سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا خبر درگذشت هاشمی رفسنجانی مردم را نگران کرده است؟...

چرا خبر درگذشت هاشمی رفسنجانی مردم را نگران کرده است؟

چکیده : جامعه حق دارد از مواجهه با این حاکمیتی که معدل آن به‌شدت خشمگین و تند و بی‌حساب‌وکتاب است نگران شود. به‌خصوص که متأسفانه شخص مقام رهبری هم که از معدود بازماندگان نسل اول انقلاب است، با حذف دیگر هم‌نسلان خود و عقلای قوم، به این فضا دامن زده و آرامشی نمی‌آفریند...


کلمه – علی بردبار:

درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با دیگر فقدان بزرگانی که در نظام جمهوری اسلامی رخ‌داده یک تفاوت آشکار داشت. در گذشته شهادت آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی و بسیاری دیگر از مسئولان نظام و حتی رحلت امام خمینی و دیگر اتفاقات تلخ این‌گونه، هرچند موجب اندوه می‌شد اما این‌چنین نگرانی از آینده ایجاد نمی‌کرد. نگرانی که رد آن در واکنش افکار عمومی در محافل و شبکه‌های اجتماعی با پرسش از فردای مبهم و دلهره‌آور پیداست.

دلیل این اتفاق را در کوچک‌تر بودن دیگر ضایعه‌های مشابه نباید جستجو کرد. آن فقدان‌ها نیز هرگز با افراد دیگری پر نشدند. هیچ‌کس جای مطهری را نگرفت. هیچ‌کس بهشتی نشد. درباره درگذشت امام و تفاوت رویکرد خلف ایشان نیز ناگفته پیداست که چه بود و چه شد. بااین‌حال گویی یک دل‌خوشی باقی بود. این‌که هنوز قوه عاقله نظام برقرار است. حساب‌وکتابی هست. آینده غیرقابل‌پیش‌بینی و در دست افراد هیجانی و کم‌تجربه نیست و می‌شود با مقداری در نظر گرفتن ضریب خطا، آینده را محاسبه کرد.

اما در لحظه‌ی خبر درگذشت آیت‌الله هاشمی، ذهن‌ها یاد حاکمان ارشدی افتاد که وجه مشترک آنها عصبی بودن، تندخویی، هیجان‌زدگی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن است و حالا کسی را هم بزرگ‌تر یا حداقل هم قد خود نمی‌بینند.

یک مثال آن رئیس قوه قضائیه است. چهره‌ای که از بس درباره خصایل منفی و عصبی و حد کوچک او گفته‌شده، بازگویی‌اش ملال‌آور است. مردی ضعیف که از قرار روزگار قدرتی به‌دست آورده و نمی‌داند با آنچه کند. آن‌قدر ضعیف‌النفس است که در یک سخنرانی به‌قدری بی‌حساب‌وکتاب حرف می‌زند و تهمت پراکنی حتی علیه رئیس‌جمهور می‌کند که متعاقب سخنرانی‌اش، روابط عمومی قوه قضائیه دنبال رسانه‌ها راه می‌افتد تا سخنان ملایم‌تری را به نقل از او کار کنند نه آنچه را واقعاً بیان کرده است. درواقع روابط عمومی کارش می‌شود سانسور مصلحت جویانه ی سخنان آقای رئیس. چیزی که می‌گویم برای همین اواخر است که آقای آملی لاریجانی برای دولت و رئیس آن خط‌ونشان کشید و بگم بگم راه انداخت که اگر بخواهید دستتان را رو می‌کنم. گویی نمی‌فهمد در قالب یک حکومت حرف می‌زند و جایی برای بحث‌های شخصی و عصبانیت‌های فردی نیست که به خاطر شخص خودش با هر که بخواهد، برای رئیس‌جمهور کشور گروکشی راه می‌اندازد.

همان فردی که تا دیروز به معنای دقیق کلمه هیچ بود و حالا جنبه آن را ندارد که باقدرتش چه کند. قدرتی که تصور می‌کند با یک امضایش جان آدم‌هایی گرفته یا پس داده می‌شود و همین مستش کرده است.

سوی دیگر رئیس شورای نگهبان است. مردی فرتوت هم در بعد جسمانی و هم‌فکری. عبوسی بی‌منطق که شب‌ها با خیال رد صلاحیت هرچه بیشتر چهره‌های موجه و از قطار پیاده کردن تعداد بیشتری از انقلابیون به خواب می‌رود و صبح به دنبال اجرای آن راه می‌افتد. همان‌که کنترل خطبه‌هایش را ازدست‌داده و هر ناظر نیمه آشنایی با امور هم می‌فهمد که از تعادل خارج‌شده است.

یا رئیس اسبق قوه قضائیه و رئیس جامعه مدرسین که از جوانی‌اش نیز به افراطی‌گری و تندخویی شهره بود، چه رسد به دوره کهولت.

فرماندهان نظامی که تمام‌کارشان خط‌ونشان کشیدن برای مردم است. مانور زدن مردم برگزار می‌کنند و باطوم به سلاح اصلی‌شان تبدیل‌شده است.

زندانبان‌هایی که یک‌باره به داخل بندها می‌ریزند و زندانیان بی‌پناه را ضرب و شتم می‌کنند.

نماینده‌هایی که دست و زبانشان هرز شده و با کلام یا فیزیکی دیگران را می‌زنند.

“کوچک” هایی که ناگهان در سیاست “زاده” شده‌اند و به لطف حمایت از بالا صدای “رسائی” هم پیداکرده‌اند.

و … و دولت منتخبی که زورش به همه این‌ها نمی‌رسد.

این فضایی است که جامعه با مرگ هاشمی ناگهان خود را در برابر همه آن می‌بیند. گویی هاشمی آن تک‌برگ مانده بر سر شاخه‌ای بود که بودنش امید می‌آفرید.

این‌ها دلهره‌آور است. جامعه حق دارد از مواجهه با این حاکمیتی که معدل آن به‌شدت خشمگین و تند و بی‌حساب‌وکتاب است نگران شود. به‌خصوص که متأسفانه شخص مقام رهبری هم که از معدود بازماندگان نسل اول انقلاب است، با حذف دیگر هم‌نسلان خود و عقلای قوم، به این فضا دامن زده و آرامشی نمی‌آفریند.

این‌ها مایه نگرانی است. هرچند می‌توان از دل این نگرانی انتظار خیر دیگری را کشید. این‌که جامعه‌ای مستقل‌تر از پیش حق خود را از حاکمیت بگیرد و سرنوشت خود را خودش رقم بزند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.