سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » غلامرضا ظریفیان: دینی که حتی نمی پذیرفت با «اکراه» رواج یابد، با «اجبار» و بصورت تک...

غلامرضا ظریفیان: دینی که حتی نمی پذیرفت با «اکراه» رواج یابد، با «اجبار» و بصورت تک روایتی حاکم شد

چکیده :دین و دینداری با وجود فراز و فرود و قبض و بسطهای فراوان در جوامع بشری هیچگاه از ساحت زندگی بشر خارج نشده و هرگاه با رقبای قدر بویژه در دوره معاصر با لائیسم و سکولاریسم مواجه شده، حیات فربه تری یافته...


سخنرانی شب دهم با موضوع: «دینداری امروز، نیازها و شاخصها»

در بحث «نیازها و شاخصه های دینداری»، باید ابتدا بدانیم که در همه زمانه ها و زمینه ها بشر به دین نیاز داشته و نگاه ما به این بحث، دفاع از حقانیت و حقیقت دین نیست بلکه نگاهی پدیدارشناسانه است.

دین و دینداری با وجود فراز و فرود و قبض و بسطهای فراوان در جوامع بشری هیچگاه از ساحت زندگی بشر خارج نشده و هرگاه با رقبای قدر بویژه در دوره معاصر با لائیسم و سکولاریسم مواجه شده، حیات فربه تری یافته است.

در نگاه هستی شناسانه و انسان شناسانه، انسان با سه پرسش معنا، هدف زندگی و گریز از مرگ روبه رو بوده است.

دین و دینداری با هم متفاوتند، هر گزاره ای که با ماورا ارتباط دارد، دین است اما دینداری مربوط به یک دین خاص است.

انسان هیچگاه به اندازه دوره معاصر با پرسشهای شالوده شکن و جدی در مورد هستی و دین مواجه نبوده است.

اگر به دین ورزی دوره حضرت ابراهیم توجه کنیم برای مردم عادی، مبارزه با شرک یک مفهوم روشن است اما ابهام و رازواره بودن، مربوط به قربانی کردن اسماعیل و گلستان شدن آتش است، در دوره حضرت موسی نیز شکافتن دریا و اژدها شدن عصا و درمورد حضرت عیسی، تولد ایشان و زنده کردن مردگان.

رازواره و معجزات هر پیامبری متناسب با آن عصر دینداری است، اما در عصر پیامبر اسلام اینگونه معجزات و رازواره ها بسیار کم است و معجزه پیامبر در کلام است بطوری که حتی برای مشرکین می پرسند: چرا این رسول مثل ماست و مثل ما زندگی می کند؟

به تعبیر آیت الله محقق داماد، با آمدن اسلام، انسان از حوزه شناخت جهان، به حوزه خودشناسی و معرفت شناسی ورود پیدا کرد.

پیش از اسلام، انسان از طریق معجزات فیزیکی متوجه حضور خدا می شد اما با قرآن، انسان از طریق انسان شناسی و معناشناسی متوجه حضور خدا شد و قرآن به معنای فرقان معجزه آخرین پیامبر شد.

راه پیامبر اسلام، سخت ترین راه نسبت به پیامبران گذشته بود زیرا باید از مسیر ذهن، اندیشه و خردورز کردن انسانها بگذرد که بسیار سخت تر از معجزات ظاهری است که مبتنی بر ناتوانی انسانها از فهم آنهاست.

سنتها رایج در زمانه پیامبر در ادامه دینداری جهان قدیم و مبتنی بر حس و سطح است، این دوره مبتنی بر روایت است و انسان متکی به سمع و شنیدن است و کمتر به تعقل و تفکر عادت دارد. همه تلاش قرآن به سوی تعمیق نگاه انسان و بردن او از سطح به بطن است.

اگر فهم انسان در اسلام شکوفا نشود، دین به ابزار جنایت و استبداد تبدیل می شود همانگونه که در مورد خوارج اینگونه شد.

اسلام می خواهد انسانها را از تک منبعی به چندمنبعی تبدیل کند و انسانها از مناظر گوناگون به مسائل بنگرند و سپس قضاوت کنند: فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه.

گفتگوهای سمبلیکی در قرآن وجود دارد که می خواهد به ما معنا را منتقل کند؛ مثلا از جهنمیان می پرسد: چرا به این عاقبت دچار شدید؟ می گویند: اگر ما خوب می شنیدیم و تعقل می کردیم اصحاب جحیم نمی شدیم.

متاسفانه برخی سنتهای جاهلی به صدر اسلام تسری پیدا کرد و نگاه جبرگرایانه یهود تحریف شده، مسلمانان را تحت تاثیر خود قرار داد و بخصوص پس از رحلت پیامبر مسلمانان به جای تعمق در اسلام، به فتوحات پرداختند و دعوت پیامبر را به تسخیر و تصاحب تبدیل کردند و تصورات جاهلی، بر فقه، اخلاق و اسلام مسلمانان غالب و تصورات عقل گریز و عقل ستیز حاکم می شود و بجای عقلانیت و اندیشه های مدبرانه، اشاعره که عقل گریز بودند قرنها سلطه پیدا کردند. بجای عرفان که همزیست عقلانیت است، تصوف که عقل ستیز بود بر جوامع اسلامی حاکم شد.

بدین ترتیب، دینی که حتی نمی پذیرفت با «اکراه» رواج یابد، با «اجبار» و بصورت تک روایتی حاکم شد.

بخش زیادی از قرآن که در مورد سرنوشت امتهای گذشته است، در مورد خطراتی است که در کمین جامعه اسلامی است.

احبار و رهبان، که در مسیح و یهود بجای خدا نشستند، در اسلام نیز عقل را کنار زدند، رواداری و اخلاق را به حاشیه راندند و بر مسند جهان اسلام نشستند.

در قرون چهارم و پنجم که مقداری فضای جهان اسلام باز شد، دیدیم چه چهره های درخشان و آثار بزرگی در عرفان، فقه، اخلاق، ریاضیات، شیمی و علوم دیگر متولد شدند و عقلانیت دستاوردهای خود را نشان داد؛ اما پس از آن دوباره همان تصوف ریایی و عقل ستیز حاکم شد و بجای بیت الحکمه ها که محل آموزش علوم بود، نظامی ها نشستند و سایر قرائتها را سرکوب کردند و اندیشه اشعری با یک گرایش خاص به انحصار رسید و فقه غلبه را حاکم کردند،
شریعت را به همه دین تعمیم دادند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.