سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

رهبری چون امام

چکیده :اين از شگفتي‌هاي وجود امام خميني است كه از يكطرف براي آباد كردن دنياي مردم، تمام موجوديت خود را به صحنه آورد و به خطر انداخت و از طرف ديگر با تمام ظرفيت وجودي خود در مقابل دنيازدگي ايستاد و حتي براي لحظه‌اي فريب دنيا را نخورد. اين، همان خصلتي است كه اميرالمؤمنين را به آن مي‌شناسيم و امسال سالگرد رحلت امام خميني با سالروز ميلاد خجسته آن حضرت مقارن شده است. امروز، جهان اسلام به چنين رهبري نياز دارد، رهبري كه حتي ملت‌هاي غيرمسلمان نيز براي رها شدن از قيد و بندهائي كه قدرتمندان دنيازده و قلدر بر دست و پاي آنها زده اند، به آن نياز دارند. ...


بسم‌الله الرحمن الرحيم

در بيست و سومين سالگرد رحلت امام خميني رضوان‌الله تعالي عليه، درخشش بيشتري از انوار وجودي رهبر فقيد انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي سراسر منطقه و جهان اسلام را فرا گرفته و هر روز شعاع اين درخشش بيشتر مي‌شود.

كسي نمي‌تواند تأثير چشمگير آرمان‌هاي امام خميني بر قيام‌هاي مردمي در كشورهاي عربي و شمال آفريقا، كه در يكسال و نيم گذشته موجب سقوط 4 ديكتاتور شد، را ناديده بگيرد. هر چند عده‌اي تلاش مي‌كنند عناوين ديگري براي اين حركت خودجوش مردمي كه هر روز ابعاد جديدي مي‌يابد اختراع كنند، ولي ترديد نمي‌توان كرد كه آنچه در اين منطقه از جهان رخ داده مصداق روشن “بيداري اسلامي” است و امام خميني الگوي توده‌هاي مردمي است كه عليه استبداد و ظلم و استكبار قيام كرده‌اند.
اگر ملت‌هاي بپاخاسته شمال آفريقا و خاورميانه عربي از رهبري همچون امام خميني برخوردار بودند، سرنوشت انقلاب‌هاي آنها بسيار سريع‌تر در جهت آرمان‌ها و ارزش‌هاي مورد نظرشان رقم مي‌خورد و آسان‌تر از گردنه‌ها و پيچ و خم‌ها عبور مي‌كردند و به نقطه مطلوب مي‌رسيدند. با اينحال، راهي كه مردم در پيش گرفته‌اند عليرغم تمام نشيب و فرازها ادامه خواهد يافت و چهره سياسي جهان اسلام را دگرگون خواهد ساخت. ديكتاتورها، در عين حال كه مقاومت مي‌كنند، چاره‌اي غير از زوال ندارند. حركتي كه آغاز شده، توقف پذير نيست و تا رسيدن به نتيجه نهائي ادامه خواهد يافت.

اكنون به بهانه بيست و سومين سالگرد عروج بنيانگذار بيداري اسلامي بايد به اين سؤال پاسخ داد كه رمز موفقيت امام خميني چه بود؟ تا كساني كه مي‌خواهند راه اين سرآمد عصر حاضر را ادامه دهند، شناخت درستي از آن داشته باشند. اين رمز به ويژه در دوران زمامداري و مديريت كشور كه دوران بعد از پيروز شدن بر دشمن و به نتيجه رساندن انقلاب است مورد نظر مي‌باشد.
از ميان علم، اخلاص، مردم داري، سياست، شجاعت، قاطعيت و بي‌اعتنائي به زرق و برق دنيا كه امام خميني به ميزان بالائي از همه آنها برخوردار بودند، بي‌اعتنائي به دنيا در دوران مديريت كشور و زماني كه قدرت را در اختيار داشتند، مؤثرترين عامل براي موفقيت ايشان در انجام صحيح وظايف بود. تا لحظه پيروزي بر دشمن، عواملي همچون شجاعت و قاطعيت و علم و… كارساز و ضروري هستند، ولي همين ويژگي‌ها مي‌توانند در دوران قدرت عواملي براي تبديل شدن شخص صاحب قدرت به ديكتاتور باشند و تمام زحمات دوران مبارزه را بر باد بدهند. تنها عاملي كه مي‌تواند مانع سركشي و طغيان يك زمامدار انقلابي شود، بي‌اعتنائي او به دنيا و تسليم توجيهات نفس اماره نشدن به هنگام قدرتمند بودن است. كساني مي‌توانند به اين نقطه از كرامت انساني برسند كه از تهذيب نفس برخوردار باشند. اگر انسان غيرمهذب به قدرت برسد، همان قاطعيتي كه تا قبل از پيروزي بر دشمن ظاهري از عوامل مؤثر در پيروزي او بود، به عاملي بزرگ براي سركوب بي‌امان مخالفان و توسل به زور به جاي منطق تبديل خواهد شد و او را به وادي بي‌انتهاي زورگوئي و قلدري و ديكتاتوري خواهد كشاند.

