» محمود گلابدره ای

در سوگ محمود گلابدره ای

نه دولتی ها می توانستند تحملش کنند و نه غیر دولتی ها. گفتار و رفتارش قابل تطبیق با عرف دولتی ها نبود و منش و شلوغ بازی اش نامطلوب و نا معقول بود برای غیر دولتی ها. یادداشت قصه واره ای را دو سال پیش به دستخط خودش داده بود و خوانده بودم. در هجو دوستانش در کانون پرورش آن سال ها با ترجیع “داره از ابر سیاه خون می چکه/ جمعه ها خون جای بارون می چکه”، در تردید آدم هایی میان پشتیبانی از ماجرای سیاهکل و یا شرکت در مجلس جشن فرح پهلوی. قصه وارۀ شگفتی بود. به درخواست فروغ بهمن پور نوشته بود برای یادنامۀ اسفندیار منفردزاده و طبعاً سامان دهندگان یادنامه آن را چاپ نمی کردند.