سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روزشمار انتخابات ۱۱ بهمن ۱۳۸۷/ یادداشت خواندنی سید علیرضا بهشتی شیرازی در کلمه درب...
» هشت خبر تخریبی علیه خاتمی در خبرگزاری سپاه، تنها در یک روز

روزشمار انتخابات ۱۱ بهمن ۱۳۸۷/ یادداشت خواندنی سید علیرضا بهشتی شیرازی در کلمه درباره حضور خاتمی یا موسوی در انتخابات

چکیده :خبرگزاری فارس چهار سال پیش در چنین روزی، در حالی که گمانه زنی ها درباره اعلام کاندیداتوری خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر می شد، تنها در یک روز 8 خبر علیه خاتمی بر روی خروجی سایت خود منتشر کرد. بهانه این سایت برای تخریب خاتمی، بخشی از سخنان او درباره منافقین بود که اعلام کرد: «در گذشته كاري شد كه همه دنيا گفت منافقين تروريست هستند، اما امروز چه كرده‌ايم و چه شده است كه نام آنها از ليست تروريست در آمده است؛ آيا اين خدمت به خون شهيدان است؟»...


روزشمار تاریخ؛ انتخابات دهم

هشت خبر تخریبی علیه خاتمی در خبرگزاری سپاه، تنها در یک روز

۱۱ بهمن ۱۳۸۷

 

سرخط خبرها

– وزیر کشور: هماهنگي‌ها درباره انتخابات با شوراي نگهبان صورت گرفته است (ایسنا)

– رفعت بيات خبر داد: اعلام موجوديت ائتلاف بزرگ زنان ايراني براي انتخابات رياست‌جمهوري دهم(ایسنا)

– سفر انتخاباتي كروبي به اصفهان در نيمه اول اسفند(فارس)

– احمد زیدآبادی: نيروهاي ملي مذهبي و نهضت آزادي مانند دوره‌هاي گذشته در انتخابات حضور خواهند داشت (فارس)

– امیر محبیان: دشمن بدنبال روي كار آوردن افراد ناهمخوان با آرمان هاي انقلاب است (فارس)

– حبیب الله عسگراولادی: دولت نهم در راه توسعه كشور زحمات بسياري كشيده است (فارس)

– علی اکبر اولیا: جمع بندی سخنان میرحسین موسوی شرکت در انتخابات بود (مهر)

– هشدارهاشمی رفسنجانی درباره رسیدن سونامی اقتصادی (خبر آنلاین)

– دانشجویان حامی خاتمی: به تردید خود پایان دهید (آفتاب نیوز)

– محمدرضا باهنر: قصد کاندیداتوری ندارم (ایلنا)

– محسن دعاگو: عبور از احمدی نژاد هم جایز است (عصر ایران)

– ابطحی: انتخابات دوقطبی می شود (مهر)

 

فراتر از خبر

خبرگزاری فارس چهار سال پیش در چنین روزی، در حالی که گمانه زنی ها درباره اعلام کاندیداتوری خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر می شد، تنها در یک روز 8 خبر علیه خاتمی بر روی خروجی سایت خود منتشر کرد.

بیشترین بهانه این سایت برای تخریب خاتمی، بخشی از سخنان او درباره منافقین بود که اعلام کرد: «در گذشته كاري شد كه همه دنيا گفت منافقين تروريست هستند، اما امروز چه كرده‌ايم و چه شده است كه نام آنها از ليست تروريست در آمده است؛ آيا اين خدمت به خون شهيدان است؟»

تیترهای این اخبار تخریبی خبرگزاری فارس به شرح زیر است:

كرمي ‌راد: اظهارات خاتمي شانتاژ انتخاباتي است

احمد توکلی: تحليل خاتمي درباره خروج منافقين از ليست تروريست‌ها درست نيست

خاتمي توانايي تصميم‌گيري در مسائل كلان را ندارد

نيامدن خاتمي براي او و جامعه مثبت‌تر از آمدن است

برخي‌ها در دوارن اصلاحات دچار وادادگي مقابل آمريكا شدند

تندروهاي اصلاح‌طلب با آمدن خاتمي وارد ميدان مي‌شوند

عابدي: اظهارات خاتمي فقط در جهت تخريب دولت است

تحليل خاتمي ناشي از خوشبيني به غرب است

 

امير محبيان عضو موسس حزب نوانديشان ايران اسلامي هم به جمع اظهار نظر کنندگان درباره براندازی نرم پیوست و در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفت: دشمن تلاش مي‌كند با ايجاد امواج هويتي معارض ماهيت انقلابي، نسلي از گردانندگان را روي كار بياورد كه با آرمان‌هاي اوليه و انقلابي همخوان نباشند.

وی با اشاره به وجود خطر براندازي نرم براي همه كشورهايي كه با قدرت‌هاي استعماري در تقابل هستند، گفت: قدرت‌هاي استعماري و حاكم بر دنيا براي كسب منافع بيشتر تلاش مي‌كنند كشورهاي مستقل را با روش‌هاي گوناگون تحت سيطره خود در بياورند و يا آنها را سرنگون كنند.

محبيان اضافه كرد: در براندازي نرم سعي مي‌كنند كشور را از حوزه انقلابي بودن خارج و نخبگان آن‌ را درگير مسائلي فرعي كنند تا ذهن آنها از مسائل اصلي دور بماند و عملا مديريت كشود را دچار اخلال كنند.

وي روش ديگر براندازي نرم را ايجاد استحاله در ميان مديران دانست و خاطرنشان كرد: دشمن تلاش مي‌كند با ايجاد امواج هويتي معارض ماهيت انقلابي، آن كشود را دگرگون كنند و عملا نسلي از مديران يا گردانندگان را روي كار بياورند كه با آرمان‌هاي اوليه و انقلابي همخوان نباشد

 

برگزیده ها

مقاله روز/ کلمه

در برگزیده های امروز مقاله ای از سایت کلمه در چهار سال پیش بازنشر می شود که به قلم «سید علیرضا بهشتی شیرازی» از مشاوران میرحسین موسوی که هم اکنون در زندان دوران 5 سال حبس خود را می گذراند است:

تصمیمی كه خاتمی خواهد گرفت

سید علی رضا شیرازی

برای بسیاری از ما، بلكه اغلب ما معیار موفقیت یك حركت سیاسی غلبۀ ظاهری است. به عبارت دیگر بیشتر از آن كه به دنبال نتایج درازمدت، ماندنی و ارزشمند یك جنبش سیاسی باشیم چشممان در پی آن است كه در این جریان چقدر حال باجناق بی‌معرفتمان را گرفته‌ایم. بدین ترتیب و با این معیار است كه وقتی نگاه می‌كنیم كارنامۀ دولت اصلاحات و شخص خاتمی را خیلی درخشان نمی‌بینیم؛ رئیس جمهوری كه قوه قضائیه هر هفته پشت یكی از مدیرانش را بلرزاند و رسانۀ ملی برایش برنامۀ چراغ درست كند. حقیقت این است كه با چنین معیاری وقتی با خود خلوت می‌كنیم كارنامۀ سیاسی خیلی‌ها به نظرمان – نعوذ بالله -ناموفق می‌رسد، منتهی سروصدایش را در نمی‌آوریم؛ مثلا رسول اسلام. آن‌قدر او را اذیت كردند كه ‌فرمود ما اوذی نبی مثل ما اوذیت – هیچ پیامبری چون من آزار ندید. بعد می‌رسیم به امیرمومنان و پیشوای سفید چهرگان؛ نخست بیست و چند سال سكوت و سپس چهار سال جنگ داخلی. اگر بخواهم مابقی اولیای الهی را نیز بربشمارم چیزی از درخشش سیمای آنان نكاسته‌ام، بلكه تنها معلوم خواهد شد كه ایراد از معیارهای ماست.

