سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علی حکمت سردبیر روزنامه خرداد: نفر صدم فهرست قتل های زنجیره ای بودم...

علی حکمت سردبیر روزنامه خرداد: نفر صدم فهرست قتل های زنجیره ای بودم

چکیده : بعد از انفجار بمب در روزنامه خرداد فهرستی ۱۰۰ نفره منتشر شد که اتفاقا نفر صدم آن من بودم. خیلی ها در لیست ترور قرار داشتند. از چپ و راست گرفته و روحانی و غیر روحانی. گروهی به نام فداییان اسلام ناب محمدی این لیست را منتشر کرده بود. این گروه تا آن روز بسیاری از تهدیدات خود را عملی کرده...


علی حکمت سردبیر روزنامه خرداد در بخش پنجم گفت و گو با «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا» به قطع دوستی ۳۰ ساله با جلال الدین فارسی، وجود نام خود در فهرست ۱۰۰ نفره قتل های زنجیره ای و برآشفتن در جلسه ای با حضور مدیران مسوول روزنامه های اصلاح طلب بعد از قتل داریوش فروهر اشاره می کند.

ایرنا: گویی روابط شما با بعضی از دوستانتان بعد از پذیرفتن سردبیری خرداد بهم خورد؟

حکمت: بله. برخی از دوستان تقریبا قطع رابطه کردند.یکی از آنها آقای جلال الدین فارسی است. من با ایشان از سال ۴۴ – ۴۵ به بعد رفیق بودم. خیلی زمان ها با هم همراه و محشور بودیم. در لبنان هم به هم خیلی نزدیک بودیم. در آلمان هم حدود چند هفته با نام مستعار رجاییان در هامبورگ میهمان من بودند.
دوست خانوادگی بودیم و با هم رفت و آمد خانوادگی هم داشتیم. با این که همفکر نبودیم ولی دوستان نزدیک بودیم. به ویژه بعد از انقلاب خانواده هایمان خیلی به هم نزدیک شده بودند.

وقتی خرداد منتشر شد یک روز به خانه من آمد. خیلی رسمی آمده بود. احساس کردم حرفی که می خواهد بزند از جنس حرف های رسمی است.

گفت: شنیدم می خواهی سردبیری روزنامه خرداد را به عهده بگیری؟

گفتم: بله.

گفت: آمده ام به تو بگویم این کار را نکن. از تو خیلی بعید است. این همه سال از انقلاب گذشته هیچ مسئولیتی را قبول نکرده ای حالا آمده ای می خواهی چنین کاری کنی؟

ایشان می دانست من بخشی از خانه ام را تبدیل به مغازه کرده ام و کار چوب می کنم.

گفت: تو بعد از انقلاب دست به هر کاری برای گذران زندگی زده ای؛ این همه کار برایت بود و قبول نکردی حالا آمده ای و از میان همه پیامبران جرجیس را انتخاب کرده ای؟! می خواهی با عبدالله نوری کار کنی؟!

گفتم: من عبدالله نوری را جرجیس نمی دانم. ایشان قبل از انقلاب سابقه مبارزاتی داشته است. بعد از انقلاب هم نماینده امام در جهاد سازندگی و سپاه بوده است. بعد هم وزیر کشور بوده است. نماینده مجلس خبرگان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بوده است. نماینده مجلس شورای اسلامی بوده است. به چنین فردی نمی شود گفت جرجیس!

جلال الدین فارسی گفت: نوری با مقام رهبری زاویه دارد.

گفتم: ایشان می خواهد روزنامه در بیاورد و مجوز این کار را هم گرفته است و مملکت هم قانون مطبوعات دارد و آقای نوری در آن چارچوب می خواهد روزنامه منتشر کند. من هم با ایشان صحبت کرده ام و قرار نیست به عنوان مدیر مسئول چیزی را به من تحمیل کند.

فارسی گفت: اگر می خواهی با ایشان همکاری کنی هذا فراق بینی و بینک!

گفتم: من دوست ندارم رفاقت من و شما به هم بخورد. ما طی این چند دهه که با هم زندگی کرده ایم در خیلی از موضوعات و نسبت به خیلی از افراد و جریان ها اشتراک فکر و عقیده ای نداشته ایم ولی رفاقتمان حفظ شده است. کار کردن من در خرداد هم یکی دیگر از این اختلاف فکرهاست و نباید تاثیری در رفاقتمان بگذارد. ولی اگر شما با من قطع رابطه کنی بدان که من برای آشتی قدمی پیش نخواهم گذاشت و دیگر سراغ شما نمی آیم.

این شد که پس از چند دهه رفاقت صمیمی بین من و آقای فارسی رابطه ما از طرف ایشان به هم خورد و من هم دیگر سراغ ایشان نرفتم.

ایرنا: درباره تحریریه خرداد می فرمودید؟

حکمت: چون وقتی به خرداد رفتم تحریریه شکل گرفته بود دیگر به آن دست نزدم. فقط دو نفر را اضافه کردم. یکی آقای عماد باقی بود که از ایشان به عنوان مشاور سردبیر دعوت به همکاری کردم و دیگری آقای مقصود فراستخواه که از ایشان خواهش کردم به عنوان دبیر سرویس اندیشه روزنامه به ما کمک کنند که ایشان پذیرفت . قبلاً از یکی از عزیزان که دبیر سرویس اندیشه روزنامه همشهری بود برای سرویس اندیشه خرداد دعوت به همکاری شده بود ولی ایشان نمی توانست تمام وقت در تحریریه باشد و من هم اعتقاد داشتم که سرویس اندیشه باید بسیار با اهمیت تلقی شود بنابراین از جناب آقای دکتر فراستخواه دعوت کردم.
خرداد از قبل نیروهای خوبی جذب کرده بود: علیرضا رجایی دبیر سرویس سیاسی بود. خانم فرزانه روستایی دبیر سرویس بین الملل بود. ادب و هنر دست آقای احمد غلامی بود. اجتماعی بر عهده آقای عیسی خندان بود که البته مدتی بعد ایشان رفت و خانم ژیلا بنی یعقوب جایش را گرفت. آقای جنان صفت در سرویس اقتصاد بود. سرویس ورزش دست آقای نصرالله حدادی بود.

روابط عمومی خرداد هم که با روزنامه های دیگر تفاوت داشت و مستقیم زیر نظر مدیر مسئول بود با آقای علی اکبر قاضی زاده بود.مدتی بعد ایشان رفت و خانم فریبا داوودی مهاجر جایش را گرفت.

