سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بسترهای برسازنده دانش فقه (۱۱)؛ تجربه ایرانی مورد اتکاء در جهان زیست اسلامی...

بسترهای برسازنده دانش فقه (۱۱)؛ تجربه ایرانی مورد اتکاء در جهان زیست اسلامی

چکیده :با حمله اسکندر و سلطه فرهنگ هلینستی یا یونانی، جامعه ایرانی تحت تجاوز قرار می گیرد و سرزمین یکپارچه روبه تشتت با حکومت سلوکیان می رود. در منابع کهن سرزمین ایران را به دویست پاره متجزا از هم دانسته اند. یعنی ایده وحدت در عین کثرت عصر هخامنشی در این دوره روبه افول می گذارد....


محمد عثمانی

مقدمه:

پس از آن که دانستیم که چگونه امویان به ایرانیان متمایل شدند و نیز برخی از نخبگان ایرانیان به همکاری با قدرت روی آوردند؛ حال جای این پرسش است که کدام تجربه ذهنی و عینی ایرانی در جهان زیست اسلامی باعث ایجاد یک تحول در حکومت مندی و ایجاد بستر علمی و شکوفایی شد؟ برای پاسخ به این پرسش باید به عصر باستان و دوران حکومت ساسانی باز گردیم. چرا که خواهیم دید که چگونه تحولات این دوره و تجارب سیاسی و حکومت مندی ساسانی در خبرسازی شکوفایی علمی از طریق نهضت ترجمه به نخبگان ایرانی عصر اسلامی این ایده را می دهد که آن تجربه را در بستر جدید باز تولید و بازخوانی کنند. با این تفاوت که بستر باستان حکومت با تکیه گاهی زرتشتی بوده و در عصر اسلامی، حکومت با تکیه گاهی اسلامی بوده است. یعنی هر دو حکومت یک مبنای مشترک داشتند که همانا امر دین است. اما این دو دین تفاوت های بسیاری با هم دارند. این تفاوت مانع از تداوم و باز تولید ایده ایرانی در جهان زیست اسلامی نشده است.

بازخوانی تجربه ایرانی عصر باستان:
عصر باستان در ایران را باید از لحاظ سیاسی و مسئله حکومت مندی به سه دوره هخامنشی، هلینستی و ساسانی تقسیم کرد. در عصر هخامنشی ما شاهد زایش ایده شاهی آرمانی ایرانی هستیم. شاهنشاهی که از جانب اهورا مزدا مامور به خویشکاری راستی و درستی، پرهیز از دروگ یا دروغ، حفظ نظام طبقاتی است. شاهی که از جهان نور که تالی تلو سپنتا مینو است به مواجه با انگره مینو در هستی مادی اقدام می کند. شاهنشاه محور و نقطه اتحاد جهان هستی است چونان اهورامزدا در جهان مینو است. شاهنشاه هخامنشی، شاه شاهان متکثر مناطق متکثر قومی، زبانی و فرهنگی تحت حاکمیت خود است که همه بر گردد شاهنشاه به وحدت می رسند. در این ساختار آموزش و سواد از جمله خویشکاری طبقه اشراف است که در مدارس مختلف کسب سواد و آموزش های دینی و سیاسی را می آموزند و برای اداره امر حکومت تعلیم می بینند. دیگر طبقات از این خویشکاری محرومند. داد و دهش از ویژگی های اهورامزدا است که در شاهنشاه به صورت خویشکاری بایسته شده است. لذا تا زمانی که شاهنشاه به خویشکاری خود ملتزم و عدالت را به صورت عینی محقق و بستر را برای انجام خویشکاری هر طبقه مهیا سازد؛ جهانی مملوء داد و دهش همراه با آبادانی، راستی و بهزیستی خواهد داشت. نمونه آرمانی متجلی در حکومت کوروش را باید در این راستا خوانش کرد.

