سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آغاز مذاکرات سرنوشت‌ساز ایران با 1+5 در مسکو؛ شاید آخرین فرصت...

آغاز مذاکرات سرنوشت‌ساز ایران با 1+5 در مسکو؛ شاید آخرین فرصت

چکیده :برخی ناظران مسائل سیاسی معتقدند مذاکرات مسکو، شاید آخرین فرصت برای تعامل و تفاهم مثبت بین ایران و غرب باشد. همچنین با توجه به اینکه اتحادیه اروپا پیش از این اعلام کرده است تحریم نفتی ایران از ابتدای ماه ژوئیه به اجرا درخواهد آمد، مگر آنکه در مذاکرات مسکو پیشرفت قابل توجهی حاصل شود. نتیجه مذاکرات مسکو می تواند آینده سیاسی و اقتصادی ایران را دگرگون کند....


کلمه – گروه بین الملل: تیم مذاکره کنندگان هسته‌ای ایران یک روز پیش از آغاز دور جدید گفت‌وگوها با نمایندگان گروه ۱+۵ وارد مسکو، پایتخت روسیه، شده‌اند. دو هفته پس از مذاکرات بغداد دو طرف قرار است پشت میز مذاکره بنشینند تا در مورد برنامه هسته ای ایران گفتگو کنند.

برخی ناظران مسائل سیاسی معتقدند مذاکرات مسکو، شاید آخرین فرصت برای تعامل و تفاهم مثبت بین ایران و غرب باشد و از دست دادن فرصتی که در پایتخت روسیه، این مهمترین متحد جمهوری اسلامی در میان قدرت های جهانی، پدید آمده ممکن است بهای گزافی برای هر دو طرف داشته باشد.

در همین حال، با توجه به اینکه اتحادیه اروپا پیش از این اعلام کرده است تحریم نفتی ایران از ابتدای ماه ژوئیه به اجرا درخواهد آمد، مگر آنکه در مذاکرات مسکو پیشرفت قابل توجهی حاصل شود. نتیجه مذاکرات مسکو می تواند آینده سیاسی و اقتصادی ایران را دگرگون کند.

در مذاکرات بغداد طرف مذاکره کننده ایرانی شرط نمایندگان 1+5 برای تعلیق غنی سازی 20 درصد را نپذیرفت و همچنین در مورد درخواست برای بازدید از سایت پارچین شروطی مطرح کرد. به همین دلیل مذاکرات بغداد بدون دست یافتن دوطرف به نتیجه خاصی پایان یافت.

روز گذشته نشریه فارن پالسی نوشت که 44 سناتور آمریکایی با ارسال نامه ای به باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا از او خواسته اند تا در صورت عدم قبول سه خواسته مشخص کشورهای غربی در گفتگوهای در پیش روی ایران با اعضای گروه 1+5 در مسکو، به این گفتگوها خاتمه دهد.

در این نامه تاکید شده که برای اینکه بتوان تداوم مذاکرات بر سر برنامه های هسته ای ایران را توجیه کرد ایران باید با سه شرط مشخص موافقت کند: نخست اینکه سایت هسته ای فردو را تعطیل کند ، غنی سازی بالای 5 درصد را متوقف کند و تمامی ذخائر اورانیوم بالای 5 درصد را که در اختیار دارد به خارج از این کشور منتقل کند.

این سه شرط همان شروطی است که در مذاکرات بغداد از طرف نمایندگاه گروه 1+5 مطرح شد و با عدم موافقت ایران، مذاکرات بی نتیجه ماند. ایران بارها بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود تاکید و اعلام کرده که تعلیق غنی سازی را نمی پذیرد.

اکنون یک روز پیش از آغاز مذاکرات مسکو، تحلیلگران در غرب و ایران در باره نتیجه این مذاکرات به گمانه زنی پرداخته اند. کلیف کاپچن تحلیلگر ارشد خاورمیانه، ایران را در آستانه انتخاب میان داشتن برنامه هسته ای و اقتصاد می داند. او در مصاحبه ای با نیویورک تایمز می گوید در حال حاضر برای ایران هیچ چیز مهم تر از داشتن کیفی پر از پول نیست.

با این حال کاپچن و بسیاری از تحلیلگران غربی در مورد دستیابی به توافق در مذاکرات مسکو تردید دارند. چون معتقدند ایران تنها آمادگی پذیرش قراردادی موقت را دارد موضوعی که برای واباما و غرب خوشایند نیست و از سوی دیگر پذیرفتن حق غنی سازی ایران برای اوباما سال انتخاباتی سختی را در مقابل میت رامنی رقم خواهد زد. به گفته او ایران ممکن است برای مدتی کوتاه برنامه های هسته ای خود را متوقف کند اما در دراز مدت برنامه هسته ای یکی از اهداف رهبر ایران است که بعید است به هیچ قیمتی از انجام آن کوتاه بیاید.