پس معیار توفیق برای یك اصلاح گر چیست؟ نخست آن كه سخن درست بگوید. كسی كه می‌تواند از فاصله دویست متری با یك تیر مادر همسرش را ناكار كند تیرانداز خوبی است اما الزاما آدم خوبی نیست. تا سخن درست نباشد كامیابی در اجرای آن معنا پیدا نمی‌كند. اكثر كسانی كه به نوع بشر خدمت كرده‌اند برای هم‌نوعانشان ارمغانی به‌جز سخن درست نداشتند. اغلب آنها امكان یا فرصت آن را نداشتند كه خود آنچه را كه می‌گویند به اجرا درآورند، با این همه سخن درست از اقتداری ذاتی برخوردار است، به صورتی كه اگر در میان هزار نفر، بلكه یك ملت كسی به تنهایی حرف درست بزند او از اكثریتی یك نفره برخوردار می‌شود كه اگر امروز معلوم نباشد فردا معلوم خواهد شد، از بس كه سخن درست مقتدر است. خاتمی سخن صواب گفت.

دومین معیار در توفیق یك اصلاحگر كامیابی او در ابلاغ پیام خویش است. منظور از ابلاغ صرف بیان نیست. اگر چنین بود رنج‌های پیامبر 23 سال طول نمی‌كشید. باید درستی سخن به مخاطبین نشان داده شود. باید به آنها فهمانده شود كه اگر لات و منات شكسته شوند خانۀ خدا منزلتش را از دست نمی‌دهد و مردم مكه از گرسنگی نمی‌میرند. این تنها در مورد پیامبران صادق نیست. حتی اگر كسی بخواهد به دیگری پیغام وقت‌شناسی بدهد زمانی رسالت خود را ابلاغ كرده است كه به او نشان دهد از این كار سود خواهد برد.

به كارنامۀ خاتمی و هر اصلاحگر دیگری باید با این نگاه نگریست. اگر امروز پس از دقت و فردا با صراحت ملاحظه كردید كه حتی از میان مخالفان او حرف‌هایش را دنبال می‌كنند این نه نشانه كه خود كامیابی است. یك بار دیگر پیغام‌هایی را كه خاتمی آورد مرور كنید: مردم‌سالاری دینی، اعتدال و خردگرایی، جامعۀ مدنی، توسعه سیاسی.

البته هدف اصلی این نوشته تمجید از خاتمی نیست، بلكه فعلا نقد معیارهایی است كه ما برای موفقیت سیاسی قائلیم. بلكه حتی معیارهای ما برای موفق دانستن عملكرد اجرایی یك دولت نیز جای انتقاد دارد. به نظر من خدمات آن دولتی مورد قبول، بلكه قابل تحمل است كه صبح تا شام از خودش تعریف نكند، كه گفته‌اند جوانمردی آن باشد كه شوخ بر شانه نیاوری. مگر دولت نمی‌گوید كه نوكر ماست؛ چه نوكر بی‌چشم و رویی كه سالی دوازده ماه بوی پیازداغش فضای خانه را متعفن كرده باشد و سر هر وعدۀ غذا یك و نیم ساعت ناله كند كه چقدر در این خانه زحمت می‌كشد، بعد یك شوربای بی‌مزه جلویت بگذارد و در چشم‌هایت زل بزند كه چرا به اندازۀ كافی تشكر نمی‌كنی؟ در چنان خانه‌ای كه مدام حرف و بو و منت غذا هست به‌راستی چه جایی برای فرزانگی و معنویت، كه این جمهوری به امید آنها تاسیس شد، وجود خواهد داشت.

«واقعا احساس كنید خدمتگزارید، انبیا این طور احساسی داشتند.» پیامبران خود را واقعا خدمتگزار می‌دانستند. بعد از آنان بهترین خدمتگزارانی كه بشر داشته است اندام‌های حیاتی او هستند. آیا بشری هست كه جز در هنگامۀ بیماری نفس كشیدن ریه‌اش را متذكر شود. تصحیح می‌كنم. آیا ریه‌ای هست كه جز در هنگام بیماری نفس‌ كشیدن‌های خود را به صاحبش تذكر دهد. همچنین است قلب كه اگر تپشش را احساس كنید نگران می‌شوید، یا جهاز هاضمه كه اگر با قارقار و درد خدمات خود را به شما یادآوری كند نیاز به مداوا دارد.

