سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علیرضا داوودنژاد: چرا قید و بند از دست و پای جعفر پناهی برداشته نمی شود...

علیرضا داوودنژاد: چرا قید و بند از دست و پای جعفر پناهی برداشته نمی شود

چکیده :داوودنژاد گفت: چرا قید و بند از دست و پای جعفر پناهی برداشته نمی شود و چرا شرایطی فراهم نمی شود كه او فیلم بسازد و به سفر برود. كار گردان فیلم نیاز درادامه این سوال را مطرح كرد كه چرا بهمن قبادی بایددر خارج مدتی در به در بماند تا راهی برای كار كردن پیدا...


علیرضا داوودنژاد كار گردان فیلم مرهم كه هم اكنون بر پرده سینماهای تهران قراردارد روز گذشته دربرنامه رادیویی پشت پرده در رادیوتهران گفت: چرا قید و بند از دست و پای جعفر پناهی برداشته نمی شود و چرا شرایطی فراهم نمی شود كه او فیلم بسازد و به سفر برود.

به گزارش پارس توریسم، این كار گردان پیش كسوت وشناخته شده كشور ،در بخشی از این برنامه رادیویی در صحبتهایی گفت: در حالی كه فضای سمعی بصری كشور، در تسخیر فیلم خارجی است و فیلمهای خارجی از طریق شبكه های ماهواره ای و اینترنت و … به راحتی در دسترس هستند باید برای تولید فیلم ایرانی اهمیت ویژه ای قائل شد.

وی درادامه گفت: برای موفقیت در تولید فیلمهای خوب ایرانی، باید برای دانش سینمایی ارزش قائل باشیم. باید برای نخبگان سینما در مقابل هجوم شبكه های ماهواره ای و فیلمهای خارجی ارزش قائل شد. چرا باید هنرمندی مثل بهرام بیضایی كه در پژوهش و آموزش و نمایش و سینما بی نظیر است باید از شرایط كار و زندگی اش به ستوه بیاید از ایران برود.

داوودنژاددر ادامه گفت: چرا قید و بند از دست و پای جعفر پناهی برداشته نمی شود و چرا شرایطی فراهم نمی شود كه او فیلم بسازد و به سفر برود.

كار گردان فیلم نیاز درادامه این سوال را مطرح كرد كه چرا بهمن قبادی بایددر خارج مدتی در به در بماند تا راهی برای كار كردن پیدا كند.

این كار گردان پیش كسوت وقدیمی درادامه عنوان كرد: باید روش مدیریت فرهنگی كشور عوض شود .



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

4 پاسخ به “علیرضا داوودنژاد: چرا قید و بند از دست و پای جعفر پناهی برداشته نمی شود”

  1. عبید سن خوزانی گفت:

    خیلی دلم می خواهد یک نفر آدمی که در این دستگاه کاره ایست و این تصمیمات را گرفته آبروی سرزمین ما را در دنیا مخدوش می کند، به من پاسخ دهد که جرم جعفر پناهی چیست؟ او سال ها پیش یادم است وقتی می خواست وارد آمریکا شود گفتند باید دست یا دست وپایت را انگشت نگاری کنیم. مرد مردانه پاسخ داد مگر من جنایت کارم. گفتند خیر آقا قانون آمریکاست. گفت قانون آمریکا برای همه است؟ گفتند نه خیر برای ایران و پاره ای از کشورهای دنیا که به اصطلاح خیلی ببخشید ها از طرف رئیس جمهور ما “شرور” خوانده شده انجام میدهیم. پناهی گفت شما خیلی بی خود کردید که می خواهید با من این معامله بکنید مملکت ما ده بیست برابر مملکت شما تاریخ دارد و… شید اصلا نمیخواهم وارد این خراب شده بشوم. جایزه هم نمی خواهم مثلا ما دعوت شدیم ومیهمان هستیم نه جانی و جنایت کار. فراموش نکنید این زمانی بود که همین رئیس جمهور ها و سران کشور جمهوری اسلامی برای ورود به آمریکا که چه عرض کنم فقط نیویورک سرو دست می شکستند. نمونه اش همین احمدی نژاد خودمان است که درتمام عمرش فقط نیویورک را دیده و هروقت صحبت آمریکا می شود بادی به گلو می اندازد و با تبختر می گوید بله ماهم هفت هشت ده باری آمریکا رفته ایم. خلاصه آقا که شما باشید البته انشاء الله دست و پای آقای پناهی این هنرمند ارزنده را بستند وبرگرداندند به هواپیما و پس فرستادند. فکر می کنید این آقا اصلا به … هم حساب کرد. اصلا و ابدا. بعدها که دیدند نه خیر آقا این پناهی که با او این رفتار را کرده بودند به کوری چشم دشمنان جایزه ای در دنیا نمانده که درو کنند هی عز و التماس که آقا اینها نفهمیدند با کی طرف هستند. حالا یک غلطی کردند، شما به بزرگواری خودتان ببخشید. اما پناهی این بار هم به …. حساب نکرد. کدام یک از شما که این بلاها را سر پناهی آورید و به دست و پایش زنجیر بسته و با او عین جنایت کاران رفتار کردید شهامت این کارها را دارید؟ یکی دوتا اسم به من بدهید. شماها حاضرید برای ویزای آمریکا اسرار دولتی را هم فاش کنید. حالا بفرمایید که این پناهی عزیز ما این همشهری خوب من جه گناهی کرده. اصلا تقصیر این پدر و مادرش بوده که آن شیطانی را در خاک پاک ایران کرده اند و این بابا در آنجا به دنیا آمد اگر اینجا بود حالا همه بزرگان شما راجع به او به مربی ورزشی اش توضیح میداد. آقا نکنید این کارها را چرا ما این اندازه ملت قدر ناشناسی هستیم. یک چنین آدمی با یک چنین استعداد خدادادی آخر این هم شد جرم؟ در مغزش داشته فکر می کرده که یک فیلم راجع به وقایع انتخابات جمهوری اسلامی بنویسد و مملکت ما را بی حیثیت کند. آقا آن حوادث هر روز و شب دهها بار از سی ان ان و بی بی سی و…. پخش شد. شما فکر می کنید با پرده پوشی این کارها پنهانم می ماند. اگر آن کار زشت بود چرا کردید. مثل آن بابا که یک وقتی گفت فلانی ترا به خدا به فک و فامیل نگی مرا اینجا دیده ای ها. گفتم اینجا جای بدیه، برا چی آمدی؟
    آقا ول کنید این هنرمند عزیز را وبگویید آقا ببخشید برو هرچه میخواهی بساز. حیف است این استعداد پنج سال همینطوری بی کار و خاموش گوشه ای افتاده باشد. اینها هیچکاک و اسکورسی سی و کاپولو دارند، ماهم عباس رستمی کیا داریم که از ایران گریزان است و در خارج فیلم می سازد. پناهی را داریم که در سکوت میگذراند وشمشیر شلاق و زندان و محرومیت ازحرفه بالای سرش است ودیگران که یا درگوشه و کنار دنیا پراکنده اند یا در سکوت و انزوا خون می خورند و خاموشند. آن وقت ما ادعا می کنیم که ما حافظ شناسیم و ای کاش حافظ در زمان من بود و مجسمه طلایش را می ریختم. آقاجان تو قدر حافظ های همین عصر را بدان. حافظ بدبخت هم گیر آدمهایی مثل من افتاده بود که آن گونه خون میخورد و چون خم می درجوش بود.

  2. وفا گفت:

    مشکل اینجاست که فرهنگ کشور نه مدیر دارد نه مدیریت فرهنگی.تفکر نظامی گری حاکم است.به سر وته گفته ها ونوشته هایشان نگاه کنید.راه حلی جز “برخورد می کنیم”می یابید؟

  3. اهورا آریامنش گفت:

    ما کاملا آزادیم ! ایران جزء آزادترین کشورهای جهان است ! معنای حقیقی آزادی بیان فقط در ایران تحقق پیدا کرده است ! حکومت فعلی ایران نماد حقوق بشر در جها ن است ! ( از سخنان گهربار جناب دکتر احمدی نژاد )

  4. ایران داد عمارلویی گفت:

    مجض گل روی هر چه انسان و خوی انسانی عباس کیا رستمی را عشق است.