از سوی دیگر پیشبرد مذاکرات ایران با 1+5 برای روسیه یک پیروزی دیپلماتیک محسوب می گردد، روابط آمریکا و روسیه طی ماه های گذشته بر سر مسائل سوریه تیره و تار است. مقامات مسکو همچنان پس از 16 ماه درگیری درگیری و کشته شدن هزاران غیر نظامی در سوریه، از دولت بشار اسد حمایت می کند.

هفته گذشته هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا مسکو را به ارسال هلیکوپتر های جنگی به سوریه متهم کرد. که باعث تنش زیادی میان آمریکا و روسیه شد. اگر روسیه بتواند ایران را به پذیرفتن شرایط پیشنهادی غرب ترغیب کند، تنش ها میان آمریکا و روسیه کمتر خواهد شد.

سخنان علی لاریجانی رئیس مجلس، یک روز پیش از آغاز مذاکرات می تواند تاییدی برتلاش مسکو برای نقش آفرینی در این زمینه باشد. لاریجانی در مصاحبه ای گفته است که مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ تاکنون محصول مهمی نداشته است و از گروه ۱+۵ خواسته تا در مسکو گام‌های عملی بردارند. او اضافه کرده است که برخی مسئولان روسیه ظاهرا با دبیر شورای امنیت سازمان ملل صحبت کرده و قول داده‌اند که وارد موضوعات اصلی در این زمینه شوند.

سفر هفته گذشته سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران نیز نشان دهنده تلاش مسکو در این زمینه است. در حالی که سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه، روز جمعه (۲۶خرداد) گفت که روسیه همچنان مخالف تحریم‌های یک‌جانبه علیه ایران است و برای روسیه مهم است که ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا از برقراری تحریم‌های یک‌جانبه خودداری کنند.

بسیاری از مقامات ایرانی بارها اعلام کرده اند که ایران هیچ پیشنهادی مبنی بر توقف غنی سازی نخواهد پذیرفت. محمدصادق خرازی، سفیر سابق ایران در سازمان ملل، در مصاحبه ای که به تازگی انجام داده از رد هر گونه پیشنهاد غرب بدون در نظر گرفتن ادامه فعالیت غنی‌سازی از سوی ایران خبر داده است.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

3 پاسخ به “آغاز مذاکرات سرنوشت‌ساز ایران با 1+5 در مسکو؛ شاید آخرین فرصت”

  1. سبزه قبا گفت:

    مذاکرات مسکو برای حکومت ایران یک مذاکره باخت باخت است.
    اگر حکومت به خاطر تحریمها که اقتصاد را فلج کرده و در آینده نابود میکند ، تن به شرایط غرب بدهد که البته کما فی السابق به نفع روسیه ی کومونیست خواهد بود آنگاه تکلیف میلیاردها دلار هزینه ای که برای سایت های غنی سازی به باد داده است را برای مردم چگونه توجیه مینماید؟
    اگر حکومت به خواست غرب تن ندهد و بر ادامه ی اهداف نظامی برنامه ی هسته ای که مانند دم خروس معلوم است تاکید کند پس عواقب آن یعنی نابودی اقتصاد و پیرو آن فروپاشی حکومت را باید بپذیرد.
    اگر حکومت سیاست اتلاف وقت را پیش بگیرد پذیرفته است که زهر تحریمها به صورت تدریجی اثر کند که باز نتیجه ی فروپاشی را دارد اما چند ماهی بیشتر طول خواهد کشید
    البته در تمام فرضهای بالا این ملت شریف ایران است که باید بهای سیاستهای تنش زای حکومت را با تماشای نابودی جوانانشان بپردازند

  2. پیمان گفت:

    کوتاه آمدن رهبر ایران در مذاکرات برای او شکست بزرگی محسوب می شود و حاضر به این کار نیست. از طرفی تحریمهای اخیر برای حکومت و او نیز تهدید محسوب می شود اما خطری تهدید حکومت و قدرت رهبری که بواسطه که فشار اقتصادی بر مردم ایجاد می شود، را می توان با ترفندها و جنگ و دروغهای تبلیغاتی در رسانه های حکومتی کاهش داد و حداقل به تاخیر انداخت. بنابراین بهترین گزینه برای رهبر و تیم مذاکره کننده او، وقت خریدن و کش دادن مذاکرات از طریق دادن حداقل امتیاز به غرب است و ادامه تحریمها برای رهبر ایران قابل قبول می باشد، هر چند بهتر است که خیلی بیشتر از این نشود.
    بطور خلاصه به نظر من اتفاق خاصی در این مذاکرات نخواهد افتاد.

