سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه یک فرزند شهید:‌ چشم باز کنید و ببینید که اقوام ایرانی چگونه با هم متحد شده‌ان...
» هواپیمای صبر ملت در حال سقوط است ...

نامه یک فرزند شهید:‌ چشم باز کنید و ببینید که اقوام ایرانی چگونه با هم متحد شده‌اند

چکیده :یک فرزند شهید که شاهد عینی فجایع ناشی از زلزله اخیر آذربایجان بوده، در نامه ای سرگشاده از مشاهدات خود از مناطق زلزله زده و همبستگی اقوام ایرانی با یکدیگر به رغم تلاش های صورت گرفته برای ایجاد اختلاف بین آنها نوشته است. او آمار ادعایی مسئولان دولتی درباره کشته شدگان زلزله را زیر سؤال برده و نوشته است: هموطن باور کن آنچه از نزدیک دیدم ، اگر کمک تو به او نرسد فاجعه ای انسانی در راه است....


یک فرزند شهید در نامه ای سرگشاده که برای انتشار در اختیار کلمه قرار داده، از مشاهدات خود از زلزله آذربایجان و همبستگی اقوام ایرانی با یکدیگر به رغم تلاش های صورت گرفته برای ایجاد اختلاف بین آنها نوشته است.

این شاهد عینی فجایع ناشی از زلزله، با زیر سؤال بردن آمار ادعایی مسئولان دولتی درباره کشته شدگان زلزله، نوشته است: هموطن باور کن آنچه از نزدیک دیدم ، اگر کمک تو به او نرسد فاجعه ای انسانی در راه است … نمی دانم آیا انسانی وجود دارد که این صحنه ها را ببیند و خود را به کوری بزند؟

به گزارش کلمه، وی همچنین به حماسه شهید عباس دوران در دوران دفاع مقدس برای جلوگیری از فریبکاری صدام در اجلاس عدم تعهد بغداد اشاره کرده و هشدار داده است: هواپیمای صبر ملتم درحال سقوطی مرگ بار است و چه بسا شهید دوران ها باز زنده شوند و هواپیمای آرزو هایشان را به سمت سالن سران نشانه بگیرند تا عدم تعهد ها فریب حاکم قلابی را نخورند. این دیگر فریب دشمن نیست.

متن این نامه سرگشاده را در ادامه بخوانید:

بنام الله

سلام هموطن عزیز

روزی که شهید دوران با هواپیما دید در بغداد سقوط می کند، تصمیم گرفت کاری کند که کشور های عدم تعهد فریب صدام را نخورند، او شهادت را به زدن کلید پرتاب ترجیح داد و روز قبل از اجلاس عدم تعهد هواپیمای در حال سقوط خود را به طرف سالن اجلاس هدایت کرد و پدافند بغداد را شکست و سراان نصف راه باز گشتند

حال هواپیمای صبر ملتم درحال سقوطی مرگ بار است و چه بسا شهید دوران ها باز زنده شوند و هواپیمای آرزو هایشان را به سمت سالن سران نشانه بگیرند تا عدم تعهد ها فریب حاکم قلابی را نخورند. این دیگر فریب دشمن نیست. چشم دید و عقل تصمیم گرفت بنویسد.

و تو کاری کردی که برخلاف چند سال گذشته که بین دو قوم بزرگ ایران اختلاف انداخته بودی ، الان بطور باور نکردنی باهم متحد شده اند روزی که در آذربایجان صحنه جان باختن ندا رو دیدند، به خدا قسم بی احساس ترین فرد هم گریه کرد ولی با خود گفت در نهان گریه میکنم تا آشکارا معلوم نشود و بحران دریاچه امنیتی نشود، شاید فرجی باشد. هم وطن فارس زبان با چشمان خیس دیدی که کاری نکردیم و فراموش شدیم حال هموطن اگر کاری کرده بودیم مانند سوریه مطمئن باش قتل عام می شدیم.

بعد از این ندیدن تو حجت بر همگان تمام شد و اگر تا امروز حتی کسی را خواب کرده بودی بدان آن شخص بیدار شد.

و هموطن باور کن آنچه از نزدیک دیدم ، اگر کمک تو به او نرسد فاجعه ای انسانی در راه است و در این حد بدان که در بم یک زلزله آمد ولی در این منطقه که 29 کیلومتر باهم فاصله دارد 3 زلزله با قدرت 6.2 ، 4.7 و 6.0 آمده است که از رشت تا وان ترکیه این زمین لرزه با شدت باور نکردنی احساس شده است. هر روستای ورزقان که وارد شدم چیزی نمانده بود و جز ما انسان زنده ای نبود آمار 300 کشته بخدا قسم جفا در حق ملت است نمی دانم آیا انسانی وجود دارد که این صحنه ها را ببیند و خود را به کوری بزند.

و وقتی برای استراحت چند ساعته آمدم و وارد اینترنت شدم و خواندم و این بی عدالتی را دیدم با تمام وجود گریستم و و برای شما ای هموطن فهیمم نوشتم.

و اما بر خود به عنوان یک ترک زبان جایز می دانم از تمام ملت ایران و نیز دولت و ملت ترکیه و آذربایجان و تمام دولت هایی که در غم مردم آذربایجان خود را شریک دانسته اند نهایت تشکر را بکنم و تشکر ویژه از رسانه هایی همچون بی بی سی فارسی و سایت کلمه، و تمام ایرانیان حاضر در فیس بوک که به جای رسانه ملی مرهمی بر زخم ملت بودند و با تلاش خود اطلاع رسانی کردند، داشته باشم .

ن.ن فرزند شهید

25/5/91



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

14 پاسخ به “نامه یک فرزند شهید:‌ چشم باز کنید و ببینید که اقوام ایرانی چگونه با هم متحد شده‌اند”

  1. ناشناس گفت:

    اگر سلطه گران باور ندارند تو باور کن که ما همه با هم هستیم!!!!

  2. ناشناس گفت:

    دولت و حکومتی که مشروعیت مردمی نداشته باشه مردمش هم براش اهمیتی ندارند این ما هموطنان باید پشت و پناه هم باشیم

  3. iranabadec گفت:

    خودزنی حاکمان در مقابله با خسارات زلزله آذربایجان و وظایف جنبش سبز مردم ایران
    http://iranabadec.blogspot.co.uk/2012/08/blog-post_12.html

    عملکرد دولت و صدا وسیمای میلی در ایفای وظیفه و نقش در زلزلهء 6.4 ریشتری در آذربایجان – که حسب نظر صحیح و کارشناسانه دکتر عکاشه در هیچ جای دنیا کشته نمی دهد – مبین این واقعیت است که در ایران امروز برجسته ترین واقعیت، « “عدم استقرار” دولت مرکزی و سازمان حکومتی است» و حتی شاهد وجود حداقل سازمان حکومتی، حتی عقب مانده “هم” نیستیم.

    توجه خواننده را مجدداً به سه گزارهء اساسی در یادداشت «با استیصال حاکمان چه باید کرد…» جلب می کنیم:

    … واقعیت این است که حاکمیت موجود در کشور از مرحله “خود زنی” گذشته است. سایه ای از حکومت که باقی مانده بیشتر شبیه “سلیمان نبی” است که بر تراس کاخ حکومتی از قید حیات رهانیده شده است. ( سلیمان در جلوی قصر خود، بر عصایی تکیه کرده بود و بر همان جا درگذشت، و مرگ او زمانی برای مردم معلوم شد که موریانه عصای او را خورد و وی به زمین افتاد.)
    مبارزه سیاسی و طرح جوک و تمسخر برای مبارزه با این “موریانه خورده” کمک به دوام “خاطره” از حکومتی است که روزی وجود داشته است! و امروز فقط در خاطره ها می تواند حکومت بکند.
    وظیفه “رهبری جنبش سبز” در این شرایط چیست؟ اعمال حاکمیت! …

    وقت آن است که به جمله تاریخی و بیان شده به زبان عامیانهء شیخ شجاع کروبی یک بار دیگر توجه داشته باشیم. ایشان در مناظره های سال 88 بود که اعلام کردند. «اگر دولت داری این است که ا.ن. انجام می دهد، “عمه جان من” هم می توانند دولت داری کنند.» واینکه « حکومتی که داریم نه “جمهوری” است و “نه اسلامی”»!

    بیایید به پذیریم که بضاعت دولت منصوب همین وزارت بهداشت و وزارت کشور هست، که تنها نمایندگان حاکمیت بودند که به مناطق زلزله زدهء آذربایجان ارسال شده اند.
    بپذیریم که ماشین سرکوب سپاه و بسیج ماهیت ارتباط با جامعه را کاملاً از دست داده اند.
    و بپذیریم که کشور با 75 میلیون جمعیت در فقدان حضور یک دولتِ حداقلی در معرض “مسخره ترین” خطرات ایمنی – ونه حتی امنیتی – قرار دارد.
    واقعیت این است که «سیرک حاکمیت» با به آتش کشیدن چادر سیرک، حیات و سلامت 75 میلیون تماشاگر خود را به خطر انداخته و خطر تاخیر در “اعمال حاکمیت” توسط “شبکه های اجتماعی سبز” به موضوع روز “جامعه ایرانی” تبدیل شده است.

    برنامه های حداقلی این “اعمال حاکمیت” در حال حاضر در سه سرفصل اساسی قابل ارائه است:
    1- مردم با ایجاد شبکه های اجتماعی باید در حمایت از حیات اجتماعی خودشان و یاری ویاوری همدیگر – کاری که به خوبی در زلزله آذربایجان با آن آشنا شدند – به مقابله با خطرات طبیعی، اجتماعی و مزاحمت حاکمان مستقر برآیند.
    2- خطر کشاندن کشور به عرصه یک جنگ نابرابر با جهان متمدن و “جنگ افروزان” بین المللی به مهمترین تاکتیک حاکمان برای حفظ حاکمیت “غیر مشروع” تبدیل شده است. ترویج «صلح، صلح وصلح» و اعلام علنی به دنیا که “صلح طلب ترین مردم تاریخ” در ایران، هرگونه جنگ افروزی را محکوم کرده و با آن همراهی نخواهند کرد. اساسی ترین وظیفه همهء نهادهای مردمی و فعالین سیاسی و اجتماعی در عرصه حیات کشور است.
    3- بایکوت تمامی اقدامات خلاف قانون اساسی فعلی و عدم همکاری شهروندان با اقدامات مخالف قانون اساسی محور دیگر و مهم “وحدت رویهء” شهروندان است. (روشن است که در مرحله بعدی تغییر در ساختار های استقرار اراده مردم، شهروندان در این خصوص و مسئولیت مربوط به آن مورد پرسش قرار خواهند گرفت.)

    وقت برای استقرار حاکمیت مردم توسط ابزار شبکه های اجتماعی تنگ است و رهبران اجتماعی و معتمد مردم که تحت عنوان “عقلای جمهوری اسلامی” شناخته می شوند – سید محمد خاتمی ، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری ، عبدالله نوری و … – هنوز امکان اقدام برای انجام وظایف تاریخی خود را دارند و انتظار این است که با اقدام موثر، هزینه تغییر در شرایط غیر قابل تحمل امروز را به حداقل ممکن برسانند.
    فردا ممکن است قدری دیر شده باشد!

