سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

دعوای رقبا و راهبرد جنبش سبز

چکیده :کسانی که در عرصه سیاست چنین ساده به جان یکدیگر می‌افتند، در ادامه و در رخدادهای دشوارتر، سخت‌تر گلوی یکدیگر را خواهند فشرد. آنچه بر ماست، هوشیاری نسبت به این رخدادها، تحلیل عمیق آن و گفتگو درباره بهره‌گیری از فرصت‌هایی است که چنین تحولاتی می‌تواند در اختیار جنبش سبز قرار دهد... ضروری است با پرهیز از شعارزدگی و ابراز احساسات، کنش فعالانه مطلوب در این دوره زمانی تعیین شود. این امر نیازمند مشارکت فعال و گفتگویی همه نیروهای موثر و مجرب جنبش است تا راهبردی مطمئن برای پیشبرد اهداف جنبش اختیار شود....


کلمه- مهدی عباسی: این روزها دنیای سیاست رسمی در ایران خبرهایی کوتاه اما بسیار موثر را مشاهده می‌کند. در جلسه هیات دولت، وزیری دچار حمله قلبی می‌شود و وزیری دیگر استعفا می‌دهد، وزارت اول مجبور به دادن بیانیه رسمی درباره وضعیت جسمانی وزیر می‌شود و برای جلوگیری از کنار رفتن وزیر دوم، عالی‌ترین مقام رسمی حکومتی مداخله می‌کند. خبر نخست در مقابل خبر دوم به حاشیه می‌رود و کسی نمی‌پرسد راستی در آن جلسه چه گذشته است که قلب وزیر چنان دردی را تجربه می‌کند –به‌ویژه اگر به یاد آوریم که یکی از مقامات همین وزارتخانه چند روز پیشتر، در نامه‌ای به رییس دولت درخواست می‌کند که مرد سایه دولت را از اصرار بر ادامه تحصیل منصرف سازد و کیست که نداند تعرض به حریم مرد سایه چه عواقبی را می‌تواند به دنبال داشته باشد. اما درباره خبر دوم بسیار می‌شنویم: خبرگزاری رسمی دولت با تاخیر جدی در اعلام نظر رهبری، به‌روشنی نارضایتی حضرات را از این اعمال‌نظر نشان می‌دهد و در ادامه رهبری نامه‌ای خطاب به وزیر معزول و مستعفی می‌نگارد و بر ادامه فعالیت وی در این مقام تاکید می‌کند. دعوا بر سر ارشادی یا مولوی بودن این نامه آغاز می‌شود و در اقدامی شگفت‌انگیز، ناگهان سایت‌های خبری منسوب به مرد سایه به‌یک‌باره فیلتر می‌شوند.

این تنها خلاصه‌ای از خبر مربوطه است و شاید نتوان خلاصه‌تر از این هم نوشت! اما همین خلاصه نیز از ماهیت و عمق چالش خبر می‌دهد و ما را در برابر پرسش‌هایی چنین قرار می‌دهد: دعوا بر سر چیست؟ و دعواکنندگان کیستند؟ و پیروز ماجرا هر کدام که باشند چه پیامدهایی برای سیاست ایرانی خواهد داشت؟ و دیگر نیروهای سیاسی ایرانی در این ماجرا کجا ایستاده‌اند؟

در سال‌های اخیر کم نبودند افرادی که در عرصه‌های مختلف سیاست و در قالب نوشته یا سخنرانی یا مصاحبه و امثال آن پایان ماه‌عسل این دو جریان را پیش‌بینی کرده بودند. اما چند نفر از آنها می‌توانست بگوید دعوا به این سادگی و سرعت چنین بالا خواهد گرفت؟ و از این میان، چه کسانی برای چنین روزهایی تدبیر اندیشیده‌اند؟ شاید برخی از مخالفان مجموعه حاکم از این تشنج‌ها شاد باشند، اما آنها نیز یقینا با تامل در عواقب چنین رویدادی، دلنگران خواهند شد. تاریخ کشور ما سرشار از تحولات نامطلوبی است که اختلافات حاکمان و دلسردی مردم از آنها به دنبال داشته‌ است. حاکمیت محمود افغان بر پهنای این سرزمین، قدرت‌گیری ایل قاجار، و کودتای 28 مرداد تنها نمونه‌های متاخر این تحولاتند. تکرار سیاست قهر و کناره‌جویی و انفعال شاید به سقوط شاه‌سلطان‌حسین‌ها منتهی شود، اما سلطانیِ محمود افغان و سقوط دولت مصدق را نیز در پی خواهد داشت!

جنبش سبز گنجینه تجربه این رخدادها و البته تجربه و مشاهده ی پایان‌نیافته‌ی انحراف انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر را با خود دارد و ضروری است که در این زمان از این میراث استفاده لازم را بنماید. جنبش سبز یک جنبش اصلاحی است و همواره تاکید کرده است که چارچوب فعالیت خویش را همین نظام سیاسی می‌داند و اگرچه ممکن است نسبت به برخی قوانین، نحوه اجرای برخی قوانین دیگر، و یا حتی برخی نهادهای سیاسی معترض و به دنبال تغییر جدی در وضعیت آنها باشد، اما می‌داند که در عرصه سیاست باید صبور بود و گام‌به‌گام در این مسیر طولانی حرکت کرد. سیاست عرصه شراکت/قهر نیست، عرصه مشارکت/کنش است. در این عرصه می‌باید با هوشیاری خود را از مرزهای خطر ایمن داشت و در عین حال با استفاده از فرصت‌ها، گام‌های آرام –اما باثبات- را به سوی پیروزی برداشت.

بازخوانی تجربه دوساله جنبش سبز در کنار مقایسه آن با تحولات کشورهای عربی در چندماه اخیر مغتنم خواهد بود. یقینا برای رهبران جنبش سبز دشوار نبود هر روز مردم را به خیابان خواندن و در پی آن شاهدِ از کشته پشته ساختن قدرتمندان بودن! اما هوشیاری آنها و به شکیبایی خواندن مردم بود که کمک کرد خسارت‌های جانی اعتراض ایرانی با کشتارهای مصر و سوریه و لیبی و بحرین و یمن و … قابل مقایسه نباشد. وگرنه عجب نبود اگر ما نیز چون مصر عددی نزدیک به 1000 را برای شهیدان خویش اعلام کنیم. اما این صبر، هوشیاری و کنش مداوم را نیز می‌طلبد.

حوادث ماه‌های پایانی سال 89 نشان داد که جنبش سبز هنوز پویا و فراگیر است. حاکمان نیز این را به خوبی دریافته‌اند. و از همین روست که یک جناح با برگزیدن روشی پوپولیستی به دنبال جذب آرا و حمایت بخش‌هایی از این جنبش است و جناح دیگر نیز هر روز به این کار محتاج‌تر خواهد بود به‌ویژه اگر به یاد داشته باشیم که انتخابات مجلس نهم نیز امسال برگزار خواهد شد.

دعوای دو جناح حاکم بالا گرفته است و البته شک نیست که کسانی که در عرصه سیاست چنین ساده به جان یکدیگر می‌افتند، در ادامه و در رخدادهای دشوارتر، سخت‌تر گلوی یکدیگر را خواهند فشرد. آنچه بر ماست، هوشیاری نسبت به این رخدادها، تحلیل عمیق آن و گفتگو درباره بهره‌گیری از فرصت‌هایی است که چنین تحولاتی می‌تواند در اختیار جنبش سبز قرار دهد. کنش فعال در این هنگامه می‌تواند جنبش سبز را در موضع برتر در این میانه قرار دهد. ماه‌های منتهی به انتخابات مجلس فرصت‌های هرچه بیشتری را در اختیار جنبش قرار خواهد داد تا قدرت، توانایی، و خواسته‌های خویش را بر ساختار حاکمیت تحمیل نماید.

اینک ضروری است با پرهیز از شعارزدگی و ابراز احساسات، کنش فعالانه مطلوب در این دوره زمانی تعیین شود. این امر نیازمند مشارکت فعال و گفتگویی همه نیروهای موثر و مجرب جنبش است تا راهبردی مطمئن برای پیشبرد اهداف جنبش اختیار شود. این راهبرد می‌تواند از مشارکت همه‌جانبه –اگرچه برای بسیاری از ما دشوار خواهد بود- تا تحریم کامل –اما فعال و پرهزینه- انتخابات را در بر گیرد. امسال، سال برداشتن گامی بلند برای نزدیک‌تر شدن به اهداف نهایی جنبش سبز است. از این فرصت باید بهره جست و راهکار مناسب برای این گام را تبیین کرد. کناره جستن و تنها شاهد دعوای رقبا بودن، شاید به اضمحلال آنها منتهی شود، اما ما را به مقصود رهنمون نخواهد شد. باید حاکمان را به پذیرش اصلاح مجبور ساخت.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

