» محمد سروش محلاتی

باز هم وظیفه شرعی؟!

مسائلی از قبیل انتخابات، خارج از موضوعات احکام شرعی است و ذاتا در شرع حکمی برای ان مقرر نشده است. در این موارد، بر حسب شرایط، حکم شرعی سیال و متغیر میباشد مثلا گاه از باب حرمت تضعیف نظامِ عدل، شرکت نکردن حرام میگردد و گاه به عکس از باب حرمت تقویت نظام جور، شرکت کردن حرام میشود. بنا بر این هرگز فقیهی فتوای کلی و دائمی در این موارد نمیتواند صادر کند.

️قدرتِ صَلاح ، قدرتِ سِلاح

اختصاص دادن قدرت ، به قدرت نظامی و ادوات جنگی و یا اویت دادن به ان در تضاد با مفهوم گسترده ایه است و همین توهم اختصاص موجب غفلت از اشکال دیگر قدرت که نقش تعیین کننده تری در پیروزی بر دشمن دارد ، میشود . مگر نه این است که مسلمانان صدر اسلام ، بدلیل برخورداری از پشتوانه استوار اعتقادی بر دشمنان خود چیره میشدند ؟ و مگر انان با افزایش ادوات جنگی از قدرتشان در برابر دشمن کاسته نگردید و در حالیکه در آغاز توانشان ده برابر دشمنان بود ولی با گسترش نیروی نظامی ، ضعیف شده و قدرتشان به یک پنجم کاهش یافت ! (سوره انفال ایه ۶۵) برتراندراسل در کتاب قدرت به برتری این قدرت مسلمانان اعتراف دارد.

این گناه، از کیست؟

موضع فقه اسلامی را با تامل در این مثال میتوان فهمید: در نظر بگیرید مردی چند همسر گرفته و نتوانسته نیازهای عاطفی آنان را تامین کند و در اثر این کوتاهی، برخی از آن همسران به گناه افتاده و گرفتار رابطه حرام شده اند، در اینجا چه کسی گناهکار بوده و مقصر است؟

معماری مسجد نبوی چگونه بود؟!

پیامبر دیوارهای مسجد خود را ابتدا با یک خشت بالا اورد و ان را محصور نمود پس از ان وقتی مسلمانان افزایش یافتند ان دیوارها را توسعه داد و بر ضخامت ان افزود و سپس با جمعیت بیشتر مسلمانان مجددا مسجد را بررگتر کرد . ولی مسجد سقف نداشت و چون مسلمانان از تابش افتاب و گرمای ان شکایت نمودند ، پیامبر سایه بانی از چوب و شاخه های درخت برای ان قرار دادند تا اینکه انان در معرض باران قرار گرفته و تقاضا کردند که برای جلو گیری از ورود قطرات باران به مسجد سقفی گلی برای مسجدساخته شود

مبنای فقهی انتخابات

موضوع انتخابات در فقه و کلام شیعه، سابقه زیادی ندارد. شاید برای اولین بار در دوره مشروطه بود که ذهن فقها به صورت جدی با این موضوع درگیر شد و عده ای در موافقت و عده ای دیگر در مخالفت با آن به بحث و جدل پرداختند. ولی بار دیگر این بحث در میان علما فروکش کرد تا عصر جمهوری اسلامی

خط قرمزهای امام حسین(ع) کجا بود؟

اما غیر از سیاست عبیدالله، سخنانی بین افرادی که از سپاه عمر به سپاه امام حسین(ع)می‌پیوندند و نیز حر مطرح می‌شود، مبنی بر اینکه چرا عمر پیشنهادهای حسین‌بن‌علی را قبول نمی‌کند و از اینها استنباط می‌شود که باید چیزهای دیگری هم وجود داشته باشد؛ یعنی امام پیشنهادهایی را مطرح کرده باشد و فقط این نبوده که امام گفته باشند ما می‌ایستیم و می‌جنگیم

