سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پس از 22 سال؛ باز آزادگان، باز رهایی از زندان...

پس از 22 سال؛ باز آزادگان، باز رهایی از زندان

چکیده :چشم های نگران نیما و مهراوه، پسران عبدالله که می خواهند شادی خود را با پدر شریک باشند، بهزاد نبوی چریک پیر اوین و ابوالفضل قدیانی زبان گویای مردم، تاجزاده مهمان انفرادی و بهمن و بهاره، عماد و محمد و همه آنها که با شادی دوستان خود را به آغوش ملت بدرقه کردند. چشم هایی که اشک شوق در آن حلقه زده، چشم به در اوین دوخته است. ما و آنها همه درهای اوین را "گشاده تر" می خواهیم. مثل همان روزها که دیگر کسی نمانده بود در اوین. همه بر دستان و شانه های مردم به خانه هایشان بازگشته بودند....


کلمه – بیتا موحد:

26 مرداد 1369، اولین دسته از آزادگان سرفراز کشورمان به مام وطن باز می گردند. امشب باز در تقارن این روز تهران بوی آزادی می دهد.

آزادگان که از عراق به کشور آمدند، گفته بودند که چند روز پیشترش، لباس نو به آنها پوشانده بودند و سهمیه شان را زیادتر کرده بودند. اینگونه بود که نور امید در دلهایشان روشن شده بود که گویی خبری در راه است.

و اینک آزادگان ما پس از 22 سال، وقتی خبر می شنوند که تعداد از همرزمانشان را به شلاق زده اند، با همه تلخی و رنجی که بر روح و جانشان می رود، با خود می گویند گویی قرار است خبرهایی رسد باز.

اسامی ۶۱ زندانی سیاسی آزاد شده از اوین تا شامگاه چهارشنبه

بوی پیراهن یوسف است که از شمال شهر تهران می آید. این بار آزادگانمان نه در اتوبوس ها که با پای پیاده از چارچوب آهنی زندانی به در می آیند که روزی برای گشودن دروازه اش، خون دلها خورده بودند.

پس از سه سال و دو ماه، اطراف اوین باز شلوغ شده است. این بار خانواده هایی که با دسته های گل به استقبال عزیزان خود آمده اند.

همان ها که سه سال پیش بی هیچ جرمی راهی زندان و حبس شده بودند تا تئوری متوهمانه “افراطیون” مصداق داشته باشد و تازه به دوران رسیده ها بتوانند در جای خالی دلسوزان واقعی نظام و انقلابیون حقیققی، فرصتی برای خودنمایی بیابند.

سه سال پیش که مردم این دیار در یک روز خردادی باز همدیگر را بازیافته بودند، و با سکوتی پر فریاد سرنوشت رأی شان را پرسش می کردند، جفاکاران شبانه به خانه ها هجوم برده و فرزندان ایران زمین را ربوده بودند. سه سال گروگان گیری از فرزندانی که هیچ جرمی نداشتند جز تلاش برای اعتلای وطن و عزت جمهوری اسلامی.

امروز اوین می شود نقطه آغاز شادی کودکانی که برای دیدار پدران خود باز سربالایی نفس گیر اوین را طی کرده اند. مادرانی که یادگاری در جنوبی ترین نقطه شهر دارند و حال آمده اند، اسیر آزاده خود را پس از سالها از کنج دیوارهای سرد و ستم آلود اوین به شهری برند که چندان بوی طراوت و شادی نمی دهد.

26 مرداد 1369 وقتی رزمندگان جان برکف پس از سالها اسارت به شهر آمده بودند، شهرشان چه غریبه بود. امامشان رخت بربسته بود و دیوارها و مردمش بوی آشنایی نداشتند. امروز هم باز این شهر چه غریبانه است برای این آزادگانی که سه سال است در اوین در صفا و صمیمت با هم خو گرفته بودند. به شهری می آیند که همه جایش انگار بوی نفاق می دهد و نفرت. به شهری که امروز در عزای هموطنان مظلوم خود به سوگ نشسته است. آنان که در زلزله ای نه آنچنان مهیب جان باخنتد و باز چوب بی کفایتی دولتی را خوردند که ادعای مدیریت جهانی اش گوش جهان را کر کرده است.