اگر بناست كه همِّ ما بیشتر از علف باشد به دولتی واقعا خدمتگزار نیاز داریم كه از خدماتش بهره‌مند شویم اما خبردار نشویم.

چند مثال:
– در دورۀ خاتمی بدون تحمل تورم‌های سنگین و اغتشاش‌ در نظام‌های تولید و توزیع پروژه عظیم یكسان‌سازی نرخ ارز به انجام رسید. از این دست‌آورد بزرگ چنان كم گفته شد كه اقتصاددانان جا دارد شك كنند كه آیا این اصلاح به اندازه‌ای كه در كتاب‌هایشان خوانده‌اند پراهمیت و اجرای آن پردغدغه است. اگر امروز یا روزی دیگر دولتی این كار مهم را به انجام رسانده بود حداقل عارضه‌ای كه از آن باقی می‌ماند كر شدن گوش فلك بود.
– در دورۀ جدید بارها از خط لولۀ صلح سخن گفته شده است. حتما كسانی كه دولت را تحویل گرفتند پیش از آن كه پارس جنوبی را به شهر ارواح تبدیل كنند و حتی در تامین گاز داخلی دچار بحران شوند در دستگاهی كه به ارث برده بودند ظرفیت تامین انرژی بیش از یك میلیارد نفر اهالی شبه قاره را می‌دیدند كه آن را به یكی از محورهای برنامۀ انرژی و سیاست خارجی كشور تبدیل كردند. با این همه كسانی كه چنان ظرفیتی را ایجاد كرده بودند یك دهم تبلیغات خط‌لولۀ صلح سر ولی‌نعمت‌های خود منت نگذاشتند.

– من خود به دو گوشم از جناب آقای فتاح وزیر محترم نیرو شنیدم كه در یكی از برنامه‌های تلویزیونی بر سیاست صادرات گاز خرده می‌گرفت و می‌گفت درست‌تر این است كه ما این منبع انرژی را به اشكالی با ارزش افزودۀ بیشتر، چون انرژی برق تبدیل و سپس به كشورهای همسایه صادر كنیم. ضمن این كه بی‌انصافی نسبت به ایشان را كه از مدیران ارزشمند هستند نمی‌پسندم حرفم این است كه ایشان حتما در وزارت‌خانه‌ای كه تحویل گرفتند ظرفیت تبدیل صادرات گاز به صادرات برق را مشاهده كرده بودند كه این حرف را زدند. ولی بر روی ایجاد آن ظرفیت‌های عظیم به اندازۀ یك صدم تبلیغاتی كه در مورد ضرورت صرفه‌جویی در مصرف برق و برنامه‌های خاموشی‌ها انجام گرفت سروصدا نشد.

البته كار كردن و سروصدا نكردن تنها از كسانی بر می‌آید كه در برابر آن حیات علوی كه ملت ما از دولت خود طلبكار است كارهای دیگری را كه انجام می‌گیرد به راستی هیچ نبینند.

شاید بگویید این وجهه نظر خیلی شخصی است. ممكن است بگویید دولت خاتمی به دلیل بی‌مهری‌های رسانۀ ملی منت كارهایی كه انجام داده بود را بر سر ما نگذاشت. در عین این امكان هم هست كه جان جوانمرد و روح مودب او از چنین كاری پرهیز داشت و آن مقدار هم كه گفت به اكراه این و آن و به الزام رسم زمانه بود.

اینك فرصتی برای آن است كه نگاهی به فردا بیندازیم. برای تحقق آرزوهایمان چه باید بكنیم؟

آقای خاتمی اخیرا سخنانی گفته است كه توجه به آنها می‌‌تواند در این زمینه مفید باشد. البته اكنون در فصلی قرار داریم كه دیگر كسی سخن كسی را نمی‌شنود. اگر ایشان یك ساعت یا ده ساعت صحبت كند شنوندگان تنها آن قسمتی را می‌شنوند كه معلوم می‌كند او بالاخره می‌آید یا نمی‌آید. حال آن كه او معتقد است «نباید فقط تا روز انتخابات را ببینیم و به بعد از آن هم باید بیندیشیم».

خاتمی در سخنان اخیر خود اشاره‌ای به خواسته‌‌های «حداقلی» كرده است. او معتقد است كه «در گذشته به حداكثرها دامن زده شد، ولی بسیاری از حداكثرها روبنایی بودند». او می‌گوید «باید با حداقل‌ها وارد شد اما حداقل‌های بنیادی». منظور او چیست؟ آیا زمانی كه از حداقل‌ها نیز دریغ شده است ما باید حداكثر‌ها را از اندیشه و كلام هم تبعید كنیم؟

محوری‌ترین شعار خاتمی چه در دورۀ ریاست جمهوری و چه اینك خردگرایی است. خردمند كسی نیست كه فرق میان خوب و بد را بداند. هر كودكی كه به سن تمیز برسد این تفاوت را می‌شناسد. عاقل كسی است كه قادر به تشخیص بد از بدتر و خوب از خوب‌تر باشد. خیلی خوب بود اگر تمام خواسته‌های ما یك‌شبه و یك‌جا محقق می‌شد، اما نمی‌شود. زمان محدود است، مكان محدودتر. ظرفیت و توانایی ما محدود است؛ جهان عرصۀ كمبودهاست. لذا خردگرایی در مورد خود ما آن است كه بتوانیم میان خواسته‌هایمان آنچه‌ را كه زیربنایی و دوام‌دار است از امور عاطفی و رو بنایی تمیز و بر آنها ترجیح بدهیم. آن چیزهایی را كه می‌توانیم و باید از آنها صرف‌نظر كنیم از اولویت خارج كنیم و آن «حداقل‌هایی» را كه نمی‌توانیم و نباید از آنها صرف‌نظر كنیم در اولویت قرار بدهیم تا با توانایی محدودی كه داریم از تحقق آنها دور نیفتیم.

از سخنان خاتمی پیداست كه چندان مشتاق به تكرار روزهای ریاست‌جمهوری‌اش نیست، تا حدی كه اگر «احساس تكلیف برای تغییر وضع موجود» نبود در تصمیمی كه به قول خودش دربارۀ آن «دغدغه و نه تردید» دارد یك ساعت هم تردید نمی‌كرد. رای آوردن او نه تنها سخت نیست، بلكه بسیار هم آسان است. اما مشكل اینجاست كه او برای خود در زمانی كه از نو رئیس جمهور شود روزهای خوشی را پیش‌بینی نمی‌كند. چرا این‌گونه است؟ بار پیش اگر بر او سخت گذشت به خاطر مشكلاتی بود از قبل پیش‌بینی‌شان را نكرده بود. مگر بناست ریاست‌جمهور بودن همیشه به معنای چهار سال شنا به خلاف جریان آب باشد؟ مگر زمانی كه او كاخ ریاست‌جمهوری را ترك می‌گفت با اصلاحات نیز خداحافظی كرد؟ مگر او نمی‌دانست كه داستان ادامه دارد و دیر یا زود، خودش یا دیگری باید این راه‌ نیمه‌تمام را دنبال كند؟ پس چرا ظرف این چهار سال كاری صورت نگرفت تا این بار ادای وظیفه به تلخی و سختی گذشته نباشد؟ مگر او با دوستان و یارانش جلسات مداوم نداشت؟ نتیجۀ این همه نشست و كار جمعی ، اگر تدارك برای پرهیز از مشكلات گذشته نبود چه بود؟ اینها سوالاتی است كه می‌توانیم با عواطف برانگیخته از او بپرسیم و او در مقابلشان سكوت كند، یا بگوید: «هرچه احساسات بیشتر می‌شود عبور از آن به سوی عقلانیت دشوارتر است». كاملا پیداست كه خاتمی از بار عاطفی سنگینی كه بر دوشش می‌گذاریم راضی نیست.

این دومین مشكل ماست. ما مدام از دیگران می‌خواهیم و انتظار داریم كه این یا آن كار را بكنند. از خاتمی توقع داریم، از اكثریت خاموش توقع داریم، از صداوسیما توقع داریم، از شورای نگهبان توقع داریم، اما كیست كه زهره داشته باشد و از خود توقع كند؟ ما سخن از توسعه سیاسی می‌گوییم، اما به جای كار تشكیلاتی هركدام برای خود پیامبری هستیم. هر كدام از ما كه یك قلم در دست داشته باشیم رهبر اصلاحاتیم.

