سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

راه طی شده را فراموش نکنیم

چکیده :تاریخ جریانات سیاسی اصلا شباهتی به اشیاء درون موزه ها ندارند، بلکه واقعیاتی پر اهمیت هستند که مدام باید به آنها رجوع داشت. به طور مثال، پذیرفتن رای مردم به عنوان حق الناس، ماحصل بسیاری از رفتارها و واکنش ها در قبال مورد مشخص و بارز عدم رعایت حق الناس در سال 88 بود که با ایستادگی محصورین و مردم و فعالین سیاسی در کنار هم، هزینه تکرار آن رفتار را علی رغم میل بخش تمامیت خواه حاکمیت بالا برد. شایسته نبود که در چنین شرایط نابرابری رهبران جنبش سبز بر سر رای خود سازش کنند، و ناشایسته است که قواعد و نتایج سیاست اخلاقی را برای شرایطی که جدید می دانیم، با قواعد زمین سیاست فارغ از مباحث اخلاقی مقایسه کنیم....


کلمه – بهاره توکلی:

چند هفته و به خصوص چند روز اخیر درباره تحولات جدیدی که در میان بخشی از اصلاح طلبان شکل گرفته و نیز تشکیل حزب جدید توسط جمعی از جوانان اصلاح طلب، گفت و گوهایی در بین موافقان و مخالفان این امر در گرفته است. این تحولات و ایجاد ها و ایجاب ها چه به نتیجه برسد و چه به نتیجه نرسد، فضای گفت و گوی جدیدی را باز کرده است. در پاره ای از موارد این مکالمات، حوادث و تحرکات مثبت و منفی و ایجاد و حذف گفت و گوها و پارادایم ها به افراد خاص منسوب می شود و گذر از ادوار مختلف، گاه در قالب تایید و گاه در نفی اشخاص جست و جو می شود. این متون و سخنرانی ها که منظر سیاسی یا تعلقات فکری گوینده ی آن ها را روشن می کند، واجد نکات دقیقی است که باید مد نظر قرار گیرد.

یکی از مشکلات این طرز تفکر، معطوف نمودن گره ها و گشودن آن گره ها به یک دوره کوتاه زمانی یا تنها به چند نفر به صورت ویژه است. حال آنکه تقلیل مسائل عمیق و چند وجهی حوادث پیشین و یا ایجاد یک الگوی سیاسی از بطن یک گفتمان ریشه دار عمومی به یک فرد یا یک گروه – چنان که بارها در این مصاحبه یا سخنرانی ها تکرار شده است – استدلال ها و بقا و ماهیت پارادایم ایجاد شده را دچار نقص و آن را مخدوش می کند. همچنین در مسائل پیش رو، راه حلی دوسویه از آرمان های رشد یافته و متحرک و البته بر اساس واقعیات و نیز خود آن واقعیات در کنار هم می تواند راهبرد و نقشه راهی کامل تر و خطاناپذیرتر را پیش چشم بگشاید.

به طور مثال این نکته قابل توجه است که پذیرفتن رای مردم به عنوان حق الناس، ماحصل بسیاری از رفتارها و واکنش ها در قبال مورد مشخص و بارز عدم رعایت حق الناس در سال 88 بود که با ایستادگی محصورین و مردم و فعالین سیاسی در کنار هم، هزینه تکرار آن رفتار را علی رغم میل بخش تمامیت خواه حاکمیت بالا برد تا سرانجام به عنوان راه حلی برای ترمیم قهر مردم با صندوق های رای و ضربه خوردن بیشتر جمهوریت نظام و البته به عنوان گامی مثبت توسط رهبری بیان شد.

در سالیان اخیر به علت عدم واکنش مناسب، تقلب ها و تخلفات انتخاباتی پیشین مسکوت مانده و بارها و هر بار شدیدتر و حمایت شده تر تکرار می شد، تا به جایی رسید که حاکمیت نه تنها حق الناس مردم را امانت داری نکرد بلکه طلبکار هم شد. درحالی که به صورت تئوری همه دست اندرکاران، تاکید دینی بر امانت داری و نیز از نظر علم سیاست ضرورت حفظ امانت در انتخابات و تاثیر آن در مشارکت های مردمی را به خوبی می دانستند.

این تاملات را در مسائل دیگر مورد اشاره هم می توان داشت. مثلا این نکته که طرح مساله تمدید دوره ریاست جمهوری به یک دوره چهارساله سوم در زمان آقای هاشمی که کاملا خلاف قانون اساسی است، ماحصل چه گفت و گوهایی در سطوح مختلف و عدم پذیرفتن آن نیز به علت چه واکنش هایی در بین فعالان سیاسی و مدنی و مردم بود. و یا اینکه بگوییم این اشتباه یک نفر و رفع آن هم به دست یک نفر بود. این دست مسائل آنقدر عمیق هستند که در قالب تنها یک جمله از یک فرد خاص یا یک واکنش شخصی و در زمان کوتاه چند ساله نمی گنجند. یا موارد مشابه دیگر که حتما در نقدها و گفت و گوهای صاحبان فکر و نظر مورد توجه قرار خواهد گرفت.

