سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اولویت کدام است؛ حل مساله هسته ای یا دعوا بر سر میزبان مذاکرات؟...

اولویت کدام است؛ حل مساله هسته ای یا دعوا بر سر میزبان مذاکرات؟

چکیده :برخلاف تصورات اولیه تیم مذاکره کننده ایران در دولتهای نهم و دهم، اکنون کاملا روشن شده است که با تاثیر گذاری تحریم ها بر اقتصاد ملی ما و تحمیل انزوای سیاسی در عرصه بین المللی ناشی از قطعنامه های شورای امنیت، اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا، عنصر "زمان" بر خلاف مصالح و منافع ایران در حال حرکت است. ...


کلمه – جاوید قربان اوغلی:

ایران در اقدامی غیرقابل توجیه قاهره را برای میزبانی دور جدید مذاکرات هسته ای مطرح کرد، پیشنهادی که با مخالفت گروه 1+5 و عدم استقبال مصر روبرو شد. در همین رابطه، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه که کشورش از طرف های مذاکره کننده هسته ای با ایران در گروه 1+5 است، با ادبیاتی غیر دیپلماتیک ایران و گروه 1+5 مورد شماتت قرارداد و مدعی شد طرفین بر سر مکان مذاکره لجبازی می کنند. فارغ از اینکه با اظهارات وزیر امور خارجه روسیه موافق باشیم و یا با آن مخالف کنیم باید بر این واقعیت صحه گذاشت که ایران هم در استراتژی و هم در تاکتیک دچار خطایی بزرگ در یکی از اصلی ترین چالش های سیاست خارجی خود طی دهه گذشته شده است.

برخلاف تصورات اولیه تیم مذاکره کننده ایران در دولتهای نهم و دهم، اکنون کاملا روشن شده است که با تاثیر گذاری تحریم ها بر اقتصاد ملی ما و تحمیل انزوای سیاسی در عرصه بین المللی ناشی از قطعنامه های شورای امنیت، اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا، عنصر “زمان” بر خلاف مصالح و منافع ایران در حال حرکت است. البته این موضوع اصلی این یادداشت نیست و پاسخ به این مساله درعهده کسانی است که زمانی قطعنامه های شورای امنیت و تحریمها را به سخره گرفته و با ادبیاتی نامانوس و غیر دیپلماتیک و حتی بدور از ادب و متانت ملت کهن ایران در باره آن سخن گفتند.

نگاهی گذرا به روند پرونده هسته ای ایران از زمان روی کار آمدن دولت نهم و تغییراتی که هم در تیم مذاکره کننده و به تبع آن مواضع و ادبیات مذاکراتی رخ داده نمایانگر خطای استراتژیک ایران در پیشبرد این چالش مهمی است که خواه و ناخواه امروز ابعاد بین المللی آن بگونه ای برجسته شده که امکان دستیابی به راه حلی آبرومندانه با طرفهای اولیه را کاملا غیر ممکن ساخته است. روشن است که تصمیمات مربوط به مذاکرات هسته ای در سطح عالی کشور اتخاذ می شود اما باید قبول کرد که “مذاکره کننده” نقش مهمی در این مساله دارد. فکر می کنم حتی اگر حافظه نزدیک ما هم دچار خطا شود می توان به سهولت از طریق مراجعه به آرشیو رسانه ملی و بیرون کشیدن پیشنهادات تیم مذاکراتی ایران در 7 سال گذشته دریافت که ما چگونه موضوعاتی غیر ضروری( و حتی غیر قابل اجرا) را به عنوان پیشنهاداتی باصطلاح انقلابی روی میز مذاکره قرار دادیم و به جای تدوین راهبرد های حل بحران مسائلی را مطرح کردیم که نه دغدغه اصلی ما بود و نه در استراتژی ملی ما جایگاهی داشت. مسائلی همچون جهان عاری از سلاح هسته ای، مدیریت جهان و قس علیهذا. این رویکرد در کنار دیپلماسی ماجراجویانه و تخریبی احمدی نژاد در دوره اول ریاست جمهوری باعث شد مساله هسته ای با موضوعاتی پیوند بخورد که ضرورتی نداشت. کما اینکه درک واقعیت های ناشی از تاثیرات تحریم هایی که قرار بود به اندازه ورق پاره ای هم ارزشش نداشته باشد، یکی دو سال است که جناب ایشان و دیگر مسئولان این پرونده حساس را به تغییر ادبیات خود وادار کرده و دیگر از حل مسائل لاهوت و ناسوت در ارتباط با پرونده هسته ای ایران سخنی درمیان نیست. امید است که این تغییر لحن و فروکش کردن ادبیات تخریبی ناشی از غلبه عقلانیت بر احساسات و اولویت حل این معضل بر استفاده ابزاری از آن در سیاستهای داخلی باشد.

اما با وجود گذر از آن مرحله، به نظر می رسد قرار است این بار خطای در تاکتیک ها همچنان وصله ای بر این موضوع حساس، ملی و بین المللی، مانع از پیشرفت در مذاکرات به عنوان اولویت اصلی این پرونده و تنها گزینه ای که به نفع کشورمان است، گردد. واقعیت این است که اگر ما به دنبال حل مساله هسته ای هستیم نباید بر سر مکان مذاکره چانه زنی کنیم و هر روز پایتختی را برای خروج از انزوایی که ناشی از سیاستهای ماجراجویانه دولت در عرصه سیاست خارجی طی 7 سال گذشته است برای دور جدید مذاکرات مطرح کنیم. تردید نباید کرد که این موضوع با هر انگیزه ای که باشد به نفع ما نیست چرا که همانطور که گفته شد عنصر زمان بر خلاف مصالح و منافع ما به سرعت در حال حرکت است.

