد. به نظر مي رسد اين حالت يکي از ظهورات سنت لايتغير خداي جهان است که اگر مردم صادقانه وارد شدند ولي ديگران از صداقت آنان سوء استفاده کردند.

این مرجع تقلید در سي و پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، در خصوص ویژگی های انقلاب اسلامی گفته است: بدون ترديد هر دين، انديشه و فکري که با آزادي خدادادي در تضاد باشد، اين دين، انديشه و فکر فاقد اعتبار است. دين مخالف آزادي، دين نيست و فکر و انديشه اي که آزادي را ناديده بگيرد، محکوم به شکست و فنا است. بنابراين قرائت صحيح از دين همان قرائت رسول خدا (ص) و قرآن کريم و اهل بيت رسول خدا (ص) است. اين نوع قرائت نه تنها با آزادي در تنافي نيست، بلکه در تلائم و آشتي کامل است.

به گزارش کلمه، وی که با خرداد گفت و گو می کرد، افزوده است: امام خميني(ره) به عنوان يک فقيه جامع، عارف، فيلسوف و متفکر هنرش اين بود که از دين قرائتي ارائه کند که تأمين کننده انسانيت انسان‌ها و ضامن تمامي ارزشهاي مربوط به آنها است، و اين قرائت نزديکترين قرائت به قرائت اصيل رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) است و اسلام و دين واقعي همين است. هر نوع قرائتي که در آن انسانيت و مقومات انساني از جمله آزادي او تأمين و تضمين نگردد، اين قرائت هيچگونه تشابهي با قرائت اصلي نداشته و با آن فرسنگ‌ها فاصله دارد. در اين قرائت، اساس بر فهم، معرفت، علم و آگاهي بشر بنا نهاده شده و طلب علم فريضه اعلام گشته و به دست آوردن آن از حقوق مسلم هر انساني دانسته شده است و در اين قرائت، حکومت ارائه دهنده خدمات، تضمين کننده حقوق و آزادي‌ها و تأمين کننده شرايط آسايش و رفاه جامعه و مسؤول در برابر جامعه شناخته شده است.

این مرجع تقلید با اشاره به نابسامانی ها جاری اظهار داشت: با رجوع به اصل قانون اساسي و احياء آن، بخش عمده اي از اين نابساماني‌ها سامان می يابد، وگرنه آينده خوبي در پيش نيست کمااينکه اين روزها نيز بخشي از آن آينده را مي توان درک کرد.

وی که مشکلات کشور را بر می شمرد، تاکید کرد: اين انقلاب اسلامي محصول تلاش مردم ايران است و براي آن سرمايه گذاري هاي سنگيني صورت گرفته است و با قهر و کنار رفتن مسائل و مشکلات، نه تنها حل نمي شود بلکه افزونتر مي گردد.

متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است:

حضرت آيت الله، جنابعالي بعنوان يکي از پيشگامان مبارزه با رژيم پهلوي انگيزه و انگيخته مردم در لبيک به دعوت مرحوم امام (ره) را در چه عواملي مي بينيد؟

با سلام و تحيت؛ مردم ايران در طول تاريخ خود، انسان هايي فرهيخته و فکور بوده و هستند و در مقاطع مختلف تاريخي، تصميمات مهم و تاريخ سازي گرفته اند که از يک طرف نشان از همان فکر و انديشه ورزي آنان بوده و از طرف ديگر با آن تصميمات، راه را براي استحاله و اضمحلال هويت خود توسط مهاجمان و ميهمانان ناخوانده بسته اند و اگر در مواردي مورد يورش واقع شده اند و حتي مدت‌ها تحت حاکميت غير خودي‌ها به زندگي خود ادامه داده اند، به تدريج با فرهنگ و خُلق بلند و رفيع ايراني خود آنان را متحول ساخته اند؛ کمااينکه اگر ورود مغولان به اين کشور و انعطاف ايران و ايرانيان در برابر آنان با دقت مطالعه شود، صدق گفتار فوق مورد تأييد قرار خواهد گرفت و نيز اگر به ورود اسکندر مقدوني و باز هم شکل برخورد ايرانيان با وي ملاحظه شود، باز همان نتيجه به دست خواهد آمد.