تاریخ جریانات سیاسی اصلا شباهتی به اشیاء درون موزه ها ندارند، بلکه واقعیاتی پر اهمیت هستند که مدام باید به آنها رجوع داشت. علاوه بر این لازم است تا در مورد بخشی از مسائل مطرح شده درباره سال 88 به این سو، محصورین، اتفاقات آن دوره یا چگونگی برخورد با این واقعیات و نتایج آن با توجه به اهمیت و نیز قرابت زمانی بیشتر نکات زیر را مد نظر داشت:

1- گفت و گو روش های متنوعی دارد و رنگین کمانی از لحن و بیانی دوستانه تا دشمنانه را می تواند در بر بگیرد. از جمله روش ها این است که حرفهای دوستانه را، بدون تجمیع و تشکیل کلمه و جمله و متن، به گونه ای مرتب کنار هم قرار دهیم و یا کلامی و نظری منفی را که در فکر داریم، آنچنان با مفهوم و جمله و کلمه های قبل و بعد آدرس بدهیم که مخاطب آن کلمه، جمله و فکر را بدون ابهام بخواند و بداند و دریابد.

به طور مثال در بحثی که بخشی از آن به محصورین مربوط می شود، اینکه بگوییم نقد بسیار است اما چون افراد حاضر نیستند فعلا نمی گوییم، نوع رنگ آمیزی شده ی این روش، کوچک تر از بحث و حمله علنی اقتدارگرایان هتاک و ضعیف تر اما با همان محتوای منفی، نوعی خود جوانمرد سازی است. جوانمرد بدلی که حتی شهامت بیان گفتارهای مغرضانه را نیز ندارد. تلاشی برای حفظ جایگاه محکم اصلاح طلبی ودر عین حال ترک آن است و لااقل بلاتکلیفی گوینده را در قبال خواست ها و خاستگاه هایش روشن می سازد.

و نیز اینکه در مبحث بزرگی مثل اصلاح طلبی یک فرد و گروه به طور طبیعی می تواند از جانب خود یا حزب و گروه مطبوعش نقد داشته باشد اما نمی تواند سخنگوی خود خوانده نقد های درونی بوده و باور و منویات خود را به کلیت یک حرکت و واکنش های آن نسبت دهد.

لازم به ذکر است که در مباحث مربوط به سیاست و جامعه، منظور از افراد فقط سیاسیون نیستند که به طور فعال و مشخص و ثبت شده درحال فعالیت سیاسی اند؛ بلکه قاطبه مردم فهمیده و روشن آنگونه که در کشور هم هست مطرح می شود. مردمی که تنها ابزار به هیجان درآمدن و در پای صندوق رای حاضر شدن نیستند و جلوه های رشد اجتماعی خود را در خلق حماسه جنبش سبز و پیش تر مشروطه و انقلاب اسلامی و موارد متعدد دیگر نشان داده و گاه بسیار جلوتر از سیاسیون بوده اند. و این نگاه که بدون توجه به خواستهای مردم از نظر خود و منافع گروه یا شخص خود به جای آنها تصمیم بگیریم و صحبت کنیم، شبیه رفتار قیم مآبانه تمامیت خواهان بحران زاست.

2- گفت و گو درباره کسانی که صاحب فکر و تجربه اند، سال ها و بلکه دهه ها فعالیت سیاسی و نیز مبارزاتی داشته، دنیا دیده و دنیایی از مسائل را پشت سر گذاشته اند، در کوره راه مسائلی که شاید انگشت شماری کمتر از انگشتان دست از آنها باخبرند، سکاندران کشور بوده اند به مثابه افرادی ناتوان و تصمیم گیری برای اینکه در آینده آنها چه بکنند یا نکنند، دال بر و ناشی از منطقی ضعیف است. در یک فضای باز و مدنی و متمدن، افراد باید اجازه داشته باشند برنامه و نظرشان را بیان و خودشان از خود دفاع کنند یا دلایل امور و رفتار خود را با عموم افراد جامعه ای که پخته و فهمیده و رشد کرده است در میان بگذارند، و در معرض قضاوتی قانونی و نیز مردمی قرار گیرند؛ بر درستی های مسیر خود پای بفشارند و به فرض اشتباهی هم اگر بود مسئولانه بپذیرند.

