سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نگذاریم ستارگان این سرزمین بی صدا بمیرند...

نگذاریم ستارگان این سرزمین بی صدا بمیرند

چکیده :محمد نوری زاد سخنگوی حرف های نا گفته ی این ستارگان بی نشان است و با هجمه هایی که اخیرا به او شده است درستی قدم اش را در این مسیر و درستی جایی را که ایستاده است به اثبات رسانده است. حال سوال اینجاست که ما کجای این مسیر ایستاده ایم؟؟ ما که بارها عدالت طلبی و آزادی خواهی مان را بر گوش حاکمان فریاد زده ایم آیا لحظه ای شده است در تنهایی خود این مفاهیم زیبا را برای یکبار هم که شده برای خود ترجمه کنیم؟...


یکی از مخاطبان کلمه در یادداشتی که برای کلمه ارسال کرده با اشاره به ماجرای شلر و روایت محمد نوری زاد نوشته است:

به می آید ها دل بسته ایم و به امید رسیدن سپیده دم آنگاه که پرتو خورشید بر سیاهی ها رسوایی آورد دیده را بر کوره ره شایدها نهاده ایم و سالهاست آمدن نجات دهنده را منتظریم. غافل از آنکه می توان حتی با دستانی خالی و در راهی بی چراغ تا عمق تاریکی را فتح کنیم و خود نجات دهنده ی مردمانی باشیم که رازی غم انگیز در دل و بغضی سهمگین بر گلو دارند و به دنبال مرهمی از جنس مردم سرزمینشان هستند که نام های قهرمانان بی نشان را فریاد زنند.

محمد نوری زاد با کوله باری کوچک و پرچمی از صلح و دوستی تجسم این اراده است. او آرمانها و رویاهایش را به وسعت تمامی این سرزمین به عمل بدل کرده است و کاشف نام های معصومی ست که در زیر انبوهی از فراموشی و تنهایی و سکوت مدفون مانده اند. او کاشف تمام راز ها یی ست که محکوم به سرنوشت شوم سکوتند و سالهاست حکایت های غم انگیزشان بر گلوهای پدران و مادران این سرزمین یخ زده است. و چه سعادتی که گرمای بغض سردشان باشی و با نگاهت امید را به دیدگان مبهوت و حیران پدری رنج دیده هدیه کنی.

شلر فرهادی دختری از جنس سادگی مردمان روستای کوزران کرمانشاه و رویایی زیبا به رنگ آزادی و عدالت داشت. در زمانه ای که اخبا ر زندانیان سیاسی در ردیف خبرهای بسیار مهم بود او ماه ها محبوس همان زندانی بود که تمام نگاه ها و تمام توجه ها به اتفاقات درون آن متمرکز بود و او در آنهمه هیاهو و فریاد، چه بی صدا آمد و چه بی صدا رفت… و صدای ناله هایش را هیچکس نشنید حتی دیوارهای قطور زندان اوین. و سالهاست که معنای مرگ در سکوتش به ترجمان هیچ جوینده ی حقیقتی نرسیده است.

محمد نوری زاد سخنگوی حرف های نا گفته ی این ستارگان بی نشان است و با هجمه هایی که اخیرا به او شده است درستی قدم اش را در این مسیر و درستی جایی را که ایستاده است به اثبات رسانده است. حال سوال اینجاست که ما کجای این مسیر ایستاده ایم؟؟ ما که بارها عدالت طلبی و آزادی خواهی مان را بر گوش حاکمان فریاد زده ایم آیا لحظه ای شده است در تنهایی خود این مفاهیم زیبا را برای یکبار هم که شده برای خود ترجمه کنیم؟

بیاییم نگذاریم اینبار ستارگان این سرزمین بی صدا بمیرند.

روایت محمد نوری زاد از شلر؛ دختری که در کرمانشاه قربانی شد



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.