اينكه امام خميني توانست تا آخرين لحظه زمامداري، بر قلب‌ها حكومت كند و از طريق عدل و انصاف و مردم‌داري خارج نشود و با رعايت موازين شرعي به مديريت كشور ادامه دهد، به دليل بي‌اعتنائي او به دنيا بود و اين بي‌اعتنائي به دنيا نيز ثمره تهذيب نفس بود. درست به همين دليل بود كه امام خميني در طول 10 سال رهبري بعد از پيروزي انقلاب اسلامي همواره مسئولين نظام جمهوري اسلامي را به دو چيز توصيه مي‌كردند؛ تهذيب نفس و پرهيز از دنياطلبي.

عمده‌ترين سفارش امام خميني به اولين رئيس‌جمهور نظام جمهوري اسلامي ايران اين بود كه فريب زرق و برق دنيا را نخورد. در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري بني صدر، آنچه در بيانات امام خميني برجستگي داشت اين بود كه “حب الدنيا رأس كل خطيئه” شيفتگي در برابر دنيا اصلي‌ترين عامل به خطا رفتن است. آنچه موجب سقوط بني صدر شد نيز همين شيفتگي در برابر دنيا و فريب قدرت را خوردن بود. اين خطر، چيزي نيست كه به بني صدر اختصاص داشته باشد، هر كس كه به رياست و قدرت برسد ولي نتواند نفس اماره خود را مهار كند در چنگال اين خطر خرد خواهد شد.

همه مي‌توانند با توسل به توجيهاتي كه براي خودشان مقبول است ولي براي ديگران قابل پذيرش نيست، خود را فراتر از تسليم شدن در برابر زرق و برق‌هاي دنيائي بدانند و ادعا كنند هرگز تسليم نفس اماره نخواهند شد، اما اين ادعاها در بسياري موارد با واقعيت منطبق نيست. يكي از معيارها براي اينكه هركس بتواند خود را در اين ميدان پرخطر بيازمايد اينست كه ببيند در برابر مدح و ستايش‌ها چگونه است. امام خميني در برابر تعريف و تمجيدهائي كه از ايشان مي‌شد بلافاصله عكس العمل نشان مي‌دادند و در انظار عام با صراحت اعلام مي‌كردند از اين مي‌ترسندكه اين تمجيدها را باور كنند و خود را غير از آنچه هستند بپندارند و گرفتار سقوط در چاه حب نفس شوند. عكس العمل سريع در برابر سخنان آقاي فخرالدين حجازي نماينده وقت مجلس شوراي اسلامي و آيت‌الله مشكيني رئيس وقت مجلس خبرگان رهبري، نمونه‌هاي روشني از اين سيره پسنديده امام خميني است، ويژگي مهمي كه در ايشان نهادينه شده بود و وجود ايشان را از بي‌اعتنائي به دنيا پر كرده بود.

اين از شگفتي‌هاي وجود امام خميني است كه از يكطرف براي آباد كردن دنياي مردم، تمام موجوديت خود را به صحنه آورد و به خطر انداخت و از طرف ديگر با تمام ظرفيت وجودي خود در مقابل دنيازدگي ايستاد و حتي براي لحظه‌اي فريب دنيا را نخورد. اين، همان خصلتي است كه اميرالمؤمنين را به آن مي‌شناسيم و امسال سالگرد رحلت امام خميني با سالروز ميلاد خجسته آن حضرت مقارن شده است.

امروز، جهان اسلام به چنين رهبري نياز دارد، رهبري كه حتي ملت‌هاي غيرمسلمان نيز براي رها شدن از قيد و بندهائي كه قدرتمندان دنيازده و قلدر بر دست و پاي آنها زده اند، به آن نياز دارند.

روزنامه جمهوری اسلامی



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

4 پاسخ به “رهبری چون امام”

  1. کاتب گفت:

    والله ما تأثیر ایت الله خمینی رو بر بهار عربی رو نفهمیدیم.

  2. ناشناس گفت:

    میان علم، اخلاص، مردم داری، سیاست، شجاعت، قاطعیت و بی‌اعتنائی به زرق و برق دنیا که امام خمینی به میزان بالائی از همه آنها برخوردار بودند، بی‌اعتنائی به دنیا………………..این از شگفتی‌های وجود امام خمینی است که از یکطرف برای آباد کردن دنیای مردم، تمام موجودیت خود را به صحنه آورد و به خطر انداخت و از طرف دیگر با تمام ظرفیت وجودی خود در مقابل دنیازدگی ایستاد و حتی برای لحظه‌ای فریب دنیا را نخورد

  3. ناشناس گفت:

    میخواستیم شب رحلت به مرقد امام برویم که متاسفانه نااهلان (احمدی نژاد) در آنجا حضور داشتند.!!!

  4. اصلاح طلب گمنام گفت:

    ما را این گمان نبود هرگز که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که«ثقلین» را در وجود خود معنا می کرد، همه «ماتَرَک رسول الله» را، و ما می دانستیم که زمین و زمان می گردند تا انسان هایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند. آخر آدم هایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند،مصداق حدیث «لو لاک» اند و غایت الغایات وجود……و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز ،خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریا ها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مومنین از شدت ماتم دق مرگ شوند، و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد .