سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » وزير علوم: شان انسان آزادی مطلق نیست، نبايد به دانشجویان اجازه اختلاط داد...

وزير علوم: شان انسان آزادی مطلق نیست، نبايد به دانشجویان اجازه اختلاط داد

چکیده :شان انسان، آزادی مطلق نيست بلكه شان انسان به بايدها و نبايدهاست كه اگر از انسان گرفته شود به آزادی مطلقی كه حيوانات دارند، می‌رسد....


حضور دختر و پسر در دانشگاه‌ها يک فرصت است ولی نبايد اجازه اختلاط به دانشجويان داده شود.

به گزارش ایرنا، كامران دانشجو، وزير علوم، تحقيقات و فناوری روز شنبه در جلسه شورای ادارای شهرستان بابل كه در دانشگاه صنعتی نوشيروانی برگزار شد، گفت: دانشجويان بايد آموزنده فرهنگ اسلامی باشند و دانشگاه نيز محل تبلور علم و دانش است و علم و دانشی كه در دانشگاه‌ها ترويج می‌شود بايد ابزاری برای تعالی محسوب شود.

وی اضافه كرد: اگر در دانشگاه‌ها مسايل فرهنگی و تربيتی مد نظر قرار نگيرد چنين دانشگاهی به سرمنزل مقصود نخواهد رسيد.

وی بيان كرد: حضور دختر و پسر در دانشگاه‌ها يک فرصت است ولی نبايد اجازه اختلاط به دانشجويان داده شود.

به گفته دانشجو، شان انسان، آزادی مطلق نيست بلكه شان انسان به بايدها و نبايدهاست كه اگر از انسان گرفته شود به آزادی مطلقی كه حيوانات دارند، می‌رسد.

دانشجو گفت: اگر دانشگاه‌ها در مسير درست حركت نكنند، دانشمند تحويل جامعه می‌دهند اما دانشمند ضداسلام كه بطور قطع نياز جامعه ما نخواهد بود بلكه ما به دنبال دانش جهت‌دار و اسلامی هستيم.

وی موتور محركه انقلاب را حضور مستمر مردم در صحنه و اطاعت محض از ولی امر مسلمين دانست و گفت: برای ادامه مسير انقلاب و حصول به آرمان‌ها و اهداف جز پيروی بی‌قيد و شرط از ولايت فقيه مسير ديگری وجود ندارد.

وی ادامه داد: بايد به نحوی حركت كنيم كه به معنی پيروی كامل از منويات رهبر معظم انقلاب باشد و ايشان هستند كه ما را به سر منزل مقصود رهنمون می‌سازند.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

12 پاسخ به “وزير علوم: شان انسان آزادی مطلق نیست، نبايد به دانشجویان اجازه اختلاط داد”

  1. ناشناس گفت:

    آقای دانشجو ،‌ تفاوت بین انسان و حیوان در عقل و شعور آنهاست . این رو در کتاب دینی سال سوم دبستان هم نوشته‌اند .
    اتفاقا حضور دختر و پسر در کنار هم باعث ایجاد حس رقابت و پیشرفت می‌شود که شما این مهم را درک نکرده‌اید .
    ضمنا شما حق ندارید که به خاطر عقاید تلخ و تند خودتان ( که در اقلیت هستید ) ، دیگران را در تنگنا قرار دهید .
    این حرف شما نه منطق عقلی دارد و نه منطق دینی ، دلایل بی‌شماری می‌توان در رد حرف‌های شما آورد ،‌ولی چه کنیم که میخ آهنین در سنگ فرو نمی‌رود

  2. سبز گفت:

    شان ما دانشجویان را این ادم مرتجع واپسگرا باید تعیین کند .جهل مغز این دست ادم ها را فرا گرفته .مگر در جاهای که این دو جنس فاصله دارند فساد نیست که بیشتر است و به انواع تو جیهات مذهبی و غیره وحتی در موارد زیاد مذهب را هم زیر پا میگذارند و انواع فساد را راه انداخته اند .
    امام خمینی با این جدا سازی مخا لفت کردند و ان را مصلحت ندانستند .اینها امروز یاران صدیق خمینی را زندان و منزوی کرده و افکار او را نیز دارند لگد مال میکنند . در مدارس به تازگی تبلیغ میکنند که شطرنج حرام است ؟چیزی که اقای خمینی با روشنی ان را ازاد و خوب توصیف کرد

