سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سعید معیدفر: نابسامانی های سیاسی و اقتصادی عامل افزایش جرائم هستند...

سعید معیدفر: نابسامانی های سیاسی و اقتصادی عامل افزایش جرائم هستند

چکیده :عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با هم رابطه ای تنگاتنگ دارند و تغییر در یکی، تغیر در دو جزء دیگر را در پی خواهد داشت. ما در یک سال گذشته ناملایمات اقتصادی و سیاسی زیادی داشتیم اما این نابسامانی ها ناشی از مشکلاتی است که پیشتر در زمینه های اقتصادی و اجتماعی به وجود آمده بودند. من در سالهای گذشته با موضوع فروپاشی اجتماع مخالف بودم و همواره می گفتم در شرایط فروپاشی اجتماعی نیستیم چون پتانسیل هایی برای استقرار نظم را داریم.اما این روزها به این نتیجه رسیده ام که بسیاری از این پتانسیل ها در حال تهی شدن...


یک جامعه شناس علت افزایش آمار جرائم طی یک سال گذشته را ناشی از نوعی ناهنجاری در جامعه تعریف کرد و گفت : خشونت و بزهکاری سازمان‌یافته مربوط به اقشار برخوردار جامعه است که تعدادشان هم زیاد نیست، اما اکنون شرایط به گونه‌اي شده که ۱۰هزارتومان پول نقد در جیب هم مي‌تواند با خطر زورگیری مواجه شود.

«سعید معیدفر» دانشیار سابق گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در گفتگو با الف گفت: افزایش جرائم و ناهنجاری های اجتماعی طی یک سال اخیر علت های متفاوتی می تواند داشته باشد، نکته ای که حائز اهمیت است این است که چه عواملی زمینه ساز گسترش آسیب ها و ناهنجارهای اجتماعی طی یکسال اخیر شده اند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: وقتی که تصور نظم و ثبات در یک جامعه ای تغییر پیدا می کند، این موضوع بر روی شرایط روانی انسان ها نیز تاثیر می گذارد و آنها را وادار به موضع گیری در برابر قانون و مسائل اجتماعی می کند. اکنون جامعه دچار بی‌هنجاری شده است.

این جامعه شناس گفت: مسلماً وقتی شرایط اجتماعی، یک شرایط منسجم و دارای همبستگی باشد و در آن شرایط افراد احساس خوبی از استقرار نظم و امنیت داشته باشند، احتمال خطا کردن پایین می آید. به عبارت دیگر چون شرایط روانی جامعه مثبت است میزان ناهنجاری ها نیز کاهش پیدا می کند. اما وقتی تصور انسان ها از شرایط اجتماعی تغییر می کند و احساس بی هنجاری، بی ثباتی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بکنند باعث بر هم ریختن شرایط روحی و روانی یک جامعه می شود و این مسبب افزایش جرائم در جامعه است.

سعید معید‌فر در مورد علل و عوامل رخداد این آسیب‌ها گفت: وقتی تلقی فرد از جامعه این باشد که هر چیزی حساب و کتاب خود را دارد و اگر بخواهد موفق شوند باید تن به مقررات و قوانین بدهند، اینجا فرد آمادگی تبعیت از نظم اجتماعی را دارد. اما اگر این معیارهای اجتماعی به هم بخورد و فرد بفهمد که با تبعیت از مقررات به جایی نمی رسد و قانون در تمام سطوح رعایت نمی شود باعث ایجاد هرج و مرج می شود.

این جامعه‌شناس تأکید کرد: در یک سال اخیر به دلیل دگرگونی در حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرایط خاصی بر جامعه حاکم شده است. به نوعی نگرانی اجتماعی و احساس بی نظمی در جامعه نسبت به گذشته بالاتر رفته است. در چنین شرایطی جامعه محیای بی نظمی می شود.