  3. نگاهی به مذاکرات هسته ایی مسکو

    روزنامه اسرائیلی هارتص، امروز بخشی از مصاحبه شیمون پرز باCNN را درج کرده است که در آن پرز از جمله میگوید: « ایران باید درک کند که گزینه نظامی برای برنامه هسته ای اش همچنان مطرح است. آیا ایرانیان بطور جدی اینرا خواهند فهمید که این یک گزینه واقعی است؟ ولی ما نیازی نداریم اینرا درک کنیم چون بلوف نمیزنیم. جدی نگرفتن این گزینه و آنرا بلوف تلقی کردن یعنی بسوی جنگ رفتن»
    پرزمی افزاید:« برای این منظور، هشدار باید جدی باشد، تحریمها باید جدی باشند… پس، بیائیم در درجه اول از وسایل غیر نظامی استفاده کرده و این جدی بودن را برای ایرانیان مشخص کنیم. آقایان! بهتر است شما به یک تقابل غیر نظامی تن دهید تا از مقابله نظامی اجتناب شود.»
    این سخنان پرز را، قبلاً سارکوزی هم به صورت ساده تری گفته بود. سارکوزی در یک مصاحبه گفت ما از این جهت خواهان تشدید تحریمها هستیم که با گزینه نظامی مخالیم و میخواهیم از آن پرهیز کنیم.
    با قضاوت از لحن طرفهای شرکت کننده در اجلاس مسکو و نحوه انعکاس این اجلاس در رسانه های دنیا و خود ایران بخوبی میتوان حدس زد که امید جدی برای حصول توافق نیست.
    غرب مدت چند سال است که برای شکستن شاخ هسته ایی ایران سرمایه گذاری و هزینه کرده است. چند سال است که بخش زیادی از انرژی دیپلماسی آمریکا، فرانسه، انگلیس و اسرائیل صرف کشاندن یا هل دادن ایران به این نقطه خفت زدگی و استیصال شده است. تصور اینکه غرب، امروزه همان امتیازاتی را به ایران بدهد که 4 یا 5 سال پیش حاضر بود بدهد تصوری عبث است.
    غرب همه هزینه های لازم را داده است و برخلاف تصور رهبری ایران، آمریکا، هرگز در منطقه به قدرت امروز نبوده است. کمر گفتمان آمریکا ستیزی در منطقه شکسته شده است و فریاد مرگ بر آمریکا جای خود را به مرگ بر ایران و طلب کمک از آمریکا برای برانداختن بشار اسد داده است. آمریکا در مبارزه با القاعده و طالبان ابتکار عمل را بدست گرفته و روزی نیست که از سومالی گرفته تا وزیرستان پاکستان و تا یمن، چند تا از سردسته های این دو جریان را شکار نکند. نشانه های بسیاری هست که نشان میدهد سرویسهای اطلاعاتی غرب و بویژه سیا تا عمق این دو جریان نفوذ کرده اند. حملات القاعده بیشتر و بیشتر به عملیات انتحاری محدود شده و از درگیر های رویارو کمتر خبری بگوش میرسد. اوضاع بحرین تحت کنترل در آمده و در یمن هم ارتش در حال پیش روی است و همین دو روز پیش چهارمین شهر آنجا را از بنیاد گریان پس گرفت. در عراق که گمان میرفت دولت مالکی و شیعیان آنجا بکمک ایران و سپاه قدس جای آمریکا را کاملاً پر کرده و بر کشور کاملاً مسلط شده اند، اوضاع لحظه به لحظه برای نوری المالکی و ائتلاف شیعه پشت سر او به وخامت میگراید. مقتدا صدر در کنار بارزانی و ایاد علاوی در کسوت چه گوارای عراق ظاهر شده و میگوید حتی اگر به قیمت سکولار شدنش هم شده دست از تلاش برای ساقط کردن نوری المالکی برنخواهد داشت. مقتدا صدر همان کسی است که 4 یا 5 سال پیش با یک عکس خیلی نمادین در کنار احمدی نژاد گفت اگر آمریکا به ایران حمله کند « او در کنار ایران از این کشور حمایت خواهد کرد» (نقل به مضمون). و مطبوعات دولتی هم بدون اینکه متوجه خفت باری چنین اظهاراتی برای ایرانی که ادعای ابر قدرتی دارد باشند آنرا در صفحات اول خود درج کردند.
    تحولات مصر، چه مورصی رئیس جمهور شود چه شفقیق، چنان موجی از دگرگونی سیاسی و مذهبی و تغیر موازنه در منطقه ایجاد کند که کوچکترین ترکشهای آنهم برای ایران اسلامی مرگبار خواهند بود.