  3. ايراندخت گفت:

    بسیار دور از هم قد کشیده ایم . هر یک بر فراز صخره ای بلند و دره ای عمیق میان مان که با هیچ خاکستری پر نخواهد شد . جدایمان کردند .
    از روز اول مهر . با پوشش های متفاوت . مانتو و مقنعه و چادر تیره بر من پوشاندند و تو را با لباس فرم و کله ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند . من رابه مدرسه ی دخترانه و تو را پسرانه .
    دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند . با ردیف های دور از هم . نیمکت های خانم ها و آقایان . با درها و راهرو ها و ورودی ها و خروجی های خواهران و برادران .
    جدایمان کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم . در اتوبوس با میله ها و در حرم و امامزاده با نرده ها و در دریا و ساحل با پارچه های برزنتی.
    آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا تو شدی راز درک ناشدنی ای برای من و من شدم عقده ی جنسی سرکوب شده ای برای تو .
    تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند، در تاکسی و خیابان ، از زور بیماری و عقده های جنسی خود را به من بمالی و برهنگی ساق پایم حالی به حالی ات کند و نگاه حریص ات مانتو ام را بدرد .
    جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم آنقدر که تا پایین تنه هایمان معذب مان کرد خیال کردیم عاشق شده ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده ی بیدار و خفته به زیر یک سقف رفتیم .
    بسیار دور از هم قد کشیدیم . آنقدر که دیگر نگاه مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند درهمه جا . در محل کار ، در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی .
    و من باید تقاص همه ی این فاصله ها را بپردازم .
    تقاص دوری از تو و بر صخره ای دیگر قدکشیدن را . تقاص تو را ندیدن و نشناختن را . باید که تنم بلرزد وقتی هوا تاریک می شود و من تنها در خیابانم . وقتی دنبال کار می گردم . وقتی تاکسی سوار می شوم .
    اینجا یک مستراح عمومی است به وسعت یک کشور . وطن پرستان عزیز . بهتان بر نخورد .

    آخر سالیان زيادي است که در همه جای دنیا فقط مستراح ها را زنانه و مردانه کرده اند

  4. حسین جعفری گفت:

    چرا آقای دانشجو؟ اختلاط دختران و پسران دانشجو چه اشکالی دارد. زمانی که خودشما به قصد تحصیل به انگلستان رفته بودید، اگر به دانشگاهی رفته باشید، ازاینکه دختران و پسران در دانشگاهها درس می خواندند و کنارهم می نشستند خیلی دچار عذاب وجدان می شدید و شب ها خواب و آرامش نداشتید؟ چطور نوبت به جوانان این دوره که رسید همه کارها بد است. نه اینترنت خوب است، نه علوم انسانی، نه توئیتر، نه فیس بوک. چطوره پیشنهاد بدهید اصلا پیاده رو ها هم پسرانه و دخترانه باشد. هرقدر دختر وپسر ازهم دورتر باشند، حریص تر می شوند. مگر شما خودتان تجربه کافی ندارید. آقای دانشجو حرفی را که خیر وصلاح است و خواست زمان ماست باید گفت نه حرفی را که خوشایند این و آن باشد.

  5. ناشناس گفت:

    خب معلومه که ازادی مطلق درشان انسان نیست اما اختیار هم دست شما نیست اقای وزیر/شان دانشجوی ما شده این.متاسفم

  6. زنده مرده نما گفت:

    در اینکه انسان باید در چهار چوب یک سری باید ها و نباید ها زندگی کند شکی نیست اما این چهعار چوب ها را خود انسان باید در زندگی خود قرار دهد نه آقای کامران دانشجو!
    بعد هم بر فرض ما یک میکروبیولوژیست دارم چرا لزوما باید مسلمان باشه؟ یعنی اگر با وضو میکرب کشت کنه بهتر رشد میکنن؟
    زهرتون رو به حوزه علوم انسانی ریختید کافی نبود؟ به بقیه حوزه ها هم میخواید وارد بشید؟

  7. ارسلان گفت:

    وزیر علومی که هیچ نمی فهمد و تنها چیزی که ازش بی خبر است همان علم است.

