سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گفتگو با مادرانِ قربانیان ششم دی۸۸؛ فکر می کنید با این جگرِ پاره، آرامش داریم؟...

گفتگو با مادرانِ قربانیان ششم دی۸۸؛ فکر می کنید با این جگرِ پاره، آرامش داریم؟

چکیده :قریب سه سال از دی ماه سال ۸۸ ( راهپیمایی روز عاشورا) گذشت اما نه تنها عاملان و آمران این جنایت تاکنون معرفی نشده اند بلکه خانواده ها نیز در برگزاری مراسم سالگرد عزیزان خود با محدودیت هایی روبرو هستند....


قریب سه سال از دی ماه سال ۸۸ ( راهپیمایی روز عاشورا) گذشت اما نه تنها عاملان و آمران این جنایت تاکنون معرفی نشده اند بلکه خانواده ها نیز در برگزاری مراسم سالگرد عزیزان خود با محدودیت هایی روبرو هستند.

در روز ششم دی ماه ۸۸ امیر ارشد تاجمیر، شبنم سهرابی، شهرام فرج زاده و شاهرخ رحمانی زیر خودروهای نیروی انتظامی له شدند. مصطفی کریم بیگی، سید علی موسوی، محمدعلی راسخ نیا و مهدی فرهادی راد، هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند. جهان بخت پازوکی دیگر جان باخته این روز است که تاکنون عکس یا جزئیاتی از نحوه جان باختن او منتشر نشده است.

به گفته یکی از خانواده ها، سومین مراسم امیر ارشد تاجمیر فرزند ایرج تاجمیر و شهین مهین فر (گوینده و مجری پیش کسوت رادیو وتلویزیون) که در روز ششم دی ماه سال ۸۸ در میدان ولیعصر تهران توسط خودروهای نیروی انتظامی زیر گرفته شده بود، در این روز برگزار نخواهد شد.

شهین مهین فر، مادر امیر ارشد تاجمیر با بیان اینکه مراسمی در روز ششم دی ماه برگزار نمی کنند به “جرس” می گوید: “مراسم را در روز دیگری با حضور بستگان نزدیک و خودمان برگزار خواهیم کرد و در روز ششم دی ماه مراسمی نخواهیم داشت.”

وقتی از این پیشکسوت گویندگی در رادیو سوال می کنم که این سه سال در نبود امیر ارشد چگونه برشما گذشت، سخن خود را اینچنین ادامه می دهد:”

باز امشب غزلی کنج دلم زندانیست

آسمان شب بی حوصله ام طوفانیست

هیچکس تلخی لبخند مرا درک نکرد

های های دل دیوانه من پنهانیست.”

او می گوید: “احساس من مانند حس تمام مادران است با این تفاوت که امیدوارم هیچ مادری به مرحله ای که من رسیدم، نرسد. چه بگویم که مادران داغدار دیگر نگفته اند. فکر می کنید با جگر پاره، آرامش داریم؟ این سکوتم من را داغون می کند اما می خواهم در این سکوت بمیرم.”

مادر شهید امیرارشد تاجمیر در پاسخ به این سوال که علت سکوت شما چیست، بیان می کند: “سکوت من از هر فریادی “رساتر” است. ممکن است خودم در این سکوت مرگ بار ذره ذره آب شوم اما نمی خواهم باعث ناراحتی دیگران شوم. با سکوت خود زندگی می کنم زندگی که نه، بلکه مرگ تدریجی.”

امیر ارشد تاجمیر که در آن روز برای پیوستن به مردم به خیابان رفته بود، زمانی که می بیند ماموران امنیتی دو دختر را مورد ضرب و شتم قرار داده اند، به کمک آنها می رود. درگیری مردم با نیروهای امنیتی بالا می گیرد و در این زمان خودرو نیروی انتظامی به سوی مردم حرکت می کند و به امیرارشد می زند و به گفته شاهدان خودروی نیروی انتظامی سه بار از روی پیکر امیرارشد رد می شود.

مادر امیرارشد تاجمیر با بیان اینکه او در دانشگاه درس می خواند، می گوید: “امیر ارشد مبارز وطن من، مبارز جوانمرد من دانشجو بود و در کنارش بعنوان صدابردار در رادیو فعالیت می کرد. خود امیر ارشد این کار را دوست نداشت و می گفت که دوست ندارم در جامعه ای که فرهنگی است اما بی فرهنگ ترین جامعه است کار کنم.”

