سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میرحسین موسوی از شخصیت امام می گوید...
» بازنشر گفت و گوی دو سال پیش کلمه در سالگرد رحلت امام خمینی

میرحسین موسوی از شخصیت امام می گوید

چکیده :مرحوم شریعتی می گفتند” قله دماوند در بلندی ، نیازی به اثبات ندارد .” شخصیت امام هم بزرگ بود و تحول غیر قابل بازگشتی در تاریخ کشور ایجاد کرد و بساط سلطنت را در این مملکت بر چید . نظامی که افتخارش به پابوسی رعیت ها از سلاطین بود. در کشور ما میلیون ها نفر به امام علاقه دارند که من هم یکی از آنها هستم. به رسمیت شناخته شدن این علاقه و معنای رهایی بخش آن در شرایط کنونی سرمایه بزرگی است که ما حق نداریم در این زمینه اشتباه کنیم. ...


چرا موسوی تقریبا در همه سخنرانی هایش به امام خمینی اشاره می کند؟ نسبت او و جنبش سبز با امام در چیست ؟حاکمیت چه نسبت و سنخیتی با امام  دارد و به دنبال چیست ؟ این پرسش ها و همین طورپرسش هایی بیشتر که همزمان با ایام ۱۴ و ۱۵ خرداد در جامعه مطرح است، دو سال پیش در آستانه بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) در گفت و گوی  « کلمه » با میرحسین موسوی مطرح شد.

هنگامی که هنگامه ی انتخابات فرار رسید از بازگشت به دورانی نورانی  سخن گفت. در زمان تنظیم بیانیه ورود به انتخابات برخی به میرحسین گفتند ازادبیاتی مانوس تر با نسل جوان استفاده کند. نسل جوان دوران امام را به خاطر نمی آورد یا از راه معوج  رسانه رسمی می شناسد.  اما  پاسخ این بود که میرحسین موسوی با هویت خود به صحنه خواهد امد و هویت او جدا از توجه به واژه هایی چون عدالت خواهی ،کرامت انسانی ، مستضعفان و بازگشت به راه امام نیست. او  هویت خود را پنهان نخواهد کرد و نسل جوان حقیقت را خواهد شنید .

و آن روزها فراموش نخواهند شد که نسل جوان با شور می خواست رای خود را به نخست وزیر امام  بدهد و فریاد می زد «رای ما یک کلام، نخست وزیر امام» وهنگامی که می خواستند از جفای بر رایشان سخن بگویند باز امام راخطاب می کردند که “خمینی کجایی موسوی تنها شده…”.

میرحسین وقتی در مقابل گلایه برخی افراد قرار می گیرد که  ”در باره سال های ابتدایی انقلاب و دوران ۱۰ ساله امام نگاهی احساسی دارد”  پاسخ می دهد: « از من نخواهید که دروغ بگویم یا دلبستگی ام به امام را پنهان کنم.”

این گفت و گو در پی می آید:

در آستانه سالگرد رحلت امام خمینی هستیم . امسال این بزرگداشت در شرایط وی‍ژه ای انجام می شود . از یک سو مخالفان قدیمی امام و انقلاب در خارج و داخل با پشتیبانی  برخی از رسانه ها ی خارجی سعی می کنند که دوران ایشان را با وضعیت تاریک امروز مقایسه کنند و از طرف دیگر صدا و سیما و بعضی از رسانه ها ی طرفدار بگیر وببند و سرکوب تلاش می کنند تصویری از شخصیت ایشان ارائه دهند که گویی  ایشان اگر بودند طرفدار پروپاقرص خرافه و ظلم امروز باشند. به نظر شما، چرا این گونه اقدامات صورت می گیرد و نتیجه این فرایند چه می تواند باشد ؟

