سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اگر جرات پایان دادن به حبس‌ها را ندارید، لااقل حقوق زندانیان را رعایت کنید...
» زندانیان سیاسی، قربانیان عقده‌گشایی از گروگان‌های اقتدارگرایی

اگر جرات پایان دادن به حبس‌ها را ندارید، لااقل حقوق زندانیان را رعایت کنید

چکیده :بسیار ناجوانمردانه است که عده ای معدود هزینه تمام ناکامی ها و عصبیت های عده ای را بپردازند که تمام هم و غمشان عقده گشایی و نفرت پراکنی است. آیا جامعه و دولت و مسئولانی که حداقلی از وجدان درونشان زنده مانده است، حد یقفی برای این ظلم ها و سکوت خودشان قائل نیستند؟ اگر توان پایان دادن به حبس های سیاسی و غیر قانونی را ندارید، لااقل محافظ حقوق آنها در زندان باشید. ...


کلمه – سید مسیحا موسوی:

در این ادعا کمترین اغراقی نیست که زندانیان سیاسی، قربانیان و گروگان های در اختیار اقتدارگرایانی هستند که تلافی همه عقده های سیاسی و شخصی و حتی اختلالات شخصیتی خود را بر سر آنها در می آورند و در حال شکنجه شدن هستند. اما لطفا به موضوع این یادداشت از دید جناحی و سیاسی محض نگاه نشود. حرف این یادداشت می تواند و باید تا مورد دغدغه هر وجدان بیداری قرار گیرد که سیاسی باشد یا نباشد، اصولگرا باشد یا اصلاح طلب، مذهبی باشد یا سکولار و … . این حرف از ظلم عریان علیه عده ای گروگان بی دفاع است که در قفسی تنگ هر آن سوژه عقده گشایی مشتی روانی ظالم قرار گرفته اند و متاسفانه باید گفت ظاهرا وجه المصالحه برخی مناسبت های سیاسی هم قرار گرفته اند.

در حالی که به تازگی رفتار وحشیانه ای با زندانیان سیاسی در اواخر فروردین انجام شده بود، چند روز پیش بار دیگر زندانیان سیاسی در بند 350 مورد بازرسی غیر معمول قرار گرفته اند. بحث از حق بازرسی سازمان زندان ها به طرق معمول نیست. بحث از برخورد ویژه و فوق العاده سخت گیرانه بر زندانیانی است که با فرض انجام جرم، انگیزه های شرافتمندانه از انجام آن داشته اند و به این جهت در همه جهان مدرن از حق ویژه و مثبت نسبت به زندانیان عادی که انگیزه های شخصی از اقدام جرم داشته اند، برخوردارند. اما در جمهوری اسلامی، زندانی سیاسی نه تنها از این حق ویژه برخوردار نیست، بلکه زندانیان سیاسی در شرایطی بسیار بدتر از زندانیان عادی و مجرمان خطرناک قرار دارند و روز به روز این روند بدتر می شود.

کسانی که سابقه زندان دارند، می گویند که مهم ترین مساله برای یک زندانی که تحت فشارهای معمول در حال تحمل حبس هستند، داشتن حداقلی از آرامش روانی در چارچوب حقوق زندانی و قوانین معمول بر سازمان زندان هاست. زندانی قرار است تنها از داشتن ارتباطات عادی و حضوری با جامعه منفک شود، اما او قرار نیست تا از در زندان وارد شد نابود شود، قرار نیست تا در زندان شکنجه های فیزیکی و روانی شود، قرار نیست از حق مرخصی و تلفن و ارتباط با خانواده اش محروم شود، قرار نیست تا هر روز به بهانه ای آرامش حداقلی اش در زندان مورد تعرض قرار گیرد و ماموران وسایلش را به هم بریزند و نابود کنند.

زندانیان سیاسی به خصص زندانیان سیاسی سبز، به تبعیت از رویکرد کلی جنبش سبز، هیچ گاه به گزینه تمرد از قانون نرسیده اند و حتی در زندان در پی حقوق خویش در چارچوب قانون هستند. اما اقتدارگرایان زورگو حتی در زندان نیز دست از سر آنها برنمی دارند. این موضوع به خصوص از سال گذشته که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر خلاف میل آقایان مسئول در نهادهای قضائی و امنیتی رقم خورد، بسیار بدتر شده است. اگر در گذشته حداقل در مناسبت هایی چون نوروز و اعیاد مذهبی به تعداد قابل توجهی عفو تخفیف مجازات و مرخصی داده می شد، در این یک سال اخیر آن روند متوقف شده است. برخورد با زندانیان بسیار بدتر شده و خانواده های آنها نیز در فشارهای مضاعفی قرار گرفته اند. احکام جدید صادره نیز به رغم روند کلی کشور برای رسیدن به آرامش سیاسی، بسیار سنگین تر شده و اینها نشانه ای است از اینکه عده ای معدود قربانی عصبانیت حاکمان اقتدارگرا از رای مردم شده اند.

در این شرایط که نصیحت اقتدارگرایان به نظر بی ثمر می رسد و آنها به مصداق تعبیر قرآنی صم بکم عمی فهم لایرجعون، کر و کور شده اند و بر دل هایشان قفل خورده، حداقل باید به سراغ نیروهای موجود در قدرت که موقعیت خود را از رای مردم دارند رفت که: پس چه نشسته اید؟ گزارش تهاجم وحشیانه پیشین به بند 350 را به کجا رساندید که آن روند غیر قانونی ادامه یافته است؟ همین طور فعالان سیاسی و اجتماعی و مدنی دیگر، آیا تصور نمی کنند که این شکنجه روانی زندانیان سیاسی می تواند روزی دامان آنها را هم بگیرد؟ آیا جامعه و دولت و مسئولانی که حداقلی از وجدان درونشان زنده مانده است، حد یقفی برای این ظلم ها و سکوت خودشان قائل نیستند؟

این بسیار ناجوانمردانه است که عده ای معدود هزینه تمام ناکامی ها و عصبیت های عده ای را بپردازند که تمام هم و غمشان عقده گشایی و نفرت پراکنی است، و از این سو تعصب و غیرت ها تنها صرف اموری شوند که به دیپلماسی های مرسوم و جاری محدودند. اگر توان پایان دادن به حبس های سیاسی و غیر قانونی را ندارید، لااقل محافظ حقوق آنها در زندان باشید. نکند روزی برسد که دوباره دلسوزان نظام بگویند بازجوها و امنیتی های شما روی ساواک شاه را سفید کرده اند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.