سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اوین، حرای عشق/ شعری از مصطفی بادکوبه ای...

اوین، حرای عشق/ شعری از مصطفی بادکوبه ای

چکیده :سرودم گر زمانی "رنج مردم" / به صحرای حماسه گر شدم گم / گر از خاک اهورایی سرودم / وگر از کیش بینایی سرودم / اگر سر داده ام آوای میهن / وگر گفتم من از غم های میهن / اگر از ظلم ها فریاد کردم / هوای میهنی آزاد کردم / بشر را من "عیال الله" دیدم / به هر جسمی دلی آگاه دیدم / ندا می داد خون هر "ندا"یی / که ما را با خدا نبود جدایی / اگر ظلمی رود بر خانه ی مور / سلیمان از ولای حق شود دور / اوین دیگر مرا ماتم سرا نیست / به غیر غار حق رنگ خدا نیست / خدا و خلق را یکباره دیدم / پیام هر دو را یکسان شنیدم / دلم شد خانقاه حضرت دوست / که چشم جان من پیوسته با اوست...


مصطفی بادکوبه‌ای، شاعر معاصر که سال گذشته در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به سه سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شعرخوانی در انجمن‌ها و سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شده بود و این روزها دوران حبس خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین می گذراند، در شعری تازه که به مناسبت ولادت پیامبر در زندان سروده، گفته است: …اوین من کم از غار “حرا” نیست/ اگرچه هیچ کس چون مصطفی(ص) نیست/ در باغ رسالت بسته باشد/ ولی الهام حق پیوسته باشد/ اوین غار حرای عشق باشد/ پر از شور و نوای عشق باشد/ دل است و از همه جز “او” بریدن/ کلامی غیر او را ناشنیدن/ منم مهمان او در قعر این غار/ مرا با میزبان خویش، بگذار/ اوین غار است، اما غار یار است/ اگرچه غمزده از چوب دار است..

به گزارش کلمه، مصطفی بادکوبه ای، طی سال های گذشته در انتقاد از محمود احمدی نژاد شعرهای فراوانی سروده. او پس از اعتراضات مردمی به اعلام نام محمود احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات خرداد ۸۸، شعرهایی نیز در حمایت از جنبش سبز، جنبش اعتراضی مردم، سرود. دو شعر “فتنه گران” و همچنین “وطن” که توسط خود او و در جلسات شعرخوانی خوانده شده بود، با استقبال مردم و کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی رو به رو شد.

متن کامل شعر جدید مصطفی بادکوبه ای در زندان اوین به مناسبت ولادت پیامبر که در اختیار کلمه قرار گرفته، در زیر می آید:

اوین من کم از غار “حرا” نیست
اگرچه هیچ کس چون مصطفی(ص) نیست

در باغ رسالت بسته باشد
ولی الهام حق پیوسته باشد

هم او خاتم، هم او خاتم در این سیر
ولیکن باز باشد صد در خیر

اوین غار حرای عشق باشد
پر از شور و نوای عشق باشد

دل است و ذات آن بی چون بی چون
بریده از گذشته، غرق اکنون

دل است و لذت دیدار محبوب
به دار عشق حق، یک باره مصلوب

دل است و از همه جز “او” بریدن
کلامی غیر او را ناشنیدن

دل است و از خودی خویش مردن
بدون خویش با “او” ره سپردن

اگر جبریل آید، وحی آرد
دلم او را به هیچستان سپارد

نمی جویم از او جز ذات او را
به دین خواهان بده آیات او را

منم مهمان او در قعر این غار
مرا با میزبان خویش، بگذار

مرا رنجی ز شیخ و محتسب نیست
نگاهم سوی خلق ملتهب نیست

اوین غار است، اما غار یار است
اگرچه غمزده از چوب دار است

چه بر تخت و چه زیر دار باشم
همیشه میهمان یار باشم

* * *

سرودم گر زمانی “رنج مردم”
به صحرای حماسه گر شدم گم

گر از خاک اهورایی سرودم
وگر از کیش بینایی سرودم

اگر سر داده ام آوای میهن
وگر گفتم من از غم های میهن

اگر از ظلم ها فریاد کردم
هوای میهنی آزاد کردم

بشر را من “عیال الله” دیدم
به هر جسمی دلی آگاه دیدم

ندا می داد خون هر “ندا”یی
که ما را با خدا نبود جدایی

اگر ظلمی رود بر خانه ی مور
سلیمان از ولای حق شود دور

اوین دیگر مرا ماتم سرا نیست
به غیر غار حق رنگ خدا نیست

خدا و خلق را یکباره دیدم
پیام هر دو را یکسان شنیدم

دلم شد خانقاه حضرت دوست
که چشم جان من پیوسته با اوست

کمر در خدمت مخلوق بستم
“امید” م را بدان معشوق بستم

زندان اوین
بهمن ماه 91
مصطفی بادکوبه ای هزاره (امید)



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

2 پاسخ به “اوین، حرای عشق/ شعری از مصطفی بادکوبه ای”

  1. کامران گفت:

    درود بر شاعر جنبش سبز

  2. Panahi Nari گفت:

    ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺁﺯاﺩﻩ