• صفحه اصلی
  • » همایون كاتوزیان: عقب‌ماندگی شدید سیاسی كل جامعه دلیل ناكامی مشروطه بود...

» مشروطیت

همایون كاتوزیان: عقب‌ماندگی شدید سیاسی كل جامعه دلیل ناكامی مشروطه بود

دوازده سال پس از پیروزی مشروطه‌خواهان (1300ـ1288) درخواهید یافت كه تقریبا بلافاصله پس از خلع محمدعلی‌شاه آنچه پیش آمد، دموكراسی كه سهل است، حتی حكومت مشروطه و قانون به معنای اعم كلمه نبود، بلكه هرج و مرج فزاینده‌ای بود كه نزدیك بود منجر به از هم پاشیدن مملكت شود. منظورم فقط طغیان و یاغی‌گری در ایلات و ایالات و مرزها نیست، بلكه به ویژه هرج و مرجی است كه در مركز بر اثر لجام گسیختگی (به نام آزادی!) مردم، سیاستمداران، نمایندگان مجلس، روزنامه‌نگاران، روشنفكران، شاعران و جز آن پدید آمد. در واقع اگر در مركز چنان هرج و مرجی نبود یاغی‌گری در ایلات و ایالات نیز پیش نمی‌آمد یا در مدت كوتاهی فرو نشانده می‌شد. چنانچه مثلا در سال 1299 (1921) هرج و مرج دوازده ساله چنان شدید بود كه نزدیك بود مملكت از دست برود، ولی در عرض دو سه سال اول حكومت رضاخان به كلی از بین رفت. دلایل مفصل این حقیقت را بنده در كتاب‌های نامبرده بالا، خاصه تضاد دولت و ملت و دولت و جامعه در ایران شرح داده‌ام.

نوشتاری از سید محمد خاتمی؛ مشروطيت و تجربه‌هاي ايراني

در اين دوران پيچيده و سخت و سرشار از فرصت از يك سو و تهديد از سوي ديگر همه بايد با بعضي از راويان مشروطه در ديروز و دموكراسي در امروز كه مردم‏سالاري را بدون دين مي‏خواستند و هم بعضي از ارباب دين و مدعيان طرفداري از انقلاب اسلامي، كه اسلام را بدون دموكراسي مي‏خواهند، عبرت بگيريم و باور كنيم كه قدرت سياسي دوران مدرن تنها مشروط به تدوين و تقويت اين دو پايه است؛ امري كه اصلاحات واقعي متكفل آن بوده و هست. مردم اگر قدرت عاري از ارزش‌هاي ديني را نمي‏پذيرند، كه نمي‏پذيرند، مطمئنا اين مردم قدرت متمركز و متمايز از خواست مردم را هم ولو اينكه متمسك به دين باشد، نخواهند پذيرفت.