سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پول، سلاح، اطلاعات؛ سپاه برای یک کودتای دیگر آماده می‌شود؟...
» در حاشیه اعلام آمادگی اخیر یک سردار برای سرکوب پابرهنگان

پول، سلاح، اطلاعات؛ سپاه برای یک کودتای دیگر آماده می‌شود؟

چکیده :سردار شعبانی ابتدا پذیرفته که شرایط اقتصادی ساخته و پرداخته سپاه و دولت سپاه ساخته آنقدر سخت شده که ممکن است به اعتراض مردمی بینجامد. وی در عین حال تصمیم سپاه را در صورت وقوع چنین وضعیتی مشخص کرده؛ مقابله ای مانند برخوردی که با جنبش سبز شد. سردار گفته که تجربه اش را هم دارند. از کهریزک تا اوین، از کشتار مقابل پایگاه مقداد تا زدن مردم از پیر و جوان و زن و مرد در خیابان ها، ارعاب و زندان و تهدید و فشار به خانواده زندانیان اجزای مختلف آن تجربه...


کلمه-علی بردبار:

مصاحبه اخیر سردار شعبانی، جانشین مجتمع دانشگاهی امام حسین (ع)، با روزنامه قانون حاوی نکات بسیار مهمی است که هر کدام جای بحث فراوانی دارد. اما از آنجا که از این دست مسائل زیاد به وجود می آید، بخشی از آنها را اشاره وار مرور می کنیم، بدون امید به آنکه پاسخی بگیریم. تنها به این امید که انباشت این اطلاعاتی که شاید ناخواسته به زبان می آیند و پرداختن به آنها، به انباشت حافظه عمومی جامعه کمک کند.

1-    سپاه به اندازه ای که در امنیت نظامی کشور برای خود نقش قائل است، سیاست و همه چیز کشور را تحت نفوذ خود می داند و می خواهد. سپاه خبرگزاری و سایت های متعدد سیاسی دارد، سپاه کار اقتصادی می کند، سپاه مدعی حوزه فرهنگ است، سپاه مذاکره سیاسی با جریانات سیاسی می کند، سپاه در سیاست خارجی نظر و ادعا دارد، خلاصه آنکه سپاه اسلحه دارد، پول دارد، اطلاعات هم دارد، در عین حال پایبندی به حدود قانونی خود درباره عدم مداخله در امور غیر نظامی ندارد، و نتیجه اش می شود میلتاریسم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی که در حال حاضر با آن مواجهیم. اگر کسی می گوید نه، این مصاحبه جناب سردار شعبانی پیش رویش. اگر کار سیاسی دیگری مانده که سپاه انجام نداده باشد، به مردم توضیح دهد.
او درباره احمدی نژاد تحلیل کرده، رجل سیاسی بودن مشایی را رد کرده، درباره تغییر وزیر بهداشت نقدش را گفته، سپاه را مرکز تشخیص دادن زمان تغییر زین اسب نظام معرفی کرده، درباره اظهارات اخیر عسگر اولادی در دفاع از موسوی و کروبی نظر داده وفتنه هم که حتما جای خود را دارد. وی فقط به یک پرسش پاسخ نداده، اینکه این مسایل سیاسی به او و دیگر سپاهیان چه مربوط است؟
جالب تر آنکه جناب سردار با اشاره به مناظره های انتخابات 88 که آن را تجربه تلخی می داند گفته ” در حال حاضر داریم کاندیداها را با خطوط قرمز آشنا می کنیم”! پس جلسات توجیهی برقرار است! کاش سردار می گفتند کاندیداها چه کسانی هستند که پیش از اطلاع مردم از نامشان باید توسط سپاه “توجیه” شوند؟ آن تو چه خبر است؟ بریدن و دوختن سرنوشت مردم را در تحلیل و اخبار در گوشی متوجه شده بودیم، اما اینقدر شفافیت واقعا نوبر است. پس این همه سر و صدا برای انتخابات بدون دلیل است. بعید است آن که زحمت توجیه کاندیداها را می کشد، اجازه دهد دیگرانی که در این توجیهات حضور نداشته اند تصمیم به انتخاب اصلح بگیرند. بالاخره همان جا دور همی همه چیز معلوم می شود. غیر از این است؟
این مصاحبه یادآور ماجرای دیگری است. در تابستان 1389، سخنانی از سردار مشفق، از فرماندهان قرارگاه ثارالله منتشر شد که آن هم برای اثبات مداخله غیر قانونی سپاه در انتخابات 88 و مجموعه امور سیاسی، برخلاف اساسنامه این نهاد نظامی – انقلابی و دستورات صریح امام (ره) در عدم مداخله نظامبان در سیاست، کفایت می کرد. در نتیجه 7 نفر از اعضای ارشد اصلاح طلبان شامل بهزاد نبوی، محسن میردامادی، مصطفی تاج زاده، محسن صفایی فراهانی، فیض الله عرب سرخی، عبدالله رمضان زاده و محسن امین زاده  از وی شکایت کردند که البته نتیجه آن شکایت، سخت گیری بیشتر بر این هفت نفر شد.
بزرگان انقلاب و نظام بیندیشند که آیا سپاه تاسیس شد تا همه چیز را دست بگیرد؟ در بین باقی مانده ها در کشتی نظام که به تعبیر کروبی به قایق بدل شده، کسی احساس خطر از کنار هم نشستن اسلحه و پول و اطلاعات و دست باز برای سیاست ورزی ندارد؟

2-    به هر حال اکنون سپاه به عنوان بخش اصلی جریان حاکم است. کار از به رسمیت شناختن و نشناختن آن گذشته و باید فضا را “پسا کودتایی” تحلیل کرد. در نتیجه هم مذاکره با آنها در موعد مناسبش قابل تصور است وهم جدی گرفتن تحلیل هایشان شرط عقل است.
سردار شعبانی در این مصاحبه حرف های مهمی زده که اگر واقعیت داشته باشند، جای نگرانی بسیار است. از مجموعه نظرات وی برخلاف نتیجه گیری که خودش کرده، به هیج وجه احساس امنیت پایدار در کشور به دست نمی آید. او گفته: ” اگر تا دو ماه ديگر وضعيت در ايران و سوريه و عراق همين‌گونه که حال است باشد، غرب ما را دعوت به همکاري مي‌کند.” یعنی وضعیت ما در منطقه چنین گره خورده و متقارن با این کشورهایی است که سمبل ناامنی و بی ثباتی اند؟ این عطش دعوت غرب از ما برای مذاکره، برای چیست؟ اگر وضع در سوریه و عراق تغییر کرد چطور می شود؟ اگر غرب دعوت به مذاکره نکرد، تکلیف امنیت ملی چگونه می شود؟
از بحث امنیت ملی با نگاه به متغیرهای بیرونی که بگذریم، پرسش دیگری پیش می آید که بخش مهم تر تحلیل سردار است. آنجا که خبر از احتمال اعتراض قشر محروم جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی داده است. وی منشا این اعتراض ها را بر خلاف اعتراضات سال 88، در شهرهای دیگر پیش بینی کرده است. وی به سوء مدیریت ها و تحریم در به وجود آمدن این مشکلات اشاره کرده ولی سهم سپاه را در به مدیریت رسیدن مسببان وضع موجود را توضیح نداده و تنها گفته آماده برخورد با اعتراضاتیم!

3-    دردآورترین بخش مصاحبه را پیش از نقد آن مرور کنیم: ” فرض ما اين است که ناآرامي‌ها از شهرستان‌ها به جاي تهران شروع شود. امکان دارد مسائل معيشتي خيلي تاثير گذار باشد و قشر زحمت کش و آسيب‌پذير در مسائل آينده شرکت داشته باشند ولي ما تجربه مقابله با آن را داريم.”
سردار شعبانی ابتدا پذیرفته که شرایط اقتصادی ساخته و پرداخته سپاه و دولت سپاه ساخته آنقدر سخت شده که ممکن است به اعتراض مردمی بینجامد. وی در عین حال تصمیم سپاه را در صورت وقوع چنین وضعیتی مشخص کرده؛ مقابله ای مانند برخوردی که با جنبش سبز شد. سردار گفته که تجربه اش را هم دارند. از کهریزک تا اوین، از کشتار مقابل پایگاه مقداد تا زدن مردم از پیر و جوان و زن و مرد در خیابان ها، ارعاب و زندان و تهدید و فشار به خانواده زندانیان اجزای مختلف آن تجربه هستند. اگر جناب سردار تجربه ای غیر از این در قبال اعتراضات مدنی جنبش سبز دارند، بفرمایند که استفاده کنیم. این بار قرار است باطوم و سیلی اجیر شده های روزی 80 تا 200 هزار تومانی به تن قشر زحمت کش و آسیب پذیر (دقیقا همان تعابیر سردار شعبانی) بنشیند. این عین کلام سرداری از سپاه است که به عنوان یک نیروی مردمی شکل گرفت و حالا در برابر مردم قرار گرفته است. این پاسخ یک فرمانده نظامی تیم کودتاست که دولتی را بدون رای ملت بر سر کار آوردند، در برابر دولت دست پرورده خود هم حاضر به قانونگرایی نشدند و همچنان نبض اقتصاد کشور را در دست خود نگه داشتند، بخش دیگر اقتصاد زیر سیاست های غلط دولت دست و پا زد تا نیمه جان شد و حالا که سیاست های غلطشان عرصه را بر مردم تنگ کرده، وعده برخورد در صورت اعتراض می دهند! نام این سقوط در سپاه را چه بگذاریم؟

