سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دسته‌بندی مسئولان کشور درباره حصر و فردای انتخابات‎...

دسته‌بندی مسئولان کشور درباره حصر و فردای انتخابات‎

چکیده : آنها که حصرند، در امتداد سیاست ورزی مؤمنانه خود کاری کرده‌اند که انتظار می‌رفت. خبر رسیده از آنها سازگار با یک عمر ایفای مسئولیت اجتماعی و سیاسی‌شان مبتنی بر ایمان به اموری فرادست‌تر از حساب‌وکتاب‌های کوتاه‌مدت و کاسب‌کاری سیاسی است. اما دیگران در برابر این اتفاق مهم و قضاوت برانگیز تاریخی چه کرده‌اند؟ آیا تاریخ، افکار عمومی و اخلاق هم با طبع بلند خانواده موسوی مواجهه خواهد کرد یا آنها ملاک‌های سخت‌گیرانه‌تری دارند؟ ...


کلمه – علی بردبار:

در مصاحبه اخیر فرزندان میرحسین موسوی با سایت کلمه، یکی از آنها خبر مهمی درباره پدر و مادر در حصر خود داد. زهرا موسوی گفت که “عزیزان ما در بدو حمله مأمورین به منزل باهم عهد بستند که دیگر به آزادی حتی فکر هم نکنند تا نگران جان و هزینه و حبس و غیره نباشند.”

او این سخن را در پاسخ به سؤالی درباره واکنش برخی مسئولان و فعالان سیاسی درباره حصر گفته است. موضوعی که نتیجه طبیعی‌اش جمله بعدی زهرا موسوی می‌شود: “از این منظر انتظاری نداشتیم و نداریم.”

این پاسخ بزرگوارانه را اگر خوب حلاجی کنیم، نه فقط برای آرامش وجدان برخی فعالان و به‌خصوص مسئولین امر کارایی ندارد که آنها را باید بیشتر به فکر فرو ببرد که کجای مسئله حصر ایستاده‌اند؟ در خدمت کدام جبهه‌اند و قضاوت افکار عمومی و تاریخ درباره آنها چه خواهد بود.

آنها که حصرند، در امتداد سیاست ورزی مؤمنانه خود کاری کرده‌اند که انتظار می‌رفت. خبر رسیده از آنها سازگار با یک عمر ایفای مسئولیت اجتماعی و سیاسی‌شان مبتنی بر ایمان به اموری فرادست‌تر از حساب‌وکتاب‌های کوتاه‌مدت و کاسب‌کاری سیاسی است. اما دیگران در برابر این اتفاق مهم و قضاوت برانگیز تاریخی چه کرده‌اند؟ آیا تاریخ، افکار عمومی و اخلاق هم با طبع بلند خانواده موسوی مواجهه خواهد کرد یا آنها ملاک‌های سخت‌گیرانه‌تری دارند؟

واکنش‌هایی که تاکنون به حصر بوده، چندگونه بوده است.

یکی موافقت با حصر که طبیعی است موضع همراهان ظلم و استبداد و خالی‌شدگان از بدیهیات انصاف و اخلاق و وجدان همین باشد. تکلیف این دسته اقتدارگرا و بی‌اخلاق و بی‌دین و قانون‌گریز روشن است.

دسته دوم، کسانی هستند که آنها نیز تکلیف خود را روشن کرده‌اند. آنها مخالف حصرند و آن‌قدر به خود، جامعه، اخلاق و جامعه وفادار هستند که سکوت نکنند. در این دسته افرادی با ادبیات و طبایع مختلف و حتی با گرایش‌های متنوع سیاسی حضور دارند که به هر نحو ممکن مخالفت خود را بیان کرده‌اند. از برخی مراجع معظم گرفته تا برخی فعالان سیاسی در طیف‌های مختلف اصولگرا و اصلاح‌طلب، فعالان اجتماعی، دانشجویی و روزنامه‌نگاران در این دسته قرار دارند. نکته قابل‌توجه این‌که برخی از این افراد موافق مشی و اعتقادات سیاسی محصورین هم نیستند، اما بین گرایش سیاسی خود با آنچه ظلم آشکار می‌بینند تفاوت قائل شده و به ظلم اعتراض می‌کنند. آنها همچنین حصر را مخالف منافع ملی و همبستگی اجتماعی می‌دانند.

دسته سوم کسانی هستند که علاوه بر داشتن اعلام موضع مخالف حصر، برای رفع آن تلاش‌هایی هم کرده‌اند. برخی علما که به طرق مختلف به‌خصوص در ارتباط با مقام رهبری این موضوع را طرح کرده‌اند، برخی فعالان سیاسی که دراین‌باره کارهایی در حد توان خود انجام داده‌اند و فراتر از همه این‌ها، کنشگران جوان و آرمان‌خواه که به‌عنوان‌مثال این خواسته را در مراسم مختلف دانشجویی و غیره در برابر دوربین‌ها و مسئولین فریاد می‌زنند، از این جمله‌اند. البته طبیعی است که فعالان دسته دوم که خواسته رفع حصر را به هر زبانی بیان می‌کنند نیز، صرف اعلام موضعشان، فعالیتی مؤثر محسوب می‌شود، اما اینجا کاری فراتر از اعلام موضع مانند رایزنی و ترتیب دادن اعتراضات و غیره مدنظر است.

