سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چگونه اسلام گرایی فقاهتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی غلبه یافت؟...

چگونه اسلام گرایی فقاهتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی غلبه یافت؟

چکیده :اسلام گرایان ایدئولوژیک که بخش عمده انقلابیون به ویژه در ائتلاف انقلابی معطوف به پیروزی انقلاب را تشکیل می دادند، انقلابیونی بودند که با اندیشه های شریعتی نیز سازگاری داشتند و از طرفی با روحانیونی چون مطهری، مفتح، موسوی اردبیلی، طالقانی، بهشتی، موسوی خوئی نیا و ... در ارتباط و به صورت کانون های انقلابی، گرد آنها جمع می...


مرضیه حاجی هاشمی

در فرآیند انقلاب اسلامی، جریانات فکری – سیاسی متعددی اعم از اسلام گرا و غیر اسلام گرا به عنوان کنشگر فعال ایفای نقش کرده اند. در بین اسلام گرایان، بخش عمده ای پیش از همه امام خمینی را به عنوان رهبر انقلاب پذیرفتند و نزدیکی و همسویی بیشتری با وی داشتند.

در بین اسلامگرایان نزدیک به امام خمینی نیز دو نوع اسلام گرایی، قابل شناسایی است، که این دو نوع نه به صورت دو جریان یا طیف مجزا در فضای فکری- سیاسی جامعه؛ بلکه به صورت دو ذهنیت و باورمندی نسبت به اسلام و حکومت بعد از انقلاب، در قبل، حین و بعد از انقلاب وجود داشت.

در یکی بیشتر گرایش به قرآن و نهج البلاغه بود و در دیگری بیشتر گرایش به حدیث و فقه. اولی را می توان اسلام گرایی مکتبی یا ایدئولوژیک و دومی را اسلام گرایی فقاهتی نامید. اسلام گرایی مکتبی یا ایدئولوژیک، بیشتر در بین دانشجویان انقلابی، انجمن های اسلامی دانشجویی و روحانیون مرتبط با آنها که یا تحصیلات دانشگاهی داشتند یا با اندیشه های جدید آشنا بودند وجود داشت.

اسلام گرایان ایدئولوژیک که بخش عمده انقلابیون به ویژه در ائتلاف انقلابی معطوف به پیروزی انقلاب را تشکیل می دادند، انقلابیونی بودند که با اندیشه های شریعتی نیز سازگاری داشتند و از طرفی با روحانیونی چون مطهری، مفتح، موسوی اردبیلی، طالقانی، بهشتی، موسوی خوئی نیا و … در ارتباط و به صورت کانون های انقلابی، گرد آنها جمع می شدند، آنها اسلام را به عنوان ایدئولوژی انقلابی در مقابل دیگر ایدئولوژی های گروه ها و احزاب انقلابی پذیرفته بودند و امام خمینی را به عنوان رهبر ایدئولوگ نه رهبر فقاهتی انقلاب که قرار است در رأس حکومت قرار بگیرد پذیرفته بودند؛ چرا که حتی «ولایت فقیه» را در معنای یک رهبر سیاسی در رأس حکومت تصور نمی کردند و این امر ریشه در نظراتی چون نظرات مطهری در این باب بود. این دسته حداکثر نقشی که برای فقیه قائل بودند همان نظارت بود نه حکومت. آنها دارای جهان بینی توحیدی و الهی بودند و انقلابی گری و ظلم ستیزی، دموکراسی در سیاست و عدالت محوری در اقتصاد را در دل این جهان بینی یافته بودند.

حال سؤال اینجاست که علی رغم اینکه این دسته از اسلام گرایان، کانون های اصلی انقلاب را در دست داشتند و بخش عمده رهبران مؤثر میانی انقلاب نیز ارتباط نزدیکی با آنها داشتند و ادارک آنها از اسلام و انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را این رهبران شکل داده بودند؛ ولی چگونه اسلام گرایی فقاهتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی غلبه یافت و تعریفی خلاف باور بخش عمده انقلابیون را بر اسلام و حکومت اسلامی بعد از انقلاب حاکم ساخت؟



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.