ایرنا: به نظر شما ارتباطی بین راه اندازی روزنامه خرداد و قتل های زنجیره ای بود؟

حکمت: فکر نکنم. پروژه حذف روشنفکران موثر و منتقد از خیلی پیش طراحی شده بود و این طور نبود که در ارتباط با دولت اصلاحات ویا انتشار روزنامه های به اصطلاح دوم خردادی و یا روزنامه خرداد شکل گرفته باشد.
یک نوع تفکر سلفی گری در ایران وجود داشت و دارد که می گوید در فلان مورد و یا بهمان موضوع بکشی یا کشته شوی به بهشت می روی. این تفکر خیلی خطرناک است و منشأ خیلی از ترورها و جنایت ها.
من با مرحوم داریوش فروهر از قبل آشنایی داشتم. صرف نظر از فعالیت سیاسی که در ایام انقلاب وجود داشت. آقای فروهر با تاجر فرشی در هانوفر آلمان ارتباط داشت و فکر می کنم خانه خیابان هدایت که ایشان و خانم اسکندری در آن به قتل رسیدند را از همین تاجر ایرانی خریده بود.
من با این تاجر که به مرکز اسلامی هامبورگ تردد داشت آشنا بودم و رفاقت داشتم و از طریق ایشان با آقای فروهر هم آشنا شدم.
بعد از انقلاب هم چندین بار ایشان را یعنی مرحوم فروهر را هنگام نماز مغرب و عشا در منزل مرحوم آیت‌الله طالقانی دیدم. بعد از این که از وزارت کار افتاد یکی دو بار با هم تصمیم گرفتیم به احمدآباد سرخاک مرحوم مصدق برویم که نشد. اما در همان چند دیداری که با ایشان داشتم خیلی شیفته اش شدم. ایشان خیلی صریح و شفاف بود.
روزی که خبر قتل مرحوم فروهر در شهر پخش شد مدیران سایر مطبوعات اصلاح طلب به دفتر خرداد آمدند و جلسه ای را به حضور آقای نوری برگزار کردند. آقایان دعایی، حجاریان، هادی خامنه ای، موسوی خوئینی‌ها ، علی ربیعی را یادم است. آقای ربیعی هم در شورای امنیت کشور بود، هم مدیر مسئول کار و کارگر.
فضای جلسه خیلی سنگین بود. من در طول جلسه مدام به چند جلسه محدودی فکر می کردم که با فروهر داشتم. برایم از حبس در زندان قزل قلعه و قصر در دوره شاه گفته بود. از آرزوها و آمالش گفته بود. خیلی از مرگ ایشان ناراحت بودم. آدم بسیار مذهبی و متعبد و وطن پرستی بود.
هر کدام از دوستانی که به جلسه آمده بودند نظری داشتند. برخی می گفتند کار اسرائیل است بعضی دیگر می گفتند کار آمریکاست. من یک مرتبه عصبی شدم و گفتم خون داریوش فروهر آنقدر پیش خدا عزیز است که تا قاتلش را رسوا نکند از جوشش نمی افتد.
خیلی از دوستان جلسه از عمق اعتقادات مذهبی فروهر اطلاعی نداشتند و فکر می کردند ایشان چون عضو جبهه ملی است پس اعتقاد چندانی به مذهب ندارد. خطاب به آنها گفتم: من مطمئنم که زیر این آسمان کبود فروهر یکی از بندگان خوب خدا بود و خون او آن قدر می جوشد تا قاتلش را رسوا کند.
این را با لحن تند و تیزی گفتم و از اتاق بیرون آمدم.
بیرون اتاق یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت خبرداری فروهر با موسسه تنظیم و نشر آثار امام مصاحبه ای کرده که هنوز منتشر نشده است.
گفتم خیر. مصاحبه را از مرکز بگیر و برایم بیاور.
گفت: ویرایش نشده است.
گفتم: اشکالی ندارد همان را بیار.
فردای آن روز بخش زیادی از این مصاحبه را بدون ویرایش در خرداد منتشر کردیم. تحت تاثیر این مصاحبه خیلی از افرادی که فکر می کردند فروهر با دین میانه ای نداشته است و برانداز نظام بوده است نظرشان عوض شد. بعدها شنیدم بعضی از بچه های وزارت اطلاعات حتی گفته بودند مگر فروهر نماز می خوانده است و به آقای خمینی می گفته است امام؟ همین باعث یک شوک درون تشکیلات وزارت اطلاعات شد.
الان که بیش از ۲۰ سال از آن روز می گذرد همچنان معتقدم فروهر شخص بسیار پاک و شفافی بود. خون او و همسرش این پروژه خیلی خطرناک را که می توانست واقعا برای ایران و انقلاب و نظام سهمگین باشد، گرفت.

ایرنا: گویی آن موقع یک لیست ترور ۱۰۰ نفره هم توسط تیم ترور تدوین شده بود. خبری از آن دارید؟ چه کسانی در آن فهرست قرار داشتند؟

حکمت: بعد از انفجار بمب در روزنامه خرداد فهرستی ۱۰۰ نفره منتشر شد که اتفاقا نفر صدم آن من بودم. خیلی ها در لیست ترور قرار داشتند. از چپ و راست گرفته و روحانی و غیر روحانی.
گروهی به نام فداییان اسلام ناب محمدی این لیست را منتشر کرده بود. این گروه تا آن روز بسیاری از تهدیدات خود را عملی کرده بود.

ایرنا: اطلاعات قتل های زنجیره ای از کجا به دستتان می رسید؟

حکمت: اجازه دهید نگویم از چه طریق ولی خوب می رسید. به هر حال خود آقای نوری هنوز مشاور آقای خاتمی بود و در دولت نفوذ داشت. ایشان به خیلی از اطلاعات دسترسی داشت.

ایرنا: تا جایی که یادم است خرداد به شکل پررنگی مسائل حوزوی را نقد می کرد؟

حکمت: آقای نوری روحانی بود و من هم سابقه طلبگی داشتم. بنابراین به خودمان اجازه می دادیم وارد مقوله هایی شویم که برای دیگران شناخته شده یا معمول نبود. شما اگر صفحات لایی خرداد را ملاحظه کنید بسیار به موضوعاتی چون نظارت استصوابی، دامنه اختیارات شورای نگهبان و از آن مهم تر مجلس خبرگان پرداخته شد. همچنین بحث های مفصلی در نقد اندیشه های آقای مصباح یزدی که به نظر رادیکالیسم مذهبی را ترویج می کرد صورت گرفت.

مقالات و یادداشت های این صفحات از جنبه فقهی و کلامی به این موضوعات می پرداخت و این رادیکالیسم مذهبی را فاقد مبنا در سنت پیامبر و قرآن می دانست. ما از منظر درون دینی این اندیشه ها را نقد می کردیم. معمولا روزنامه های دیگر چنین کاری نمی کردند. چون تخصصی در علوم حوزوی نداشتند.

