سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

خودکشی و بی حسّی جامعه

چکیده :مگر می شود جامعه ای و مردمان اَش تا این حد و اندازه دچار بی حسّی و بی تفاوتی شده باشند؟ ممکن است خوانندگان عزیز بگویند که نباید این موضوع را به همه جامعه و شهروندان اَش تعمیم داد که در پاسخ باید بگویم که بله درست است. بحث بر این نیست که همۀ افراد جامعه دچار چنین بی حسّی ای شده اند اما تمام سخن در این است که کسر قابل توجهی از افراد جامعه چنین شده اند و به نظر می رسد که چنین بی حسّی ای بس خطرناک...


محمدباقر تاج الدین

در خبرها آمده بود که مرد جوانی به نام عمران روشنایی مقدم در هویزه خوزستان به دلیل چند ماه حقوق نگرفتن دست به خودکشی زد. خودکشی هایی از این دست در جامعه ما به دلایلی چون فقر و محرومیت کم نیستند. سال گذشته نیز دو مرد ۴۲ ساله و ۴۶ ساله در تهران دست به خودکشی زده و در نامه هایی که برای خانواده های خود نوشته بودند دلیل دست زدن به چنین کاری را فقر و شرمندگی در برابر خانواده اعلام کردند. برکنار از تأسف بار و دردناک بودن چنین خودکشی هایی حالا تأسف بارتر و غم انگیز تر این است که گویی رفته رفته جامعه و مردمان اَش در برابر چنین حوادث تلخی دچار بی تفاوتی و بی حسی شد باشند و بروز چنین حوادث دردناکی تو گویی که دیگر به رویّه ای عادی تبدیل شده اند!!!زهی تأسف و زهی تأثّر!!!

روز گذشته نزد یکی از دوستان بودم که فردی از اهالی خوزستان برای انجام کاری پیش ایشان مراجعه کرد. بعد از رفتن آن مرد دوستم می گفت فلانی یکی از ثروتمند ترین افراد خوزستان و بلکه ایران است و من فی البداهه پرسیدم پس با وجود چنین ثروتمندانی در خوزستان و کشور چرا باید همشهری ایشان در هویزه این گونه غم انگیز دست به خودکشی بزند؟!!!. دوستم در پاسخ گفتند: ایشان هیچ کمکی به کسی نمی کند و فقط به خودش فکر می کند!!!! برای لحظاتی در بهت و حیرت عجیبی فرو رفتم و با خود می اندیشیدم که عجب جامعه ای و عجب مردمانی!!!!یکی ثروت اَش به اصطلاح از پارو بالا می رود و دیگری از بی پولی و فقر در گوشه ای دست به خودکشی می زند!!! چه شرایط و موقعیت متناقضی که در آن گرفتار شدیم!!!

مگر می شود جامعه ای و مردمان اَش تا این حد و اندازه دچار بی حسّی و بی تفاوتی شده باشند؟ ممکن است خوانندگان عزیز بگویند که نباید این موضوع را به همه جامعه و شهروندان اَش تعمیم داد که در پاسخ باید بگویم که بله درست است. بحث بر این نیست که همۀ افراد جامعه دچار چنین بی حسّی ای شده اند اما تمام سخن در این است که کسر قابل توجهی از افراد جامعه چنین شده اند و به نظر می رسد که چنین بی حسّی ای بس خطرناک باشد. تا آن جا که فهم ناقص بنده اجازه می دهد این طور به نظر می رسد که هیچ چیز خطرناک تر از بی تفاوتی و بی حسّی اجتماعی نباشد و اگر جامعه ای دچار چنین بلیّه ای شود نشان از نوعی سرخوردگی، انزوا، فردگرایی شدید، فروپاشی روابط اجتماعی و از همه مهم تر نشان از بروز و ظهور شرایط آنومیک(نابهنجار) است. در واقع، یکی از رایج ترین و در عین حال پذیرفته ترین نظریه های جامعه شناسی این است که بروز شرایط نابهنجار زمینه ساز بروز و ظهرو انواع مسائل و مشکلات اجتماعی از فقر و محرومیت گرفته تا خودکشی و خشونت است.

از سوی دیگر، وقتی توزیع و بازتوزیع ثروت به صورت عادلانه و انسانی در جامعه انجام نمی گیرد روشن است که باید شاهد تلنبار شدن و تمرکز ثروت و سرمایه در یک یا نهایت چند نقطه خاص باشیم و در مقابل با انبوهی از فقر و محرومیّت در نقاط گوناگون جامعه. اما در آن چه که در نوشته حاضر بیشتر مایل به بیان آن هستم این است که سربرآوردن پدیده بی تفاوتی و بی حسّی اجتماعی و بسط و گسترش آن در بین گروه ها و افراد مختلف جامعه می تواند آغاز فرایندی نگران کننده و دهشتناک برای جامعه باشد که در این صورت کسی را با کسی کاری نبوده و سرنوشت غم انگیز و دردناک فقرا و محرومین جامعه به دیگران مربوط نمی شود!!! دردناک بودن موضوع این جا است که کسر قابل تو.جهی از افراد جامعه در موضوعاتی که هیچ ربط و نسبتی با آنان ندارد مثل آب خوردن دخالت می کنند و به اصطلاح خود را نخود هر آشی می کنند اما در زمینه هایی چون خودکشی و فقر و بیماری دیگران چندان حس و حالی از خود نشان نمی دهند و تو گویی که حالا دیگر در این جهان نیستند و غایب از نظرها می شوند!!!!

این چند جمله را از باب دردمندی و تلخ کامی نوشتم تا شاید هنوز گوش های شنوایی و دل های سوخته و دردمندی پیدا شوند که دست به دست هم دهند و از بروز چنین وقایع غم انگیز و تأسف باری پیشگیری کنند. ایرانیان عزیز خودکشی یک فرد یعنی از دست رفتن جان یک انسان شریف و همچنین داغدار شدن خانواده هایی چند که خدا داند که این درد کمی نیست!!! بیایید از امروز بی حسّی و بی تفاوتی را به کناری نهیم و در حد توان خویش کاری کنیم تا شاید ما هم به قدر ولو ناچیز در جلوگیری از بروز چنین حوادث دردناک سهمی داشته باشیم و یقیناً این انسانی ترین و اخلاقی ترین اقدام خواهد بود.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.