سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهید حسین فاطمی، یا مرحوم محمدجواد ظریف؟...

شهید حسین فاطمی، یا مرحوم محمدجواد ظریف؟

چکیده :فاطمی در افشاگری علیه دربار حتی از واژه فاحشه برای بعضی از زنان دربار استفاده کرد. واژه ای که رفقای پاستور ریزه شده ما آن را بی ادبی و بی فرهنگی می دانند. وزیر خارجه دولت نهضت ملی به درستی دریافته بود: انگلیس و هر توطئه گر دیگر - حتی روحانیت مرتجع به رهبری آیت الله کاشانی - برای تخم گذاری و نطفه بستن فقط یک جای مشخص دارند و، آن دربار...


میراصغر موسوی

زنده یاد محمدمصدق رهبر نهضت ملی ایران، از آن همه خیانت، توطئه، کارشکنی، عهدشکنی، بی تفاوتی به سرنوشت ملی و، سازهای ناجوری که در اطراف و اکناف کشور به صدا درآمده بود، رنجیده خاطر و خسته شده بود. او که با امید به احیا و محقق کردن قانون اساسی مشروطه و، توسعه اقتصادی و استقلال ملی وارد عرصه شده بود، و باید هر سه را به موازات هم پیش می برد، نتوانست و، در هر سه مورد با شکست روبرو شد. و از نهضت ملی یک نام فقط مانده بود و رهبری که، دیگر قادر به پیش بردن امور نبود. کار به جایی رسید که، او می دید: مردم فرودست جامعه، زیر فشار اقتصادی ناشی از تحریم و کارشکنیِ مال اندوزان وابسته به ارتجاعِ دربار خرد و له می شوند و، در ازای تحمل این بار سنگین هیچ چیز مثبت به دست نمی آید.

با در نظر گرفتن این وضعیت آشفته و عدم کارآیی دولت ملی در مقابله با توطئه ها، مصدق مایل بود، قدرت را واگذار کند تا کشور بیش از این بحرانی و مردم در رنج نباشند. اما چنان چه حاتم قادری به درستی یادآور می شود:

مصدق محمدرضا را همآورد خود نمی دانست و نمی خواست قدرت را به او واگذار کند. او بریتانیای کبیر را که با او جنگیده بود، همآورد خود می دانست.

به همین دلیل، با بهانه قرار دادن قانون اساسی مشروطه، دست و بال وزیر خارجه خود را بست. او که خود قبل از ماجرای ۲۵ مرداد، بنا به ضرورت – که در نهایت بستر شکست نهضت ملی شد- از قانون اساسی عدول و مجلس را منحل کرد. اما چنین اختیاری به حسین فاطمی نمی داد.

مصدق انگلیس را لایق همآوردی با خود می دانست، اما به درستی، شهید فاطمی می دانست: انگلیس در دربار ایران چنبره زده و، از آن جا حمله را آغاز خواهد کرد. حوادث بعدی نشان داد: هر آن چه شهید فاطمی دید و گفت، درست بود.

رهبر نهضت ملی ایران با استناد به قانون اساسی تاکید داشت: حریم شاه و دربار باید محفوظ باشد. اما توجه نمی کرد که شاه، راس این هِرَم، خود، همه چیز را زیر پا گذاشته و ضدقانون اساسی عمل می کند. و ضرورت ایجاب می کند، جلوی کارهای او و ارتجاع وابسته به دربار گرفته شود.

مهمترین الزام در پایبندی به قانون، دفاع از حریم آن قانون است. عدم برخورد با قانون شکنان، خود نوعی از قانون شکنی است. با فرض گرفتن این نظر، لازم و ضروری بود، مصدق با دربار برخورد جدی انجام دهد. اما این بار سنگین ناگزیر به دوش فاطمی افتاد. فهم فاطمی از اوضاع و شرایط او را به برخورد مستقیم با انگلیس و دربار کشاند. فاطمی قهرمان اول نهضت ملی ایران در اقدامی متهورانه دَرِ سفارت انگلیس در ایران را گِل گرفت و نیز، فاحشه های دربار را از کشور اخراج کرد. همه خاندان پهلوی، غیر از شخص محمدرضا شاه از ایران اخراج شدند. اشرف پهلوی که یکی از کانون های توطئه علیه ملت و نهضت ملی بود، از کشور به زباله دانی غرب پرتاب شد.

فاطمی در افشاگری علیه دربار حتی از واژه فاحشه برای بعضی از زنان دربار استفاده کرد. واژه ای که رفقای پاستور ریزه شده ما آن را بی ادبی و بی فرهنگی می دانند. وزیر خارجه دولت نهضت ملی به درستی دریافته بود: انگلیس و هر توطئه گر دیگر – حتی روحانیت مرتجع به رهبری آیت الله کاشانی – برای تخم گذاری و نطفه بستن فقط یک جای مشخص دارند و، آن دربار است. درباری که مجموع جریان های ارتجاعی و استعماری و استثماری را نمایندگی می کرد. او به همین دلیل حملات خود را متوجه دربار کرد. اما محمدمصدق، رهبر سرافراز و با افتخار ملت ضد استعمار ایران با او همراه نشد. در نهایت او را به کشتن داد و خود در احمدآباد دق مرگ شد.

در باره مصدق به طور اختصار در بالا نظر دادم. امیدوارم فرصت پرداختن بیشتر فراهم باشد. و الان ضرورت پرداختن بیشتر به آن نیست. نظر، نگاه و تحلیل من الان به شهید فاطمی معطوف است، نه نهضت ملی و نه رهبر نهضت ملی. و آن چه مرا به این سمت سوق می دهد، مواضع اخیر وزیر خارجه دولت روحانی، محمدجواد ظریف است. او این روزها ضمن این که مانور ضد روسی می دهد، از یک عکس یادگاری جعل تاریخ می کند و خلاف واقع حرف می زند. ظریف ضمن تحریک افکار عمومی مدام تکرار می کند:
حرف هایی وجود دارد که نمی شود گفت.

بدون ملاحظه عرض می کنم: این سخن ظریف و نیز حسن روحانی فقط برای راه انداختن یک جنگ روانی علیه رقیب برنده است. و الا در عرصه سیاست حرفی وجود ندارد که نشود گفت. و حرفی را که نتوان گفت، در واقع حرف نیست!

زندگی پرافتخار وزیر خارجه دولت نهضت ملی ایران نشان داده، در سیاست و مبارزه حرف مگویی وجود ندارد، مگر از سر باج خواهی، تشویش اذهان عمومی و یا ایجاد انحراف در مسیر مبارزه.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.