سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عالم عارفی که از هیزم جمع کردن و بیل زدن ابایی نداشت...

عالم عارفی که از هیزم جمع کردن و بیل زدن ابایی نداشت

چکیده :حاج آخوند، خود مرجع تظلم مردم و خانه اش دادگستری و پناهگاه آنان بود. مردم از دست حکام و خوانین به او تظلم می کردند و او با قدرت معنوی خود به شکایت آنان رسیدگی می کرد. خود را می کشت و به آب و آتش می زد تا به مردم خدمت کند و حاجتی از کسی برآورد و گرهی از کاری بگشاید. و چنین بود که مرحوم دکتر بدیع الزمان فروزانفر در باب او گفته بود: اصلاً دنیا به دور این مرد نگشته...


رضا رفیع

داشتم کتاب “فضیلت های فراموش شده” را می خواندم که سال ۱۳۷۰ با مقدمه مفصل ۱۱۰ صفحه ای برادر خودم(جلال رفیع) چاپ شد و بی هیچ رانتی به چاپ های بالای هفتادم رسید. کتاب در شرح حال حاج آخوند ملاعباس تربتی، پدر عالم پرهیزگار و دانشمند بزرگ “حسینعلی راشد” عارف و فیلسوف است که در رژیم گذشته در دانشگاه تهران تدریس فقه و فلسفه می کرد و سخنرانی های اجتماعی و اخلاقی اش در رادیو هم بسیار مخاطب داشت و بعد انقلاب در حقش بی انصافی شد و خانه نشین شد و مظلومانه از دنیا رفت. برادرم به نقل از مرحوم راشد، در شرح اوصاف و احوال حاج آخوند نوشته است:

عالم عارفی بود که از عملگی و هیزم جمع کردن و بیل زدن پرهیز نداشت. از آبیاری و کشتکاری در مزرعه فارغ می شد و به فقه و اصول و شرح منظومه در مدرسه می پرداخت. مردم به او عشق می ورزیدند و صاحبان قدرت به عظمت و شکوه خدایی و مردمی او معترف بودند، اما او در همان حال و در اوج محبوبیت و اقتدار خویش، از مدرسه و مسجد به مزرعه می رفت و بیل و کلنگ را نه برای افتتاح بلکه برای امرار معاش به دست می گرفت و کار می کرد. اهل کشف و کرامت، اسوه تقوی و فضیلت، نمونه وارستگی و آزادگی و قناعت، مستغرق در عوالم عشق و خدمت و مجسمه پارسایی و معنویت بود.

مردم او را چنان می دیدند که یک تنه برابر چهارتَن کار می کرد. یکپارچه ادب و معرفت بود. در هنگامه قحطی دوران جنگ بین الملل اول و زلزله سال ۱۳۰۱ شمسی در جنوب خراسان، در خدمت به مردم چنان سر از پای نمی شناسد که به قول دکتر امیراعلم معروف، یکنفره به اندازه یک اداره کار می کند. آنگونه در کمک به مردم، شال و دستارش را به کمر می بندد و کمک ها می کند و کمک ها جمع می کند که تلگرافی از سوی رئیس الوزرای وقت در مقام تشکر از فداکاری های شگفت انگیز حاج آخوند، از مرکز به وی ابلاغ می شود…..

حاج آخوند، خود مرجع تظلم مردم و خانه اش دادگستری و پناهگاه آنان بود. مردم از دست حکام و خوانین به او تظلم می کردند و او با قدرت معنوی خود به شکایت آنان رسیدگی می کرد. خود را می کشت و به آب و آتش می زد تا به مردم خدمت کند و حاجتی از کسی برآورد و گرهی از کاری بگشاید. و چنین بود که مرحوم دکتر بدیع الزمان فروزانفر در باب او گفته بود: اصلاً دنیا به دور این مرد نگشته است.

این شخصیت معنویِ حاج آخوند بود که موجب می شد تا کلام او در دلهای پاک و وارسته تاثیر کم نظیری برجای گذاشته و قلوب اهل تقوی و فضیلت را در هر شهر و دیاری جذب مواعظ موثر خویش کند.

* تیتر انتخاب کلمه است



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.