ما حتی افکار آقای مصباح از جهت همخوانی با قانون اساسی را نقد می کردیم و آن ها را مطابق با این قانون نمی دانستیم.
برای من کار آسان و مقدوری بود که تلفن خرداد را بردارم و به روحانیونی در قم زنگ بزنم و بگویم صحبت های فلان شخصیت حوزوی را بخوان و آن را طی یادداشتی نقد کن و برایم بفرست تا منتشر کنم.
البته همین جا باید بگویم من یک عضو کوچک خرداد بودم. راهنمایی های شخص آقای نوری در مهندسی محتوای روزنامه خرداد مهم بود. آقای نوری بسیار آدم تیزهوشی است و خیلی خوب برخی مسائل را نشانه می گرفت و در آنها دقیق می شد.
بسیاری از اعضای خرداد بچه های دلسوخته انقلاب و جبهه و جنگ و حتی جانباز بودند. برای این ها انقلاب و جمهوریت نظام و شعارهای اصیل انقلاب بسیار مهم بود. علیرضا رجایی یکی از آنها بود. آدم بسیار مخلصی بود.
کار فوق العاده ای در خرداد داشت صورت می گرفت. برای همین در بخش ابتدایی گفت و گویم به شما گفتم برای من هیچ باغی تحریریه روزنامه خرداد نمی شود. بهترین و پرثمرترین لحظات عمرم همان لحظات کار در خرداد بود.
در خرداد شعاری داشتیم که بچه ها حرف های تند بزنید ولی تند حرف نزنید.یعنی اگر انتقادات تند و غلیظی دارید آن را مطرح کنید ولی از زبان خشن و توهین آمیز استفاده نکنید. برای همین در خرداد از ادبیات خشن خبری نبود.
خرداد مجموعه تلاش همکارانی بود که با جان و دل کار کردند.

ایرنا: تیراژ روزنامه چقدر بود؟

حکمت: خرداد پیش شماره نداشت. وقتی قرار شد شماره یک آن منتشر شود این بحث درگرفت که تیراژ چقدر باید باشد.
من به عنوان سردبیر گفتم صدهزار نسخه عدد مناسبی است.
دوستان اهل فن اما مخالفت کردند. یادم می آید آقای عطریانفر که با ایشان هم مشورت کردیم توصیه کرد برای شماره اول بیست هزار نسخه بیشتر منتشر نکنیم.
من بچه کشاورز لجباز اما پایم را در یک کفش کردم و گفتم صدهزار نسخه.
وقتی اصرار دوستان را روی چاپ نسخه های کمتر دیدم گفتم ۱۰۲ هزار نسخه. ۱۰۰ هزار تا روی دکه فروش می رود و دو هزار تا برگشت می خورد.
آقای نوری هم مخالف نظر من بود ولی سرانجام موافقت کرد و شماره اول خرداد در ۱۰۲ هزار نسخه روی دکه رفت و حتی یک نسخه هم برگشت نخورد. یعنی ما بعدها دنبال این بودیم که آرشیو خرداد را جمع کنیم شماره اولش را نداشتیم و از همسایه های خرداد خواهش کردیم تا شماره اول را اگر دارند در اختیار ما بگذارند که گذاشتند.
تیراژ گاهی خیلی بالا می رفت. مثلا هفته بعد از قتل فروهر یا پس از ۱۸ تیر۷۸ و کوی دانشگاه آن قدر تیراژ ما افزایش پیدا کرد که از نظر مالی متضرر شدیم.

ایرنا: چطور؟

حکمت: وقتی تیراژ افزایش پیدا می کند مصرف کاغذ و هزینه چاپ بیشتر می شود اما نرخ آگهی همانی است که قبلا تعیین شده است. در مجموع تیراژخرداد در روزهای عادی بین ۲۸۰ تا ۳۰۰ هزارنسخه بود ولی مثلا در کوی دانشگاه به ۴۰۰ هزار نسخه هم رسید.

ایرنا: بحثی بین خرداد و آیت الله یزدی رییس وقت قوه قضاییه در گرفت. جریان چه بود؟

حکمت: با آقای یزدی دعوای شخصی نداشتیم. ایشان خصلتی داشت که فکر می کرد هر چه از ذهنش می گذرد حق مطلق است. البته خیلی از بزرگان و علمای دیگر هم چنین خصوصیتی دارند.
در حوزه اصطلاحی است با عنوان ‘ انما نماینی’ یعنی ‘ این است و جز این نیست’.
متاسفانه این نوع نگاه خیلی مشکل ساز است. هر کس هر جای دنیا این تفکر را داشته باشد سر از فاشیسم در می آورد.
نمونه اش آقای صادق خلخالی. آقای خلخالی در پاسخ کسی که به کیفیت محاکمه ها انتقاد داشته ظاهراً گفته بوده اگر گنه کار باشد به سزای اعمالش رسیده است و اگر بی گناه باشد به بهشت می رود. این تفکر در تعارض آشکار با نگاه اسلام است که کشته شدن یک فرد بیگناه را به مثابه کشتن همه انسان ها دانسته است. به نظر من آقای خلخالی سوپرسّلفی بود.
اما بحث آقای یزدی بود. حرف ما با شیخ یزدی این بود که شما رییس قوه قضا هستی نوش جانت باش. اما عملکرد شما باید در چارچوب قانون باشد. شما رییس قوه قضا شده ای بنابراین حد شما در اندازه قانون است نه بیشتر. هر جور دوست داری فکر کن ولی وقتی حرفی می زنی باید در چارچوب باشد.
آن روزها متاسفانه خیلی مطالب توهین آمیز علیه مطبوعات اصلاح طلب از تریبون ها بیان می شد.
من سرمقاله ای نوشتم با عنوان’ آقای مصباح یزدی درست می گوید’. آقای مصباح آن را برنتابید و شروع به توهین به روزنامه خرداد کرد.
موضوع سرمقاله ام این بود که آقای مصباح یزدی مطابق خوانش خود از اسلام و فقه نظراتش را بیان می کند. این کار اشکالی ندارد. اما خوانش های دیگری هم در حوزه وجود دارد. چرا صدا و سیما فقط از ایشان می خواهد نظراتش را بیان کند یا چرا در نماز جمعه به ایشان تریبون داده می شود ولی به بقیه تفکرات خیر. چرا که بینش اصلاح طلبی که معتقد به تساهل و تسامح است میدان داده نمی شود. ضرب المثلی فرنگی می گوید ‘ با سر نیزه هر کاری را می توان کرد ولی روی آن نمی توان نشست’.
دوستان ما هم لطف کردند و در صدد دفاع از ما برآمدند. مثلا آقای علیرضاعلوی تبار یادداشتی نوشت و از خرداد در مقابل حملات آقای مصباح دفاع کرد.
پیرو چاپ این سرمقاله آقای رضا استادی از اساتید و مسوولین حوزه علمیه قم به شدت ناراحت شد و سخنرانی مفصلی علیه روزنامه خرداد کرد و کلی نسبت ناروا به آقای نوری و من و روزنامه خرداد داد.
من سرمقاله ای نوشتم با تیتر’ آقای رضا استادی درست نمی گوید’ نوشتم آقای مصباح یزدی درست می گفت چون قرائت خودش از اسلام را بیان می کرد، ولی آقای استادی جز توهین به ما حرفش پشتوانه دیگری ندارد. اگر آقای استادی حرفی دارد آن را بیان کند و مواضع خود را با استدلال بگوید چرا توهین می کند؟ آقای استادی عالم و معمم است. لازم نیست فحاشی کند اگر حرفی دارد بزند.
این سرمقاله منتشر شد.
این را اضافه کنم که خرداد جز معدود روزنامه های تاریخ ایران بود که صفحه ۳ خود را به طور کامل و بدون طعنه و کنایه و هجو به بیان حرفها و دیدگاه های جناح راست اختصاص می داد.
دوستان به ما ایراد می گرفتند که چرا این کار را می کنید؟ به طور مشخص می گفتند مثلا چرا با آقای بادامچیان مصاحبه می کنید و از او یادداشت می آورید موتلفه خودش دهها تریبون دارد؟
پاسخ من این بود که من حرف موتلفه ای ها را در روزنامه قرار می دهم تا اصلاح طلبان هم مجبور شوند مواضع طرف مقابل را بخوانند و دچار جزم اندیشی نشوند. ما برای پیشرفت و توسعه ایران هیچ راهی جز شنیدن سخنان یکدیگر نداریم. بعد می توایم با هم به تفاهم برسیم. البته متاسفانه اصحاب قدرت خلاف این عمل می کنند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.