دکتر معید‌فر اشاره کرد: در هرجامعه ای، زمینه وقوع جرم همواره مهیا است اما هنگامی که آمارجرائم در یک دوره افزایش پیدا می کند، این ناشی از شرایط نابسامان سیاسی واقتصادی است. این یک هشدار و آلارم است و به اصطلاح جامعه شناسان جامعه در حال علامت دادن است که وضعیت اجتماع در حال به هم ریختن است. بنابراین باید آمادگی این را داشته باشیم که جرم و جنایت افزایش پیدا بکند.

وی با اشاره به مشکلات اقتصادی تأکید کرد: ممکن است در یک سال گذشته علت این جرائم، مسائل اقتصادی باشد اما به لحاظ جامعه شناسی این بحران اقتصادی نیز خود تابع بحران های اجتماعی و سیاسی است و مشکلات اقتصادی به یک باره به وجود نمی آید. ممکن است وضعیت اقتصادی جامعه زیاد به هم ریخته نباشد اما به دلیل نابه سامانی های اجتماعی و سیاسی، با یک سخنرانی، یک صحبت و حرکت نابخردانه شرایط جامعه زیر و رو می شود.

وی معتقد است: عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با هم رابطه ای تنگاتنگ دارند و تغییر در یکی، تغیر در دو جزء دیگر را در پی خواهد داشت. ما در یک سال گذشته ناملایمات اقتصادی و سیاسی زیادی داشتیم اما این نابسامانی ها ناشی از مشکلاتی است که پیشتر در زمینه های اقتصادی و اجتماعی به وجود آمده بودند. من در سالهای گذشته با موضوع فروپاشی اجتماع مخالف بودم و همواره می گفتم در شرایط فروپاشی اجتماعی نیستیم چون پتانسیل هایی برای استقرار نظم را داریم.

معید‌فر وضعیت فعلی را نگران‌کننده دانست و افزود: اما این روزها به این نتیجه رسیده ام که بسیاری از این پتانسیل ها در حال تهی شدن است، علائم آن هم بحران های جدی است که در خانواده ایرانی در حال اتفاق است. خانواده ایرانی تنها نهادی است که توانسته است تاکنون در کشاکش بحران های بزرگ جامعه مانند ضربه گیر عمل کند، اما امروزه این فشارها آنقدر سهمگین شده که همانطور که ملاحظه می کنید خانواده هم دچار سختی هایی شده است.

به گفته این استاد دانشگاه، اکنون خانوده ایرانی یکی از کانون های خشونت شده است. آمارهایی که منتشر می شود نشان می دهد که بسیاری از قتل ها در محیط خانه و خانواده در حال وقوع است. درصد بالایی از قتل ها، قتل پدر و مادر، همسران و برداران به طرز فجیع در خانواده انجام می گیرد. اینها حاکی از این است که خانواده ای که تاکنون می توانست به عنوان ضربه گیر عمل کند و جلوی فروپاشی را بگیرد امروز به دلیل تلاطم های اقتصادی و اجتماعی قدرت خود را از دست داده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر بحران معیشتی را که در حال شدت گرفتن است اضافه کنیم، این تکمیل می شود. بنابراین یک علامت بسیار هشدار دهنده ای از روند فروپاشی اجتماعی را مشاهده می کنیم. دیگر علت بروز جرائم، به وضعیت ارزشها و هنجارهای اجتماعی درون جامعه ما بستگی دارد. آنچه یک جامعه را حفظ می کند ارزشهای یک جامعه و اعتمادی که نسبت به آن ارزشها در آن جامعه وجود دارد، است.

وی معتقد است: بر اساس آن ارزشها، هنجارهای اجتماعی و قواعدی که بین آدمها مورد احترام است تنظیم می شود. متاسفانه امروزه در جامعه به دلیل هدف گذاری ناصحیح به جای اینکه احترام زیادی به ارزشهای جامعه داشته باشیم آنها را رها کرده ایم. امروزه انسجامی که در بحث ارزشها که باید بین دولت و مردم وجود داشته باشد، دچار خدشه شده است. یعنی دولت که باید حافظ و کمک کننده ارزشهای موجود اجتماعی باشد عملاً خود را از این حوزه خارج کرده است و به ارزشهای دیگر می پردازد که اولویت کمتری دارند.

