سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رهبری یا فرزندان امام؛ کدام‌یک بی‌بصیرت بودند؟...

رهبری یا فرزندان امام؛ کدام‌یک بی‌بصیرت بودند؟

چکیده :آقای خامنه ای! بی بصیرتی و دفاع اشتباه شما از جریانی که اقتصاد و اخلاق و فرهنگ و حیثیت کشور را به شرایط فاجعه بار کنونی کشاند، نه در مسیر شهدا بود و نه در راه انقلاب. آن ها اقداماتی انحرافی بود که فرزندانی انقلابی و مخلص در برابر آن ایستادند، با حفظ حرمت شخصی شما، به واسطه مسئولیت قانونی که دارید، آن را به انجام رساندند و خود را فدای انقلاب و راه شهدا کردند....


کلمه – علی بردبار:

«فساد» که این همه از آن گفته می شود، شاخ و دم ندارد. فساد تنها اختلاس و دزدی نیست. فساد، محدود به انحرافات اخلاقی فردی نمی شود. بلکه فساد در عرصه ی کلان و حکومتی شامل مفاهیم دیگری نیز می شود، مانند «عدم شفافیت» و «عدم پاسخگویی» در مسئولیت؛ صورت های خطرناکی از فساد که معمولا پشت مفاهیم ارزشی پنهان می شوند.

حدود چهار سال و نیم است که در کشوری که مسئولانش مدعی وجود قانون و حساب و کتاب و شرع در آن هستند، سه رهبر سیاسی و اجتماعی در وضعیت حصر به سر می برند. در این مدت هرگز مشخص نشده که مسئول اصلی و واقعی این ماجرا چه کسی و یا چه نهادی است. بر اساس چه قانونی این مجازات سنگین علیه آن ها اعمال شده و پاسخگوی آن کیست. این در حالی است که بسیاری از فعالان شاخص سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به صورت علنی و خصوصی در این باره ابراز نگرانی کرده و اعتراض خود را نشان داده اند.

مردم بسیاری در این باره ابهام و اعتراض دارند، اما هیچ کس هیچ جواب روشنی درباره ی این بی قانونی ظالمانه دریافت نمی کند: بی جوابی؛ که البته به معنای عدم تحلیل جامعه از واقعیت پشت پرده ی این ظلم آشکار نیست. همه می دانند و بسیاری می گویند که آن ها اسیر یک کینه ی شخصی شده اند و همه ی راه ها به یک نفر ختم می شود: او که به تنهایی خود را معادل “نظام”، “انقلاب”، “بصیرت” و “راه شهدا” می داند.

دیروز بود که به نقل از علی مطهری، نماینده شریف و آزاده مجلس، پاسخ آیت الله خامنه ای به در خواست این نماینده برای رفع حصر منتشر شد. آقای خامنه ای در پاسخ به پرسش روشن و شفاف مطهری، با بهره گیری بی ربط از مفاهیمی ارزشی، جلوه ی روشنی از عدم شفافیت و عدم پاسخگویی نسبت به آنچه را در آن مسئولیت دارد، به نمایش می گذارد.

او – آنگونه که مطهری روایت کرده – گفته است: من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم.

در این جا رهبری از بصیرت گفته است؛ ویژگی ای که اگر پیش از هر کس نزد خود ایشان وجود داشت، وقایع تلخ و خونبار سال 88 اتفاق نمی افتاد و رهبر با ارتفاع گرفتن از ماجرا می توانست متناسب با مسئولیت و اختیاراتی که دارد، آن را مدیریت کند. اما وی ترجیح داد تا در مقابل مردم با بصیرتی که روند فاجعه بار مدیریت کشور را فهمیده بودند و می خواستند از مسیر شفاف و قانونی انتخابات، مانع از تداوم آن شوند، قرار بگیرد. آن اراده ی مدنی در برابر اراده ی کودتای حاکمیت سرکوب شد و غیرشفاف ترین و مساله دارترین انتخابات پس از انقلاب به زخمی عمیق بر جان کشور و نظام منتهی شد.

اینکه رهبری تحمیل این همه هزینه بر کشور را مصداق بصیرت می داند، یک سوی ماجراست و اینکه سرکوب و زندان و انفرادی و بی قانونی و بی رحمی و حصرها را در راستای راه شهدا و راه انقلاب می دانند، سوی دردناک دیگری از این دفاع ناموجه، غیر شفاف و در واقع پاسخی فسادزا است: «فساد سیاسی» از نوع بی مسئولیتی.

بخش دیگری از این گفته ی آقای خامنه ای ارجاع به رهبری امام خمینی است. او گفته که: اگر امام هم بود اینگونه برخورد می کرد!

باید در مقابل پرسید که آیا در دوره ی امام هم چنین انتخاباتی برگزار شد که در سال 88 دیدیم؟

آیا در زمان امام هم سپاه جرات چنین دخالت هایی را در سیاست داشت که سردار جعفری به آن اعتراف کرده و همین رفتار موجب اعتراض موج مردمی سبز و رهبران محصور آن شد؟

آیا امام نیز چنین جانبدارانه و یکسویه که در خطبه های 29 خرداد 88 و در تمام دوران جنبش سبز دیدیم و شنیدیم، رفتار کرد که آقای خامنه ای انجام داد؟

آیا امام نیز اینگونه مقابل مردم عادی ایستاد و تهدید کرد که خونتان پای خودتان است؟

آیا امام هم مخالفان خود را میکروب نامید؟ و آنها را سرشکسته در ملأ اعلا توصیف کرد؟

امام اگر در برابر گروهی از مخالفان ایستاد، اغلب آن ها مخالفان مسلح و برانداز بودند که از پذیرش قانون سرباز می زدند. و اگر در برابر مخالفان، چه مسلح و چه مسالمت جو، رفتاری خلاف قانون صورت گرفته باشد نیز با به میان کشیدن نام امام خمینی موجه نمی شود. قانون و حق و عدالت تابعی از اشخاص نیست که با نام بردن از آن ها بی عدالتی را بتوان عدالت نامید. و ظاهرا آقای خامنه ای داستان پرسش آن پرسشگر از علی(ع) در جنگ صفین را فراموش کرده که پاسخ شنید: تو برو حق را بشناس، خواهی دانست علی بر حق است یا معاویه!

نه آقای خامنه ای! بی بصیرتی و دفاع اشتباه شما از جریانی که اقتصاد و اخلاق و فرهنگ و حیثیت کشور را به شرایط فاجعه بار کنونی کشاند، نه در مسیر شهدا بود و نه در راه انقلاب. آن ها اقداماتی انحرافی بود که فرزندانی انقلابی و مخلص در برابر آن ایستادند، با حفظ حرمت شخصی شما، به واسطه مسئولیت قانونی که دارید، آن را به انجام رساندند و خود را فدای انقلاب و راه شهدا کردند.

اگر هم چیزی جز این ارزش ها مد نظر آن ها بود، تا کنون مطابق میل شما، آب توبه بر سر خود ریخته و از حصر ظالمانه خلاص می شدند. اما آن ها رهایی از بند نفس و آزادگی را به قیمت حصر و محرومیت از آزادی ظاهری ترجیح دادند و بدیین گونه با خدای خود معامله کردند… تا انتخاب شما چه باشد.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.