سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از وبلاگها/ احمدی‌مقدم هنوز حرف‌هایش را درباره عاشورای ۸۸ عوض می‌کند...

از وبلاگها/ احمدی‌مقدم هنوز حرف‌هایش را درباره عاشورای ۸۸ عوض می‌کند

چکیده :اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، حرفش درباره رد شدن ماشین نیروی انتظامی از روی مردم در میدان ولیعصر را چند بار عوض کرد. اول گفت اصلا همچین اتفاقی نیفتاده. بعد که معلوم شد فیلمش هست گفت ماشین نیروی انتظامی نبوده. بعد که فیلم را نشانش دادند که به وضوح ماشین نیروی انتظامی بوده گفت ماشین را دزدیده بودند. ...


اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، حرفش درباره رد شدن ماشین نیروی انتظامی از روی مردم در میدان ولیعصر را چند بار عوض کرد.

اول گفت اصلا همچین اتفاقی نیفتاده. بعد که معلوم شد فیلمش هست گفت ماشین نیروی انتظامی نبوده. بعد که فیلم را نشانش دادند که به وضوح ماشین نیروی انتظامی بوده گفت ماشین را دزدیده بودند.

حالا بعد نزدیک چهار سال در گفتگو با هفته‌نامه مثلث گفته یک سرباز پشت ماشین بوده و هول کرده و یک نفر را زیر کرده (گرچه در همان چند ثانیه فیلمی که هست معلوم است بیش‌تر از یک نفر زیر گرفته شده). بعد می‌گوید ما هر چه گشتیم نتوانستیم خانواده طرف را پیدا کنیم و نهایتا چند ماه پیش اتفاقی پیدایش کردیم. دست کم چهار خانواده در این سال‌ها بارها و بارها گفتند که ماشین نیروی انتظامی فرزندش را زیر گرفت و کشت: شبنم سهرابی، امیرارشد تاجمیر، شهرام فرج‌زاده، شهرام شاهرخی (در لینک‌ها می‌توانید گفتگوی مسیح علی‌نژاد با خانواده‌هایشان را بشنوید). دم سارا توسلی هم گرم که همان شب، قبل از آمدن ویدئوها، آمد روی خط تلویزیون بی‌بی‌سی و ماجرای رد شدن ماشین نیروی انتظامی از مردم را که با چشم خودش دیده بود تعریف کرد. البته به همین دلیل گرفتندش و سه چهار سال حکم بهش دادند که مقدار خوبیش رو کشید و آزاد شد. و البته در همان روز یک پاترول مشکی رفت به خیابان بهبودی و یکی ازش پیاده شد و علی حبیبی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی را با گلوله کشت و رفت.

حرف‌های احمدی‌مقدم را بخوانید:
میدان ولیعصر با قضیه عاشورا متفاوت است. عاشورا چیز دیگری بود. آنچه روی سایت ها رفت در میدان ولیعصر (عج) در ابتدای خیابان بلوار کشاورز بود که یک وانت نیروی انتظامی از روی یک نفر عبور کرد. حقیقت ماجرا این است که ما خیلی در پزشکی قانونی و بیمارستان های اطراف گشتیم کسی را در این باره پیدا نکردیم. آن وانت دنده عقب آمد و از روی یک نفر رد شد اما ماجرا این بود که ماشین دست یک سرباز بود، وقتی به شلوغی بر می خورد دنده عقب می گیرد که در این هنگام یک نفر زیر چرخ ماشین می رود. واقعا هم هر چه گشتیم کسی را پیدا نکردیم. چند ماه قبل اواخر سال ۹۱ بود که اطلاع دادند یک خانواده ای پیدا شده که ادعا دارد شوهرش در جریانات سال ۸۸ به چنین شکلی کشته شده. اتفاقا دوستان رفتند و رسیدگی کردند و دیدند این همان فرد است. خانواده آن بنده خدا هم نمی دانستند که این همان اتفاق است. فکر می کردند آن فرد در جایی تصادف کرده و مردم او را به بیمارستان بردند که فوت می کند. بعد پزشکی قانونی به خانواده او برای شناسایی اطلاع می دهد تا مشخص شود متوفی متعلق به خانواده آنهاست یا خیر. خانواده متوفی می روند او را شناسایی می کنند. وقتی مشخص شد که فرد متوفی این حادثه کیست، بچه ها را فرستادیم دلجویی و جبران کنند و حتی برای تشکیل پرونده کمک کردیم. البته انجام وظیفه بود.

