سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حمایت از آزادی و مقابله با تکفیری گری را از ایران شروع کنید...
» درخواستی از مقام رهبری

حمایت از آزادی و مقابله با تکفیری گری را از ایران شروع کنید

چکیده :با داخلی کردن جغرافیای این سخنان و معادل سازی با مصادیق داخل کشور باید بسیاری از زندانیان آزاد شوند، بساط نظارت استصوابی جمع شود، بسیاری از صاحبان تریبون های تکفیری با نهیب حکومت و رهبری مواجه شوند و اوضاع چنان ورق بخورد که در برابر سحن گفتن از آزادی و مردمسالاری، کسی نتواند بگوید "لم تقولوا ما لا تفعلون؟" ...


کلمه – علی بردبار

سخنرانی اخیر آیت الله خامنه ای، در دیدار با مسئولان نظام و ميهمانان كنفرانس وحدت اسلامى‌که در روز میلاد پیامبر اسلام ایراد شد، یکی از سخنرانی های قابل توجه با گفتمانی آزادی محور و ضد بنیادگراییِ تکفیری محسوب می شود، هرچند که جغرافیای آن را منطقه خاورمیانه منهای ایران تشکیل می دهد.

ایشان در ابتدای این سخنرانی ضمن تفسیری انسان گرایانه از پیامبری خاتم انبیا گفت: “اسلام براى آزادى بشر آمد، هم آزادى از قيد و بند فشار دستگاه‌هاى مستبد و ظالم بر طبقات گوناگون انسان و ايجاد حكومت عادلانه براى بشر، و هم آزادى از انديشه‌ها و تصوّرات و اوهام حاكم بر زندگى انسان.”

این سخنان همچنین از ایشان است: “اسلام آمد، انسانها را آزاد كرد؛ اين آزادى، نخست در دل انسان و در روح انسان به‌وجود مى‌آيد؛ و وقتى انسان احساس كرد آزادى را، احساس كرد نياز به گسستن بندها را، نيروهاى او تحت تأثير اين احساس قرار ميگيرد و اگر همّت كند و حركت كند، تحقّق عينى آزادى براى او به‌وجود مى‌آيد؛ اسلام اين كار را براى انسانها كرد. امروز هم همان پيام هست در همه‌ى دنيا و در دنياى اسلام. دشمنان آزادى بشر فكر آزادى را در انسانها ميميرانند و از بين ميبرند؛ وقتى فكر آزادى نبود، حركت به سمت آزادى هم كُند خواهد شد يا از بين خواهد رفت.”

این ها سحنان مثبت و خوبی است اما این نکته نیز قابل توجه است که برخی افراد به واسطه انضمامی کردن همین سخنان، در داخل کشور زیر فشار و گاه حبس و محدودیت هستند. بدین سبب است که ضرورت دارد تا معنا و منظور دقیق تر این جملاتِ کلی توسط خود ایشان بازتر شود و نیز امکان پرسش از همه مقامات از جمله ایشان میسر شود تا این گونه ابهامات باقی نمانند.

البته انتخاب گفتمان آزادی خواهی درباره منطقه حادثه خیز خاورمیانه و کلا جهان اسلام، هرچند با تاخیر زیاد، نشانه نوعی هوشمندی و درک بهتر از تحولات سال های اخیر است. تحولاتی تقریبا همسو با موج دموکراسی خواهی در منطقه که به عنوان بهار عربی شناخته می شوند و مقام رهبری همواره از آن به عنوان بیداری اسلامی نام می‌برند. هرچند بهار عربی، به دلیل موانع درونی و ساختاری کشورهای میزبان این تحولات دچار مشکلات زیادی شده و بعضا موج های بازگشت به دیکتاتوری در کشورهایی مانند مصر که قلب این تحولات در منطقه بوده، دیده می شود. اما نکته مهم این است که با همه تب و تابی که در ایران برای تاثیرگذاری بر این تحولات و مصادره آنها وجود داشته، به دلایلی از جمله عدم درک محتوا و هدف این تحولات که سمت و سویی آزادی خواهانه و ضد دیکتاتوری داشت، ایران نتوانست تا در آن صاحب نقش قابل توجهی باشد. اما با این حال و با توجه به اینکه ترکیه، رقیب سیاسی ایران در خط دهی به بهار عربی دچار مشکلات زیادی شده، در صورت ارائه الگویی موفق و دگرگون از وجود آزادی در کشور خود، تا حدی می توانیم جبران مافات کرده و داراری نفوذ سیاسی در منطقه شویم. در این صورت با مورد توجه قرار گرفتن از جانب ملت های منطقه، دیگر مجبور نخواهیم بود تا همه ظرفیت های خود در منطقه را خرج دیکتاتوری مانند بشار اسد کنیم. اما گشایش این ظرفیت برای نفوذ در منطقه، همان طور که در سخنرانی رهبری خط آن به خوبی دیده می شود، تاکید بر آزادی به عنوان مطالبه اصلی مردم در تحولات اخیر منطقه است. اما حتما خود ایشان به خوبی می دانند که آزادی خواهان عرب و مسلمان، فراتر از حرف ما، به عمل ما نگاه می کنند و به عنوان نمونه در شرایط به هم پیوسته اطلاعات که فعالان مدنی منطقه را به یکدیگر مرتبط می کند، آنها از وضعیت آزادی سیاسی در ایران سراغ می گیرند و سخنرانی ها و ادعاهای ما را با آن می سنجند. در این صورت مثلا درباره در حبس بودن بهزاد نبوی ها وتاج زاده ها و بهشتی ها که جرمی جز انتقاد ندارند، چه خواهیم گفت؟ این آزادی کجاست که دو رهبر بزرگ سیاسی و اجتماعی را در حصر خانگی، بدون هیچ طی مراحل قانونی و منطقی قرار می دهد؟ آیا واقعا پاسخ در خوری بر ای این پرسش ها وجود دارد؟

آیت الله خامنه ای، در این سخنرانی پا از این فراتر گذاشته و نقطه مقابل خود در این سخنرانی ستودنی را مشخص می کند. ایشان با انتقاد صریح و روشن از جریان های بنیادگرای تکفیری که مسلمانان را به “کافر و مسلم” تقسیم کرده اند و آنها را به جان هم می اندازند، انگشت اشاره اش را رو به سوی آزادی و مردمسالاری گرفت. ایشان با بیان اینکه هدف باید مردمسالاری دینی باشد و نیز ” اسلامى كه دعوت به آزادى ميكند، اسلامى كه انسانها را دعوت به عزّت و شرف ميكند”، گفتمانی مترقی در برابر جریان های تکفیری منطقه ارائه کرد که حتما در صورت تدارم این گفتمان و مشاهده نمونه عینی آن در داخل کشور، می توان به توجه مردم منطقه به سمت ایران مجددا امیدوار شد. توجهی که به خصوص پس از تحولات سوریه و حمایت ایران از دولت بشار اسد آسیب زیادی دیده و در حال حاضر قدرت نرم ایران در همدلی مردم منطقه با خود که در گذشته بسیار قوی بود، آسیب جدی دیده و به جای آن ایران به سوی هم پیمانی با یک دولت، آن هم دولتی منزوی سوق داده شده است. این در حالی است که ایران در صورت ارائه الگویی موفق، آزاد و توسعه گرا از خود می توانست حتی منافع خود در سوریه را هم بهتر تامین کند و در سایر کشورهای عربی منطقه هم نفوذ بیشتری در پی تحولات بهار عربی داشته باشد. اما متاسفانه با همه شعارهایی که در داخل در حمایت از انقلاب های منطقه سر داده شد، یکی از اولین مواردی که آزادی خواهان عرب و مسلمان مطرح می کردند این بود که مراقبند شبیه نمونه ایران نشوند! چرا؟ دلیلش را حتما رهبری از ما بهتر می دانند. دلیلش آن است که با داخلی کردن جغرافیای این سخنان رهبری و معادل سازی همین گفتمان با مصادیق آن در داخل کشور باید بسیاری از زندانیان آزاد شوند، بساط قوانین ضد آزادی و حق حاکمیت ملت مانند نظارت استصوابی جمع شود، بسیاری از صاحبان تریبون ها که احکام تکفیری شان علیه شریف ترین مردمان این کشور هر روزه تولید فتنه و کینه و کافرسازی می کند با نهیب حکومت و رهبری مواجه شوند و خلاصه اوضاع آنچنان ورق بخورد که در برابر سحن گفتن از آزادی و مردمسالاری، کسی نتواند بگوید “لم تقولوا ما لا تفعلون؟”

و نکته دیگر اینکه وقتی مقامات مسئول ما نسبت به خطرات تکفیری گری و چند پاره کردن جوامع در کشورهای منطقه آگاهند، آیا فکری به حال مدل دیگری از تکفیری گری در داخل کشور نمی کنند؟ آیا به عنوان مثال شان شورای نگهبانی که انتخابات به انتخابات عده ای از ارزشمندترین و مومن ترین انسان های این کشور را با عنوان عدم التزام به اسلام رد صلاحیت می کند، همان رفتار تکفیری ها را در لباس به ظاهر قانون متبادر نمی کند؟ تاکنون چند هزار نفر، چه تعداد دیدگاه جاری در بین نخبگان کشور، چه تعداد گروه و جریان فکری و سیاسی از جانب این شورا به نوعی تکفیر و طرد شده اند؟ آیا همان عواقبی که نتیجه عملکرد تکفیری های منطقه است را به گونه ای دیگر در رفتار تکفیری های داخلی نمی بینیم؟ آیا در مقابل هم قرار دادن مردم با عناوین مختلف در تریبون های نماز جمعه، صدا و سیما و دیگر مراکز حکومتی، هیچ شباهتی با رفتار تکفیری ها ندارد؟ آیا خس و خاشاک و میکروب و بزغاله و گوساله نامیدن بخشی از مردم و تحریک بخش دیگر مردم برای شعار مرگ دادن علیه آنها، بی شباهت به همین مواردی نیست که به درستی از جانب رهبری مورد نقد قرار گرفته است؟ چرا وقتی توان درک این واقعیت های بدیهی اما حیاتی برای خارج از مرزها وجود دارد، همان خطا در حالی که قدرت بازدارندگی اش در دست مسئولان است، تکرار می شود؟ تهدیدهای بلند مدت تکفیری گری و در نتیجه نفرا پراکنی به جایی رسیده که آنها که خود به نوعی تکفیر شده و در حبس و محدودیت و مضیقه های فراوانند، از سر نگرانی برای فردای کشور باید تشویق به بخشش و مدارا کنند. در حالی که باید پرسید، چرا منادی مدارا و رحمت در قبال یکدیگر، صاحبان قدرت نیستند؟ اجازه دهید راحت تر و مستقیم به عرض آیت الله خامنه ای برسانیم که همین نگرانی که شما درباره منطقه دارید، بسیاری از دلسوزان و نخبه گان در داخل کشور دارند و شما نیز از آنها آگاهید. آیا تصور نمی کنید که همین زبان و همین تحلیل و همین توصیه ها، نیاز فوری کشور خودمان ایران است؟ چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. کاش مقابله با تکفیری گری را از همین ایران که در آن اختیار و مسئولیت فراوانی دارید، آغاز کنید



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.