سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مسخ آزادی

چکیده :مسخ‌کنندگان آزادی، با ممانعت از آزادی، در واقع به دنبال این هستند که اراده خود را بر دیگران تحمیل نموده، و سپس در پی هم‌رنگ و یک‌دست کردن کل جامعه باشند تا تفکری برخلاف تفکر خودشان وجود نداشته...


کلمه – حسن ماکیانی

«هدف نهایی هر انقلاب،آزادی است» (هانا آرنت)

تقریبا همه ایدئولوژی‌های سیاسی مدعی حمایت از «آزادی» هستند و کسانی که آزادی ترویج نمی‌کنند را به ظاهر محکوم می‌کنند. هر ایدئولوژی سیاسی تعریف خود از آزادی را به عنوان اصیل‌ترین مسیر آزادی می‌پندارد. این ایدئولوژی‌ها به لحاظ نقشی که دارند به توضیح وضعیت موجود سیاسی و اجتماعی می‌پردازند و در همان راستا از آزادی استفاده می‌نمایند، با ارائه معیارهایی برای ارزشیابی اوضاع و این که چه میزان آزادی «خوب» یا «بد‌‌» است، حکم به دخالت یا عدم دخالت در حوزه‌ آزادی می‌پردازند. در واقع این ایدئولوژی‌های سیاسی هستند که به امر آزادی جهت و هویت می‌بخشند و در قامت یک راهنما و قطب‌نما ایفای نقش می‌نمایند تا به پیروان خود، مسیر رسیدن به آزادی را نشان دهند.

همچنین، هر ایدئولوژی سیاسی، آزادی را به شیوه‌ای متفاوت تعریف می کند که بستگی به نگرش آن‌ها به مجموعه‌ای از باورهای مختلف درباره سرشت انسان، ماهیت اجتماع، کارکرد حکومت و … دارد. این تعاریف متفاوت از آزادی که از سوی ایدئولوژی‌ها ارائه می‌گردد در بسیاری از حوزه‌ها موجب مسخ آزادی را فراهم می آورد چون آزادی هایی که از سوی مفسران ومتولیان هر ایدئولوژی تعریف می شود،درحقیقت تکالیفی است که افراد تحت حکومت آنان بایستی فقط به انجام آن ها مبادرت ورزند و در نتیجه، هرگونه آزادی که آنان از آن دم می‌زنند در پی محقق کردن اهداف آرمانی و ایدئولوژیکی آنها بوده و آزادی در رتبه‌های بعد از منافع و مطامع آنان قرار دارد. مسخ آزادی توسط ایدئولوژی‌ها، مستلزم آزادی است که برگرفته از نوع و نگاه آن ایدئولوژی باشد. چون آزادی ایدئولوژی به ما یاد آور می شود که فرد آزاد است،اما درچارچوبه های مشخص شده ای که قبلا ترسیم شده اند.

مسخ‌کنندگان آزادی، با ممانعت از آزادی، در واقع به دنبال این هستند که اراده خود را بر دیگران تحمیل نموده، و سپس در پی هم‌رنگ و یک‌دست کردن کل جامعه باشند تا تفکری برخلاف تفکر خودشان وجود نداشته باشد.

مسخ‌کنندگان آزادی معتقدند که آزادی همواره موجد خلل و آشفتگی است و قائل بودن به امر آزادی شرایط را به سمتی سوق می دهد که جامعه و انسان ها همواره در عدم امنیت به‌سر برند. وقتی که به نوع عملکرد این نظام‌های ضدآزادی وضدانسانی می‌نگریم، بر ما روشن می گردد که چگونه امر آزادی در سایه این نظام‌ها به امری مضحک تبدیل شده تا بوسیله آن برای رنگ و لعاب کشیدن جنایات استفاده شود. زمانی روبسپیر هم از جنایاتی که علیه مردم می‌شد از عنوان «جباریت آزادی علیه استبداد» سخن می‌گفت و حکومت ترور و وحشت خود را مبتنی بر امر آزادی می‌پنداشت.

نظام‌های سیاسی [آزادیخواه؟!] که با در اختیار داشتن ابزارهای گوناگون به مسخ انسانیت می‌پردازند، در حقیقت انسان را به‌مثابه اشیائی می‌پندارند که می‌بایست فاقد هر گونه قوه تفکر و اندیشه باشد و آن هنگام که تفکر و اندیشیدن از میان برچیده شود، دیگر چه جای سخن گفتن از آزادی باقی می ماند؟ وقتی آزادی توسط رهبران ایدئولوژی سرکوبگر در اعماق نیستی نگه داشته می‌شود تا توانی برای ظهور نیابد، به‌سمتی خواهیم رفت که به پایان آزادی منتهی می‌گردد.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.