سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

ترور سردار و تشدید بدبختی مردم

چکیده :اولین قسط پرداختی این بدهی سنگین توسط مردم، فراموشی جنایت خونبار آبان ماه است. اتحاد و همدلی که حاکمیت در این روزها با رندی و زیرکی بین مردم به وجود آورد ، دستاورد کمی نیست. باتوم به دستانی که دیروز با نهایت خشم، باتوم شان را بر بدن نحیف همین مردم می کوبیدند، امروز در لباس عزا، با همان مردم ابراز اتحاد و دوستی می‌کنند. ...


کلمه – فرهاد محبی

ترور فرمانده سپاه قدس، تاحدودی غیرقابل پیش بینی بود. حتی شاید بتوان گفت آمریکا به دلایل نامعلوم قاعده بازی را رعایت نکرد. حادثه آنقدر آنی بود که خروجی تحلیل ها کاملا متفاوت بود و غالب تحلیل گران نتوانستند برآورد درستی از موضوع داشته باشند. با این مقدمه، در این نوشتار دنبال چرایی ترور مذکور نیستیم اما تحلیل اثرات آن ، ممکن و ضروری است.

حکومت اسلامی به دنبال بیان صریح رهبر فقیدش، در خیال صدور انقلاب اسلامی به دنیا بود. آنها این صدور را از خاورمیانه شروع کردند.جنگ هشت ساله اما در سال های آغازین، حکومت ایران را به لاک دفاعی فرو برد و با تحمل خسارت فراوان متوجه شدند که راه قدس از کربلا نمی گذرد. آنان که از دسترسی به کربلا و قدس مستأصل مانده بودند و از طرفی صدور انقلاب هم متوقف شده بود ، به ناچار با نوشیدن جام زهر و رهایی از جنگ رودررو، چاره ای دیگر جستند.

چاره کار تقویت حوزه مقاومت بود. مقاومت فلسطین و لبنان هم که از خدا خواسته، با آغوش باز استقبال کردند. تقویت مقاومت تا دهه دوم انقلاب شکل معقول و منطقی داشت. اما بتدریج و بخصوص در دولت “معجزه هراره سوم “و در سایه”امپراطوری دروغ” دلارهای حاصل از فروش نفت که باید صرف بهبود و توسعه زیرساخت های کشور می‌شد، بدون حساب و کتاب به حساب فعالیت های نامشروع مقاومت واریز میشد. مقاومت با تزریق مالی ایران روز به روز بزرگ و بزرگ تر میشد. کم کم روابط دیپلماتیک کشور هم بر مبنای تقویت مقاومت تنظیم شد تا آنجا که دلواپسان با افتخار به سفارت کشورهای انگلیس و عربستان یورش می بردند بدون اینکه نگران عواقب آن باشند.

سقوط دیکتاتوری بعثی در عراق و هرج و مرج متعاقب آن، میدان را برای تاخت و تاز گروه های خودسر بیش از پیش فراهم کرد. اگرچه دولت اسلامی عراق و شام، موسوم به داعش ،در مقطعی گوی سبقت را از سایر رقبا ربود اما تندروی بیش از حد آنها باعث شد تا افول تقریبا زودهنگامی داشته باشد.

ظهور داعش اما باعث انسجام بیشتر جریان مقاومت شد تا آنجا که حکومت ایران به بهانه عدم تعرض به مرزهایش، رسما وارد جنگ های پارتیزانی در خارج از کشور شد.

جنگ هایی که به نام مبارزه با داعش و با هدف تقویت بیش از پیش مقاومت بود. زوال داعش ،اطاله درگیری های یمن و عربستان ، اوضاع نامناسب داخلی لبنان و نوسانات همیشگی مناقشات با اسراییل ،همگی محرک هایی بودند که جنبش مقاومت با سرعتی بیشتر از گذشته، در میدان بی حساب و کتاب سیاست خاورمیانه بتازد.

با این تفاسیر، طبیعی است که در این رهگذر برخی قهرمان قصه شوند . انحصار تبلیغات هم آنقدر هست که این قهرمانان قصه، قهرمان ملی شوند و زمینه محبوبیت آنها فراهم گردد.

حاکمیت سالهاست که با راه انداختن پروپاگاندای سیاه، بدون توجه به واقعیت مقاومت و اهداف ناشناخته آن، رهبران این جنبش را مدافع امنیت داخلی می خواند. این درحالیست که بخش عمده ای از نابسامانی‌های داخل محصول فعالیت های مشکوک همین جنبش است.