برگ های سیاه ستم

سوال اساسی این است که مگر حاکم مجاز است که در مخاصمات ابتدا بر طبق نظر و تشخیص خود مبادرت به «صدور حکم» کند و حتی آن را به «اجرا» گذارد، و سپس که با مخالفت مواجه می شود در صدد رسیدگی و تحقیق برآید؟ آیا حاکم حق دارد یک جانبه و بدون شنیدن ادعاهای طرف مقابل و بدون تشکیل محکمه و بدون اجازه دفاع برای خصم، حکم صادر کند؟

انقلاب، در اقبال و ادبار فقهای عصر اخیر

امام خمینی در آغاز تلاش می کرد که مراجع را در این قیام وارد کند، و لذا با آنها به بحث و گفتگو می نشست و سعی می کرد به شکل مشترک و دسته جمعی حرکت و اقدام صورت گیرد، ولی در ادامه از اقناع و همراهی آنان مایوس گردید، و بر حسب تشخیص خود مبارزه را ادامه داد، هرچند برخی از مراجع، همراهی خود را با سرعت کمتری ادامه دادند، ولی برخی هم حاضر به تغییر مشی خود نشدند، مثلا با تبعید امام خمینی به نجف، و در هنگام ملاقات با آیت الله حکیم، امام ایشان را به حضور در مبارزه دعوت کرد، ولی این دعوت، با مقاومت اقای حکیم روبرو شد و گفتگوها به نتیجه ای نرسید. در همان ملاقات هم حضرت امام، سخن خود را با نقدی نسبت به مواضع گذشته آیت الله بروجردی آغاز کردند و البته توجیهی هم برای آن بیان کردند: «در زمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره ، حمل بر صحت می کردم و می گفتم مطالب را به ایشان نمی رسانند.» این جمله گویای اعتراض امام به اقای بروجردی در مماشات با رژیم پهلوی است .بهر حال اینکه گاه گفته می شود اگر امام هم در زمان اقایان حائری و بروجردی قدرت و زعامت داشت مثل انها عمل می کرد چون چاره ای غیر ان نبود، درست نیست

علی(ع) با افراطی‌گری اطرافیانش چگونه برخورد کرد

در حكومت علوي، كساني كه با حضرت بيعت نكرده بودند، از امنيت و آزادي برخوردار بودند و تا وقتي در برابر حكومت دست به قيام نمي‌زدند، كسي متعرض آن‌ها نمي‌شد./ ابن عباس به اميرالمؤمنين پيشنهاد كرد كه چون طلحه و زبير در صددند كه به مكه بروند و در آن جا زمينه شورش و عصيان را فراهم آوردند، آن‌ها را زنداني كند و بدين وسيله جلوي فتنه آن‌ها را بگيرد. ولي اميرالمؤمنين به چنين پيشنهاد‌هايي تن نمي‌داد و آن را ظلم مي‌شمرد.

سروش محلاتی: رمز 40 سال حکومت معاویه تربیتی مردمی بود که دخالت نکنند و تسلیم باشند

حجه الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی، اندیشمند اسلامی با ذکر این نکته که شیوه ی حکومت علی و معاویه در تفاوت نگاه و تربیت جامعه بود می گوید: معاویه وقتی قدرت را در دست گرفت شیوه‌ای را بکار برد که باعث شد به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی ۴۰ سال راحت حکومت کند. او مردم را طوری تربیت کرد که در امور مختلف جامعه دخالت نکنند و هرچه القا می‌شود بپذیرند و تسلیم باشند.

عذرخواهی غیر اخلاقی!