تصمیم گیری به آشتی آنها با نظام یا نقد مثبت و منفی، وقتی فرصت بیان نظرات برای محصورین نیست و چنان از انظار پوشیده شده اند تا از خاطره ها محو شوند و ارتباطشان با حامیانشان و نیز متن و بطن جامعه و تحولات آن قطع شود، کاری است نادرست. آن هم در حالی که این نظام بود که از نصایح دلسوزانه آنها چشم پوشید و آن ها را به جرم این دلسوزی و به طور غیر قانونی در خانه هایشان زندانی کرد. در مورد واکنش های افراد، اندیشه، اسناد و مدارک در دست آن ها، و یا هزار پیچ و خم و جوانب آن، در صورتی بحث جایز منطقی و درست و در قامت رفتاری سیاسی است که آنها مجاز به حضور در بحث هایی باشند که به نوعی آن ها مربوط می شود. حتی بحث گذر از افراد هم بدون حضور افرادی که نقشی پررنگ دارند، بیهوده و مانند عدم گذر از آنهاست. چون همه بحثها مفروض به پیش فرض هایی است که ممکن است به دلایل مختلف تغییر یابد، و طبیعی است که متوسل شدن به حدس و گمان وقتی هیچ یک از موارد پیش بر واضعین سخن روشن نیست، به دلایل پیشین اشتباهی محرز است.

3- هرگونه بحث درباره رفتار، کنش ها، واکنش ها و شعارها جز آنچه مربوط به اصول ثابت خلقت، اخلاق، دین یا چارچوب های مشخص سیاسی و اجتماعی است، باید در بازه زمانی روی گرفتن آنها مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال در حیطه باورهای اخلاقی و دینی، راست گویی فضیلتی توصیه شده و دروغ گویی امری است همواره نادرست؛ همچنان که حفظ جان انسان و در مقابل آدم کشی یا سرقت اموال مردم. اما رفتار با یک دروغگو براساس پارامترهای بسیاری در هر شرایط تفاوت هایی نشان می دهد. حتی رفتار با سارقان نیز از این قاعده مستثنی نیست، و یا همچنین است ارزش های ابدی همچون استقلال یا آزادی و یا حتی ورود مقولات اخلاقی و دینی به سیاست.

مثال ساده این موضع را در جنگ تحمیلی ایران و عراق می توانیم ببینیم. یک شعار مطرح – که عده بسیاری با این شعار بر لب جلوی گلوله می رفتند – “جنگ، جنگ تا پیروزی” بود. الان بعد از سالها که از جنگ گذشته است، ضمن ارزشمندی ابدی مفهوم پیروزی، و ضمن اهمیت همیشگی حفظ مرزها، آیا صحبت از جنگ ابدی امری منطقی است؟ و در منظری دیگر به این دلیل که الان جنگ نیست، می توانیم بگوییم آن شعار با مقیاس های امروز اشتباه بود؟ آیا اکثریت جان بر کف برای کشور این شعار را اشتباه بر زبان راندند؟ این نوع نقد نه تنها ضعیف بلکه فاقد برخورداری از قواعد یک بحث جدی است.

باید توجه داشت شعارها، رفتارها و نقشه های راه، ماحصل و برآمده از نیازهای زمان خود هستنند و باید در همان شرایط هم بررسی شوند. این عاقلانه نیست که به طور مثال با قواعد فوتبال، بازی والیبال را بسنجیم؛ اگرچه در هر دو بازی آنچه هدف قرار می گیرد، پیروزی است.

درباره حوادث سال 88 به یاد بیاوریم رقیبی را که قدرت را به دست داشت و از آن استفاده نامشروع کرد؛ هر راه پیش رو را بست و با مردم رشد یافته، به سان طفلی صغیر رفتار کرد، و به قول مهندس موسوی به مردمی بزرگ بزرگی فروخت. فعالان سیاسی را به بند کشید و با پافشاری بر آن منش، چنان فضای بسته ای ایجاد کرد که کمتر سابقه ای می توان برای آن یافت. در همان فضا بود که هنوز هیچ نشانی از تسلیم حاکمیت برای پذیرفتن خواست عمومی دیده نمی شد. حضور مردم در خیابان ها و یا حتی بازگشت مردم به خانه ها و پافشاری بر خواست هایشان با روش های دیگر از جمله عدم شرکت اکثریت در انتخابات مجلس دور پیشین و همراهی محصورین با مردم یا شرکت فعال و دلسوزانه و از سرگذشت مردم در انتخابات سال 92، امری اتفاقی یا از سر منفعت شخصی نبود. خلق آن حماسه ها هم تنها به خواست یک، دو یا چند فرد یا برای اشخاص ممکن نبود.

واقعیات بزرگ در سطح کلان در جوامع ناشی از گفت و گوهایی قوی و بزرگ اند، همچنان که شرکت در انتخابات و برخورداری از انتخاب آزاد و حق تعیین سرنوشت و شرکت در تجمعات خیابانی بدون خشونت حق دانسته و ثبت شده ی مردمی بود و هست. شایسته نبود که در چنین شرایط نابرابری رهبران جنبش سبز بر سر رای خود سازش کنند. رایی که امانت مردم و حق الناس بود و ناشایسته است که قواعد و نتایج سیاست اخلاقی را برای شرایطی که جدید می دانیم، با قواعد زمین سیاست فارغ از مباحث اخلاقی مقایسه کنیم.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.