این روزها اما نمایش قدیمی و کهنه مقاومت و مقاومت پروری ، با ترور مهره کلیدی آن ، رنگ خون به خود گرفته است. همه منتظر واکنش تلافی جویانه هستند اما واقعیت این است که اتفاق خاصی نمی افتد. چون اولا طبق قاعده بازی ، نباید واکنش عمده ای داده شود، در ثانی به فرض میل به عدم رعایت قاعده بازی (در پاسخ به حریف) ، توان آن را ندارند. توضیح اینکه نه شاخه مقاومت در عراق ، توان حمله مفید به پایگاه های آمریکا در این کشور را دارد،نه همقطاران شان در لبنان برای زهرچشم گرفتن از اسراییل توانایی دارند، نه دوستان یمنی زورشان جهت ضربه اساسی به عربستان کافی است و بالاخره نه سرسلسله آنها قادر به واکنش اساسی در خلیج فارس است.

فقدان سردار اما برای حاکمیت ایران از این جهت مفید فایده خواهد بود که از آن اسطوره بی بدیل می سازد و تا سال‌های سال به بهانه خون بهایش، بر مسیر غلط مقاومت، مقتدرتر از قبل به پیش می‌رود.

خون بهایی که تاوانش را باید مردم همیشه مظلوم ایران بدهند. مردمانی که این روزها نه در سوگ سردار ، بلکه باید بر بدبختی های تصاعدی خود بگریند.

خون سردار از نگاه حاکمیت، بهای گزافی دارد و این روزها می کوشند تا با برانگیختن احساسات ملی، ارزش آن را خیلی بالاتر ببرند. تبلیغات در سایه انحصار رسانه ای ، به سرعت درحال اسطوره سازی است. عجیب اینکه صاحبان قلم و هنر هم بعضا با کاروان ویرانگر احساس این روزهای مردم عادی همراه شده‌اند. یکی چنان خاری بردلش نشسته که نمیداند با آن چگونه بسازد و دیگری عدم سربریدن مردم در وسط میدان آزادی توسط داعش را مدیون رشادت های این مرد می داند.

خلاصه اینکه چند روز دیگر بساط تعزیه جمع و مطالبه خون بها به جد پیگیری می شود. سکوت مجامع معتبر سیاسی در قبال این موضوع و در عوض اعلام حمایت گروه های تندرو ، نشان از آن دارد که به وجهه بین المللی خونخواهی، امیدی نیست.حاکمیت بدنام، نه تنها چیزی از جامعه بین الملل کاسب نمی شود بلکه شاید متهم به دخالت در امور کشورهای دیگر هم بشود.

با این تفاسیر طبیعی است که تمام خون بهای سنگین سردار را از گرده زخم خورده ملت بدبخت بکشند.

اولین قسط پرداختی این بدهی سنگین توسط مردم، فراموشی جنایت خونبار آبان ماه است. اتحاد و همدلی که حاکمیت در این روزها با رندی و زیرکی بین مردم به وجود آورد ، دستاورد کمی نیست. باتوم به دستانی که دیروز با نهایت خشم، باتوم شان را بر بدن نحیف همین مردم می کوبیدند، امروز در لباس عزا، با همان مردم ابراز اتحاد و دوستی می‌کنند.

قسط دوم این بدهی سنگین اما سناریوی راضی کردن مردم به وضع موجود است. توضیح اینکه در این ایام عزاداری،یکی از محورهای اصلی تبلیغات حکومتی این است که نقش امنیت سازی سردار و سپاه قدس را تا حدی پررنگ کرده اند که مردم بیچاره به اشتباه ، بقیه حیات پردردشان را مدیون رشادت آنها میدانند. اما به واقع کیست که از نقش دوستان عرب همین شاخه پراسرار سپاه، در سرکوب مردم در اعتراضات مدنی سال‌های اخیر غافل باشد.

قسط سوم هم طبیعی است که تنظیم روابط خارجی براساس میل و نظر دستگاه حاکمیت باشد. مثلا کسانی مثل شریعتمداری به کمتر از محو کردن آمریکا از روی کره خاکی راضی نیستند و دیگرانی هم بر این باورند چون سردار با موشک کشته شد پس توسعه همه جانبه برنامه موشکی، باید جایگزین تصویب FATF شود. CFT یا همان مبارزه با تأمین مالی تروریسم هم با شرایط موجود، با تصرف در فقه اسلامی، به لیست نجاسات اضافه می شود و اصلا صحبت از تصویب آن پیگرد قانونی خواهد داشت.

اینها تازه اقساط اولیه و قابل پیش بینی هستند . مردم بیچاره اما با پرداخت این قسط های سنگین به سمت بدبختی مطلق می روند. با این تفاسیر، اغراق نیست اگر بگوییم حتی نعوذ بالله خدا هم نمی داند چه سرنوشتی در انتظار ماست.

دقیقا مثل سریال تلویزیونی که درحال پخش است اما هنوز عوامل تولید، قسمت بعدی آنرا نمی دانند چگونه تهیه کنند و چه خواهدشد.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.