در مواردي که فراوان شواهد براي آن مي توان اقامه کرد ديده مي شود که ايران و ايراني در برابر فکر جديد و منطق نو قرار مي گيرد و با آن برخورد خاصي صورت مي دهد که حذفي مطلق و يا برخورد منفعلانه و اثرپذيرانه بدون قيد و شرط نيست، بلکه با انتخاب و گزينش با آنها رفتار مي کند. هر انسان محقق و پژوهشگر با انصافي اگر اين جريانات مختلفي که بر مردم ايران آمده است را بي طرفانه مورد مطالعه قرار دهد به روشني مي فهمد که ايزان کشور فکر، عقل، انتخاب، دانش، ادب و هنر است و اين همه فراز و نشيب را با تمام وجود لمس و احساس کرده است، ولي از آن اصالت و هويت خود تهي نگشته و جالب آن است که در بستر زمان، هم از اصالت خود دفاع کرده و بر آن وفادار مانده و هم لباس خويش را به تازه وارد پوشانده است.

با اين مقدمه لازم به توضيح است که براي ايران و ايراني چند اصل مهم و اساسي است؛ يکي فرهيختگي و انديشمندي؛ دوم صداقت و راستگويي، و سوم تلائم و تسانخ ايراني؛ به همين دليل جامعة ايراني ابتذال و لودگي را در رفتار، کردار و گفتار فردي، جمعي، سياسي و فرهنگي تحمل نمي کند. از طرفي ايراني دروغ و بي صداقتي را در رفتارهاي فردي و اجتماعي نمي پذيرد و دير يا زود به آن پاسخ درخور مي دهد؛ ايراني، آن وارداتي را مورد استقبال قرار مي دهد که در ادب، منطق، تفکر و انديشه نوع با آن احساس نزديکي کرده و آن را هم سنخ خود بداند و از همين رو اسلام را با تمام وجود مورد پذيرش و قبول قرار داده و در طول اين ۱۴ قرن، از آن حمايت و دفاع به عمل آورده و براي آن مايه گذاشته است، چون آن را هم در راستاي فرهيختگي ملي خود يافته و هم به آورندگان اعتماد پيدا کرده است و بهترين شاهد آن، اين است که اين همه آثار علمي، ادبي، فقهي، فلسفي، حديثي و تفسيري در دفاع از اسلام و اسلاميت به يادگار گذاشته است و لذا ايراني اگر جرياني را منطقي و در راستاي آن سه شاخصة فوق مشاهده کند و نسبت به دست اندرکاران و رهبران آن جريان اعتماد کند، نه تنها آن را مورد تأييد قرار مي دهد بلکه با تمام وجود براي آن سرمايه گذاري کرده و هميشه پشت سر آن خواهد ايستاد و هيچ وقت از آن دست برنخواهد داشت و بهترين شواهد آن، جريان حمايت مردم از رهبران مشروطه و صاحب فتواي معروف تنباکو و نيز انقلاب اسلامي ايران و حمايت مردم از امام خميني است به اين معنا که از يک طرف با رهبران مشروطه و ميرزاي شيرازي و حضرت امام هماهنگ گرديده و تا مرحله پيروزي در کنارشان ايستادند و از طرف ديگر مخالفان را از هر قشر و صنفي بودند منزوي ساختند.

بالطبع مردم ايران و از جمله ماها که جزئي از همان مردم بوده و هستيم، در يک طرف خاندان پهلوي و اذناب او را مي ديديم که در طول حاکميت بيش از پنجاه ساله شان، از نظر سياسي ذلت و حقارت ايران و ايراني را به بار آورده بود و نمونه بارز آن در مصونيت مستشاران آمريکايي و عدم حق محاکمه آنان توسط دادگاه هاي داخل کشور وجود داشت و از طرف ديگر وابستگي اقتصادي و تبديل اين کشور بزرگ به يک کشور مصرفي و اضمحلال صنايع و توليدات و از بين رفتن کشاورزي‌اش را مي ديديم که ظهور و بروز آن در الغاء مالکيت اراضي به وضوح ديده مي شد؛ از طرف سوم مخالفت و عناد حاکميت را با اصول و مسلمات اسلام و قرآن کريم مشاهده مي کرديم و نمود آن را در تغيير تاريخ اسلام به تاريخ شاهنشاهي و حذف لزوم تحليف به قرآن کريم را به کتاب آسماني و مانند آنها مشاهده مي کرديم و اينها در حالي بود که در طرف مقابل يک عالم ديني، مرجع تقليدي با سابقه روشن و صحيح و مورد اعتماد و مقبول را مي ديديم و لذا هر ايراني نوعي ميان خود و جريان مخالف حاکميت پهلوي، سنخيت و همسويي و همدلي احساس مي کرد و حمايت از رهبري امام را تأمين کننده خواسته هاي فکري، ملي و هويتي خود مي ديد و سکوت در برابر آن را نوعي عدول از هويت، انديشه و وجدان ملي و اعتقادي مي دانست. در حقيقت ايراني در سر دو راهه قرار داشت؛ در يک طرف صداقت، معرفت، غرور ملي، تدين، شرافت، آزادگي، تبلور و تحقق آرمان‌ها و نجات مليت و حيات فرهنگي و سياسي و اقتصادي کشور و در طرف ديگر رقيّت سياسي، مرگ ملي، افول فرهنگي و وابستگي در تمام زمينه‌ها را مي ديد.

اينجاست که همگان بايد بدانند ايراني تحقير، بي صداقتي و دروغ را تحمل نمي کند و با سختي به آن جواب مي دهد. به نظر مي رسد اين حالت يکي از ظهورات سنت لايتغير خداي جهان است که اگر مردم صادقانه وارد شدند ولي ديگران از صداقت آنان سوء استفاده کردند، خداي صادقان از صداقت آنان پاسداري فرموده و کيفر سوءاستفاده کنندگان را خواهد داد، چونکه خدا صادق است و مع الصادقين، و در مقابل، دشمن کذب و کاذبان و مکذبان است.

آزادي و اسلام دو رکن و محور اصلي و پذيرفته شده انقلابيون در مبارزه با حکومت طاغوت به حساب مي آمد. مرحوم امام (ره) و ديگر علماي مبارز چه قرائتي از دين به مردم معرفي کرده بودند که آزادي و ديانت بعنوان ترکيبي نا متناجس تلقي نمي شد و چگونه در سالهاي اخير طرفداران اين نگاه کمرنگ تر شده است؟

اسلام دين معرفت، حبّ، عشق، ايمان، باور دروني و قلبي است و با صراحت و قاطعيت بصورت جاودانه فرموده است: “لا إکراه في الدّين” . مقوله دين و مقوله اکراه و اجبار در دين که همان سلب آزادي است، دو مقوله متضاد و متباين اند و در فلسفه اسلامي، آزادي و اختيار از مقومات نوع انسان و مبنا براي درک خوبي‌ها و بدي ها، زيبايي‌ها و زشتي‌ها و بايد‌ها و نبايدها است، چراکه مهمترين مظهر عقلانيت انسان که مايز بين او و ديگر جانداران است، همين آزادي است.

موجود فاقد آزادي، فاقد هر نوع علم و معرفت و ديگر کمالات بشري است. انسان با آزادي همراه بوده و خواهد بود و سلب آزادي از او، سلب انسانيت، هويت و تماميت اوست. ما به ديني “دين حق و درست” مي گوييم که از انسان و آزادي او همانگونه که هست دفاع کرده و حمايت کند. دين معطي آزادي نيست، چون دين و آزادي هر دو عطيه خداوندند؛ همان خدايي که براي سعادت انسان دين فرستاده است، همان خداي منان هم انسان را با فصل مقوم ناطقيت، فکر، انديشمندي و منطقي بودن که مبادي آزادي محسوبند آفريده است. دين صحيح و کامل آن ديني است که از طرف خداي عالم توسط صالح ترين و آزاد ترين افراد بشر که رسولان خدايند آورده شده و طبعاً امکان ندارد چنين ديني با فطرت و خلقت انسان در تضاد باشد؛ چون انسان موجودي آزاد است و آزادي او اعطائي از سوي خداي جهان است؛ پس دين خدايي در کمال تلائم و همسوئي و هماهنگي با آزادي است.

بدون ترديد هر دين، انديشه و فکري که با آزادي خدادادي در تضاد باشد، اين دين، انديشه و فکر فاقد اعتبار است. دين مخالف آزادي، دين نيست و فکر و انديشه اي که آزادي را ناديده بگيرد، محکوم به شکست و فنا است. بنابراين قرائت صحيح از دين همان قرائت رسول خدا (ص) و قرآن کريم و اهل بيت رسول خدا (ص) است. اين نوع قرائت نه تنها با آزادي در تنافي نيست، بلکه در تلائم و آشتي کامل است .

امام خميني(ره) به عنوان يک فقيه جامع، عارف، فيلسوف و متفکر هنرش اين بود که از دين قرائتي ارائه کند که تأمين کننده انسانيت انسان‌ها و ضامن تمامي ارزشهاي مربوط به آنها است، و اين قرائت نزديکترين قرائت به قرائت اصيل رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) است و اسلام و دين واقعي همين است. هر نوع قرائتي که در آن انسانيت و مقومات انساني از جمله آزادي او تأمين و تضمين نگردد، اين قرائت هيچگونه تشابهي با قرائت اصلي نداشته و با آن فرسنگ‌ها فاصله دارد. در اين قرائت، اساس بر فهم، معرفت، علم و آگاهي بشر بنا نهاده شده و طلب علم فريضه اعلام گشته و به دست آوردن آن از حقوق مسلم هر انساني دانسته شده است و در اين قرائت، حکومت ارائه دهنده خدمات، تضمين کننده حقوق و آزادي‌ها و تأمين کننده شرايط آسايش و رفاه جامعه و مسؤول در برابر جامعه شناخته شده است و در اين که همان قرائت نبوي(ص) و علوي (ع) است، مردم دو دسته اند که يا برادران ديني اند و يا نظاير و امثال ديگر در آفرينش، و حاکم و حکومت در برابر هر دو صنف بايد پاسخگو باشد. در اين قرائت حاکم و شيوه حکومت و حدود و اختيارات آن تابع خواست و اراده و شرايطي است که از طرف مردم اعمال مي گردد و در اين قرائت، حاکم علاوه بر اينکه در برابر خداي جهان پاسخگو و مسؤول است، در برابر مردم هم مسؤول است و هيچ کسي فوق مسئوليت نبوده و فوق قانون نيست؛ بنابراين اگر امام قرائتي از دين را ارائه کرد و با آن قرائت جاذبه خاصي براي پذيرش حکومت ديني به وجود آورد، امر بديع و جديدي نبوده بلکه همان قرائت جدش رسول خدا(ص) و امام علي(ع) را عرضه کرد و اين قرائت به دليل اصالت و صحت آن اگر امروز هم عرضه بشود، همان جاذبه را خواهد داشت. با اين تعريف وظيفه عالمان متقي است تا بکوشند و روي همان قرائت تکيه کرده و زاويه هاي انحرافي را اصلاح کنند وگرنه خداي ناکرده اصل حکومت ديني با اجرائي متفاوت از آنچه گفته شد، زير سؤال رفته و کم کم اعتبار خودش را در اذهان جامعه از دست مي دهد.

با توجه به انتخابات سال آينده آيا حضرتعالي اميدي براي اصلاح وضع موجود مي بينيد و توصيه شما به منتقدان و طرفداران اصلاح کشور و بازگشت به قانون اساسي چيست؟

به اعتقاد اينجانب حضور در انتخابات هم يک تکليف عقلي است و هم بروز يک ميثاق ملي است. تمام کساني که بر سرنوشت کشور و انقلابشان علاقه مندند و از آينده آن نگرانند، بايد بدانند که راهي به جز حضور وجود نداشته و بايد با اين حضور، فردي که صلاحيت هاي لازم خود را در مقاطع مختلف نشان داده و هيچ وقت از ميل و خواست مردم فاصله نگرفته است و از صداقت و شفافيت لازم برخوردار است و داراي مقبوليت عمومي است و وفادار به اسلام و امام و انقلاب اسلامي و مردم است انتخاب کنند تا بلکه از اين طريق از انحرافات وسيعي که از اصول و اساس صورت گرفته است جلوگيري شود و با رجوع به اصل قانون اساسي و احياء آن، بخش عمده اي از اين نابساماني‌ها سامان يابد، وگرنه آينده خوبي در پيش نيست کمااينکه اين روزها نيز بخشي از آن آينده را مي توان درک کرد.
توصيه نيز همين است که اين انقلاب اسلامي محصول تلاش مردم ايران است و براي آن سرمايه گذاري هاي سنگيني صورت گرفته است و با قهر و کنار رفتن مسائل و مشکلات، نه تنها حل نمي شود بلکه افزونتر مي گردد.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

3 پاسخ به “آیت الله بیات زنجانی: ايراني تحقير، بي صداقتي و دروغ را تحمل نمي کند”

  1. schahi1 گفت:

    حمید عزیز! روشنفکرهای مصری میایند توی خیابون و بعدش هم بقیۀ مردم. در ایران اول باید میلیونها مردم توی خیابون بیایند و بعد روشنفکرهای ایرانی اونهم نه در جلو و وسطهای صف بلکه در انتهای صف اونهم در پیاده رو!!!! البته به استثنای اندک محدودی مثل شیخ جسور و میرخسین عزیز و….

  2. amir گفت:

    تحقیر و توهین به این مردم صحبت بیش از ۳۰ ساله. هر چند که در این چند سال اخیر دیگه به اوج خودش رسید. وقتی‌ انقلاب شد ۱۰ سال داشتم. تنها روز خوشی‌ که به یاد دارم که همه همدیگرو دوست داشتن و همه میخندیدن روز رفتن شاه بود که قناد سر کوچمون یه جعبه شیرینی‌ به من داد گفت پخش کن بین مردم. ولی‌ بعد تموم شد. سال به سال مردم غمگین‌تر و مسخ تر شدن. نسلی در انقلاب جان داد. نسلی در جنگ جان داد. نسلی همهٔ محدودیت هارو خرید برای روزی بهتر. و این هم روز بهتر ما. دیگه آقا از مردم حرف نزنید. همهٔ شما مردم رو قربانی کردید برای دنیاتون. همون دنیای که همیشه مردم رو من کردید از لذت بردن از او.

  3. Tehran 88 گفت:

    به انقلاب از زمانی به بی راهه رفت که حقوقدانانی که مسئولیت نوشتن قانون اساسی را برای جمهوری اسلامی عهده دار شدند مرتکب یک خطای فاحش گردیدند و آن گنجاندن اصل ولایت فقیه و اختیارات ایشان میباشد که متاسفانه ولی فقیه را در جایگاه یک شاهنشاه مادام العمر با اختیار تام و قداست بخشی به یک فرد عادی و نماینده خدا دانستن ایشان بر روی زمین معرفی می نماید و تفاوت آن با حکومت شاهنشاهی در این است که اگر کسی با شاه به مخالفت برخیزد اتهام محاربه براو وارد نمیشود ولی در جمهوری اسلامی و دیکتاتوری ولی فقیه هر گونه مخالفت با حکومت انگ مخافت با خدا و محاربه به ایشان زده میشود که باید به هر طریق ممکن حذف و نابود شود ،نتیجه اینکه این نوع حکومت تا مادامی که اصول مربوط به اختیارات ولایت فقیه در قانون اساسی مورد بازنگری قرارنگیرد به هیچ وجه قابل اصلاح نبوده و نیست و فارغ از هر طیفی که بعنوان عوامل اجرائی در مصدر کار قرار گیرد اصلاح پذیر نبوده و نخواهد بود.