• صفحه اصلی
  • » بررسی‌ شکایت افزایش ۷ هزارتایی مقبره امامزاده‌ها در ‌کشور...

» شکایت

بررسی‌ شکایت افزایش ۷ هزارتایی مقبره امامزاده‌ها در ‌کشور

یکی از شکایت‌ها این است که در مدت کوتاهی تعداد مقبره امامزاده‌های کشور از ۴ هزار به ۱۱ هزار افزایش پیدا کرده است.

سردار مشفق؛ نماینده کودتا علیه گفتمان ۱۳ آبان

سردار مشفق را کسی فراموش نخواهد کرد؛ حتی اگر حاکمیت و دستگاه قضا هیچ گاه به او نپردازد و پرده از چهره ی او برندارد و او را به تاوان پرده هایی که دریده است فرانخواند و بی پردگی هایش را به محکمه نکشاند. در این یادداشت، به سادگی هر چه تمام تر نشان می دهیم که چگونه سردار مشفق، واقعیات مسلم تاریخی را در خصوص ۱۳ آبان تحریف کرده و کوشیده است تا از این تحریف، کلاهی برای همه چیزخواهان بسازد و کلاهی بر سر مخاطبان خود بگذارد و رسم کلاهداری را به کلاهبرداری فروبکاهد. نشان می دهیم چه کسانی حاملانِ گفتمان ۱۳ آبان را در بند و مطالبات سیزدهم آبان را به لجن کشیده اند.

گزارش تصویری / بدرقه مصطفی تاجزاده تا زندان اوین

بدرقه مصطفی تاجزاده تا زندان اوین

طرح شکایتی سنجیده و تزلزل در اردوگاه تقلب

نیروهای امنیتی و مداخله گران نظامی در امور سیاسی کشور به خوبی می دانند که بر چه جایگاه لرزانی پا نهاده اند و آن را پایگاه پیگیری برنامه های سیاسی خود به قیمت نقض قوانین کشور ساخته اند. به همین خاطر است که از پیگیری حقوقی می ترسند. ایشان تنها و تنها وقتی مزیت نسبی شان که همان نیروی سرکوب و فشار و جنگ روانی است را میتوانند اعمال کنند که فضا را ملتهب و امنیتی نگه دارند و با هیاهو و تیره کردن فضا جلوی روشن شدن حقیقت را بگیرند.

دادخواهی حقوقی و براندازی نرم؟

معاون سیاسی سپاه این شکایت را اقتباسی از «الگوهای از رده خارج جین شارپ» دانسته است، یعنی احتمالاً به نظر آقای معاون این هم مصداق براندازی نرم است. خوب، این بر عهده‌ی ایشان و دوستان‌شان میماند که هر وقت از «نورافشانی» فارغ شدند، لحظه ای با خود و وجدانی که به همت حق هنوز چیزی از آن مانده است بیندیشند که اگر کسی با ایشان مخالف بود و شکایتی داشت چه کند که مشمول و مشغول اتهام عام براندازی نباشد و دستگیر و متهم و محکوم نشود. / ایشان به اعتبار جایگاه حقوقی شان و هم به عنوان یکی از میراثبران شهیدان و پاکانی که خون و آبروشان را نثار پاسداری از امنیت و آسایش این ملت و منافع ملی ایران و آرمان عدالت و آزادی و استقلال کردند، جا دارد نگران وجدان های بر باد رفته، عهدهای شکسته شده، میثاق ملی نقض شده، دروغ های رواج یافته، ناموس های هتک شده، منافع ملی به تاراج رفته، امنیت ملی به خطر افتاده، و نام های مقدس ملکوک شده باشند.

«مزخرف گویی»!

در تعبير فلسفي ، مزخرف گويي ، نه تنها يک واژه ی توهین آمیز محسوب نمي شود و انتصاب آن به يك متن غير اخلاقي نمي نمايد ؛ بلكه ميزان تعهد گوينده را به حقيقت آشكار مي سازد و از نتايج غير اخلاقي متن پرده بر مي دارد . اتفاق ِ مهم در مزخرف گویی، گم شدن ِ حقیقت است . مزخرف گو ، هیچ گونه توجهی به حقیقت ندارد،وصرفاً در صدد منکوب کردن ِ مخاطب است. فرد مزخرف گو، آگاهانه یا نا آگاهانه، گزاره های درست یا نادرست را، آن چنان به هم می آمیزد، که قاعده و زمان و مکانِ حاکم بر « متن »، هر لحظه تغییر می کند. تمام ِ هم و غم ِ مزخرف گو، لا پوشانی واقعیت و یا حقیقتی است، که از آن گریزان است . سخنرانی مشهور سردار مشفق، يك نمونه ي تمام عيار از مزخرف گويي است…