در جرائم سیاسی که جنبه عمومی دارد، توقع عذرخواهی در شرایطی معقول و منطقی است که فضای مناسب برای مطرح شدن مسأله و نقد و اظهار نظر آزادانه از سوی متهمان درباره آن وجود داشته باشد، و الّا عذرخواهی درباره گناهی که هزاران امّا و اگر درباره آن وجود دارد و احتمال حقایق پنهان در آن منتفی نیست و لبهای بسیاری برای سخن گفتن درباره آن دوخته شده است، از نظر اخلاقی غیر موجّه است. به تعبیر دیگر در مخاصمات تا وقتی که «بررسی عادلانه» توسط «داوران بی طرف» انجام نگرفته، و متهمان از «حقّ دفاع» برخوردار نشده اند، نمی توان از عذرخواهی سخن گفت. زیرا چه بسا با برگزاری اینگونه داوری، جای مدّعی و متّهم تغییر کرده و لازم باشد مدّعی از متّهم عذرخواهی کند.‬

دولت و الزام مردم به شریعت

شهروندانی که در یک کشور زندگی می کنند، از نظر علائق و گرایش های دینی متفاوت اند، و حتی اگر قاطبه ی آنان پیروِ یک مذهب باشند، باز هم از نظر عمق ایمان یکسان نبوده و در پای بندی به دستورات دینی، برخی ضعیف و یا متوسط اند. در این صورت چگونه می توان حکومت را مسئول اجرای شریعت در جامعه دانسته تا دینی زندگی کردن را در میان شهروندان، رواج دهد و آنان را به رعایت موازین شرعی در رفتارهایشان وادارد؟

امام صادق و شاخص اسلامیت نظام

شیوه مولی، نقطه مقابل کسانی است که می گویند ما به کار های کلان اهتمام داریم و از جور و جفا در ضمن آنها گریزی نبوده و باید از این ظلمها ی کوچک چشم پوشی کرد، آیا آنان نمی دانند کسی که بر ارتکاب ظلم های خرد جرأت می کند، خود را برای ارتکاب ظلم های کلان نیز آماده می سازد؟ و آیا نمی دانند که تکرار ظلم های اندک نیز مجموعه ای بزرگ از ظلم و بیداد درست می کند؟ و آیا نمی دانند کسی که در مصدر حکمرانی قرار می گیرد، چون «حق خود» را بسیار بزرگ می بیند، لذا حق مردم را کوچک دیده و هرگونه تعدی نسبت به آن ها را «کوچک» و ناچیز تلقّی می کند؟

بلای بد قولی در اهل دیانت و سیاست

انتخابات، «فصل وعده ها»ست. هر یک از نامزدهای انتخاباتی، با استفاده از رسانه ها و با حضور در اجتماعات، وعده های فراوانی به مردم می دهند. آنها با برشمردن مشکلات مردم، به ایشان «قول» می دهند که وقتی به ریاست جمهوری و یا وکالت مجلس رسیدند، «چه کار خواهند کرد». آیا رأیی که با استفاده از این وعده های توخالی کسب می شود، رأی حلال و مشروع است و کسی که با چنین رأیی حائز اکثریت گردد، آیا وقعاً از “رأی مشروع” برخوردار بوده و نسبت به رقبایش، حق تقدّم پیدا می کند؟

اصل، احراز مردم است

ولی آیا از نظر شرعی هم، مسأله از همین قرار است و ضوابط اسلامی، به مردم اجازه نمی دهد که آنان «مستقیماً»، احراز صلاحیت کنند؟ و آیا اسلام، درک و شعور مردم را در این باره تخطئه کرده و از اعتبار ساقط دانسته است؟ و آیا به اقتضای حکم شرع، وقتی که بین تشخیص مستقیم مردم با تشخیص یک گروه خاص، تعارض وجود داشته باشد، تشخیص آن گروه، «تشخیص مستقیم» مردم را ابطال می کند؟ و آیا در مواردی که تشخیص مستقیم وجود دارد، باز هم تشخیص گروه خاص بر آن تفوق دارد؟

رئیس جمهور در نظام جمهوری اسلامی چه کاره است

امور اجرائی کشور اگر به دو بخش مهم و عادی تقسیم شود، بخش مهم و اساسی آن خارج از اختیار رئیس جمهور است، به این معنا که رهبری فراتر از آن که «سیاست های کلی» نظام را با توجه به نظر مجمع تشخیص مصلحت، تعیین می کند، تصمیم گیری در “مسائل مهم اجرائی” را هم در دست دارد. و در حالیکه این بخش، در قانون اساسی در شمار اختیارات رهبری شمرده نشده است، ولی رویّه فعلی، آن را از رئیس جمهور سلب کرده است.

