سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چرا محسن میردامادی اعتصاب غذا کرده است؟/گزارش زهرا مجردی از ملاقات در اوین...
» تاکنون او را چنین متلاطم ندیده بودم

چرا محسن میردامادی اعتصاب غذا کرده است؟/گزارش زهرا مجردی از ملاقات در اوین

چکیده :گفتم تو که با اعتصاب غذا همیشه مخالف بودی، با قلب مریضت چه میکنی؟ اعتصاب غذا برای چه؟ گفت: این بار فرق میکند. این دروغ سنگین که حتی بعضی دوستان هم باور کرده اند باید با تحقیق و تفحص حقیقت یابان شکسته شود و این تنها راه باقیمانده پیش روی ماست وظیفه دیگران به ما مربوط نیست. و من با خود زمزمه کردم " کاش هرکس وظیفه خود را بشناسد و ادا کند تا بذر این امیدها و فداکاری‌ها به باد نرود و شکوفه های آن فضای جامعه را عطر اگین کند چون جامعه ما سزاوار بهتر از این ها ست....


کلمه- گروه خبر: محسن میردامادی  در توضیح دلایل اعتصاب غدا همراه با یازده زندانی سیاسی دیگر با اشاره به دروغهای آشکار  و تکذیب فجایع پنج شنبه سیاه اوین گفته است: این دروغ سنگین که حتی بعضی دوستان هم باور کرده اند باید باتحقیق وتفحص حقیقت یابان شکسته شود واین تنها راه باقیمانده پیش روی ماست.

دیروز ۱۲ نفر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

الهه مجردی همسر محسن میردامادی در روایتی از ملاقات دوشنبه با همسر زندانی اش نوشته است:

دیروز وقتی وارد سالن ملاقات زندان اوین شدم تا محسن را ملاقات کنم دم در میخکوب شدم! ولوله بر پا بود. در این 5 سال حتی در سخت ترین روزها چنین صحنه هایی ندیده بودم. مادران وهمسران گریان گوشه وکنار سالن گاهی شیون وگاهی فریاد میکشیدند. پدران پیر وخواهران وبرادران جوان گاهی گریان وگاهی بهت زده انان را ارام میکردند. بعضی از ملاقات برگشته بودند وداستان سوزناک پنج شنبه سیاه را از زبان عزیزان مظلومشان شنیده بودندیا جراحتها وسر تراشیده عزیزانشان را دیده بودند.

مادر پیر علیرضا رجایی که با بدن کبود او مواجه شده بود گریه کنان بر مسببین ماجرا نفرین میکرد واز خداوند مدد میطلبید. ضجه ها وفریادهای مادر اکبر امینی که با بدن مجروح وگردن بسته او مواجه شده بوداکثر خانواده هارا متاثر کرده بود واتش به جان میزدکه بالاخره بیهوش شد وپسران جوان حاضر در سالن ایشان رابه بیرون ازسالن منتقل کردند. وقتی محسن پشت شیشه ملاقات قرار گرفت ،خواهر یکی از عزیزان دربندکه کابین کنار ما بود گوشی را برداشت وبا گریه از اوجویای حال شد ،محسن با بغض واب چشمی که گویای در دو رنج این چندروز بود جواب داد.

سالها بود چشمان نجیب وارام محسن را چنین متلاطم ندیده بودم. به شدت نگران حال زخمیهایی بود که به انفرادی منتقل شده بودندومیگفت زخمیهای اصلی در میان انان هستندکه خبری از انان نیست. از دنده شکسته ای که به حال خود رها شده وفرد زخمی از شدت درد حتی غذا نمیتواند بخورد،از پای گچ گرفته سر شکسته وکبودیهای ضربات باتوم برتن بچه ها گفت. نگران کینه وخشونتی بود که این از ماجرا به جامعه منتقل میشود وجانها را ناامید میکند. نگران مظلومیتی بود که بر زندانیان رفته است ودروغ گویان هم چنان حقیقت را پنهان میکنند و زمان میخرند تا زخمهاوصدمات ناشی از حمله به زندانیان ترمیم شود و نگران خیلی مسائل دیگر……….. ولی هم چنان امیدوار وسرفراز معتقد بود این هزینه به کرسی نشستن رای مردم است وبااینکه بی سابقه بوده وبسیار دردناک ولی خیلی دور از انتظار نبود.

می گفت پارسال این موقع خیال میکردیم دولت رادیکالها تشکیل میشود ومملکت با سرعت بیشتر به دره سقوط وشاید جنگ نزدیک میشودولی به همت مردم ولطف الهی صفحه جدیدی در سرنوشت مردم باز شد. در اوج درد ورنج مثل همیشه امیددر کلام وحرکاتش موج میزد وبه ما منتقل میشد. اخرین جمله اش این بود “به همه دوستان سلام برسان وبگواین نیز بگذرداگرچه با سختی “.

گفتم تو که با اعتصاب غذا همیشه مخالف بودی، با قلب مریضت چه میکنی؟ اعتصاب غذا برای چه؟ گفت: این بار فرق میکند. این دروغ سنگین که حتی بعضی دوستان هم باور کرده اند باید با تحقیق و تفحص حقیقت یابان شکسته شود و این تنها راه باقیمانده پیش روی ماست وظیفه دیگران به ما مربوط نیست. و من با خود زمزمه کردم ” کاش هرکس وظیفه خود را بشناسد و ادا کند تا بذر این امیدها و فداکاری‌ها به باد نرود و شکوفه های آن فضای جامعه را عطر اگین کند چون جامعه ما سزاوار بهتر از این ها ست.

آرشیو اخبار حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.