سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هجرت/ شعری از بادکوبه ای از زندان به مناسبت آغاز ربیع الاول...

هجرت/ شعری از بادکوبه ای از زندان به مناسبت آغاز ربیع الاول

چکیده :گه چون محمد باید از مکه جدا شد/ تا در مدینه مجری حکم خدا شد/ وقتی که بیت الله را بتخانه کردند/ توحیدیان را ساکن ویرانه کردند/ وقتی که شلاق است و فریاد بلال است/ مکه به خواب غفلت اهل ضلال است/ وقتی که تیغ مصلحت را برکشیدند/ حلقوم اصحاب حقیقت را بریدند/ وقتی قلم را بنده ی شمشیر کردند/ اندیشه را زندانی تکفیر کردند/ وقتی به جای عشق، غم می بارد از ابر/ تا چند باید زندگی در سایه ی صبر؟!......


مصطفی بادکوبه‌ای، شاعر معاصر که سال گذشته در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به سه سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از شعرخوانی در انجمن‌ها و سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شده بود و این روزها دوران حبس خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین می گذراند، در شعری تازه که به مناسب آغاز ربیع الاول، سالگرد هجرت رسول اکرم اسلام (ص)در زندان سروده، گفته است: … گه چون محمد باید از مکه جدا شد/ تا در مدینه مجری حکم خدا شد/ وقتی که بیت الله را بتخانه کردند/ توحیدیان را ساکن ویرانه کردند/ وقتی که شلاق است و فریاد بلال است/ مکه به خواب غفلت اهل ضلال است/ وقتی که تیغ مصلحت را برکشیدند/ حلقوم اصحاب حقیقت را بریدند/ وقتی قلم را بنده ی شمشیر کردند/ اندیشه را زندانی تکفیر کردند/ وقتی به جای عشق، غم می بارد از ابر/ تا چند باید زندگی در سایه ی صبر؟!…

به گزارش کلمه، مصطفی بادکوبه ای، طی سال های گذشته در انتقاد از محمود احمدی نژاد شعرهای فراوانی سروده. او پس از اعتراضات مردمی به اعلام نام محمود احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات خرداد ۸۸، شعرهایی نیز در حمایت از جنبش سبز، جنبش اعتراضی مردم، سرود. دو شعر “فتنه گران” و همچنین “وطن” که توسط خود او و در جلسات شعرخوانی خوانده شده بود، با استقبال مردم و کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی رو به رو شد.

متن کامل شعر جدید مصطفی بادکوبه ای در زندان اوین به مناسب آغاز ربیع الاول، سالگرد هجرت رسول اکرم اسلام (ص) که در اختیار کلمه قرار گرفته، در زیر می آید:

هجرت عبور از مرز بیداد زمانه است

ترک قفس تا آسمان بی کرانه است

بر بال هجرت می توان پرواز کردن

سیری ز خود را تا خدا آغاز کردن

هجرت اگر کردی به شوق منزل دوست

موجت رساند بی گمان تا ساحل دوست

گه باید از بهر خدا دل از وطن کند

تا عطر جانبخش هدایت را پراکند

گه چون محمد باید از مکه جدا شد

تا در مدینه مجری حکم خدا شد

وقتی که بیت الله را بتخانه کردند

توحیدیان را ساکن ویرانه کردند

وقتی که شلاق است و فریاد بلال است

مکه به خواب غفلت اهل ضلال است

وقتی که تیغ مصلحت را برکشیدند

حلقوم اصحاب حقیقت را بریدند

وقتی قلم را بنده ی شمشیر کردند

اندیشه را زندانی تکفیر کردند

وقتی که شیخ هر قبیله، قبله گاه است

وقتی جهالت پیشه ای میر سپاه است

وقتی به جای پرده داری برده داری است

شمشیر خونین، تکیه گاه ِ پرده داری است

وقتی به جای عشق، غم می بارد از ابر

تا چند باید زندگی در سایه ی صبر؟!

آن کعبه ی بی عشق، ولله تکه سنگ است

دیگر کنار کعبه ماندن، ننگ ِ ننگ است

بی عشق و آزادی وطن معنا ندارد

میهن قفس باشد اگر این را ندارد

باید کبوتر شد به سوی عشق پر زد

وین خیمه ی دل را به اقلیمی دگر زد!

گر چون پیمبر بار هجرت را ببندی

پیروز برگردی و بر دشمن بخندی

از کفر و ظلم و جور اگر بیزار باشی

حق را ببینی، گرچه اندر غار باشی

مرغ مهاجر را چه باک از خشم صیاد؟!

پر می کشد تا آسمان، آزاد ِ آزاد

گر هجرت جسمی نشد، ای دل میسر

از لذت هجرت، درون خویش مگذر

چون موج دریا باش و با هجرت بیامیز

در خویش هجرت کن، ز جا برخیز برخیز

آنان که هجرت را ز خود آغاز کردند

با تکیه بر لطف خدا، اعجاز کردند

هجرت بوَد پرواز با بال الهی

پرواز تا اوج سپیدی، از سیاهی

سرچشمه ی جان بخش “امیّد” است، هجرت

راهی به سوی شهر خورشید است، “هجرت”

سروده و تقدیمی: شاعر زندانی، مصطفی بادکوبه ای (امید)



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

4 پاسخ به “هجرت/ شعری از بادکوبه ای از زندان به مناسبت آغاز ربیع الاول”

  1. Yasooj گفت:

    از خويش هجرت كن ، ز جا برخيز برخيز
    محبوس كوى اختر را ز مهرت برگير برگير

  2. Motagh_1330 گفت:

    درودو سلام همه بر شما

  3. Ham vatan گفت:

    درود بر این ازاد مردان و زنان که از خود و از این وطن هجرت کردند و از زندگی نکبت بار و زیر بار ظلم و تزویر و فریب که ما همه در ان غرقیم گذشتند و باٰ مروت و مردانگی و با عزت و شرف در بند دژخیم همچنان ندای ندای آزادگی سر میدهند و روح امیدواری را در دل افسرده مردم جاری میکنند.

  4. من یک ملی گراهستم گفت:

    آقای بادکوبه ای، با این کاری که اینها با شما کردند، من اگر جای شما بودم، اگر قبلا هم اشعار درمنقبت میسرودم، اما دراین موقعیت آنرا بکلی موقوف می کردم که مردم تصور نکنند شما که مرد شجاع و جوانمردی هستید، تحت تاثیر اینها و ازبیم جان وشکنجه وترس، دست به سرودن این اشعار زده اید. ما ازشما انتظار داریم که همچنان به سرودن اشعار هیجان انگیز و میهنی خود ادامه دهید که تا دنیا باقی است ایران نخواهد مرد.