تصویری که از تقاطع تلاش مخالفان حضرت امام و رسانه های رسمی کشور به دست می آید  اگر ادامه  یابد و جواب داده نشود ، جز انزجار تدریجی از هر آنچه گذشته است ، نخواهد بود . این تصویر با دستکاری مکرر  و دائمی از نسخه اصلی امام و انقلاب داده می شود  و از نظر کسانی که مستقیما آن دوره را تجربه کرده اند ، شباهتی با چهره و منش  و سالهای امام ندارد . انقلاب با شعار استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی پیروز شد  و مورد حمایت قاطع ملت قرار داشت . استقبال از حضرت امام در سال ۵۷ بی نظیر بود و در تشییع جنازه ایشان هم بیش از چهار برابر استقبال کنندگان شرکت کردند. گمان نمی کنم آن همه جمعیت برای تماشا و یا گذراندن تعطیلی آمده بودند. فیلم های آن روزها نشان می دهد که احساسات مردم نسبت به ایشان چه بود. در نظر داشته باشیم که بروز آن همه عاطفه و احساس بعد از گذراندن روزهای سخت انقلاب و دفاع مقدس بود. واقعیت امام اگر مختصر شباهتی با آنچه صدا و سیما و بعضی از جراید هتاک نشان می دهند ، داشت ، ما قاعدتا بجای سر و سینه زنی با خوشحالی و یا حداقل بی اعتنایی مردم روبرو می بودیم . به نظر من لازم است در مورد این تحریف دو طرفه از سوی حاکمان که اکنون به زندانبانان  و سلب کنندگان آزادی تبدیل شده اند و مخالفان بی نقاب امام  روشنگری شود.

کلمه: برنامه گسترده ومهندسی شده، همراه با هزینه های شگفت آور برای مراسم سالروز رحلت امام خمینی تدارک دیده شده است. به نظر شما چرا چنین کاری صورت می گیرد؟

شما توجه داشته باشید که نظام هنوز بخش اعظم مشروعیت خود را از شخصیت امام و خاطره جمعی مردم از ایشان می گیرد. در شرایط موجود بخشی از حاکمیت که رو به خشونت و سرکوب و سلب آزادی های مشروع آورده و زندان ها را پر کرده و با پوشش خرافه و تحجر کشور را به افلاس و درماندگی در سطح داخل و خارج کشانده، احتیاج دارد از این سرمایه عظیم اجتماعی به صورت مسرفانه ای استفاده کند. در مقابل وقتی شما واقعیت های آن دوره را در معرض دید مردم قرار می دهید و روی تفاوت های آن با وضعیت فعلی انگشت می گذارید ، بلافاصله گرایش مستبدانه  و فاسد امروزی در مقابل سوالات ویران کننده ای قرار می گیرد. نگرش درست به سال های اول انقلاب بخوبی نشان می دهد که تا چه اندازه از اهداف اولیه انقلاب و ارزش های پایه ای آن فاصله گرفته ایم . توجه کنید که منظور از نگریستن به آن دوره بازگشت به آن دوره نیست. بلکه هدف یادآوری ریشه ها و یادآوری جهت های اصلی انقلاب  یعنی عدالت ، آزادی و معنویت است.

ما می خواهیم از سکویی که انقلاب اسلامی ساخته برای پرواز به آینده استفاده کنیم. نمی خواهیم به صورت احساسی یک فضای آشفته درست کنیم و جهت گیری هایمان  از دست برود. به طور مداوم باید به نسل سرافراز جوانان امروزیاد آوری کنیم که وضعیت فعلی هیچ شباهتی با دوران حضزت امام ندارد. من یقین دارم که همین جوانان اگر به صورت خیالی در ظرف دیروز قرار بگیرند همه در کنار باکری ها، همت ها و باقری ها قرار خواهند گرفت. همچنانکه اگر جوانان آن دوره در ظرف زمانی امروز قرار می گرفتند، باقریها و باکری ها و همت ها از سرداران جنبش سبز امید می بودند  و  در زندان ها جوابگوی گرایش های دینی و ملی خود می شدند.