مالکان غیر پاسخگوی اسلحه، پول و اطلاعات که هیچ قانونی را در برابر خود برنمی تابند، پس از محوریت در کودتا علیه رای مردم، نظام و آرمان های انقلاب، تحلیل ها و برنامه های خطرناکی دارند. عدم توجه مناسب به این موضوع، روی ریل قانون قرار دادن این نهاد را روز به روز سخت تر و پرهزینه تر خواهد کرد و هزینه پردازان آن هم همه جامعه خواهد بود، حتی بدنه بزرگ این نیروی سابقا انقلابی. بدنه ای که بسیاری از آنها متعلق به همان اقشاری هستند که سردار شعبانی وعده داده آماده برخورد با آنها هستند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

22 پاسخ به “پول، سلاح، اطلاعات؛ سپاه برای یک کودتای دیگر آماده می‌شود؟”

  1. Mochgir_1234567 گفت:

    این مرد فکر کرده که ایران سوریه است . اگه تا حالا اسد تونست سر پا بمون و مردم را بکشه به خاطر این که سوریه نفت چندانی ندارد و زیاد مهم نیست برای دنیا. اما همانطور که دیدید لیبی‌ که چندتا چاه نفت مهم داشت، فوری ریختن سر قذافی و کارش تا تموم کردن. حالا حساب کنید ایران چقدر نفت از لیبی‌ بیشتر داره. و چه قد از نظر نفتی‌ با عراق متفاوت است.کار صدام عراق چند روز طول کشید ؟ این آقا تو خواب این حرف‌ها را می‌زنه.

  2. ملی گرا گفت:

    من دوسال قبل پیش بینی کردم و نظرم را هم انتشار دادم که بالاخره این حکومت را همین لات و لوت های سپاه پاسداران غلبه خواهند کرد. یا از طریق کودتا، یا بوسیله همین روش فعلی یعنی کودتای خزنده. یک موجودی هم آب بالا به صورت مترسک باقی خواهند گذاشت که جیره و مواجب و علیقش را جلویش بگذارند که بخورد و خدا را شکر کند که مثل المستعسم بالله نمد مالش نکردند. تاریخ خلفای بنی عباس دارد تکرار می شود.

  3. سبز آزاد گفت:

    براى اعتراض به انتخابات نمايشى از حالا آماده شويم ، اين دفعه مشتمان را محكمتر بر پوزه اين رژيم خواهيم كوبيد. از يكماه قبل در شبهاى مشخص براى يارى بادن به هم وطنان بر پشت بام مرگ بر ديكتاتور وبر ديوارها و اسكناسها مرگ بر اصل ولايت وقيح خواهيم نوشت.

  4. تقی و نقی گفت:

    مردم ایران بعد از انقلاب بزرگ مشروطیت تقریبأ ۲۱ سال پس از کودتای سال ۱۲۹۹ و ۲۵ سال پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مجموعأ ۴۶ سال « نکبت استبداد غیر دینی» را تجربه کردند.

    همین مردم پس از انقلاب عظیم و پرشکوه بهمن ماه ۱۳۵۷ به جزء چند سال اول انقلاب دچار دیکتاتوری دیگری شدند که به حق از سوی زندانیان سیاسی و مردم آگاه و فهیم و با بصیرت کشور «نکبت استبداد دینی» نام گرفته است که مانند اسلاف طاغوتی خودش خسارات بیشماری به مملکت زده است و بدون شک با مقاومت و مبارزات دلیرانه ملت حتمأ ناچار به تغییر منش و رفتار خود خواهد شد و یا در صورت عدم تمکین به خواست مردم به سرنوشتی مشابه همان رژیم دچار خواهد شد.

