سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آخرین هشدار آیت الله توسلی پیش از مرگ نسبت به گروهی مقدس نما، واپسگرا و متحجر: دل ام...

آخرین هشدار آیت الله توسلی پیش از مرگ نسبت به گروهی مقدس نما، واپسگرا و متحجر: دل امام را هم خون کردند

چکیده :آیت الله توسلی در ادامه مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها"...


کلمه- گروه خبر: درگذشت آیت الله توسلی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام و در حین سخنرانی اعتراضی خود، یکی از اتفاقات نادر در تاریخ انقلاب به شمار می‌رود. مرحوم آیت الله توسلی در آخرین لحظات عمر شریفشان نیز در دفاع از راه و اندیشه حضرت امام(س) و بیت مکرم ایشان به رحمت ایزدی پیوست.

در این جلسه که آخرین سخنرانی وی را در پی داشت، آیت الله توسلی در مورد قضیه اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود ، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام ، فرزندان ، دوستان ، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسوول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.

مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تأثر، منقطع سخن می گفت.

آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند، خاطره ای را از دوران حیات حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد ، که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می خواستند و امام در رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: “از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده ام ، آن چیست؟” که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها ، امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید.

آیت الله توسلی در ادامه مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه” واپسگراها” رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود ، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.

متن زیر نطق کامل ایشان در جلسه شنبه 26 بهمن‌ماه 1386 مجمع تشخیص مصلحت نظام است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران متن کامل این سخنان به شرح زیر است:

آقای توسلی – ایستادند در مقابل دشمنان خارجی که این چنین به انقلاب اسلامی وفادار هستند و حضرت امام(ره) که فرمودند: «جانم فدای تک تک این ملت.» امام(ره) این ملت را شناخت و با عرض تسلیت به پیشگاه مقام معظم رهبری و ملت عزیز لبنان و حزب الله ، در رابطه با شهادت عماد مغنیه و با تاسف از اینکه در ایام دهه فجر(که از روز ورود حضرت امام (ره) تا 22 بهمن، روز خوشحالی ملت ایران و همه به یاد امام (ره) بودند.) جای تاسف است که در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام (ره) آن طور اهانتها و تهمتها و دروغ پردازیهایی شد که حتی رادیوهای بیگانه همه کلمات این سایت را نقل کردند. همانطور که حضرتعالی فرمودید ما نمی‌دانیم که چه کسی هست. اما متوجه می‌شویم که یک دستی در کار است که بیت امام (ره) و شخصیت‌های مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگی داشتند، آنها را از صحنه خارج کنند.

آقای حاج حسن آقای خمینی، دو تا مطلب ذکر کرد. که حالا منشاء آن هم، من یک خوابی که ایشان دیده بودند بگویم حدود دو ماه قبل، بعضی از بزرگان اطلاع دارند، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام(ره) به من فرمودند که: «حسن من را دارند از این خانه بیرون می‌کنند» گفتم آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می‌کند. باز خواب دیدم دوباره که امام(ره) فرمودند: «حسن من را دارند از این خانه بیرون می‌کنند.» تا سه مرتبه من این خواب را دیدم. البته من نمی‌گویم که خواب حجت است، اما گاهی خوابهایی است که انسان از آنها چیزهایی را متوجه می‌شود. من در کلمات حضرت امام(ره) مطالعه کردم و دیدم که این پیش بینی را خود امام(ره) کرده است:« در تاریخ 23 آبان 61، اینجانب هیچگاه میل نداشتم و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم یا دفاعی کنم. لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق (جل و علا) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است. و در نزد مسلمان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم. اما در پیش گروههایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم. و احتمال قوی می‌دهم که پس از من برای انتقام جویی از من به بعضی نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا می‌دانم بزنند. و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند. و احیانا به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگیرند.» این نامه‌ای است مفصل از امام(ره).

آقای هاشمی(رئیس) – این نامه کجا است؟ آیا این نامه چاپ شده؟
آقای توسلی – بله، عین نامه هست. البته این نامه مفصل است و من قسمتی از آن را خواندم.
آقای هاشمی(رئیس) – این در صحیفه نور و اینها هم هست؟
آقای توسلی – در صحیفه امام (ره) هست، و در وعده دیدار امام (ره) هست. این نامه در وعده دیدار امام (ره) هست و این نامه ای است.
آقای صانعی – در دو سه جا هست.
آقای توسلی – این نامه در دو، سه جا هست. شما ببینید آقای حاج حسن آقا یک مسئولیتش نگهداری … ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) مربوط به ایشان است. و اگر او نخواهد، امام(ره) را حفظ کند و کلمات امام(ره) را نگهداری کند، خوب چه کسی باید بکند؟ حاج حسن آقا یک کسی است که هم تولیت آستانه حرم امام(ره) را دارد و هم مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) است. خوب وقتی که نگاه می‌کند و می‌بیند که کلمات امام(ره) دارد طور دیگری معنا می‌شود.
این وصیت نامه امام(ره) است در بند (ل) وصیت نامه: وصیت برادرانه من در این آخرین قدمهای آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم، آن است که: ای عزیزان که به اسلام عشق می‌ورزید، بیدار باشید و هوشیار. وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که از مقررات نظام، عدم دخول در احزاب و گروهها و جبهه‌ها است، به آن عمل نمایید و قوای مسلح، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، درهیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظام خود را حفظ کنند.»
امام(ره) در آنجا می‌فرمایند: به عنوان دفاع از من، ارزشهای انقلاب امام(ره) فقط به روضه خوانی و سینه زنی و اینها نیست. ارزشهای انقلاب امام(ره) به آن چیزهایی است که امام(ره) از آنها خون دل می‌خورد. شما ببینید منشور روحانیت امام(ره) در سال 67 است. می‌فرمایند که در 15 خرداد 42، مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر اینها بود مقابله را آسان می نمود. بلکه علاوه بر آن گلوله حیله مقدس نمایی، تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. عده‌ای مقدس نمای واپس‌گرا، همه چیز را حرام می‌دانستند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی‌ها دیگران نخورده است.
امام(ره) آمد ارزشهای انقلاب را که بگوید تهمت نزنید، دروغ نگویید، ریا نکنید. من یک روز داشتم می‌رفتم در اتفاق، دیدم که مرحوم حاج احمد آقا، با یکی از دوستان دارند صحبت می‌کنند و به ایشان می‌گویند که امروز خدمت امام(ره) نروید ایشان هر روز خدمت امام(ره) می‌رفتند. ایشان گفتند: که برای چه؟ حاج احمد آقا فرمودند: آیا شما در جایی صحبتی کردید؟ ایشان گفت:‌ بله، فرمودند که امام(ره) صحبت‌های شما را گوش کرده، شما در صحبت‌هایتان ظاهرا یک چیزهایی گفتید که مثلا گفتید امام(ره) خدمت امام زمان(عج) می‌رسد. فریاد امام(ره) بلند شد که:« این نسبتها چه هست که به من می‌دهند. من هم خودم یک فرد عادی هستم. چرا این حرفها را به من نسبت می‌دهند. این حرفها چه هست که نسبت به من می‌زنند.» شما خودتان در خاطرتان هست.

آقای هاشمی(رئیس) – این مسئله چه بود؟ آیا این مسئله سری است.
آقای توسلی – حالا نام ایشان را من چرا ببرم. اگر خواستید من به طور خصوصی به شما می‌گویم.
آقای هاشمی(رئیس) – حالا در مجمع که، در حضور آقایان ایرادی ندارد.
آقای توسلی – عرض شود که آن چیزی که شما خودتان می‌دانید، آن سه نفری که آمدند و می‌خواستند بگویند که ما خدمت امام زمان(عج) می‌رسیم، شما واسطه بودید. دو نفر مرد بودند و یک خانم بود.
آقای هاشمی(رئیس) – نه یک زن و شوهر بودند.
آقای توسلی – به هر حال، یک کتاب خطی هم آوردند و بردند خدمت امام(ره) رسیدند و گفتند که ما خدمت امام زمان(عج) می‌رسیم. امام(ره) فرمودند که من «سه تا سئوال دارم»، اول اینها را از آقا سئوال کنید و برای من بیاورید، من با شما صحبت می‌کنم.
1- حادثه ی ربط حادث به قدیم برای من لاینحل مانده است
2- آن چیزی که من به آن خیلی علاقه دارم چه هست؟
3- و یک چیزی هم گم کرده‌ام که آن چه هست؟
مقصود امام(ره) از آن گم شده است …
آقای هاشمی(رئیس) – ایشان به یک عکسی علاقه مند بودند.

آقای توسلی – که مقصود ایشان یکی از دیوان ایشان بود و یکی هم عکس رسول الله که روبروی امام(ره) در اتاقشان عکس مبارک رسول الله بود. بنا شد که بروند و خبر بیاورند، دو روز آمدند و سر سه راه، به مرحوم حاج احمد آقا، فرمودند که:« برو ببین که چه می‌گویند».

من متوجه نشدم که چه چیزی گفتند به مرحوم حاج احمد آقا، که وقتی برگشت، امام(ره) فرمودند و به ایشان گفت:« شیادها، دست از این حرفهایتان بردارید و دنبال این شیادی‌ها نروید.» برنامه امام(ره) این بود، نمی‌خواستند مردم را با این حرفها سرگرم کند. و حرف امام (ره) این بود ….



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

2 پاسخ به “آخرین هشدار آیت الله توسلی پیش از مرگ نسبت به گروهی مقدس نما، واپسگرا و متحجر: دل امام را هم خون کردند”

  1. ناشناس آشنا گفت:

    دل تمام ملت را خون کردند!

    دل یاران راستینت را خون کردند!

    دل انسانها و مسلمانان را خون کردند!

  2. صادق گفت:

    اين مطلب بيشتر از همه به درد خامنه اي ميخوره كه اينگونه به مصباح و دارودستش وابسته شده!