14 پاسخ به “دعوای رقبا و راهبرد جنبش سبز”

  1. ناشناس گفت:

    پیشنهادی بجاست. اما شرط عملی شدن آن صراحت بیشت است! آیا کسی که علیرغم تجربه سی ساله گذشته منکر وجود “نقطه ای خاکستری” در زندگی اقتصادی خامنه ای می شود هم بدنبال “برداشتن گامی بلند برای نزدیک‌تر شدن به اهداف نهایی جنبش سبز است”؟

  2. باور سبز گفت:

    حکومتی که حتی حاضر به شنیدن سخنان مخالفان خود نیست را چگونه میتوان اطلاح کرد؟!!!
    با اینکه این سال,سالی پر اهمیت برای جنبش سبز است موافقم..

  3. هر ایرانی، یک رسانه سبز گفت:

    در سطرهای پایانی نوشتار دو سیاست کلیدی پیشنهاد شده:
    1) مشارکت همه‌جانبه (اگرچه برای بسیاری از ما دشوار خواهد بود)
    2) تحریم کامل (اما فعال و پرهزینه) انتخابات

    راهکار اول این شائبه را درون خود نهفته دارد که رخداد خرداد 1388 تکرار گردد و آرا در غبار ستوران نظامی مشوه جلوه داده‌شده و مصادره به نفع قدرت‌طلبان و شیفتگان و تشنگان میز و ریاست گردد.
    راهکار دوم، اما؛ این راهکار نیز نمی‌تواند موثر به‎نظر رسد. چرا که در این مسیر، چه تضمینی است که سپاه سیاهی با آرای جعلی و تکراری و صف‌های نمایشی و … حضوری چندباره در پای صندوق و القای حضور 100% به نفع یک طیف خاص نداشته‌باشد؟
    باید تدبیری عمیق داشت که هر حرکت در صفحه شطرنج انتخابات1390، فعلا به نفع جنایتکاران سال 1388 و رخدادهای پس از آن است.

  4. ناشناس گفت:

    سلام عرصه سیاست با قهر کردن میانه ای ندارد،مطلب بسیار جالبی در این مقاله ارایه شده بود.ساده ترین سیایت ها اتخاذ موضعی سیاه یا سفید است لیکن سیاست مشارکت/کنش به صبر و حوصله ،درایت،مشاهده و تحلیل وقایع پیرامون که هر لحظه شکل به خصوص و چه بسی متضاد لحظه قبل به خود میگیرد ،است.
    اگر رهبران ما هم تند رفته بودند ،شرایطی مثل لیبی در انتظار ما بود که مردم بیگناه در آتش به پا خواسته ،کشته میشدند ،ناتو میکشد،انقلابیون میکشند و قذافی هم میکشند و همه در حال تخریب لیبی هستند .از آنطرف مک کین سیاست مدار راست افراطی آمریکا ،با انقلابیون ملا قات و خواهان به رسمیت شناختن آنها میشود ،که به معنی از چاله در آمدن و به چاه افتادن است.

  5. رزمنده سابق گفت:

    اين ديكتا تور ها هستند كه كشور ها را به ورطه نا بودي ميكشند .در مصر وتونس ديكتا تورانش زود عقب نشستند وكشور شان را به ورطه نا بودي نبردند
    در ايران ديكتا ور در طول چند ده حكو مت دهها هزار نفر را كشته وشكنجه كرده وتا ايران را يك ليبي ديگر يا يك افغانستان ديگر نكند با مزدورانش
    همچنان نخبگان ومردم را سركوب خواهد كرد .ما امروز در دنيا بيشترين زنداني سياسي را داريم .ومانند ديكتا تور عراق كشور ايران را در محاصره وتحريم برده ايم تا جاي كه به امريكا و اروپا فحش ميدهيم اما با كشور هاي كه با امريكا دوست وهم پيمان اقتصادي هستند به دستو پايشان ميافتيم وزار
    ميزنيم بنجل هايشان را چند برا بر به ما بفروشند؟

  6. عباس گفت:

    أصل ذبح شده تشکیل شورای رهبری باید به همه پرسی گذاشته شده درصورت رأی آوردن احیاء و به قانون اساسی عودت داده شود.نظارت استصوابی میبایست محدود به جلوگیری از ورود پرونده داران مفاسد اقتصادی، اجتماعی، وسیاسی امنیتی مشهور باشد نه مانع ورود سابقون انقلاب ،جانبازان ودلسوزان به انتخابات باشد.

  7. ناشناس گفت:

    متاسفانه نقش هدایتگری در جنبش شعیف شده است و حداقل در این دو ماه بی رهبر جنبش جلو نرفت.

  8. ناشناس گفت:

    ما باید در روزهای نزدیک به انتخابات دست به نافرمانی های مدنی سبک بزنیم تا کم کم ظرفیت خفته جامعه بیدار شود و بعدش بشود آنچه که باید بشود

  9. ناشناس گفت:

    پیشنهاد: برنامه ای برای شروع اعتراضات خیابانی امسال
    2خرداد : روز پیروزی اصلاحات در سال 76
    3خرداد : روز زن تولد حضرت فاطمه زهرا (س) مادر بزرگوار میرحسین موسوی
    4خرداد : روز مقاوت و پایداری
    5خرداد : روز نسیم مهر (روز حمایت از خانواده زندانیان)
    7خرداد : روز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی (در اعتراض به بی قانونی)
    8خرداد : روز جهانی بدون دخانیات (در اعتراض به مصرف بیش از حد دخانیات و مواد مخدر و قرص ها در ایران که مسبب آن سپاه است(!
    14خرداد : روز انتخاب علی خامنه ای به رهبری
    15خرداد : روز قیام 15 خرداد
    18خرداد : روز زنجیره انسانی 25 کیلومتری سبزه در تهران88
    20خرداد : روز نوشتن نامه و هشدار موسوی به رهبر مبنی بر دخالت نظامیان در سیاست و انتخابات
    22خرداد : روز تاریخی انتخاب موسوی توسط مردم و کودتای حاکمیت
    24خرداد : روز خس و خاشاک نامیدن جنبش سبز توسط احمدی نژاد
    25خرداد : روز تظاهرات 5میلیونی مردم و جنبش سبز در تهران
    و…

  10. فتنه خاتمی در سوریه! گفت:

    فکر نمیکنید طیفهای موجود ورقیب جناح اقتدارگرا بازی خوردگان بیگانگان باشند!؟اینها حتی دخالت و اشغال کشور توسط بیگانگان را به سپردن مدیریت به نمایندگان حقیقی مردم ترجیح میدهند!چه کسی است نداند صدام وملاعمرنوکر دست نشانده وبازی خورده قدرتهای جهانی بوده اند!؟با این وجود با نظرات نگارنده موافقم از این جهت که وظیفه داریم صدای تظلم ودادخواهیمان را بگوش دیگران برسانیم .

  11. محمد: گفت:

    من یک سبز هستم، سبز هم باقی خواهم ماند. شما هم سبز بودید، اما کم کم برای سبزها چارچوب تعیین می کنید، کاری که میر ما اگرچه ممکن است که بدان اعتقاد داشته باشد ولی هرگز چارچوبی بنا نکرد. شما هم اینگونه نباشید و این جملات را تکرار نکنید که شدیدن موجب ریزش و دلسردی همراهان خواهد شد

  12. امیرعلی گفت:

    “جنبش سبز یک جنبش اصلاحی است و همواره تاکید کرده است که چارچوب فعالیت خویش را همین نظام سیاسی می‌داند”
    اصلن با این جمله و تعیین خط مشی موافق نیستم!
    اینگونه نبودن و نیست. به روش انقلاب 57 بازنگردید و آنچه نبوده و نیست را بیهوده القا نکنید…

  13. جواد گفت:

    آقای نا شناس آیا از نظرشما ممکن نیست که آقای خامنه ای نقطه ضعف اقتصادی نداشته باشد؟چرا مطلق گرا هستید؟شمر هم آدم متعبد و بسیار پرهیز کار بود،ابن ملجم نیز،هیتلر هم از مال دنیا هیچ نداشت ولی مصدق یک فئودال بود و انگلس هم یک بازرگان پول دار بود.بد مطلق و خوب مطلق وجود ندارد.حتماً با منطق فازی آشنایی دارید ،آنرا در عمل نیز به کار ببندید.

  14. mir hosein گفت:

    شما مطمئنی که با این حرفها هدفی جزء در خانه نگهداشتن مردم ندارین و دستتون باهم تو یه کاسه نیست !. ولی من فکر میکنم که آخر این ملت آزادیخواه سبز هم مثل جنبشهای آزادیخواه دنیا به حرکت خواهد افتاد. و شما همچنان در تشویق مردم برای رفتن به داخل خانه هاشون هستین !