مهین فر ادامه می دهد: “تمام لحظه هایم پر از خاطرات قشنگ از امیر ارشدم است. شب یلدای سال ۸۸ یکی از آن خاطرات است. شبی که شش روز بعد امیر ارشدم را از من گرفتند. آن شب کنارم نشست و دستش را دور گردنم انداخت و بغلم کرد و من را بوسید. به خواهر و برادرش گفت از من و مامان عکس بگیرید. وقتی بچه ها آماده می شدند برای عکس گرفتن در گوشم گفت، عاشقتم، عاشقتم. من نمی دانستم دارد با من خداحافظی می کند.”

در این لحظه خانم مهین فر دیگر قادر به ادامه صحبت نیست و سکوت می کند.

مصطفی کریم بیگی یکی دیگر از شهدای جنبش سبز است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در اعتراضات مردمی شرکت کرد و بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد. بعد از شانزده روز پیکر شهید مصطفی کریم بیگی در پزشک قانونی کهریزک توسط خانواده اش شناسایی شد. پیگیری های خانواده این شهید برای شناسایی عاملان و آمران این جنایت بعد از گذشت سه سال هنوز بی نتیجه مانده است.

شهناز اکملی مادر شهید مصطفی کریم بیگی نیز با اشاره بر اینکه امسال مراسمی برگزار نخواهند کرد، به بیان علت آن می پردازد و توضیح می دهد: “دو سال گذشته مشکلی برای برگزاری مراسم نداشتم اما امسال این مشکل ایجاد شده است. به علت اینکه دوستان (ماموران امنیتی) گفته اند که اگر بخواهید مراسمی برگزار کنید ما هم باید حضور داشته باشیم یا مهمانان را دستگیر می کنیم. به همین خاطر مراسمی برگزار نمی کنم و دلم نمی خواهد برای مهمانان عزیزی که می آیند مشکلی ایجاد شود. برای برگزاری مراسم سالگرد سهراب اعرابی هم همین مسئله وجود داشت و خانم فهیمی هم مراسم نگرفت. سوال ما این است، مگر خودشان برای سالگرد مرگ عزیزان خود مراسم نمی گیرند؟ حالا چرا ما باید به اجبار پذیرای دوستان (ماموران) در مراسم عزیزانمان باشیم؟”

این مادر داغدار می افزاید: “پرونده قضایی باز است اما فکر نمی کنم به جایی برسد و پاسخگویی نیست. به ما گفتند که دیه بگیرید و حتی پیشنهاد دادند که اسمش جزو خانواده شهدا برود و هر ماه یک حقوقی بگیریم، اما تنها پاسخم این بود که خون فرزندم را با پول معاوضه نمی کنم. بچه ام را کشتند و بعد سنگ قبرش را هم می شکنند. واقعا نمی دانم چرا اینکار را کردند، از سنگ قبر بچه من هم می ترسند. سنگ قبر شکسته اش را عوض نمی کنم و این بعنوان سند باید باشد. اینها از مصطفی ها، سهراب ها، رامین ها، مختاری ها می ترسند. صدای من خاموش نمی شود و تا زمانی که زنده هستم، فریاد می زنم که فرزندم را کشته اید و باید جواب پس دهید. با کشتن مصطفی صدای او خاموش نمی شود و من تداوم صدای او هستم.”

او در پایان خطاب به مادران شهدای جنبش سبز می گوید: “اگر ما مادرها در کنار هم باشیم و وحدت داشته باشیم، مانند دیواری نفوذناپذیریم و هیچکس نمی تواند به این دیوار خدشه ای وارد کند. مادرها بیایید در کنار هم باشیم و یک دیوار مستحکم باشیم حتی تا پای مرگ. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. همانگونه که ما فرزندانم را در راه عقایدشان دادیم و آنها خونشان را در راه وطن و مردم دادند ما هم مادران آنها هستیم و باید همگی با هم باشیم و راه آنها را ادامه دهیم.”



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

یک پاسخ به “گفتگو با مادرانِ قربانیان ششم دی۸۸؛ فکر می کنید با این جگرِ پاره، آرامش داریم؟”

  1. صادق گفت:

    “از سنگ قبر بچه من هم می ترسند. سنگ قبر شکسته اش را عوض نمی کنم و این بعنوان سند باید باشد.”