    اوضاع سوریه که اظهرومن الشمس است ولی در لبنان هم، یکی دیگر از ستونهای اتکای استراتژیک ایران، خلع سلاح حزب الله، مهمترین مسئله روز است و بنظر میرسد که حزب الله هم بشرط دریافت برخی تضمینها از جمله منع تعقیب افراددش بخاطر ترورهای متعدد، خود را برای آن و فاصله گیری از ایران آماده کرده است. قبلاً حماس پس از دوشیدن های بسیار ، خرج خود را از ایران جدا و در کنار قطر و عربستان و اردن قرار گرفته بود.
    در زمینه نفتی هم کافیست گفته شود که امروزه بازار دنیا با اضافه عرضه روبروست و چند روز پیش هم یکی از روزنامه های معتبر آمریکا نوشت که ظرف 5 سال آینده آمریکا در تولید نفت، روسیه و عربستان را پشت سر خواهد گذارد و استراتژی انرژی دولت آمریکا خود کفایی در زمینه نفتی است همین روزنامه ادامه داده بود که ذخایر جدیدی بالغ بر 4 میلیارد بشکه در آلاسکا کشف شده است، خلیج مکزیک هم که روی دریای نفت قرار دارد. عراق با تولید بیش از 3 میلیون بشکه در روز جای ایران را در اوپک گرفته است وبرنامه دارد ظرف ده سال و شاید هم 5 سال آینده خود را بپای عربستان برساند. سایت تابناک دو روز پیش نوشت (هنوز هم در سایت هست) ما بهمان اندازه عربستان از عراق هم باید بترسیم.
    اگر به اوضاع داخلی هم توجه کنیم و از عربده های ناشی ازتب ها مالیخولیایی مقام معظم رهبری بگذریم می بینیم که در آن سایتها و رسانه هایی که جماعت درس خوانده بدانها مراجعه میکنند؛ کارشناسان و مسئولین کشور کمترین توهمی روی فشار خُرد کننده تحریمها ندارند و قضیه را خیلی شفاف هم مطرح میکنند ولی برعکس، صدا و سیما که مخاطبانش توده عوام هستند و همینطور خطیبان نماز جمعه با هارت و پورت گمراه کننده با مردم صحبت میکنند.
    لذا با قرار گرفتن کشورمان در چنین وضع فلاکت باری توهم آمیز است اگر فکر کنیم غرب حاضر است بطور جدی پاکت های پیشنهادی ایران را حتی نگاه کند. غرب به کمتر از تسلیم کامل ایران قانع نیست و به این هدفش هم ، بگمان من، با همان «تحریمهای جدی»، که پرز و قبل از او سارکوزی گفتند، خواهد رسید. در نقطه ایی؛ گارد روانی توخالی دستگاه رهبری ایران خواهد شکست و بطور کامل و حتی بیش از آنچه لازم باشد امیتاز داده و تسلیم خواهد شد.
    هرچه این تسلیم شدن دیرتر، هزینه آن سنگینتر.
    خود کرده را تدبیر نیست! اینرا همه شنیده ائیم. فرض کنید کسی با یک نقاب گانگستری، با یک هفت تیر حتی پلاستیکی به صندوقدار یک بانک مراجعه کند و کارت اعتباری بانکی اش را درآورد خطاب به صندوقدار، خیلی هم مهربانانه و مؤدب بگوید لطفاً این مقدار پول از حسابم به من بدهید. صندقدار به لحن ملایم او توجه نخواهد کرد و آژیر را میکشد. حال اگر پلیس هم یک دق و دلی داشته باشد فقط خدا باید بداد آن مردک مسخره سازبرسد.
    از همان آغاز مسئله هسته ایی مقامات ایران، خطاب به مقامات بین المللی، سعی داشتند با لحن آرام و اطمینان بخش بگویند که والله و بالله ما اهل اتمی شدن نیستیم. ولی همین مقامات و بیش از همه مقام معظم و احمدی برای جاذبه آفرینی بین عوام و شگفت زده کردن آنان، هم در منطقه و و هم داخل کشور چنان از موفقیت های هسته ایی ایران اسلامی رزمجویانه با الدرم و بلدرمهای عربده جویانه داد سخن میدادند که تردیدی در شنونده باقی نمیگذاشت که منظور نه ایزوتوپاهای مصرفی دندان پزشکی بلکه کلاهک اتمی روی موشکهای بالستیک است.
    ملت ایران امروز هزینه عربده کشی های مستانه احمدی و مقام منیع و معظم رهبری را از یکسو و خفقان گرفتگی بخش زیادی از جامعه سیاسی خود را میپردازد تو گویی حتی نیم نگاهی به قدیس هسته ای، آدم را درجا سنگ میکند.