کلمه: شما از ضرورت یاد آوری جهت های اصلی انقلاب سخن گفتید اما در فضای پر از گرد و غبار و تبلیغاتی امروز چگونه می توان از امام و دهه اول انقلاب صحبت کرد ؟

در مورد انقلاب تا کنون تعداد بی شماری کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم  این نوشته ها و تحلیل ها ادامه دارد. دلیلش هم روشن است. تاثیرگذاری این انقلاب در سرنوشت جهانی و منطقه ای. بعد از انقلاب اسلامی نه تنها ایران شباهتی به سال های قبل از انقلاب ندارد، بلکه منطقه و جهان هم  تحت تاثیر این دگرگونی قرار گرفته اند. اما آنچه امروز در سطح تبلیغات و زد وخوردهای روزمره رسانه ای مورد نیاز است، ارائه تصویر روشن و محسوس از آن دوره و حضرت امام است. همانطور که اشاره کردم سعی می شود بین وضع فعلی و وضعیت گذشته شبیه سازی ناشیانه ای شود. باید این طرح را خنثی کرد. به عنوان مثال در مورد نظرات امام در باره مجلس می توان بحث های نظری کرد و نظرات ایشان را در مورد دو گانه شرع و عرف و این که ” تشخیص موضوع در عرف و شرع به عهده عرف است و مجلس نماینده عرف و نمایندگان خود از عرف بر می آیند” ، باز کرد و با این دید مجلس در راس امور قرار می گیرد.

ولی مهمتر و تاثیرگذارتر نقل خاطراتی است که شیوه های عمل سیاسی را در اوائل انقلاب نشان می دهد. به طور مثال اخیرا بنده با جناب آقای کروبی در مورد شیوه انتخابات در دوران حضرت امام صحبت می کردیم ، ایشان خاطره ای را نقل کرد که خیلی خوب و روشن به شناخت حضرت امام و ارزش های حاکم در جامعه آن دوره کمک می کند .ایشان به یاد می آوردند که در انتخابات دوره  سوم مجلس دو نفر کاندیدا بودندند . یکی یک معلم زحمتکش و روشنفکر و فقیر و دیگری یکی از منسوبین نسبتا نزدیک خانواده امام .

یکی از نزدیکان امام از فرد دوم حمایت می کردند. اما مردم در آن انتخابات به آن معلم رای دادند. در اینجا آن فرد که از نزدیکان امام بود، برای امام نامه ای نوشت که مضمون آن تشکیک در سلامت انتخابات خمین بود . حضرت امام با خنده پاسخ داده بودند که “چه علامتی بالاتر برای صحت انتخابات از اینکه یک نفر از فامیل من و شما با حمایت شما نامزد می شود ولی مردم یک معلم ساده را که چنین پشتیبانانی ندارد ، انتخاب می کنند. 

آیا این از زیبایی های انتخابات نیست که باید شکر گزار آن باشیم .” حالا شما این تصویر را کنار ابطال ۷۰۰ صندوق انتخابات مجلس ششم  در تهران قرار دهید که فرد روشنفکر و بی پناهی را حذف کردند و یک فرد مورد علاقه شورای نگهبان با ارتباطات نسبی و سببی را وارد مجلس کردند. یا طرح نظارت استصوابی که در زمان امام وجود نداشت. طرحی که وسیله ای شد که انتخابات  در حقیقت دو مرحله ای شد. شما دقت کنید که با اسلحه همین اصطلاح که نه ریشه در قانون اساسی دارد و نه در معرفت و آگاهی های مردم ، چه تعداد عظیمی از خدمتگزاران آگاه و مدیر  دلسوز را از ورود به  صحنه رقابت کنار زدند. کاری که نتیجه اش همین پائین آمدن شان و جایگاه مجلس است .

من به همه آن نمایندگان اصولگرایی که به خدا و پیامبرش ایمان دارند و هنوز ایمان خود را با ظلم آغشته نکرده اند عرض می کنم که وقتی با خود خلوت می کنید آیا از این همه تحقیر مجلس احساس نگرانی و پوچی نمی کنید؟ آیا مفهوم جمله ” مجلس در راس امور است” همین وضعی است که در آن بسر می برید؟ شما هنوز نتوانسته اید جزء کوچکی از تخلفات مالی دولت را رسیدگی کنید و جواب درست بگیرید چه پاسخی در برابر خداوند و بندگان خدا که شما وکیل آنان هستید دارید؟  آیا وضعیت مجلس فعلی شباهتی با مجلس زمان حضرت امام دارد ؟

یکی از مواردی که در شرایط کنونی به خوبی می تواند امام را معرفی کند و در کنار تفاوت با شرایط حاکم در دوران امروز را نشان می دهد، تشریح اتفاقاتی بود که منجر به فرمان هشت ماده ای حضرت امام شد. خود این فرمان بدون هیچ تغییری می تواند فضاحت وضع موجود  و بگیر و ببندها و مظالم حاکم بر مردم را نشان دهد . جوانان باید این سند را ببینند و بدانند که ما به کجا می رفتیم و اینک به کجا می رویم . عده ای در این کشور به خاطر دنیا و ریاست خود مشغول تخریب همه چیز از جمله تخریب و تحریف چهره  امام و دوران ۱۰ ساله اول انقلاب هستند. کلید این پروژه در طول انتخابات ریاست جمهوری دهم زده شد و همانطور که گفتم معرفی درست امام و معرفی منصفانه انقلاب اثرات افشاگرانه و ویران کننده بر سیاست های سرکوب و خرافه گرایانه امروز دارد .

کلمه: شما را نخست وزیر امام می دانند. همواره نیز در سخنان و بیانیه ها و مصاحبه هایتان از دوران نورانی دهه اول انقلاب و راه امام سخن می گویید. اما ایا در کل و در فضای سیاسی ایران   در مورد ابعاد شخصیتی امام بزرگنمایی نشده است؟

مرحوم شریعتی می گفتند” قله دماوند در بلندی ، نیازی به اثبات ندارد .” شخصیت امام هم بزرگ بود و تحول غیر قابل بازگشتی در تاریخ کشور ایجاد کرد و بساط سلطنت را در این مملکت بر چید . نظامی که افتخارش به پابوسی رعیت ها از سلاطین بود. ممکن است برخی عکس های شاه،  نسل جوان را به بیراهه ببرد . اما خوب است که گفته شود یکی از پوسترهایی که در روزنامه های آن زمان هر از گاهی منتشر می شد ، کشاورز فقیر و بیچاره ای را نشان می داد که کفش های شاه را می بوسید .

ولی در جواب شما باید بگویم امام بزرگ بود. اما در عین حال خود را بزرگ نمی دید. از تعریف و تمجید و مدح بیزار بود. یکبار ایشان صدا و سیما را از پخش فیلم ها و عکس هایش منع کرد. گفت :” از اینکه هر موقع تلویزیون را باز می کنم و خودم را می بینم ، عقم می گیرد .” همین منع را هم برای مدتی برای روزنامه ها داشتند. افرادی که زمان ایشان را درک کرده اند یادشان است که وقتی نماینده اول تهران و در حقیقت کشور، در حسینیه جماران تعریف ایشان را کرد ، چگونه با پرخاش سخنان وی را قطع کردند.  در حالی که آن نماینده قصد به دست آوردن چیزی را نداشت. همین وضعیت هم برای رئیس مجلس خبرگان رهبری وقت که یک مجتهد و از شاگردان خود ایشان بود، پیش آمد. وقتی آن مجتهد محترم از ایشان تعریف و تمجید کردند، در میان مردم آن سخنان را رد کردند. اگر ایشان را نماد یک نظام جدید رهایی بخش، مترقی و آزادی خواه و عدالت طلب تلقی کنیم، امری غیر طبیعی نیست. بدون ایشان وارتباطی که با مردم داشتند، ملت ما امکان هشت سال ایستادگی در دفاع مقدس را نداشت. ملت ما بدون این ارتباط و اعتقاد نمی توانست انواع توطئه ها، کودتای نوژه ، تظاهرات مسلحانه منافقین که باعث کشته شدن هزاران نفر افراد بیگناه  در سال ۶۰ شد ، انفجار حزب جمهوری و شهادت شهید بهشتی و یارانش ، انفجار نخست وزیری و ترور شخصیت هایی چون شهیدان مدنی ،دستغیب و صدوقی که همه از پیشگامان روحانیت بودند، پشت سر بگذارد .