ما آرزوها و آرمان‌هایی داریم كه یك تنه محقق نمی‌شوند. در عین حال خداوند هیچ دو انسانی را هم عین یكدیگر نیافریده است. حتی اگر پیامبران هم دقیق شوند بین‌خود تفاوت‌هایی، ولو ظاهری، پیدا می‌كنند. دور هم جمع شدن یعنی تنازل كردن. اعتقاد به كار جمعی یعنی آن كه آماده كوتاه آمدن از خواسته‌های فرودست برای رسیدن به خواسته‌های فرادست باشیم. مشكل این نیست كه دور هم جمع نمی‌شویم و حزب نداریم. اشكال كار در آن است كه ما آمادۀ تبعیت از هیچ‌ فرد یا جمعی نیستیم. معلوم است كه پس از چهار سال همان‌جایی خواهیم بود كه بودیم و بلكه عقب‌تر.

و به راستی اگر آرمانی متعالی و یا به قول خاتمی «حداقلی» دربین نیست و فقط حرف از این است كه چه كسی وزیر شود و چه كسی نماینده مجلس، چرا باید كوتاه بیاییم؟ هیچ‌كس حاضر به صرف‌نظر از آنچه می‌پسندد و فكر می‌كند نیست و دست آخر این خاتمی است كه همه از او انتظار دارند كوتاه بیاید، چون از قرار تنها اوست كه به هدف‌های ارزشمند فكر می‌كند. به این خاطر است كه خاتمی می‌گوید « بهتر است حول یك فكر و اندیشه اجتماع كنیم تا حول یك شخص، زیرا در توجه به شخص ممكن است جهات فكری لحاظ نشود و یا مسكوت گذاشته شود.» یعنی می‌گویند زنده‌باد خاتمی ولی سخنش را نمی‌شنوند و یا می‌شنوند و مسكوت می‌گذارند.

اگر خاتمی هم كوتاه نیامد چه؟ كوتاه نیاید؟ پوستش را می‌كنیم و از اولین دكۀ روزنامه‌فروشی آویزانش می‌كنیم – قابل‌توجه برادر كرباسچی.
اسم این كار تحزب نیست، زیرا مردم او و ما را به صورت یك بسته و با هم انتخاب نكرده‌اند و نمی‌كنند. اسم این خطا، كار جمعی نیست، زیرا در این جمع دیگران وظیفۀ خاتمی می‌دانند كه به تبعیت از آنها از رای خود بگذرد، حال آن كه خود در برابر رای او به چنین كاری تن نمی‌دهند. اسم آن لابی‌گری است كه اگر پروبال خود را توسعه دهد نظام سیاسی كشور را دچار همان بیماری لاعلاجی می‌كند كه كشور آمریكا امروز بدان مبتلا شده است. عین مشكل اقتصادی كه سال گذشته بخش مسكن آمریكا را در بر گرفت و اینك به سراسر اقتصاد جهانی سرایت كرده است دو دهه پیشتر نیز در آمریكا رخ داد. چقدر دولتی باید احمق باشد كه در ظرف بیست سال دوباره در همان چاله بیفتد. این دولت احمق نیست بلكه مبتلا به بیماری لابی‌گری است. چقدر یك ابرقدرت باید احمق باشد كه بدون هیچ سود قابل تشخیصی تمامی حیثیت خود را در گرو یك حكومت كودك‌كش قرار دهد. این حماقت نیست، ابتلا به بیماری لابی‌گری است.

خاتمی معتقد است: « باید راهکاری پیدا شود تا این امید و دلبستگی را كه اینك برانگیخته شده است به جریانی با دوام تبدیل کنیم و شبیه موجی نباشد که پس از مدتی به هر دلیلی فروکش کند، بلکه در سرشت و سرنوشت کشور ما نقش داشته باشد.»