احمدی‌مقدم در بخشی دیگر هم در مورد واکنش رهبر فعلی جمهوری اسلامی و به ویژه متهم شدن رادان و تبرئه شدنش می‌گوید. حتما هم راست می‌گوید، بخصوص در مورد آن تلفن رادان:

ایشان (رهبر معظم انقلاب) از حوادثی که پیش آمد خیلی مغموم و ناراحت بودند. در جلسه ای ۷ یا ۸ نفر از مسئولان همچون فرمانده سپاه، وزیر اطلاعات، دبیر شورای عالی امنیت ملی و آقای رئیسی نایب رئیس قوه قضائیه، محضر رهبر معظم انقلاب جمع بودند. صبح همان روزی که رئیس جمهور آقایان اژه ای و صفارهرندی را عزل کرد. حضرت آقا گفتند «من این جلسه را گذاشتم چون از اول نگران این حوادث و اردوکشی خیابانی بودم. متاسفانه خونی به زمین ریخته شد البته قتیل الازدحام هم داریم (کسانی که در شلوغی زیر دست و پا می مانند و کشته می شوند) اینهایی که این کارها را کردند چه جوابی دارند؟ خون هایی به زمین ریخته شده ولی این جلسه را گذاشتم زیرا می خواهم سه چهار مساله هر چه زودتر روشن شود؛ اولا کسانی که کشته شدند پرونده شان قطعی شود که اینها چه جوری کشته شدند؟ با گلوله بوده؟ به ضرب چه کسی؟ پرونده کهریزک، کوی دانشگاه و کوی سبحان (مواردی که آن روزها در صحن مجلس مطرح شد) دستگاه ها برای رسیدگی به اینها یک زمانی را اعلام کنند تا همه تمام شود. ضمن آنکه نباید حقی از کسی تضییع شود.» حتی من آن موقع یادم است که گزارشی به ایشان داده بودند که سردار رادان به کهریزک رفته است.

به رهبر معظم انقلاب خبر رسیده بود، ایشان فرموده بودند که «شدید برخورد کنید حتی اگر ایشان است باید محاکمه شود.» من بعد از چند روز فاصله در جلسه خصوصی در شهریور به حضرت آقا گفتم: «این آثار مثبتی ندارد. شاید در نیرو تاثیر منفی بگذارد.» ایشان گفتند: «چرا این حرف را می زنید؟ اگر دیگران به دلیل خطای برخی مأموران به شما حمله می کنند چرا شما باید از مامور دفاع کنید؟ شما موضوع را دست بگیرید و اعلام کنید که با مامور متخلف در هر رده ای که هست برخورد می شود.» من هم تسلیم شدم و گفتم: «آقای رادان! دادسرا احضار کرده شما تشریف ببرید.» به سردار رجب زاده هم گفتم شما هم بروید. اتفاقا خوب شد. برای آقای رادان در همان مرحله رسیدگی دادسرا منع تعقیب صادر شد چون یکی از شهود من بودم که اصلا آقای رادان خبر نداشت.

روز ۱۸ تیر سه شنبه بود. غروب پنج روز بعد ۲۳ تیر، ما در میدان، ورزش می کردیم بچه ها زنگ زده بودند و مرا پیدا نکرده بودند. به تلفن آقای رادان زنگ زدند و او به من گفت که بچه ها می گویند از کهریزک یک سری را آوردند، یکی در راه و دیگری هم نزدیک زندان اوین به کما رفته. او را به بیمارستان شهدای تجریش بردند. مگر چه کسی آنجا بوده؟ بنابراین ایشان اصلا خبر نداشت، تازه آنجا فهمید که عده ای در کهریزک بازداشت بودند. این خودش نشانه ای از بی گناهی او بود.

منبع: آق بهمن



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.