کلمه:  به هرحال در بخشی از بدنه جنبش سبز این پرسش وجود دارد که شما به کرات از امام نام می برید و یا از عکس ایشان استفاده می کنید. چرا؟

البته بنده  به ضرورت معرفی  امام به نسل جوان اشاره کردم. ولی گذشته از آن نکته ای را عرض می کنم که یقین دارم همه علاقه مندان جنبش سبز در مورد آن اتفاق نظر دارند و آن صداقت است. من نمی توانم دلبستگی به امام و انقلاب داشته باشم (ممکن است یک عده در این میان بگویند این یک نوستالژی است) و بر خلاف آن تظاهر کنم.  بنده در همان ابتدای شکل گیری راه سبز امید به صراحت خود را یک همراه جنبش معرفی کردم. برای آنکه به صراحت اعتقادات خود را بیان کنم  همانطور که جزو ویژ گی های این جنبش بیان صریح و صادقانه اندیشه ها است، ما از تعامل اندیشه ها ضرر نمی کنیم. ولی از پنهان کردن هویت خود در میان جمعی که خواستار صداقت است، قطعا ضرر می کنیم. یادمان باشد که شاید بهترین پوستر جنبش سبز “دروغ ممنوع است ” بود. این چه انتظاری است که بنده یک تجربه ۱۰ ساله و پر از رویدادهای گونان گون را نادیده بگیرم. نه من بلکه تعداد کثیری از ملت ما هزاران خاطره  ازایشان دارند و تاثیرگرفته از دوران امام هستند  و حاضر نیستند در مقابل تحریف ها و بی انصافی ها رضایت بدهند. آیا صرف نظر کردن از این سرمایه عظیم اجتماعی درست است؟  آیا این همان چیزی نیست که زندانبانان از ما می خواهند .

کلمه: شما به عنوان یک همراه جنبش سبز از علاقه و دلبستگی به امام و انقلاب  در کنار تجربه کردن  دوران امام و ضرورت حراست از این سرمایه معنوی سخن گفتید. آیا اینها باعث نشده اند که به این دوران نقدی نداشته باشید یا به عبارت بهتر آیا معتقد نیستید که به این دوران هم نقد وارد است؟

من این گونه  سوالات را به ویژه بعد از صحبت دادستان  تهران زیاد شنیده ام و اخیرا هم نامه ای خطاب به بنده در سایت ها منتشر شده  که همین مضمون را دارد. یکی از اجزاء اعتقادات همه ما این است که تعداد معصومین ۱۴ نفر است و بقیه بندگان خدا جایز الخطا هستند و همیشه در معرض لغزش. مگر آنکه خدا آنها را حفظ کند. در مورد دوران مورد بحث هم همینطور است. ولی چه ضرورتی دارد که وقتی دو تیغه قیچی، یعنی متحجران داخلی و دشمنان بی نقاب خارجی  آن دوران و تصویر حضرت امام را هدف قرار داده اند،  من هم زبان به نقد بگشایم. مسلما به دلیل فضای زهرآگین موجود، کلام گفته نشده از دهان ربوده خواهد شد و درست شبیه  چارچوب توطئه ای که به عنوان پاره کردن تصویر حضرت امام پیاده شد، مورد سوء استفاده داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت. امروز دشمنان جنبش سبز دنبال طعمه و بهانه هستند تا پیوندی که همه ما را به هم وصل می کند از بین ببرند. در کشور ما میلیون ها نفر به امام علاقه دارند که من هم یکی از آنها هستم. به رسمیت شناخته شدن این علاقه و معنای رهایی بخش آن در شرایط کنونی سرمایه بزرگی است که ما حق نداریم در این زمینه اشتباه کنیم. باز هم تکرار می کنم که نباید انتظار دروغ  از یک همراه داشت، هر چند آن همراه بسیار کوچک باشد.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