  8. سارا مشهد گفت:

    امام خمینی مخا لف تفکیک دانشجو در ایران بود حالا یک عده امده اند وانقلاب را ربوده و به انحراف دارند می برند

  9. 349 گفت:

    آزادی اختلاط که شان انسان نیست خوب آزادی اندیشه هم نیست ؟ آزادی بیان هم نیست ؟ این آیین احمقانه در خط فلانی آیین اسلام و شیعه نیست آیین قرون وسطایی و طالبانی است من نمی دانم چند بار امیرالمومنین علی (ع) گفته از من تبعیت کورکورانه کنید که شما سبک مغزها چنین برداشتی کرده اید در جنگی که معاویه قران به سر نیزه زده بود هم مولا فرمود گول ظاهر را نخورید تفکر و تعمق کنید

  10. ناشناس گفت:

    ایشان وزیر علوم غریبه هستند چرا در علوم طبیعه وارد می شوند؟!

  11. آرش گفت:

    آقای دانشجو اگه یک کاری بکنید که بازار و خانه و کار و… مردها از زنها جدا بشه اونوقت شان انسان به طور کامل رعایت میشه!!!
    خدایا دیگه بسه این همه کج اندیشی

  12. دانشجوی الزهرا گفت:

    من دو روز پیش شاهد بودم ریاست دانشکده ی ادبیات دانشگاه الزهرا چطور فصیح شأن دانشجو را -حتی در محیط تک جنسیتی- به او یادآوری کردند؛ ایشان دستور دادند آیینه ها را از دستشویی های دانشکده جمع آوری کنند!!! دلیلش هم روشن است: تا هیچ دانشجوی دختری نتواند برای مرتب کردن موهایش، حتی در دستشویی هم مقنعه اش را فقط برای چند لحظه ی از سر بردارد… تا نتواند صورتش را در آیینه ببیند… تا نتواند از بی عیب بودن چهره اش هنگام حضور در فضای دخترانه ی کلاس و محیط دانشگاه اطمینان حاصل کند… تا حتی نتواند مطمئن شود که حجابش کامل است…
    خانم دکتر مشکین فام دانشجویانی را که برای جویا شدن دلیل این کار به دفترشان مراجعه می کردند، نمی پذیرند.

    اما…
    شأن دانشجوی الزهرا این است که آقای آشپز در سلف سرویس دانشگاه، با رفتاری تحقیر آمیز 4 تکه استخوان به نام جوجه کباب را مشت کند و بر روی ظرف برنج او بریزد.
    شأن دانشجوی الزهرا این است که مقدار غذایش (اگر بشود آن را غذا نامید) از کارمند دانشگاه کمتر باشد، تنها به این دلیل که دانشجوست.
    شأن دانشجوی الزهرا این است که کارمند دون پایه ی سایت کامپیوتر بر سر دانشجوی کارشناسی ارشد، که خود معلم این مملکت است، فریاد بزند که حق ندارد در این ساعت پشت کامپیوتر بنشیند و و و …
    شأن دانشجوی الزهرا این است که حق استفاده از آبدارخانه ی دانشکده را نداشته باشد، تا وقتی خودش از سر خستگی و استادش که از ساعت 3 تا 5 را سر کلاس صحبت کرده و گلویش خشک شده است و به یک فنجان آب جوش نیاز دارد، حق دسترسی نداشته باشند.
    شأن دانشجوی الزهرا این است که با وجود آسانسور در دانشکده، از پله استفاده کند، چون آسانسور برای استفاده ی دانشجو نیست، چون زانوی کارمندان و اساتید، زانوتر از زانوی دانشجو است.
    شأن دانشجوی الزهرا این است که وقتی سر کلاس است، انواع صداهایی که از بلندگوی دانشگاه پخش می شوند، تمرکز او و استاد بیچاره را به هم بزنند.
    شأن دانشجوی الزهرا این است که هنگام ورود به فضای دانشگاه حتما باید کارت دانشجویی اش را نشان خانم انتظامات بدهد، چرایش را نمی دانیم… شاید برای اینکه مشخص شود ما حتما دختریم، پسر نیستیم…. یا شاید برای اینکه مطمئن شوند از دانشگاههای دیگر قصد ورود به الزهرا را نداریم… و شاید به این دلیل که همین خانم حقوق می گیرند که این کار را انجام دهند و حقوقشان باید حلال باشد.

    دانشجوی الزهرا بودن، شأن های زیادی را به دنبال دارد….