  5. Mehdi گفت:

    با سلام این سید علی خیلی …است زیرا خیال میکند با ابزار سپاه میتواند به تمام خواست و مقصود خود برسد یا به عبارتی فکر میکند سپاه ابزار و آلت غیر مختاری در دست اوست او خیال میکند قدرت در دست اوست در حالی که به دلیل همان فلسفه قدرت و قدرت طلبی این سید علی میباشد که ابزار دست قدرت است و روزی می آید که همین سرداران یقه دران او بروی او هم شمشیر خواهند کشید وبه او هم رحم نخواهند کرد مشروعیت این ملای بی دین چه از نظر سیاسی و مردمی و چه از نظر شرعی بر باد رفته است و نشانه های آنرا میتوان در فضیلت تراشی های بی سابقه اخیر برای این ملا توسط ائمه جمعه خود فروخته و بی دین او مشاهده نمود اکنون این سید علی هیچ پایگاهی در بین مردم و حتیی در بین همان الوات های سپاهی خود ندارد و تنها دلیل اقتدای اینان به امام خامنه ای پول و ثروتهای باد آورده و باز گذاشتن دست این چپاولگران در غارت ثروت ملی مردم توسط سید علی است پس ببینید که این سید علی دچار چه زبونی و ذلتی شده که مجبور است برای این جلوگیری از یاغی گری این گردن کشان اینگونه خود را نابود نماید و خود را در دادگاه عدل الهی و دادگاه و جدانهای بیدار مردم و تاریخ محکوم نماید

  6. Ziba گفت:

    این سردار شعبانی خیلی خیلی کور خونده. فرهنگ مردم و بافت اجتماعی در ایران رو نمی شناسه و فکر کرده اینجا سوریه یا عراق است. در ضمن اگر قرار بود جامعه جهانی یک کشور امنیتی- نظامی رو در منطقه خاورمیانه تحمل کنه همون بشار اسد رو تحمل می کرد. این گروه کودتا رفتنیه و اینها فریاد های لحظات واپسین است.البته ما هوشیاریم و حواسون به اوضاع هست.

  7. سیاوش گفت:

    اصلا جای تعجب نداشت….غیر از این میفرمودند باید تعجب میکردیم……ایشان قشر زحمت کش و فقیر و کم درامد جامعه را که خود حضرتشان و هم پالکی های ایشان مسبب اوضاعشان هستند را عامل شروع درگیری میداند و وعده برخورد میدهد…خیلی شفاف هم میفرمایند برخورد میکنیم…..معنایش هم اینست: مردم عزیز زحمتکش…ما این بلا را بر شما نازل کردیم زورمان هم زیاد و گردنمان هم کلفت است…..همین است که هست…..خیلی دوستتان داریم عزیزان زحمتکش ولی زیر چکمه هایمان خرد وخمیرتان میکنیم گردنتان را میشکنیم و به شما تجاوز خواهیم کرد….عاشقتان هستیم و به همین دلیل از بالای پل پرتتان میکنیم و با ماشین از رویتان رد میشویم چون جرات کرده اید به ما بگوئید که دارید از گرسنگی میمیرید و میزان فحشا و اعتیاد وفساد و کثافت جامعه را به ما یاد اوری میکنید……مردک حقیر….اگر این مردم گرسنگی و بدبختی میکشند و دچار انواع بلایا شده اند به خاطر تو و امثال توست…..جای تو بودم از شرم میمردم….گر چه انقدر وقیحی که شرم وحیا سرت نمیشود…

  8. ناظر گفت:

    ولی سردار اشتباه میکند ، سپاه پول و اسلحه دارد ولی یک نفر باید باشد که ماشه اسلحه را بکشد . در این مورد قیاس به نفس خود فریبی است . شلیک به هموطنان از دو دسته قابل تصور است . اول کسانی که از حقیقتی والا دفاع میکنند و دسته دیگر مزدوران . این گمان را دارم که سردار هم در این مورد با من هم عقیده باشند که ، طشت ها از بام افتاده است و دیگر کسی نیست که چنین گمانی به این نظام مقدس ببرد که حقیقتی در آن وجود دارد ، والایی آن پیش کش سردار .
    مزدوران هم زمانی ماشه را میکشند که تکیه گاهی مطمئن داشته باشند و این نظام آن تکیه گاه نیست . برخلاف سال 88 که هنوز کسانی چنین تصوری داشتند .

  9. Sx300 گفت:

    این نظام آخرین پروسه های تبدیل به نظام فاسد وجتاینکار وسرکوبگر تمام عیار را طی میکند.تبری جستن از آن،موجب نجات دنیا وآخرت است

  10. یک پاسدار بازنشسته گفت:

    سلام خدا آخر عاقبت سپاه رو به خیرکنه ،چی بودیم چی شدیم!!!؟

  11. سپاه دزد،سپاه قاتل،سپاه قاچاقچی،سپاه متجاوز ….این است سپاهی که امثال سبزوار رضایی یا همون محسن رضایی از زمان جنگ تحمیلی برای ما تدارک دیدند!