اما دسته چهارم کسانی هستند که همواره می‌خواهند نشان دهند که چیزی می‌دانند که بقیه نمی‌دانند. حرفی دارند که بقیه ندارند. خیلی پیچیده‌اند، اخبار مهم در اختیار آنهاست و همواره جامعه بابت گوش نکردن به حرف آنها دچار خسارت شده است. این دسته را می‌توان افراد “بلاتکلیف” دانست که دنبال بلاتکلیف کردن بقیه فعالان هستند تا خودشان هم احساس تنهایی و عذاب وجدان زیاد نکنند. از نشانه‌های این افراد آن است که همواره مدعی‌اند کار خاصی درباره رفع حصر قرار بوده انجام شود، همه‌چیز هم نهایی شده بوده، اما فلان حرف درباره حصر از سوی فلانی باعث شده تا آقایان مسئول حصر پشیمان شوند و حصر را ادامه دهند. بهانه خوبی هم هست دیگر. هم ژست مخالفت با حصر دارد، هم موضعی می‌گیرد که خواست مسئولان امنیتی و قضائی است برای آنکه نهایتاً هم حصر ادامه یابد و هم هزینه‌ای بابت آن پرداخت نشود. تازه مسئولان حصر هم تا حدی از زیر بار اتهام در می‌آیند که آنها می‌خواستند، اما دیگرانی با زبان‌درازی‌شان مانع شدند!

این دسته آخر، اگر مشمئزکننده‌تر از دسته اول نباشند، کمتر نیستند. شاید اوایل حصر و یا مقاطع خاصی که شایعه رفع حصر فراگیر شد، پذیرش این تحلیل از جانب ایشان به‌عنوان یک خطای تحلیلی موضوعیت داشت، اما بعد از گذشت شش سال از حصر و موقعیت‌های متعدد برای رفع آن، شنیدن این حرف تکراری از جانب هرکسی که بدیهیات سیاسی را بلد باشد و اخبار حصر را دنبال کرده باشد، پذیرفتنی نیست و گونه دیگری تفسیر خواهد شد.

شش سال از حصر می‌گذرد، بهانه‌های مختلف مناسبتی آمده و رفته، دلسوزان زیادی برای رفع آن تلاش کرده‌اند و یا حداقل آن را خواستار شده‌اند. محصورین حتی درخواست محاکمه علنی خود را مطرح کردند. غیرقانونی بودن آن را حقوقدان‌ها بارها اثبات کرده‌اند، مخالفت بخش بزرگی از جامعه با حصر بارها به رخ کشیده شده، اما همچنان حاکمیت حسینقلی خانی به حصر قلدرمآبانه خود ادامه می‌دهد.

بعد از این‌همه مدت و درحالی‌که هیچ‌کس حاضر نیست تا شفاف و روشن مسئولیت حصر را بپذیرد، سکوت دراین‌باره هیچ‌وجهی ندارد. سه انسان، باسابقه‌ای روشن، بدون حکم قانونی در زندان هستند و در این حاکمیت عریض و طویل پرمدعا، یک مسئول باوجدان پیدا نمی‌شود که لااقل از این معضل رمزگشایی کند که چه کسی مسئول است، چه کسانی مخالف رفع آن هستند و مانع چیست! آیا حکومت‌داری از این غیرشفاف تر و غیر پاسخگوتر و به بیان روشن‌تر، فاسدتر به لحاظ امنیتی و قضائی و امنیتی ممکن است؟ آیا سیاستمداری کسانی که یا همراه حصرند یا سکوت کرده‌اند را می‌توان اخلاقی و قابل‌اتکا دانست؟

در موضوع حصر بسیاری در حال باختن هستند.

آنها که در حصرند، تکلیف خود را روشن کرده‌اند. آنها در بدو حمله مأمورین به منزل باهم عهد بستند که دیگر به آزادی حتی فکر هم نکنند تا نگران جان و هزینه و حبس و غیره نباشند. اما آیا مسئولانی پیدا نمی‌شوند که نگران مسئولیت خود، کشور، سیاست، وجدان، اخلاق و حتی فردای خود باشند که شاید فردا روز نوبت خودشان شد. آیا در مدیریت حسینقلی خانی، خود آنها نسبت به آینده‌شان احساس ناامنی نمی‌کنند؟

و فراز آخر خطاب به رئیس‌جمهور محترم، جناب آقای روحانی. جنابعالی در زمان تبلیغات انتخاباتی قول دادید که حداکثر ظرف یک سال این مسئله را حل کنید و زندانیان سیاسی را آزاد کنید و فضای امنیتی را برچینید. در ماه‌های آخر ریاست‌جمهوری‌تان چرا هیچ‌یک از این وعده‌ها محقق نشد؟ چرا حصر ادامه دارد؟ اگر نمی‌توانستید چرا قولش را دادید؟ اگر تلاش کردید و نتوانستید، موانع آنها چه بوده است؟ حتی اگر تلاش ناموفقی در این زمینه صورت گرفته است چرا گزارش آن به مردم داده نمی‌شود؟ حصر هم‌اکنون با دستور چه نهاد یا فردی ادامه دارد؟ و آیا اساساً خود را نسبت به این موضوع و وعده‌ای که دادید مسئول می‌دانید یا خیر؟ خودتان به خوبی می‌دانید که این سؤال‌ها بدون نیاز به هیچ هماهنگی در روزهای تبلیغات انتخاباتی ۹۶ پیش رویتان خواهد بود. موعدی که جامعه با استفاده از فرصت انتخابات سد محافظ و سانسور و پنهان شدن مسئولان را می‌شکنند و سؤالات واقعی خود را می‌پرسند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.