سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

بسترهای برسازی دانش فقه

چکیده :محمد عثمانی با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و اساتید گرامی حول ماه رمضان را تبریک عرض می کنم، امیدوارم ماه پر خیر برکت همراه با کسب عنایت الهی برای همه مسلمانان و بخصوص هموطنان باشد. تصمیم دارم در این ماه بعضی از یافته های تحقیقی خود را با شما سروران گرامی مطرح سازم...


محمد عثمانی

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان و اساتید گرامی

حول ماه رمضان را تبریک عرض می کنم، امیدوارم ماه پر خیر برکت همراه با کسب عنایت الهی برای همه مسلمانان و بخصوص هموطنان باشد.

تصمیم دارم در این ماه بعضی از یافته های تحقیقی خود را با شما سروران گرامی مطرح سازم تا با محک آن در جمع فرزانگان حوزوی و دانشگاهی راهی برای ارتقای علمی هموار شود. معتقدم که مباحث علمی در حوزه علوم شرعی و یا دیگر علوم انسانی را باید در ابتدا در جمع فرزانگان آن علوم مطرح و با گفتگوی انتقادی و علمی آن مسائل را پویش و ارتقاء بخشید، آن گاه به عرصه عمومی آنها را سوق داد تا به گفتمانی رغیب یا غالب در آید.

موضوع مورد بحث در این مجال در باب دانش فقه است. فقه را می‌توان دانش بومی تمدن اسلامی تلقی کرد؛ زیرا بنیادهای برسازی این دانش با تکیه بر وحی و سنت نبوی و بعدها در میان دو جریان شیعی و سنی، سنت خلفای راشدین و ائمه اثنی عشر هستند. اما در واقع این امر ظاهر گفتمانی شکل‌گیری این دانش است. این دانش در میان معادلات قدرت اجتماعی و سیاسی نمود یافته است. با توجه به این نکته که هیچ تمدنی در خلاء بوجود نمی‌آید؛ محتوای بوجودآوردنده آن تمدن نیز از هیچ به همه چیز تبدیل نمی‌شود. بلکه نمود هر پدیداری در هر جامعه‌ای با تکیه بر ویرانی‌های پیش از خود، استوار می‌شود. از این رو می‌توان گفت که تمدن اسلامی هم پایه‌های وجودی خود را بر خرابه‌های تمدن‌هایی چون ایران باستان، یونان، روم و هند برساخته است. بر این اساس دانش فقه به مثابه دانش مقوم تمدن اسلامی در سیر صیرورت خود با بهرگیری از تجارب دانشی ایرانیان بوجود آمده است. در میان پژوهش‌گران حوزوی چنین جا افتاده است که دانش فقه بسیار تحت تاثیر شریعت یهودی بوده است. این سخن به طور دقیق، صحیح است؛ زیرا مناسبات قدرت در عصر تکوین تمدن اسلامی در مدینه به رهبری پیامبر، تحت تاثیر تجربه یهودیان ساکن در یثرب بوده است. اما در عصر تدوین تمدن اسلامی در عصر عباسی، نمود دانش فقه با زیر بنای اصولی آن بر آمده از تجارب ایرانیان عصر ساسانی است. این ادعا مستلزم درک و فهم نمود امر قانون در تمدن اسلامی در سه دوره عصر حکومت نبوی، عصر خلافت و در نهایت عصر اموی و عباسی است. فهم حوادث تاریخی و مناسبات سیاسی در این ادوار می‌تواند پرده از شکل‌گیری دانش فقه بردارد.

حال با توجه به این توضیح سوال بنیادینی که در صدد پاسخ آن هستیم عبارت است از مناسبات تاریخی و سیاسی برسازنده دانش فقه در تمدن اسلامی چیست؟

فرضیه مطرح برای ما این خواهد بود که معادلات قدرت در ادوار مختلف نمود تمدن اسلامی در شکل‌گیری دانش فقه تاثیر بسزایی داشتند؛ اما نقطه اساسی برسازنده این دانش در عصر عباسی تحت تاثیر تجارب ایرانیان عصر ساسانی به خصوص تجربه شکل دهی دانش فقه زرتشتی یا دینکرد که در عصر عباسی در حال جمع آوری و ترجمه به عربی بوده، بسیار مهم‌تر از دیگر عوامل بوده است. البته لازم بذکر است که این ادعا در صدد نفی دیگر تجارب چون یهودیان یا مسیحیت در تدوین این دانش نیست؛ اما این ادعا نقطه ثقل بنیادین تکوین این دانش را برتجارب ایرانیان، به خصوص عصر خسرو انوشیروان قرار می‌دهد.

در پاره‌های بعدی بستر‌های اجتماعی، سیاسی و تاریخی شکل‌گیری دانش فقه را مورد کنکاش قرار می‌دهیم.

منبع: کتابخانه و مرکز اسناد قلم



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.