نسبت رئیس جمهور با رهبر در نظام ولایت فقیه

محمد سروش محلاتی رئیس جمهور در نظام های سیاسی مختلف، نقش یکسان و واحدی ندارد و قلمرو اختیارات و مسئولیت هایش در کشورها متفاوت است. مثلاً رئیس جمهور عراق در مقایسه با رئیس جمهور آمریکا، در اداره کشور، از دو جایگاه متمایز برخوردارند. این تفاوت ها علاوه بر آن که تحت تأثیر شرایط فرهنگی، اجتماعی […]

جنایت کهریزک و شکنجه در زندان‌ها با کدام توجیه فقهی و دینی انجام می‌شود؟

کسی که نظام اسلامی را نمی پذیرد و یا به قوانین آن احترام نمی گذارد، آیا هیچ حقی ندارد؟ کسی که «قیام» بر علیه نظام اسلامی نکرده، بلکه صرفاً «به فکر» براندازی بوده، آیا از هیچ حقی برخوردار است؟ و اگر پاسخ به این سؤالات منفی است، در این صورت چرا هرگونه رفتار خشونت آمیز و توأم با زجر و شکنجه در برابر کسی که هیچ حقی ندارد و از «همه حقوق» محروم است، جایز نباشد؟

آیا علی (ع) زندانی سیاسی داشت؟

در دولت علوی، زندانی سیاسی، دیده نمی‌شود، این بدان معنا نیست که در حکومت حضرت، کسی مرتکب جرم سیاسی علیه حکومت نمی‌شد، بلکه به عکس، در آن دوره به دلیل فتنه خوارج، شورش طلحه و زبیر، و شرارت‌های معاویه، اوضاع جامعه از نظر سیاسی بسیار ملتهب بود، به خصوص که چون خوارج و اصحاب جمل، از میان یاران حضرت انشعاب پیدا کردند و با تبلیغات گمراه‌کننده‌ی ضدِ حضرت، عضو گیری می‌کردند، ارتکاب جرائم علیه حکومت فراوان اتفاق می‌افتاد، این گروه‌ها، پس از شورش مسلحانه، با مقابله‌ی حضرت و جنگ رو به رو شدند، ولی قبل از آن، زندانی نداشتند در حالی که برخی از آن‌ها به حضرت دشنام می‌دادند، برخی دیگر به نشر اکاذیب و تشویش اذهان می‌پرداختند، برخی هم تجمعات علیه حکومت تشکیل می‌دادند و.

چرا دینداری در جامعه ما مانع از قانون‌شکنی نشده؟

به نظر می رسد هنوز «قانون» به حوزه فقه ما وارد نشده است و اگر چه برخی از فقهای بزرگ ما مانند حضرت امام خمینی بر رعایت قانون و حرمت نقض قانون تأکید کرده اند، ولی متأسفانه تاکنون به لحاظ مبانی نظری جایگاه و مبانی اعتبار قانون در فقه مورد بررسی کامل قرار نگرفته است. و در مباحثی که سه دهه اخیر در حوزه و از قلم اساتید حوزه ارائه شده است نیز تلاش و همتی برای گشودن این راه دیده نمی شود، از این رو نه تنها برای متدینان مقلد بلکه برای دینداران صاحب نظر نیز، تأویل و توجیه قانون، یا تقیید و تخصّص بی مورد آن، و یا حتی به مسخره گرفتن قانون رسمی، سخت و دشوار نیست.