  4. محمد مشهد گفت:

    با درود بر اذری های با غیرت و ایران دوست اذر بایجان سر ملت ایران است و دشمنان و رژیم مستبد و متحجر نمی تواند پیوند چند هزار ساله فارس ترک کرد و دیگر اقوام ایرانی را از هم بگسلد . من به عنوان یک فارس برای اذری ها ی داغ دیده و خسارت دیده اشک ریختم و در پایگاه خون رسانی در شهر مشهد رفتم و خون دادم و حاضرم هر گونه کمک و همکاری را برای ان عزیزان انجام دهم و نفرت خودم را از صدا سیما و کیهان نشینان و روزنام هائی مانند رسالت اعلام می دارم

  5. ناشناس گفت:

    با عرض تسلیت به مردم داغ دیده اذر بایجان و ملت ایران . مردم ایران حاضرند هر گونه کمک به هم وطنان زلزله زده بکنند . ننگ و نفرین بر
    جهل و استبداد

  6. اولاد پیغمبر گفت:

    نامه نبود . پیام نبود . یک غم نامه بو د. یک تراژدی . نامه این جوان کلا یک شعر بود . یک شعر محزون . زخمی بود که التیامش فقط مرهم ازادی است . یک رئالیسم بود . یک رئالیسم جادوئی . افرین . افرین بر این نگارش . من شخصا قبل از هر چیز مجذوب این نگارش شدم . دوست هنر مند و زخم دیده ام موفق باشید . به امید رهائی و پیروزی .

  7. ترانه سبز گفت:

    سلام بر آذر بايجان. ما امروز آن چه در بضاعت ناچيزمان بود رو به دستان امين چند دانشجوي پزشكي رسانديم تا با خود به آذر بايجان غمزده ببرند. هموطن آذري ام ما همه با تو هستيم.

  8. پیمان گفت:

    نامه ای که نویسندش حاضر به انتشار اسمش نیست ارزش انتشار ندارد تاثیر گذار هم نخواهد بود

  9. ناظر گفت:

    درود بر تو فرزند این ملت شهید . منهم شهادت میدهم که در دوران پهلوی هم تبریز و دانشگاهش ، پیشگام مبارزه بر ضد استبداد بود . دانشگاه تبریز تنها دانشگاهی بود که در دهه چهل تظاهرات دانشجویانش گاه به خیابان میرسید . درود بر هموطنان غیور آذری .

  10. سمیه گفت:

    حالا فارغ از متن نامه که اشکالاتش رو کنار بذاریم،انصافا کدوم مسئول سایت نوشته بودش؟!!
    یادم باشه منم یه نامه بنویسم بهتون ارسال کنم زیرش هم بنویسم دختر شهید!!!

  11. فرزند شهید گفت:

    ماجکلمه باور کن دورانتون خیلی وقته سراومده چرا خودتون و گول میزنید
    منم به دولت انتقاد دارم ….
    اما به عشق رهبر نفس میکشیم
    ت

  12. ناشناس گفت:

    این روز ها تلوزیون و رادیو و رسانه های استبداد و ارتجاع که با پول بیت المال ارتزاق می کنند . به جائی که به فا جعه زلزله بپردازند به
    مسئله فلسطین مشغولند و دارند زمینه را برای فریب عوام اماده می کنند تا با پول بیت المال بسیج و دیگر مزدوران را به صحنه بیاورند و
    دوباره جنگ افروزی را با بیخردی راه بیندازند

  13. sadegh گفت:

    مراقب به عشق رهبرت خفه نشی

  14. ستار هریسی گفت:

    امروز درمحل 4نفررا که کمک اورده بودنند وروی ماشین بمردم تسلیت نوشته بودنند نیروی انتظامی بازداشت کرد.واما درباره انشخصی که بع عشق رهبرش نفس میکشد:بردار من عزیز من تنها تو نیستی که به عشق رهبر نفس میکشی قاضی مرتضوی وقاضی حداد وقاضی مقیسه وانسردارانیکه در بازداشتگاه کهریزک سر 4نفر زیر پوتین له کردنند هم بعشق رهبر نفس میکشند بنده شنیدهام قاضی مرتضوی عکس رهبر را در اتاق خواب نصب کرده وزیرش مرقوم فرموده:تا هستی من زهستی توست …….تاهستم هستی دارمت دوست
    مسله اینه که جقدر میگیری بعشق رهبر نفس میکشی سال گذشته افسران جنک برای هرساعت نفس کشیدن درمقابل کامپیوتر 7 هزارتومان میگرفتند امسال وضع چطوریه ناقلا