15 پاسخ به “میرحسین موسوی از شخصیت امام می گوید”

  1. سونیا گفت:

    به امام علاقه داشته باشه یا نه …من که عاشقشم…فقط میرحسین

  2. رزمنده دفاع مقدس گفت:

    بنام خدای خمینی(س)
    چقدر دلتنگ صداقت و پاکی این سید بزرگوار هستیم و چه ظلمی حاکمیت در به حصر کشیدن این سید عارف مسلک ملت کرد و امام(س) از چه تیز هوشی عمیقی برخوردار بود که از سید بزرگوار موسوی در مقابل خیل کسانیکه غالب آنها میدیند که چطور با درایت موسوی دست آنها از کیسه بیت المال و دلالی کوتاه شده به این محکمی دفاع میکند و میفرمایند شما حتی قادر به اداره کردن یک نانوایی هم نیستید!! واقعا باید گفت امام(س) یکی بود و دومی نداشت و سید بزرگوار موسوی هم یکی ست و دومی ندارد و ذخیره ای است برای این انقلاب و هر دو شخصیت عشق رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس و نابترین شهدای جنگ!! از موسوی بوی کاریزماتیک امام(س) و شهدا استنشاق میشود و حصر این بزرگوار و شیخ شجاع به خیلی از ابهامات پاسخ داد!

  3. ناشناس گفت:

    بسمه تعالی
    جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ عبدالله نوری – دامت افاضاته
    با یاد و گرامیداشت خاطره فداکاری های یکی از سرداران بزرگ نهضت اسلامی ایران، مرحوم شهید حجت الاسلام آقای حاج شیخ فضل الله محلاتی، که از یاران باوفای اینجانب و از سختی کشیدگان دوران مبارزات خونبار انقلاب اسلامی ایران و همچنین مردی صالح و فداکار و برادری دلسوز برای پاسداران عزیز انقلاب اسلامی بود، که خدایش او را رحمت کند و در جوار خود پذیرایش گردد، و با تشکر از زحمات قائم مقام ایشان، جناب حجت الاسلام آقای [محمود محمدی ] عراقی که فردی متدین و صالح که در کوران جنگ و جهاد خدمات قابل تحسینی انجام داده است و ان شاءالله از این پس چون گذشته در خدمت اسلام و ایران و انقلاب اسلامی خواهند بود، اینجانب جنابعالی را، که فردی هستید فاضل، متدین، مبارز، متقی و با فهم سیاسیِ بسیار خوب و علاوه بر آن از خانواده محترم شهدا که خود افتخاری است بزرگ، می باشید، به نمایندگی از جانب خود در سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می نمایم. لازم است مسائلی را به شما و فرزندان عزیزم در سپاه گوشزد نمایم:
    ۱ – وظایفی که در قانون به عهده شما گذاشته شده است باید دقیقاً مراعات گردد و شما به هیچ وجه نباید از آن چشم پوشی کنید . فرزندان سپاهی‌ام نیز نباید از قا نون کوچکترین تخطی بنمایند.
    ۲ – نمایندگی شما در سپاه پاسداران اعم از لشکری و کشوری و وزارت سپاه می باشد. لذا کلیه مسائل فرهنگی، عقیدتی – سیاسی و فکری و فعالیت های تبلیغاتی و انتشاراتی و حفاظت اطلاعات و مسائل قانونی دیگر زیر نظر شماست، و شما باید هدایت تمام ی موارد مذکور را به عهده بگیرید.
    ۳ – تمامی فرزندان عزیزم در سپاه، اعم از فرماندهان و سایرین، هماهنگی های لازم را با نماینده محترم اینجانب داشته و دارند، و تخطی از آن با عکس‌العمل روبرو خواهد شد.
    ۴ – از این پس تأیید عزل و نصب فرماندهان سپاه پاسداران با شماست.
    ۵ – از آنجا که شما نماینده اینجانب در جهاد سازندگی هم می باشید، از خداوند متعال می خواهم تا با هماهنگی سپاه و جهاد بتوانید این دو نهاد مقدس انقلاب را یار و همکار یکدیگر نمایید تا بهتر بتوانند به اسلام و انقلاب و ایران خدمت کنند.
    توفیق و تأیید شما را از خداوند تعالی آرزومندم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
    ۱۸/۱۲/۶۷
    روح الله الموسوی الخمینی
    این حکم صادره شده امام خمینی است برای عبدااله نوری از او اینچنین تعریف میکند (اینجانب جنابعالی را، که فردی هستید فاضل، متدین، مبارز، متقی و با فهم سیاسیِ بسیار خوب و علاوه بر آن از خانواده محترم شهدا که خود افتخاری است بزرگ، می باشید، به نمایندگی از جانب خود در سپاه‌پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می نمایم. ) حضرت امام در رابطه با اقای خاتمی میگوید فرزند فاضل و متقی من در باره میر حسین که همه ما مطلعیم اما در رابطه با طرف مقابل میگوید اینها عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند و مصباح مطرود امام محبوبشان میشود و در نزدشان جایگاه مطهری پیدا میکند حالا خود قضاوت کنید ایا اینان رهروان راه امام هستند انان به عمله های نادان خود اینچنین توجیه میکنند که امام فرمود میزان حال فعلی افراد است در صورتی که امام این جمله را درذ جایی گفتند که میخواستند چند تن از فرماندهان زمان شاه را اعدام کنند و بعضا امدند و گفتند این فرماندهان پشیمانند و امام با این گفته خود جان تنی چند از اعامیان را نجات داد ولی اینان چون اجداد احمدی نزاد یحرفون الکلام عن مواضعه هستند