روشن است که اولویت اصلی ایران باید بر حل مساله از طریق مذاکرات سازنده، استفاده از لابی کشورهای تاثیرگذار و شفاف سازی در مباحث فنی با آژانس در مذاکرات هسته ای باشد. احتمالا یکی از دلایل پیشنهاد کشورهای مختلف برای میزبانی این است که تهران می خواهد با وارد کردن ظرفیت دیگر کشورهای بظاهر دوست در مناطق مختلف جهان قدرت چانه زنی خود را افزایش دهد. اما مثل ما در عرصه روابط خارجی برای استفاده از این تاکتیک هم” از قضا اسکنجبین صفرا فزود” است و سابقه کار دو سال قبل ما در وارد کردن ترکیه و برزیل در مذاکرات هسته ای تاکیدی بر شکست این تاکتیک است. ضمن اینکه طرفهای مطرح امتیاز سیاسی بزرگی را بدست آوردند بدون آنکه ما به ازایی در برابر آن به ایران به عنوان پیشنهاد دهنده داده باشند. ناگفته پیداست ورود کشورهای جدید در مذاکراتی در سطح بین المللی امتیاز سیاسی زیادی است که به آن کشور داده می شود.

اکنون پس از آن تجربه ناخوشایند تاکتیک “کشور میزبان” به معضلی دیگر در این پرونده شده است. زمانی که عراق را برای میزبان مذاکرات پیشنهاد کردیم علیرغم نا همخوانی با اصل مساله که پیشبرد مذاکرات است، با توجه به اینکه عراق کشور همسایه، دوست و متحد جمهوری اسلامی است که ایران منافع استراتژیک زیادی در این کشور دارد این گزینه قابل توجیه بود، اما میزبانی مصر چه منفعتی برای موضوع هسته ای ما دارد و ما در قبال امتیاز سیاسی بزرگی که از طریق میزبانی به مصر می دهیم از قاهره چه دریافت خواهیم کرد؟ اگر هدف مطرح کنندگان این گزینه غمزه ای به مصر برای پیشرفتی در روابط دوجانبه است که باید در هوش سیاسی مسولان طراز اول کشور باید تردید کرد. فارغ از اینکه مصر در حال حاضر دچار بی ثباتی سیاسی است و اخوان المسلمین و محمد مرسی، رئیس جمهور این کشور هر روز از چاله ای در نیامده در چاهی سقوط می کنند تا اینکه وارثان فرعون مصر وادار به بازگشت به “شرایط فوق العاده ” شده اند، ابراز تمایل های مکرر تهران برای از سرگیری روابط کامل دیپلماتیک ( که باید آن به التماس تعبیر کرد) پاسخی نداده اند. به تعبیر دیپلماتیک تر قاهره برای از سرگیری روابط دیپلماتیک با ایران هیچ شتابی ندارد و این مساله به هر دلیلی که خارج از موضوع این یادداشت است، در اولویت چندم این کشور قرار دارد ضمن اینکه بی علاقگی مصر و برخورد سرد قاهره با این امتیاز بزرگ، از زمانی که پیشنهاد میزبانی اش توسط صالحی مطرح شده نوعی توهین به کشورمان است که متاسفانه مسولین خواسته و ناخواسته بدان توجه ندارند ونتیجه این پیشنهادات و ابتکارهای مشعشع آقایان از دست رفتن زمان برای ایران است.

بدون اینکه قصد دفاع از ترکیه یا هر کشور دیگری را داشته باشم ولی باید اذعان کرد که علیرغم مشکلات سیاسی در روابط تهران – آنکارا به خصوص بر سر سوریه، این کشور تا کنون چندین بار میزبان مذاکرات هسته ای ایران بوده و برگزاری مجدد در آن هیچ شائبه سیاسی را در پی نخواهد داشت و حتی اگر به هر دلیل نباید بار دیگر مذاکرات را در استانبول برگزار کرد، می توان مکان دیگری مانند ژنو، تهران ( مشروط بر قبول ورود نماینده آمریکا در تیم مذاکراتی به ایران ) و یا حتی هر پایتخت دیگری را که در پرونده هسته ای به طور مستقیم دخیل هستند. پیشنهاد کرد. مهم این است که اولویت ما در این زمینه نه مکان نشست، بلکه حل مساله هسته ای ایران باشد. ما باید به دنیا نشان دهیم که آماده مذاکره هستیم و طرف دیگر است که مذاکره را نمی پذیرد. ما باید به دنبال ادامه مذاکره بدون پافشاری بر مکانی خاص برای مذاکرات باشیم. حتی برای جلوگیری از تکرار مشکل در خصوص مکان مذاکره، می توان یک کشور ثابت را برای گفت و گو های هسته ای انتخاب کرد. مخلص کلام اینکه حل مساله هسته ای ایران از طریق ادامه مذاکرات باید در دستور کار باشد و مسائل فرعی مانند مکان مذاکره باید از کانون توجه ها خارج شوند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.