  12. Jsardare گفت:

    بطور كلي ديكتاتور بحكومت اوليگارشي مبدل ميشود وديكتاتور نياز به مداح وتاييدگر داردواين گروه بتدريج هركدام يك مرجع استبداد واقتدار ميشوند وسركوبي اقشار وطبقات پايين جامعه را هدف قرار ميدهند تا از مزاحمين زياده خواه خلاص شوند وبراي افروختن اين اتش نياز به هيزم كش دارند كه در ايران زياد است

  13. 12345 گفت:

    پیری زودرس یک انقلاب:
    از انقلاب اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی در ایران، درست، سی و سه ‌سال
    می‌گذرد. عدد سی و سه مانند عدد هفت و ده و دوازده معنای رمزی و سمبلیک
    دارد. سی و سه رمز جوانی و اقتدار است. در کتاب مقدس آمده است که مسیح در
    سی وسه سالگی به صلیب کشیده شد. و دربهشت مردان همیشه سی وسه ساله‌اند،
    یعنی در اوج توانایی و نیرومندی. اما انقلاب اسلامی ایران درست درسن و
    سالی که باید اوج اقتدار و جوانی‌اش باشد، پیر و فرتوت شده است. این پیری
    به‌یقین دلایلی دارد. دراین‌جا می‌کوشیم که مروری داشته باشیم بر دلایل
    این پیری زودرس. پیش از آن اما باید دید که چرا این انقلاب را پیر
    می‌خوانیم؟

    ایران در میان کشوهای منطقه دارای بهترین نیروی انسانی است؛ امکانات و
    منابع طبیعی آن نیز جزوی بهترین‌ها در دنیا است و در کنار این دو موهبت
    از موقعیت ژئوپولتیک استثنایی نیز برخوردار می‌باشد. کشوری کهن‌سال و
    بافرهنگ است و مردمان مستعد و فرهنگ‌پذیر دارد. با این‌حال اینک ایران
    غرق در فساد مالی است و در کنار یمن و الجزایر پایین‌ترین رتبه را از حیث
    شفافیت مالی در خاورمیانه و شمال آفریقا دارد. اوضاع اقتصادی‌اش آشفته و
    نابسامان است ویک دولت رانتی و مصرفی، با قبضه‌کردن هشتاد درصد امکانات
    جامعه، توان هر گونه تحرک و طبعا نشاط و پویایی را از جامعه گرفته است.
    کم نیستند مقامات ارشدی که اینک در جمهوری اسلامی از مبارزه با فرهنگ
    سرمایه‌داری و لیبرال‌دموکراسی غرب سخن می‌گویند. این بدان معنا است که
    انقلاب اسلامی بیش‌تر حالت دفاعی دارد تا تهاجمی. جمهوری اسلامی با شعار
    «صادرکردن انقلاب» آغا زکرد اما زود به «وارد کردن اصلاحات» رسید و اینک
    اصلا معلوم نیست که جمهوی اسلامی چه متاعی برای عرضه به بازار سیاست
    منطقه دارد و چه چیز را باید از دیگران بگیرد. انقلاب اسلامی در مرزهای
    ایران محدود مانده و نظام سیاسی برآمده از دل آن هیچ جذابیتی برای
    گروه‌های تحول طلب در جهان اسلام ندارد. در دو سال گذشته تمام بوق وکرنای
    جمهوری اسلامی به کار گرفته شد تا القأ کند که جنبش بهارعربی بر الگوی
    انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 استواراست، اما بیم وهراس از تکرار این
    تجربه در درون ایران همچنان سران حکومت را نگران کرده است. علت این عدم
    اعتماد به نفس و فرسودگی چیست؟ در ذیل به برخی نکات اشاره می‌شود که
    همزمان هم دلیل این پیری زودرس و هم نشانه‌های آن می‌باشند.

    1-غیریت‌سازی افراطی. انقلاب اسلامی ایران در برداشتن موانع قوی بوده
    است، اما در ایجاد عقبه ضعیف. انقلاب‌ها اما تنها با نابودی دشمنان بد
    کامیاب نمی شوند، بلکه با ایجاد دوستان خوب کامیاب می شوند. جمهوری
    اسلامی با چالش‌های داخلی، جنگ و چالش‌های بین‌المللی تاحدودی موفق بوده
    است، اما در ایجاد یک عقبه‌ی انسانی و اجتماعی کارنامه چندان درستی
    ندارد. انقلاب اسلامی به شدت غیریت‌ساز بوده است و با این غیرت‌سازی
    افراطی، عقبه انسانی خود را به شدت آسب رسانده است. انقلاب‌ها مانند درخت
    تکامل می‌کنند، ریشه‌هایش در ژرفای خاک فرو می‌رود و برگ و بار و سایه و
    ثمرش زمین را فرا می‌گیرد. انقلاب اسلامی ایران اما، مانند ماشین حرکت
    کرده است. رو به پیش رفته است اما در پشت سر خود چیزی باقی نگذاشته است.
    آیت الله خمینی جمهوری اسلامی خود را «شجره‌ی طیبه» خوانده بود. اگر این
    سخن درست باشد درشجره‌ی طیبه جمهوری اسلامی، هیچ شاخه به تنه و هیچ تنه
    به ریشه وصل نیست. افردای که در طی سی و سه سال گذشته در جمهوری اسلامی
    مصدر اداره وامور بوده‌اند، هیچ کدام حکم تنه و ساقه درخت را نداشته‌اند.
    بلکه حکم پمب بنزین‌های کنار جاده را داشته اند که چندی به ماشین جمهوری
    اسلامی سوخت رسانده است، انگاه خود همان‌جا مانده است و ماشین جمهوری
    اسلامی فرسنگ‌ها راه از آن‌ها دور شده است. فی المثل اولین نخست وزیر
    جمهوری اسلامی هم‌دست امپریالسیم خوانده شد و سال‌ها در انزوا زندگی کرد
    و مرد؛ اولین رئیس جمهور جمهوری اسلامی فرار را بر قرار ترجیح داد؛ نخست
    وزیر دوران جنگ هشت ساله اکنون مجازات بدون محاکمه شده و در حبس خانگی به
    سر می‌برد؛ رئیس جمهور دوران اصلاحات به کم‌تر از آلت دست آمریکا و
    جاسوسی سی آی ای متهم نیست. اگر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بعد ازترک
    مسند ریاست جمهوری به “غیر” ، “بیگانه” و «نامحرم» جمهوری اسلامی بدل شد،
    اکنون ضرباهنگ روند غیریت‌سازی شتاب بیش‌تری گرفته است و احمدی‌نژاد هنوز
    این مسند را ترک نکرده به انحراف از خط اصیل ولایت متهم است و رئیس دفترش
    رهبر جریان انحرافی لقب گرفته است. تنها محمد علی رجایی با کشته شدن، نام
    نیک خود را برای جمهوری اسلامی حفظ کرد. اصلا در جمهوری اسلامی دولت‌مران
    یا باید کشته شوند وخوش‌نام و معزز باقی بمانند یا زنده بمانند و در
    جرگه‌ی خاینان و مخالفان در آیند. زنده ماندن و خوش نامی در این جمهوری
    تقریبا محال شده است. جز اقربا و «آل عبای ولایت» دیگر در این جمهوری
    کشته‌ی بد و زنده‌ی خوب کم تر می توان سراغ یافت.

    2- جابه‌جایی اصول انقلاب و اصول قدرت. انقلاب‌ها به اصول خود زنده است.
    اما الزاما اصول انقلاب، اصول کسانی که در انقلاب به قدرت می‌رسند نیست.
    اصول انقلاب همان شعارهایی هستند که انقلابیون در مورد آن‌ها وفاق و
    اجماع دارند. در فرانسه سرهای دانتون و روبسپیر به زیر گیوتین رفت اما
    «آزادی»، «برابری» و «برادری»(سه شعار اصلی انقلاب فرانسه) حفظ شد. شعار
    انقلاب اسلامی ایران «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. درسی سال
    گذشته این شعارها ضعیف و بی‌رمق شده‌اند. «استقلال» به مخالفت با غرب
    تقلیل یافته است.«آزادی» به اباحت و بی‌بند و باری و لیبرال‌منشی تأویل
    برده شده و به مثابه‌ی یک ضد ارزش آشکارا محکوم می‌شود. «جمهوری» یعنی
    حاکمیت عامه‌ی مردم، سر از ولایت مطلقه فقیه در آورد و «اسلام» به روایت
    آن‌چنان خشن و سخت‌گیرانه‌ی فقهی و قشری فروکاسته شد که نه از عقل بهره
    داشت و نه با منطق میانه؛ نه بویی از استدلال برده بود و نه رویی به
    گفت‌وگو نشان می‌داد؛ نه از مهر و مدارا در آن خبری بود و نه از انصاف و
    مروت اثری. بدین ترتیب اصول انقلاب کم‌خون و بی‌رونق و رمق گردید و به
    پیری زود رس دچار شد. به موازات این کم خونی اصول انقلاب، اصول قدرت به
    تدریج رشد کرد وابزا‌رها و تکنیک‌های کنترول با دستان جمهوری اسلامی روز
    به روز بیش‌تری اخت شد. ولایت فقیه، مطلقه شد؛ نظارت قانونی، استصوابی
    شد؛ سانسور امان مطبوعات را برید؛ تفتیش عقاید موجی از اخراج اساتید را
    از دانشگاه‌ها به دنبال آورد؛ نظریه پردازان حکومتی درمدحت قدرت و ولایت
    و مذمت مدارا و مروت تا توانستند نظریه پردازی و تئوری بافی کردند. بدین
    ترتیب ایمان کیمیا شد؛ معرفت عنقاء مغرب گشت؛ اخلاص و مروت کبریت احمر
    گردید؛ تملق و ریا ارزان شد؛ بازار شید و زرق رونق گرفت و دکان تزویر
    وریا پر مشتری شد؛ زهد ریایی جای تقوی را تنگ کرد و جوفروشی و گندم‌نمایی
    سکه‌ی رایج زمان شد. تاریخ سه دهه جمهوری اسلامی به جای آن‌که تاریخ بسط
    اصول انقلاب باشد، تاریخ کشف تکنیک‌های کنترول و ابزارهای سلطه و حذف هر
    گونه مخالف احتمالی است. جمهوری اسلامی در آغاز با مجاهدین خلق در افتاد،
    اندکی بعد بساط آبت الله شریعتمداری را برچید؛ سپس به جدال لیبرال‌ها
    رفت: نخست وزیر را به گوشه راند و رئیس جمهور را فراری داد؛ در دهه‌ی شصت
    جناح چپ اسلامی را حذف کرد؛ در دهه هشتاد جنبش اصلاحات را با اردنگی از
    صحنه بیرون کرد و اینک از بطن اصول گرایان نیز جریان انحرافی ظهور کرده
    است. حذف و اضافه روحانیت نیز از ابتکارات جمهوری اسلامی است. جمهوری
    اسلامی بود که مصباح و جنتی را بر کشید و شریعتمداری و منتظری را
    فروکوفت. اصلا این جمهوری اسلامی بود که دین را به یگانه عامل ترقی
    اجتماعی بدل کرد و بنا بر این کامیاب ترین دولت تاریخ برای دنیوی‌کردن
    دین است. و این همه نه حاصل بسط شعارها و اصول انقلاب که حاصل کشف
    ابزارهای کنترل کننده و لازمه‌ی حفظ قدرت بود. و این بد ترین علامت افول
    و پیری است.

    3- تبدیل شدن فرهنگ به نوحه. یکی از استادان دانشگاه در ایران به نام
    دکتر نصر الله حکمت، در دروان دولت محمود احمدی نژاد، کتابی نوشته است
    بنام «زندگی و اندیشه حکیم ابو نصر فارابی». از جمله در آن گفته است که
    وقتی که فارابی بغداد را به قصد حلب در شام یا مصر ترک کرد، شبی مخفیانه
    بر سر مزار امام حسین در کربلا رفته، روضه خواند آن هم روضه‌ی جان سوز
    وداع را و آن گاه شهر را ترک کرد. در مورد فارابی افسانه‌های بسیار ساخته
    شده است از جمله اینکه او هفتاد زبان می‌دانسته است و در موسیقی چنان
    مهارت داشته است که در آنی آدمی را هم می‌گریانده و هم می‌خندانده است و
    آن‌گاه با آهنگی همگان را به آغوش خواب می‌سپرده و خود می‌رفته و هیچ کس
    نمی‌دانسته است که به کجا؟ اما تا زمانی‌که فرهنگ به روضه‌خوانی تقلیل
    نیافته بود، چنین دروغ مبتذل و ابلهانه در ذهن هیچ ابلهی هم نگذشته بود.
    فارابی یونانی مآب‌ترین فیلسوف دینای اسلام است و از منظر متفکرا ن بعدی
    اسلامی اگر نه به چشم بی‌دینی همواره به چشم بددینی دیده شده است و از
    جمله امام محمد غزالی او را تکفیر کرد ه است. او در مورد بقای روح آدمی
    نظری دارد که با مبنای اهل شریعت ساز و گار نیست. اگر در جمهوری اسلامی
    نوحه به عنوان شاخص اصلی فرهنگ تبدیل نشده بود، آیا امکان داشت که یک
    استاد دانشگاه که لقب «دکتر» را نیز در کنار نام خود بخیه می‌زند، از
    مردی به قواره‌ی فارابی یک روضه وداع خوان بسازد؟ یکی از اتفاقاتی که در
    جمهوری اسلامی افتاده است، تبدیل‌شدن فرهنگ به نوحه است که نه تنها علامت
    پیری و ناتوانی که بدترین نشانه بیماری نیز است. امروز سرنوشت کهن‌سال
    ترین فرهنگ آسیایی به دست مشتی نوحه‌خوان و معرکه‌گیر افتاده است. به
    کارگزاران فرهنگی ایران در پیش و پس از انقلاب نظری بیاندازید: حسین
    خدیوجم که کیمیای سعادت امام غزالی راهنگام مأموریت خود به عنوان رایزن
    فرهنگی ایران در کابل تصحیح کرد. بدیع الزمان فروزان‌فر، سید حسین نصر،
    مهدی محقق، کامگار پارسی، محمود شهابی، فاضل تونی، سید کاظم عصار و محمد
    علی فروغی که هرکدام یلی است د ر حوزه‌های کاری خویش و خدمات ماندگاری به
    فرهنگ وزبان پارسی کرده اند. اما هرچه که از زمان انقلاب به دوران کنونی
    نزدیک و نزدیک‌تر می شویم لمپنیزم فرهنگی جای کوشش‌های واقعی فرهنگی را
    می گیرد. تا جای که شیخ عباسعلی زنجانی رئیس دانشگاه تهران شد و
    مافنگ‌ترین طلبه‌هایی که حوصله درس و طاقت خواندن را ندارند و بالاترین
    هنر شان نوحه‌خوانی و روضه خوانی است، از طریق بند و بست‌های مافیایی و
    استخباراتی رایزن و کارگزار فرهنگی جمهوری اسلامی در خارج از کشور
    می‌شوند.

    خلاصه حیف شد. یکی از پر شورترین خیزش‌های مردمی در خاورمیانه آهسته
    آهسته می‌رود که فرجام مأیوس کننده به خود بگیرد. اکنون دیگر هیچ کس به
    جمهوری اسلامی به چشم غبطه و حسرت نگاه نمی‌کند، بلکه نگاهی هم اگر هست
    نگاه ترحم و عبرت است. انقلاب اسلامی بی پشتوانه وبی‌تاریخ شده است. با
    غیریت سازی‌های شدید عقبه‌ی فکری و تجربی خود را از دست داده است؛ ابزار
    های کنترول و تداوم سلطه را جاگزین اصول انقلاب کرده است وبا تقلیل دادن
    فرهنگ به روضه‌خوانی و فال‌گیری، جامعه را به هبوط معنوی و اخلاقی مبتلا
    کرده است. این‌ها همه علامت زوال و انحطاط زودرس و پیری و فرسودگی است.
    راستی که این انقلاب چه زود پیر شد.

    • آرام گفت:

      ازهمه چیزگفتی وچه نیکوگفتی ولی ازدروغ که ام الخبائث است وسکه رایج این حکومت است نگفتی که مثل موریانه بدنه وستون انقلاب راازدرون پوک کرده

    • حسین گفت:

      بسیار عالیست مختصر مفید واقع گرایانه منطقی سپاس

    • ناشناس آشنا گفت:

      انقلاب ادامه دارد عزیز!

      وارث انقلاب اسلامی ،جنبش سبز میباشد،که میرود تا در منطقه هم اثر مثبتش را نهادینه کند!

  14. Payam گفت:

    براستی کار به جایی رسیده که کارگران و کارمندان برای دریافت حقوقشان حق اعتراض ندارد. مردم برای دستیابی به حقوق شهروندی خودشان و آزادی های مدنی حق اعتراض ندارند. و در صورت اعتراض به شدت سرکوب می شود.باید دید انقلابی که قرار بود به مردم سالاری و دموکراسی بیانجامد به کجا رسیده.

  15. Darush گفت:

    نکبت استبداد ديني.

  16. Dara گفت:

    حکومت نظامي است بدتراز همه کودتاها.

  17. Jamal گفت:

    مثلا؟!

  18. Kia گفت:

    عباس کعبی عضو مجلس خبرگان روز پنج‌شنبه ۲۸ دی گفت «رئیس جمهور اگر منصوب رهبری نباشد، طاغوت است ! .» هیئت رئیسه این مجلس نیز اعلام کرده که”القاء واژه انتخابات آزاد” توطئه در اصل انتخابات تلقی می‌شود.!!

  19. Nima گفت:

    محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس دوشنبه، ۲۵ دی با اشاره به اظهارات رفسنجانی به خبرگزاری فارس گفت: «هم آقای هاشمی باید دقت کنند و از این واژه استفاده نکنند و هم مسئولان اجرایی سطح بالا که از این واژه استفاده می‌‌کنند باید دقت کنند که آب به آسیاب دشمن نریزند !!.»
    جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز روز چهارشنبه، ۲۷ دی در جمع شماری از مردم قم، کسانی که بحث انتخابات آزاد را مطرح می‌کنند، “خائن و وطن‌فروش” خواند!!.