  4. ناشناس گفت:

    محبوبین امام خاتمی رفسنجانی نوری کروبی مطرود و بایکوت شده فعلی تشکیلات حاکن ومطرودین امام امثال مصباح و حجتیه محبوبلن فعلی نظام میشوند .
    سوال ایا این نظام میتواند خود را به امام نسبت دهد ؟قبل از پاسخ به این سوال خود را در محضر خدا فرض کنید تا به خود دروغ نگوییم .

  5. جامی گفت:

    با انکه علاقه ای به اقای خمینی ندارم اما دوستدار و علاقمند به میر حسین موسوی هستم. به امید رهایی ایشان و پیروزی جنبش سبز.

  6. ناشناس گفت:

    ياحسين ميرحسين مرگ بر ديكتاتور

  7. خواننده کلمه گفت:

    با میرحسین عزیز موافقم که باید در حفظ سرمایه اجتماعی عظیمی که در قالب تجارب گذشته به ما رسیده کوشید. در این راستا نکات مثبت قابل توجه و عدیده ای در حرکت آیت الله خمینی قابل تأکید و بررسی است. در عین حال همان طور که میر در جای دیگری هم گفته، البته نقد ایشان هم باید انجام گیرد، اگر چه تناسب زمان آن نقد را هم باید در نظر داشت. من نمی توانم تشخیص دهم که طرح این نقد امروز مناسب هست یا نه … امّا در زمینه ی آنچه میر درباره عملکرد ایشان نسبت به چاپلوسان و متملّقان یا رفتارهایی از این دست بیان کرده، من نکات قابل نقد هم در کارنامه ی آن رهبر بزرگ می بینم. امروز شما ویدئوهایی را می توانید به راحتی در یوتیوب پیدا کنید که بنیانگذار جمهوری اسلامی را در حالی نشان می دهد که بر جای خود نشسته اند و دست خود را در کناری ثابت گذاشته اند و آدم ها به صف، دانه دانه دست می بوسند و می گذرند. این با معیارهای امروز ما جای نقد دارد. ولی به این معنا نیست که حرکت ارزشمند ایشان در ایجاد خودباوری و احساس استقلال را نادیده بینگاریم. یا ایجاد مشروعیت عملی برای “جمهوری” که از نکات برجسته و بارز عملکرد ایشان است. اعدامهای 67 هم البته بزرگتر از آن هستند که به سادگی فراموش شوند. نکات مثبت بزرگ با نکات منفی مهمّی در هم آمیخته اند و جنبش سبز اگر چشم خود را بر نقد منصفانه ی گذشته ببندد، و به تبیین نسبت خود با نکات مختلف مثبت و منفی همّت نگمارد، در نهایت حاصلی جز باختن نهایی قافیه نصیبش نخواهد شد. امید که با توجه به این هر دو سوی ماجرا، امکان رشد بیشتر بینش جنبش سبز را فراهم کنیم.