آزادگان سرافراز اینک خبر از همراهانشان می گیرند. همانها که پیمان بسته بودند و تا آخر بر سر عهد خود مانده اند. و چه خوب ماندند. اینک که این آزادگان به آغوش دوستان و خویشان خود باز آمده اند، اما خبری از میر و شیخشان ندارند. همان ها که وقتی آزاده ای ولو برای یک مرخصی یک روزه می آمد، شبانه به دیدارشان می شتافتند و حالا آزاد نیستند تا آزادی گروه دیگری از فرزندان میهن را تبریک بگویند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیست ماه است که در حبسی ناعادلانه، غیرشرعی و غیر قانونی گرفتار آمده اند. این دو نیز مثل ده ها شهروند دیگر، قربانی ذهن توطئه ساز کسانی هستند که تاب شنیدن سخن حق ندارند. همراهان مردمی که در آروزی برگشت به آرمان هایی که برایش انقلاب کرده بودند دست یاری به سوی این دو یار امام و انقلاب دراز کرده بودند. سی سال عمر درازی نیست که ” آزادی و استقلال” به فراموشی برود و از “جمهوری اسلامی” جز نامی نماند.

امروز در بیست و دومین سالگرد ورود سرافراز آزادگان به میهمنان، بار دیگر ایرانی دلشاد می شود از آمدن فرزندانشان و دلگیر می شود از همه رنجی که به ناحق به این بیگناهان روا کرده بودند. رنجی که خانواده های این عزیزان طی این همه سال به جان خریدند و خون دل خوردند تا “دشمن شاد ” نشوند. رنجی که دهها زندانی دیگر هم می برند.

چشم های نگران نیما و مهراوه، پسران عبدالله که می خواهند شادی خود را با پدر شریک باشند، بهزاد نبوی چریک پیر اوین و ابوالفضل قدیانی زبان گویای مردم، تاجزاده مهمان انفرادی و بهمن و بهاره، عماد و محمد و همه آنها که با شادی دوستان خود را به آغوش ملت بدرقه کردند. چشم هایی که اشک شوق در آن حلقه زده، چشم به در اوین دوخته است.

ما و آنها همه درهای اوین را “گشاده تر” می خواهیم. مثل همان روزها که دیگر کسی نمانده بود در اوین. همه بر دستان و شانه های مردم به خانه هایشان بازگشته بودند.

روزهای ماه رمضان به آخر می رسد. درهای رحمت الهی است که گشوده تر می شود. ملائک برای سلام گویی به “انسانی” که خداوند به او کرامت عطا کرده به زمین آمده اند. بالهایشان را گشوده اند تا شاید بتوانند دلی را شاد کنند و غمی را از چهره بنده ای بزدایند.

امروز از جمله روزهایی است که سخن میرحسین مصداق می یابد، آنجا که گفته بود راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست. در شادی و آزادی امروز زندانیان، حتی زندانبانان هم شریک اند. دادستان تهران هم در این شادمانی سهیم است. او که خود یادگاری از هشت سال دفاع مقدس به همراه خود دارد. او که با این وعده آمده بود که رنجی از همرزمانش کم کند اما خودش گرفتار آمد در تار و پود عنکبوتی قوه قضاییه ای که “عدالت” گم شده همه سالهایش است. دادستان تهران شاید این روزها در تلاش است تا بتواند نام نیکی از خود به جای بگذارد. نامی که گره می خورد با آزادی ده ها زندانی سیاسی.

این شادی البته با غم آمیخته است، غم دوری از دوستان و غم در بند ماندن دیگران. و از همه مهمتر، غم امروز و فردای ایران. تا وقتی که همه زندانیان سیاسی و همراهان جنبش سبز از حبس ها و حصرها رهایی یابند، تا وقتی عقلانیت رواج بیشتری بیابد و سیاست به دست اهل کیاست و منتخبان واقعی ملت بیفتد، و تا وقتی همه به قانون و به مردم بازگردند. به این امید …



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

13 پاسخ به “پس از 22 سال؛ باز آزادگان، باز رهایی از زندان”

  1. باران گفت:

    خیلی زیبا بود. ممنون واقعا از خوش سلیقگیتون

  2. Payam گفت:

    كاش مرحوم هدى صابر هم در بين شان بود

  3. Allen... گفت:

    ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    • تمام زندانیان سیاسی بدون قید و شرط و دریافت وثیقه باید آزاد شوند.
    • از ابتدا نیز دلیل موجهی برای دستگیری آنان وجود نداشت.
    • در هر جامعه ای مردم آن جامعه حق دارند از حاکمیت و سیاست داخلی و خارجی واقتصادی و…. انتقاد کنند.
    • انتقاد اصلا جرم نیست و حق ماست. اکنون نیز حاکمیت نباید به این فکر بیقتد که با آزاد کردن زندانیان سیاسی امتیازی به آنان میدهد و آنان را مدیون می کند. خیر این مدت هم آنها بیهوده زندانی بودند.
    • اگر مملکت ما مملکت قانون بود حتی این عده می توانستند قوه قضاییه و وزارت اطلاعات را به دادگاه کشیده درخواست خسارت و غرامت بکنند برای تمام این مدتی که در زندان بودند و نیز در خواست دریافت عدم النفع بکنند که این مدت از کار وفعالیت محروم بوده و درنتیجه درآمدی نداشته اند.

