سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میرحسین، همیشه خدایی هست که پشت و پناه تو باشد/کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و ...

میرحسین، همیشه خدایی هست که پشت و پناه تو باشد/کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

چکیده : اگرچه ما کوتاهی می کنیم و دیگران از کوتاهی ما به نفع خودشان و به ضرر انسانیت و حق مردم استفاده می کنند ، اما بدان همیشه سهراب هایی هستند که جان خود را فدا کنند . همیشه خدایی هست که پشت و پناه تو باشد ، پشت پناه آزادی و انسانیت . پس به من و امثال منی که درگیر زندگی روز مره خود شده اند و یادشان رفته هدف آفرینش والاتر از این زندگی روزمره است تکیه نکن ، ما را ببخش و این را بدان ، گل بر گلوله پیروز است . بدان اگر خونی به نا حق ریخته شد جوابش را می گیرد. ...


کلمه: کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که در فراخوانی از مردم دعوت کرده بود برای رهبران جنبش اعتراضی نامه بنویسند، نامه های برگزیده را که به آدرس این کمپین ارسال می شود در وب سایت این کمپین منتشر می کند.

در بخشی از فراخوان این کمپین آمده است :همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : تهران-خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک ۲۶، برسد به دست موسوی و رهنورد.
ما با تعداد زیاد نامه هایمان که از هر گوشه به این آدرس ارسال خواهیم کرد،ادارات پست ایران را در قبضه پیام های آزادی خواهی مان در خواهیم آورد و پیام روشنی به حکومت خواهیم داد:رهبران ما را آزاد کنید.

متن یکی از نامه هایی که به تازگی در این وب سایت منتشر شده، به این شرح است:

همیشه خدایی هست که پشت و پناه تو باشد

سلام میر حسین

امیدوارم حالت خوب باشد

تو رهبر و امام من نیستی ، من از بت سازی خسته ام . از اشتباهات پدر و مادرم خسته ام ، پس تو را همین میر حسین خالی صدا می کنم . امیدوارم ناراحت نشوی

میر حسین ، آنقدر بغض در گلویم برای گفتن دارم که کارم با یکی دو نامه راه نمی افتد . آنقدر برایت حرف دارم که نمی دانم کدام را بگویم . از طرفی می ترسم نامه ام حوصله ات را سر ببرد . می ترسم میان نامه های زیبایی که به دستت می رسد نامه من هیچ باشد . اما از تو خواهش می کنم ، در لا به لای تمام نامه هایی که احتمالا به دستت می رسد . نامه مرا هم بخوانی.

من امیرم ، یک جوان بیست و یک ساله ، من فقط در مورد دوران جنگ و نخست وزیری تو ، از پدرم ؛ و مادرم که بیشتر انقلابیست ، شنیده ام و گهگداری به کتاب های فیلتر شده و سانسور شده مراجعه کرده ام و خوانده ام .

مسلما دوره نخست وزیری شما خالی از اشتباه نبوده ، هر کسی اشتباه می کند . اما نگه داشتن ایران در آن وضعیت بحرانی کار سختی بوده که شما به کمک امام و مردم و لطف الهی ، از پس آن بر آمدید ، پس این قابل تحسین است آقای موسوی. من در انتخابات هشتاد و هشت ، به شما رای دادم ، اگر میلیون ها بار دیگر هم کاندیدا شوید و آرمان هایتان تغییر نکرده باشد ، باز هم به شما رای خواهم داد . من نه پای رای خودم ، بلکه پای آزادی بیان و حق های ضایع شدن مردم ، تا جایی که بتوانم ایستاده ام ، اما رئیس جمهور من ، قبول کن که حد و اندازه های من کمتر از گذشتن از خانواده و جان فشانی است ، پس مرا ببخش .

نمی خواهم نامه ام طولانی شود ، گرچه دردِ دل زیاد دارم . دوست دارم برایت از سیزده آبان بگویم ، از عاشورای هشتاد و نه . از حسرت شرکت در تشیع جنازه پدر گرامیتان تا حسرت شرکت در بیست و پنج بهمن . چون در ایران نیستم . حتی برای پست کردن این نامه به یکی از دوستانم متوسل شدم . چون چاره ای نداشتم . چون من حتی لیاقت ندارم برای حق مبارزه کنم میر حسین عزیزم ، من لیاقت ندارم ، چون من هم یک جوان گناه کارم ، گاهی شرم می کنم بگویم من طرفدار میر حسینم . از آزادگی تو و همپایانت ، شرمنده می شوم ، از گرسنگی مردم شرمنده می شوم ، از کسانی که در زندان به سر می برند ، شرمنده می شوم ، از دخترانی که هیچ آینده روشنی در این کشور ندارند شرم می کنم. آقای موسوی من از چهره خسته و دردناک مردم شرم می کنم ، من از شرمندگی یک پدر برای بر نیامدن از پس هزینه های خانواده اش شرم می کنم .

از جوانانی که نمی دانند و ندانسته هموطنان خود را کتک می زنند و به آنها توهین می کنند شرم می کنم . آری از آنانی که یک روز با من در یک صف نماز می خواندند و به پاکی اعتقادات و روح آنان ایمان دارم شرم می کنم . آنها گرفتار احساسات و شیطان شده اند . همیشه هرچه یک نفر خوب و بزرگ باشد ، اشتباهاتش به مراتب بزرگتر است . از آنها شرم می کنم ، چون بیست سال است ، که اجازه نداده اند فکر کنند ، اجازه نداده اند خودشان تصمیم بگیرند . چون برای همه چیزشان فیلتر فکری قرار داده اند .

ای کاش روزهایی که در هیات ها برای امام حسین سینه می زدیم را به یاد بیاورند ، ای کاش یادشان بیاید یک روز در همان بسیج مسجد که حالا در آن ، بی مهری به هموطن پخش می شود ، روزگاری در تلاش برای گسترش آزادی بیان بودیم ، گسترش فرهنگ و مهر ورزی . ایکاش چشمانشان را باز کنند ، گرسنگان و بی پناهان را ببینند . ایکاش یک بار هم که شده دست از علی علی گفتن بر دارند و به جای این گفتن ها به روش و منش آن امام بزرگوار باز گردند و این بار عمل کنند ، ای کاش صدای ما را هم بشنوند و منطقی تصمیم بگیرند ، ایکاش آن زبان نا فهم آتشبار را زمین بگذارند و فکر کنند ، ایکاش راه گمشده خود را پیدا کنند.

میرحسین، صحبتم طولانی و فرصتم کم است ، می خواهم نامه را تمام کنم . اگرچه ما کوتاهی می کنیم و دیگران از کوتاهی ما به نفع خودشان و به ضرر انسانیت و حق مردم استفاده می کنند ، اما بدان همیشه سهراب هایی هستند که جان خود را فدا کنند . همیشه خدایی هست که پشت و پناه تو باشد ، پشت پناه آزادی و انسانیت . پس به من و امثال منی که درگیر زندگی روز مره خود شده اند و یادشان رفته هدف آفرینش والاتر از این زندگی روزمره است تکیه نکن ، ما را ببخش و این را بدان ، گل بر گلوله پیروز است . بدان اگر خونی به نا حق ریخته شد جوابش را می گیرد.

میر حسین مرا هم دعا کن که تو دعایت مستجاب است . ما هم تو را دعا می کنیم ، من از این بیشتر بلد نیستم ، از خدا درخواست کن دعاهای ما مستجاب گردد.

به امید سر بلندی ایران و شادی تو و همسرت

کوچکترین طرفدارت، امیر

بیست و هشتم اردیبهشت ماه نود

اختصاصی کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

15 پاسخ به “میرحسین، همیشه خدایی هست که پشت و پناه تو باشد/کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد”

  1. ناشناس گفت:

    بنظر من سه نامه دو تا هم براي بيت و قوه قضائيه

  2. ناشناس گفت:

    سبز

  3. امین گفت:

    سیـــــــــــــــد، خیلی دلتنگتم ولی چشمانم کور باد اگر لحظه ای به نبودنت عادت کنم!!!

  4. ناشناس گفت:

    بدون نظرم

  5. حزب الله گفت:

    السجن احب الي مما يدعونني اليه (يوسف 33)
    زندان براي من محبوبتر است از انچه اينان مرا به سوي ان ميخوانند!
    ##خوشا به حال زندانيان عقيده و راستي و اخلاص##

  6. حزب الله گفت:

    السجن احب الي مما يدعونني اليه

  7. ناشناس گفت:

    باامیدازادی.میرحسین

  8. بسیجی گفت:

    و همیشه خـــــــــــــــــــــــــــــــــــدایی هست که آه میشنود و پاسخ میدهد.. دیر یا زود . اما پاسخ میدهد.

  9. عباس گفت:

    سید دوستت داریم

  10. جنبش سبزی گفت:

    نترسید میرحسین آن سید سالار زندانیان سیاسی هم خدای دارد که ریشه این ظلم وتوهین به یک خدمتگذار واقعی نظام را ازبن برکند انشاء الله

  11. سرو سبز بی خزان گفت:

    میرحسین…
    گویی روح کوروش را دوباره در تو دمیده اند تا بار دیگر سرزمین خزان زده ام را سبز کنی.تو در خانه دربندی ما نیز در غم دربند بودنت هستیم.

  12. مش اسمال گفت:

    این عزیز در شهر دلند استان گلستان روی یک وانت 1600 عهد بوق صادقانه با بلند گو دستی با مردم سخن حق گفت چقدر دوست داشتنی بود خدا حفظش کند این صداقت را در جامعه توسعه دهد

  13. ناشناس گفت:

    يا حسيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن مير حسيــــــــــــــــــــــــــــــن

  14. یک ایرانی گفت:

    بابا آخرشن.بدون محاکمه حکم صادر کردند.اگه جرات دارین بیاین محاکمه شون کنین.اون موقع به 40 میلیون رای افتخار می کردین به گفته خودتون 14 میلیون رای مال اینها بود،حالا شدن سران فتنه.

  15. ناشناس گفت:

    سید بزرگوار ؛ صبر صبر صبر