این جامعه شناس افزود: اکنون دو دسته ارزشهایی که یکی در متن اجتماعی و دیگری در دولت وجود دارد با هم در تزاحم قرار گرفته اند و همدیگر را طرد می کنند. تقابل میان این دو حوزه ارزشهای دولت و ارزشهای جامعه باعث انشقاق و حذف ارزشهای اجتماعی شده و از طرف دیگر هم دولت به نوعی با لجاجت، روبروی ارزشهای اجتماعی قرار گرفته است. نتیجه این قضیه نیز این است که مانع یک انسجام ارزشی می شود.

رئیس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران گفت: این باعث ایجاد بحران مشروعیت می شود و وقتی که این اتفاق افتاد، خود به خود هنجاری که بر مبنای آن شکل گرفته نیز اعتبار خود را از دست می دهد. در چنین جامعه ای که یک نوع تضادی میان بدنه و سر ایجاد شده، موجب گشته که هم ارزشهای اجتماعی در چالش جدی قرار گیرند و هم هنجاری که مبتنی بر این ارزشها هستند.

معید‌فر در خاتمه افزود: با این اوضاع، نرخ رشد جرائم نیز بیشتر می شود، اگر اکنون کمی کنترل داریم نیز به دلیل وجود نیروهای انتظامی و امنیتی است. امروزه فشاری که بر روی نیروی انتظامی است باعث شده که این نیرو طاقت خود را از دست بدهد. قتل ستار بهشتی یکی از علائم بود، نیرویی که تجت فشار است دیگر نمی تواند ضابطه مند عمل کند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

3 پاسخ به “سعید معیدفر: نابسامانی های سیاسی و اقتصادی عامل افزایش جرائم هستند”

  1. کیوان گفت:

    رهبری که خود را انقلابی بداند و تفسیرش از انقلاب یک دندگی و لجبازی و در گیر شدن با قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان و پرورش تروریست و خشونت در سطح منطقه و جهان باشد و در داخل سرکوب نخبگان و پنهان کاری از مردم و پرورش واپسگرائی و رواج خشونت در جا معه و کاری به سر نوشت طبقه پائین و متوسط نداشته باشد و غیر مسئو لانه شعار بدهد و مسائل را هم وارونه جلوه دهد و از مسئولین بخواهد که بی اخلاقی نکنید و منظورش از بی اخلاقی این است که همدیگر را لو ندهید و فساد رشوه خواری و اختلاس و رانت خوری ها را رو نکنید و هزار بی خردی دیگر و همه این بی خردی ها را به پای انقلابی بودن بنویسد . نتیجه هم همین می شود که کشور به این روز برسد گرانی تورم نا هنجاری زورگیری رشوه خواری چنان تا پوست و استخوان جا معه را گرفته که فر زند ایت الله لاریجانی املی تقا ضای رشوه ملیاردی و اپارتمان ویلائی با 700 متر زیر بنا را می کند و برادرانش هم هر کدام جوری از اختلاس گران و رشوه خواران حمایت می کنند

  2. Yasooj گفت:

    مقام عظمى در آن موقع كه از نشئه سركوب مطالبات حق مردم هنوز كيفور بود
    يكبار گفت ” كدام بحران ؟! “. طبيعى است كه ايشان قبلا پيش خودش فكر ميكرده
    ” كدام اصلاحات ؟ ” و از آن نتيجه ميگرفته كه اينها همه ويروس است و بهتر
    است با همان برادران لاريجانى و باند انحرافى احمدى نژاد و ولايتى كار
    بكند كه اين مسايل جزيى و فرعى را به جاى مسايل كلى و اصلى جا نميزنند و از
    آنجا هم به داشتن اينهمه ” بصيرت ” دچار خودشيفتگى مضاعف ميشد. سال حمايت
    از توليد و سرمايه ايرانى كه خيلى موفق بود مانده ام ايشان اين رو را از كجا
    مياورد كه باز يك اسم جديد ديگه براى سال آينده بگذاره ؟!

  3. ایران داد عمارلویی گفت:

    از دوستان خواهش میکنم مصاحبه جناب دکتر سریع القلم را که در مجله اگر اشتباه نکنم نام جوان را به یدک داشت؛هر چند جوان به اعدام محکوم و حکم عندالمطالبه ی قدرت به اجرا در امد تا اقایان در پر قو و در ویلاهای انچنانی به خواب خرگوشی به سر ببرند و با اوردن ایه,روایت,حدیث,با شیره ملایر,بر سر ملت شیره بمالند؛چه خیالشان باشد که جوان بمیرد؛شیشه ای باشد؛حشیشی باشد؟شاید این جماعت دروغزن بخواهند صباحی باشند که واقعن اسم حسن برازنده اش بود انچنان در زهد و ورع به سر میبرد که همراهان از شدت درستی رفتار و کردار ان حسن خود از جان میگذشتند و فدایی بودند و شد ان چیزی که در تاریخ با تمام تحریف رقبا ماند و خواهد ماند.مطالعه بفرمایند.به قدری روشن؛هم دو پهلو و چند پهلو جان و جام کلام را در تتمیم و تکمیل نوشته بالا تبیین نموده اند.هر چند زعمای امور همه را دیشلمه فرض نموده و با قند فریمان کوفت جان میفرمایند.بماند که از دیر باز خود را اماده کرده اند که دمار از روزگار ایران در اورده و اورند هم چنان چه تا کنون از این کار کم مایه نگذاشته اند.گور بابای مردم و خصوصن انهایی که در انقلاب بودند و سهم داشتند و با جان و دل مایه نمودند تا دست موتلفه ای و موتلفه باز از سر سرمایه مملکت بگذرند و ان دستانی که به سفیدی شیر خوردنی میماند و تفاوتی بزرگ دارد با دست یک کارگر و کشاورز؛با دروغ و دغل و وعده و وعید پدر صاحب بچه و صاحب مملکت را در اوردند و به ریش 99 در 100 مردم خندیدند و هنوز هم بادام نشخوار میکنند و حتی در مخیله انها نمیگنجد که نکند روزی انها را به کار گل گیرند و 5 نفر از راس موتلفه به شغل شریف نان در ار,شاطر؛خمیر گیر و..مفتخر شوند چون تنها شغل شریفشان دغل و دروغ و تهمت و دونگ میباشد.سواد و فهم درست و حسابی هم که ندارند تا پول هست؟تا قدرت وجود دارد؟تا تفنگ است؟در اخر تا ایران به فنا نرفته است که دارد میرود تازه با این همه تعریف و تمجید و خود گویی و خود خندی؛یادشان افتاده است که موسوی نامی که ایران نگه داشت در اب نمک بوده است؛به خدا اینها نه دین دارند نه به خدایی باور؟خدا و باور اینها فقط مرگ و نیستی مردم است و حسابهایی که حسابش را کرام الکاتبین هم نمی داند و انقدر برده اند و خورده اند که مغزشان تهی شده است؟هر چند حیف است که شما را بشر بدانیم؟شما اندازه یک پشه که فقط کارش گزیذن است فقط نیش میزنید انهم در حمامی زنانه ادعای مردی و مردانگی میکنید؟شرف که؛نه خوردنیست و نه کشیدنی؟شکم گنده کردید و از جبن و ترستان جرات ندارید و اگر در خود جربزه ای میبینید کافیست یکساعت این دروازه بی در و پیکر رسانه زرغامی و…در اختیار این اقایان زندانی بگذارید تا سیه ر وی شود هر که در او غش باشد؟متاسفانه انقدر درد فراوان است که فکر هم درست کار نمی کند؟به شعری از پوریای ولی با مضمون این که افتاده را نباید زد؟هر چند میر ما و شیخ ما همچون دماوند ایستاده اند.شما ها و همپالگی هایتان مثل …حلاج داریذ میلرزید؟روزی ببینم که از کرده پشیمان باشید و گریزگاهی هم نباشد که نیست؟ولی ما به خواسته شیخ و میر ومردم با احترام وعزت شما را از خر ملا پیاده خواهیم کرد.