    Another Friend said this… I Agree Completely….

  4. امیدسبز گفت:

    عالی ….. به امید آزادی همه زندانیان سیاسی از حبس ها و حصرها
    درود بر میرحسین موسوی و مهدی کروبی همراهان و پایمردان جنبش سبز…خدای بزرگ حفظ شان کند

    لطفا در مورد دستگیری شاعر سبز اقای عالی پیام هم بنویسید

  5. حسين گفت:

    به اميد آزادی مير حسين موسوی و خانم رهنورد. تا آن روز آزادی زندانيان گر چه بسيار خوشحال کننده است ولی راه استقامت ما هنوز ناتمام است. حکومت بايد اين اسيران را آزاد کند و پاسخگو باشد که چرا آنها را بدون محاکمه قانونی بيش از 20 ماه در حبس نگاه داشته است. شرايط امنيتی بايد پايان پذيرد. آزادی بيان تامين شود. ما هنوز هم خواهان تحقق تمام نکات ذکر شده در بيانه شماره 17 مهندس موسوی هستيم.

  6. mani گفت:

    be omide roozi ke tamame zendanha moozeh besheh

  7. زندانی سیاسی گفت:

    تبریک به همهٔ سبزها :صبر و استقامت نتیجه داد ،اما فراموش نکنیم که خالی‌ کردن زندانها میتواند برای پر کردن زندانها از افراد جدیدی باشد!

    چیزی که ما ۳۰ ساله شاهدش بوده ایم .

  8. آشنا گفت:

    چرا چشم بر روی واقعیت بسته اید .چرا بدون جرم چرا ناعادلانه وغیر شرعی . سخن از شرع وقانون و… می زنید .حرف آزدگان سر افراز می زنید آنان به فرمان امام شان سر فرو آوردن آیا شما هم به فرمان امام و ولیتان سر فرو آوردید! یا خود را دانا تر دانستید.

  9. نیک گفت:

    لطفا” نام عزیزان آزاد شده را کامل ذکر کنید

  10. محق گفت:

    الحمد لله رب الاحرار

  11. محمد گفت:

    در جواب اشنا : 1) اعتراض مدنی به گم شدن رای خود جرم نیست! بلکه یک حق شرعی قانونی و شهروندی است!! ” ولایت فقیه” اگر در چهار چوب قانون ! نه بر فراز قانون! باشد به این “حق مسلم” احترام میگزارد! اما دیدیم که اینچنین نشد و “ولایت” “وقاحت ” به بار اورد! 2) الفاظی چون “به فرمان امام سر فرو اوردن” ادبیاتی است متناسب با دوران “برده داری ” و “قیم مابی” که زیبنده ی ایرانیان با شعور و سرافراز نیست! 3) ” ولایت فقیه” تا زمانی که به وظیفه ی شرعی و قانونی خود پایبند باشد قابل احترام و امرش مطاع است! در غیر اینصورت به قول اقایون علما “منعزل ” است! و نیازی به ” عزل” ندارد! یعنی خود به خود از “مشروعیت” میافتد! قبل از انی که خبرگان از او سلب مشروعیت کنند!! 4) تازه یک “ولایت مشروع” نیاز به ” مقبولیت عامه” (مردم) دارد تا چه رسد که “مشروع” نباشد! خلاصه انچه در مدیریت عامه ی جامعه بلامنازع حاکم است! رای مردم است!!! 5) در انتخابات 88 اقای خامنه ای با اعمال غیر شرعی و غیر قانونی رای مردم را ستاند و اراده ی جائره ی خود را تحمیل کرد و فجایع افرید!! لذا او اکنون شرعا و قانونا هیچ گونه “ولایتی” بر مردم ندارد! و امرش مطاع نیست! و از ولایت “منعزل” است!

  12. ناظر گفت:

    بودن هدا صابر در بین ازاد شدگان پیش کش مقام ولایت ، بقیه اسیران را دنبال او روانه نکنند .

  13. ناشناس گفت:

    tashakor mikonam babate in maghaleh , man yek azadeh hastam