با حمله اسکندر و سلطه فرهنگ هلینستی یا یونانی، جامعه ایرانی تحت تجاوز قرار می گیرد و سرزمین یکپارچه روبه تشتت با حکومت سلوکیان می رود. در منابع کهن سرزمین ایران را به دویست پاره متجزا از هم دانسته اند. یعنی ایده وحدت در عین کثرت عصر هخامنشی در این دوره روبه افول می گذارد. زیرا فرهنگ هلینستی، امکان و قابلیت اداره سرزمین های وسیع را در خود ندارد. بار فرهنگی دولت-شهر ی برآمده از یونان، توان شکل دهی به ساختارهای گسترده و امپراطوری در عصر حکومت را نداشت، لذا جامعه ایرانی در بحران تشتت فرو رفت. دوره اشکانی را باید دوره برآمدن حکومت خاندان های ایرانی با بار فرهنگی یونانی تلقی کرد. در این زمینه مطالعات جدید صورت گرفته که معلومات ما را نسبت به این دوره افزایش داده است. اما مهم ترین دوره عصر ساسانی است که بازگشت مجدد حکومت ایرانی و تداوم حکومتی هخامنشیان است. البته تفاوت هایی در این دو نوع حکومت وجود دارد، ولی با این وجود حکومت ساسانی را می توان دوره تجدید و احیای ایران، در قالب ایرانشهر تلقی کرد.

ساسانیان با کمک دین زرتشت و نیز ایده شاهی آرمانی متجلی در اندیشه دینی ایران متشتت و از هم گسیخته را دوباره یکپارچه و متحد می سازند. از سقوط هخامنشیان تا روی کار آمدن ساسانیان، پانصد سال طول می کشد. نسل هایی متفاوت و اندیشه ها دگرگون می شوند. ساسانیان در همان ابتدای سلطنت بعد از اردشیر اول و از زمان شاپور با دشواره های اجتماعی و نسل های پرسنده ای روبرو بودند که دیگر اندیشه های قدیمی زرتشتی پاسخگوی آنان نبود. اتحاد طبقه اشراف و موبدان در ساخت قدرت، از برای حمایت از همدیگر با تحولات اجتماعی مورد نقد و پرسش قرار می گرفتند. چه تحولی باعث ایجاد نسل پرسنده در بست حکومتی طبقاتی با خویشکاری مشخص شده بود؟

با ورود اندک دانش در سطوح طبقات زیرین جامعه ایرانی، آگاهی از موقعیت اجتماعی طبقات، خویشکاری و مسئولیت متقابل مردم و حکومت، حکومت و مردم و جایگاه دین در این معادله قدرت، پرسش اساسی جامعه شد. اوج بحران خودآگاهی طبقات مختلف در ایرانشهر را در دو جنبش مانی و مزدک می توان مشاهده کرد. نمود اولیه در زمانه شاپور و خسرو انوشیروان بوده است. این دو پادشاه به خوبی دریافتند که انگاره های دینی زرتشتی و شیوه حکومت مندی عصر هخامنشی دیگر پاسخگوی قانع کننده افکار جامعه نیست. پرسش های بنیادین در باب جایگاه شاهنشاه، رابطه دین و سیاست و موقعیت موبدان نسبت به قدرت نیازمند توجیه و توضیح نو داشت. بی شک تکیه به سخن فکری گذشته، امکان نوسازی فکر در جامعه نمی شد. از این رو راه کسب علم و دانش از ملل تمدن دیگر باز شد. این رهیافت تا بدانجا کشید که انوشیروان وزیر دانای خود بزرگمهر را برای کسب علم و بایسته های فکری ملل دیگر در باب مسائل قدرت، حکومت و دین به سرزمین های دیگر فرستاد. تحفه سفر هند بزرگمهر( بوزجمهر)(( کتاب پنچه تنتره)) بود که با رونوشت از آن و متناسب با بستر فرهنگی ایرانشهر باز خوانی و باز نوشت شده و در دوره اسلامی به کلیله و دمنه معروف شد.

منبع: کتابخانه و مرکز اسناد قلم



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.