  8. ناشناس گفت:

    نکته مهم همین جمله است که: من نمی توانم دلبستگی به امام و انقلاب داشته باشم (ممکن است یک عده در این میان بگویند این یک نوستالژی است) و بر خلاف آن تظاهر کنم.

  9. ناشناس گفت:

    و به خاطر صداقتش او را دوست دارم.

  10. ناشناس گفت:

    کسانی که علاقمند به میرحسین موسوی هستند بدانند که میرعزیز پیرو راه خمینی بت شکن بوده و هست و من نیز به خاطر همین مساله او را دوست دارم.
    و به خاطر صداقتش او را دوست دارم.

  11. ناشناس گفت:

    زنده باد میر حسین موسوی نخست وزیر امام

  12. شیما گفت:

    بله، ما هم میدانیم ایشان به اقای خمینی علاقه دارند؛ اما این دلیل نمی شود که فقط دوستداران اقای خمینی علاقه مند به موسوی باشند . خود ایشان در بیانیه هایش بارها گفتند که هر کسی با هر عقیده ای، می تواند جزوی از جنبش سبز باشد. من به عنوان یه دختری که هیچ علاقه ای به راه “امام” ندارم ، خود را جزوی از جنبش سبز می دانم و صراحتا میر حسین موسوی را رهبر این جنبش میدانم و بارها هم بخاطر داشتم عکس ایشان و فریاد زدن نامش، باتوم و کتک، گاز خوردم .
    زنده باد جنبش مترقی سبز و تمام دستگیر شدگان به ویژه رهنورد و کروبی و موسوی

  13. ناشناس گفت:

    لايك موسوي و خميني

  14. محمد امین گفت:

    این جمله نگارنده شماره2 نیز کلام بنده نیز است
    چقدر دلتنگ صداقت و پاکی این سید بزرگوار هستیم و چه ظلمی حاکمیت در به حصر کشیدن این سید عارف مسلک ملت کرد و امام(س) از چه تیز هوشی عمیقی برخوردار بود که از سید بزرگوار موسوی در مقابل خیل کسانیکه غالب آنها میدیند که چطور با درایت موسوی دست آنها از کیسه بیت المال و دلالی کوتاه شده به این محکمی دفاع میکند و میفرمایند شما حتی قادر به اداره کردن یک نانوایی هم نیستید!! واقعا باید گفت امام(س) یکی بود و دومی نداشت و سید بزرگوار موسوی هم یکی ست و دومی ندارد و ذخیره ای است برای این انقلاب و هر دو شخصیت عشق رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس و نابترین شهدای جنگ!! از موسوی بوی کاریزماتیک امام(س) و شهدا استنشاق میشود و حصر این بزرگوار و شیخ شجاع به خیلی از ابهامات پاسخ داد!

  15. ناشناس گفت:

    اقای موسوی انهایی که از شما انتقاد میکنند خودشان حتی توانایی اداره ی یک نانوایی راهم ندارند.
    امام خمینی(ره)