اما این كار چگونه ممكن خواهد شد؟ اگر از «من» می‌‌پرسید می‌گویم یك اتومبیل با راننده به همراه یك دفتر كار شیك، با پستی كه حداقل هر دوماه یكبار امكان مصاحبه با رسانه‌ها داشته باشد در اختیارم بگذارید، «یك شبه» مقصود حاصل خواهد شد. امروز در بین نیروهای اصلاح‌طلب از نامزدهای مختلفی سخن گفته می‌شود. به راستی چند نفر از ما هستند كه مثل من به فكر دفتر و دستك نیستند و اگر از این چهرۀ دوست‌داشتنی یا آن یكی هواداری می‌كنند به خاطر آن است كه می‌بینند آمدن او بیشتر به تحقق این راهكاری كه خاتمی در جستجوی آن است كمك خواهد كرد. «آمدن برای خدمت كردن و كم كردن هزینۀ مردم است والا فایده‌ای ندارد.»

و بالاخره خاتمی می‌گوید:

«با این كه شعارهای ما بیشتر سیاسی و اجتماعی و کمتر اقتصادی بود اتفاقا در عرصۀ اقتصاد و معیشت مردم موفق‌تر بودیم تا سیاست.» و این بزرگترین خطای اوست. گویی آن‌قدر غرغر شنیده است كه دارد عظمت كاری كه انجام داده است را فراموش می‌كند. آیا ساختن چند سد با كرامت انسان‌ها برابر است؟ آیا تاسیس چند نیروگاه با تاسیس خردگرایی كه نیروبخش هر پیشرفت و تعالی است یكی است؟ آقای خاتمی! فتنه‌ای كه می‌بینی برای آن بود كه عاقل‌ترین مخالفانت به درست‌ترین سخنان تو ایمان بیاورند. این اتفاقی است كه یك بار دیگر هم پیش از این در مورد مهندس موسوی و همین مخالفان روی داده است. به هوش! درختی كه كاشته بودی دارد به بار می‌نشیند.

امروز حرف از آن است كه خاتمی بیاید یا موسوی. ممكن است كه میان گروه همكاران آنها تفاوت‌هایی وجود داشته باشد اما تفاوت اساسی در آرمان‌هایشان نیست. هر كدام از آنها كه به صحنه بیاید قطعا پیروز انتخابات است. هردو این بزرگواران پیش از این ثابت كرده‌اند كه كمترین جاه‌طلبی برای مقام ریاست‌جمهوری ندارند و این شاید از مهمترین عواملی است كه وجودشان را این‌چنین برای همه عزیز می‌كند. كدامیك بیایند؟ قطعا آن كسی كه وجودش این درخت را برومندتر كند.

دو مصاحبۀ اخیر مهندس موسوی، پس از بیست سال سكوت، نشان می‌دهد كه او به‌رغم گذشته به امكان توفیق خود امیدوارتر است، با این حال بعید می‌دانم كه وی پیش از آن كه خاتمی تصمیمش را بگیرد برای حضور در انتخابات اعلام تمایل كند و یا اگر خاتمی نامزد شد او هم وارد صحنۀ انتخابات شود. آیا اگر معلوم شود كه مثلا آمدن موسوی بیشتر به صلاح است جایی برای این رعایت‌های اخلاقی هست؟ بله! پیامبر ما با آن عظمت برای تكمیل بزرگواری‌های اخلاقی برانگیخته‌ شد، یك انتخابات فكسنی كه جای خود دارد.

به نظر من علاوه بر زمینۀ مناسب‌تری كه برای كار كردن مهندس موسوی هست، آمدن خاتمی ممكن است نطفۀ مباركی را كه برای پیروی از نظرات او در میان غیر پیروانش شكل گرفته است كور ‌كند. در عین‌حال، عجله كنیم یا عجله‌ای نداشته باشیم، او را تحت فشار قرار دهیم یا راحت بگذاریم، تصمیم با خود اوست. شاید حوصله‌ای كه می‌كنیم تمرینی برای كار تشكیلاتی باشد.

سید علیرضا بهشتی شیرازی(مدیر انتشارات روزنه)

 

آرشیو روزشمار انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.