سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » می‌گریند روی ساحل نزدیک؛ سوگواران در میان سوگواران...

می‌گریند روی ساحل نزدیک؛ سوگواران در میان سوگواران

چکیده :برجامی که به آتش کشیدند و آتشی که شعله ور است هنوز هم، می توانست در این اوضاع بی ریخت که سایه شوم مرگ گسترانده شده است دردی دوا کند، همچنان می سورد و آتش بر سرزمین می زند، لجاجت و حسادت و بی عقلی روزگاری را رقم می زند که تاریخ آینده جز لعن و نفرین نخواهد فرستاد، عاقلان و بزرگان کنار گذاشته شده اند و یا در حبس و حصرند، کوچک مغزان خشکه مقدس جولان داده و وطن میسوزد و می گرید....


علیرضا کفایی

بیماری در نزدیکی بیخ گوش همه ما کمین کرده است، انگار قافله مرگ در گذر است و هر کسی چون اسرافیل بر صور می دمد، آن از خود گذشتگان که به تیمار آمده اند، در خدمت و غمخواری اند، با آن شیپور مرگ! شوخی می کنند و می رقصند تا غمها بزدایند و کام تلخ ملتی را شاد کنند، گرچه گاهی به تیر و طعن گرفتارند اما دلهایی پر از محبت و دستانی جز خدمت ندارند، در پی جلب احترام نیستند که در گیرودار مرگ و مرگ اندیشی و قضای آسمان و تقدیری که می رود؛ صحنه جلب توجه نیست، آنان از خود گذشته اند؛ دختران و زنان و مردانی که زندگی را وقف می کنند بی آنکه موقوفه ای بنام خود ثبت کنند.

آنان که از گذشته تا به حال قدرت به دست داشته و به سیاست اندر بودند و در هر امری نسخه آماده محدودیتها و ممنوعیتها و قطع ارتباط و عدم مذاکره و زندان و حصر و …. می پیچیدند چنان مستاصل شده اند که دیگر راه بهشت خود هم گم کرده اند تا چه رسد که آن نسخه های بهشت فرستادن دیگران را یادآور شوند، روزگار خرم خیالی اشان هرگز محقق نشد و روزگار مردم سیاه کرده اند چه در معیشت که فلاکت و فقر ارمغانشان بود چه در سیاست که جزیره ای ساخته اند از کشور و اکنون دستان علم است که به مدد می آید اگر بگذارند و دین خدا را بی پیرایه رواج دهند تا ایمان هم مددی باشد.

برجامی که به آتش کشیدند و آتشی که شعله ور است هنوز هم، می توانست در این اوضاع بی ریخت که سایه شوم مرگ گسترانده شده است دردی دوا کند، همچنان می سورد و آتش بر سرزمین می زند، لجاجت و حسادت و بی عقلی روزگاری را رقم می زند که تاریخ آینده جز لعن و نفرین نخواهد فرستاد، عاقلان و بزرگان کنار گذاشته شده اند و یا در حبس و حصرند، کوچک مغزان خشکه مقدس جولان داده و وطن میسوزد و می گرید.

صلح و صلاح و اصلاح چه بدی دارد که نمی خواهند تن در دهند و چنان بر جهالت خود می تازند که عزرائیل هم شرم دارد جان این زبونان بستاند، آنچه کرده اند را بیاد آورند تا بدانند در اوضاعی اینچنین چقدر نیاز داریم و چه بی سر و سامانیم، این بیماری به مدد پزشکان و پرستاران و اهالی بهداشت و درمان و پس از گذران یک بازه زمانی کنترل خواهد شد اما می شد تلفات کمتری داد اگر حقیقت از همان اول گفته می شد، دشمنان این مردم آنهایند که طب اسلامی ترویج می کنند و به روغن بنفشه دلخوشند و در روز انتخابات می گفتند که ویروس را بهانه کرده اند تا مردم رای ندهند، درخواست قطعه قطعه کردن در خیابان داشتند؛ عبرتی هم نمی گیرند و باز هم نسخه مرگ می پیچند.

قم درگیر بیماری است و اخبار رسمی و غیر رسمی از کشته ها در آن دیار حکایت دارد اما چرا قرنطینه نکردند؟ مسئولان امر دیر اقدام کرده اند و باید حساب پس دهند، همه گیری بیماری و مرگ مردم را چه کسی باید پاسخگو باشد؟ مدیران نالایقی که به فکر آمار انتخاباتی بودند و از آمار کشته ها ابایی نداشتند را معرفی و محاکمه کنید.

بارها این شعر نیما را خوانده ام که “خشک آمد کشتگاه من در جوار کشت همسایه….” و می گفتم چگونه کشتگاه شاعر در جوار کشتگاه همسایه خشک مانده است و شاعر منتظر و در آرزوی باران است تا کشتگاه او هم از خشکی به در آید و امروز شاید بهتر بتوان فهمید و یا شاید بتوان این تعبیر را نیز داشت که او از کشتزار وطن می گوید که در آن روزگاران در چنگ بدخواهان بود و می سرود ” گرچه می گویند:« می گریند روی ساحل نزدیک؛ سوگواران در میان سوگواران»”

به راهی برویم که از خیل کشته ها و فرزندان ملت نرسد زمانی که بگوئیم:
خشک آمد کشتگاه من
در جوارکشت همسایه.
گرچه می گویند:« می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران»
قاصد روزان ابری داروگ ! کی می رسد باران؟
بربساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذرّه ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد
– چون دل یاران که در هجران یاران-
قاصد روزان ابری داروگ ! کی می رسد باران ؟



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.