سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارش غلامعلی رجایی از مراسم چهلم داماد امام...

گزارش غلامعلی رجایی از مراسم چهلم داماد امام

چکیده :پنجشنبه شب 17 فروردین- که به دعوت نوه حضرت امام آقا مسیح بروجردی که از دوستان بسیار عزیز دوران جنگ من است برای شرکت در مجلس اربعین درگذشت مرحوم پدر بزرگوارش مرحوم دکتر محمود بروجردی به حسینیه جماران رفته بودم بسیاری از چهره های شاخص و بعضا جنجالی دو جناح به اصطلاح چپ و راست و جناح غیر چپ و راست! ازجمله آقایان خزعلی ، شیخ حسن صانعی ،موسوی خوئینی ها سید محمد خاتمی ،سید محمد بجنوردی ، ناطق نوری، محمدعلی رحمانی، امام جمارانی ، صادق طباطبایی ، سید ممحود دعایی،عیسی ولایی،غلامحسین کرباسچی ، حمید انصاری ،نوراللهیان ،علی مطهری، بادامچیان، سیدرضا نیری و بسیاری که من نتوانستم ببینم را که برای عرض تسلیت و گرامی داشت اربعین ارتحال داماد مکرم حضرت امام به خاندان بزرگ و با برکت خمینی در کنار هم در حسینیه جمارانی که به تعبیر زیبای سخنران مجلس جناب آقای فاطمی نیا هنوز عطر نفس های امام در آن به مشام می رسد نشسته بودند را دیدم ،بیشتر به صحت گفته سیدنور پی بردم....


غلامعلی رجایی مورخ و از رزمندگان دفاع مقدس در وبلاگ خود نوشت: گاهی خدا حرفهایی را که باید بشنویم و بر مبنای آنها در زندگی مان تغییر روش بدهیم بر زبان دیگران جاری می کند. هر چند برای خیلی ها این مساله بارها اتفاق افتاده و می افتد اما مهمتر از این شنیدنها و گفتنها، درس آموزی از این شنیده ها وبکار گیری آنهاست.

دیروز که به مجلس ترحیم پدر یکی از دوستان قدیم سوسنگردی ساکن اهواز به مسجد خوزستانی های مقیم مرکز که در کنار پارک زیبای ساعی در خیابان شهید اسلامبولی قرار دارد رفته بودم آقای سیدنور که از بر و بچه های قدیمی جنگ و از دوستان عرب اهوازی من است همزمان با من به مسجد وارد شد.

او از رزمندگان پاسدار قدیمی جنگ در خوزستان است و خانواده اش از خاندانهای شناخته شده وبا فضیلتی است که در دوران نورانی دفاع مقدس دو شهید عزیز را تقدیم انقلاب و اسلام کرده است.

یکی ازاین شهدا سید ناصر سید نور است همو که به مدد گویش عربی خود بارها و از جمله در سال 1361 برای انجام شناسایی به عمق مواضع دشمن بعثی نفوذ می کرد و در ایامی که آرزوی زیارت کربلا و نجف به دل خیلی ها مانده بود با اجازه فرماندهان خود به کربلا رفت و در صحن مولای شهیدم، حضرت باب الحوائج ابوالفضل العباس (ع)عکس گرفت که تصویری ازاین تشرف درکتاب خاطراتی که از شهدا به نام صنوبرهای سرخ نوشته ام و در سال 1373 توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و بعدها با همکاری بنیاد شهید به چاپ رسیده آمده است.

در ابتدای ورود به مسجد تا آقای سیدنور را دیدم و با او دستی دادم با لحنی سوال گونه که گویی با خود سخن می گوید ولی پیدا بود دارد با من حرف می زند گفت: مرده ها باید ما را دور هم جمع کنند!

هرچندبا شوخی به اوگفتم نه ،سید ما که درمراسم ماه محرم هر سال این مسجد همدیگر را می بینیم اما درهمان لحظه که این مثلا جواب را! به گفته او می دادم در دل با خود گفتم این سید عجب حرفی زد و بر روی چه نکته دقیقی انگشت گذاشت.

پنجشنبه شب 17 فروردین که به دعوت نوه حضرت امام آقا مسیح بروجردی که از دوستان بسیار عزیز دوران جنگ من است برای شرکت در مجلس اربعین درگذشت مرحوم پدر بزرگوارش مرحوم دکتر محمود بروجردی به حسینیه جماران رفته بودم بسیاری از چهره های شاخص و بعضا جنجالی دو جناح به اصطلاح چپ و راست و جناح غیر چپ و راست! ازجمله آقایان خزعلی ، شیخ حسن صانعی ،موسوی خوئینی ها سید محمد خاتمی ،سید محمد بجنوردی ، ناطق نوری، محمدعلی رحمانی، امام جمارانی ، صادق طباطبایی ، سید ممحود دعایی،عیسی ولایی،غلامحسین کرباسچی ، حمید انصاری ،نوراللهیان ،علی مطهری، بادامچیان، سیدرضا نیری و بسیاری که من نتوانستم ببینم را که برای عرض تسلیت و گرامی داشت اربعین ارتحال داماد مکرم حضرت امام به خاندان بزرگ و با برکت خمینی در کنار هم در حسینیه جمارانی که به تعبیر زیبای سخنران مجلس جناب آقای فاطمی نیا هنوز عطر نفس های امام در آن به مشام می رسد نشسته بودند را دیدم ،بیشتر به صحت گفته سیدنور پی بردم.

این مجلس ختم که در آن فاضل ارجمند جناب فاطمی نیا به گوشه هایی از سجایای اخلاقی داماد امام اشاره نمود نشان داد ما به رغم اختلاف سلیقه هایی که فقط در امور سیاسی داریم- که کمی تا قسمتی از آن هم طبیعی است!- می توانیم درکنارهم بنشینیم وبدون فتنه گر و وابسته به خارج و مخالف رهبر خواندن یا غیرخط امامی دانستن یکدیگر در کمال رافت وصدق و عطوفت و برادری بر روی هم لبخند بزنیم و نسبت به هم اظهار ارادت ومحبت کنیم.

آقای فاطمی نیا از مرحوم دکتر بروجرد ی گفت و از سعه صدر و دل بزرگی که داشته است و برای نمونه به یکی از ماموریتهایی که آن مرحوم بعنوان سفیردر خارج ازکشور بوده اشاره نمود که تا شنیده هنرمندی به دلیل تنگناها و مشکلاتی که بعضی ها در کشور برای اوایجاد کرده اند ترک دیار کرده و برای اقامت به خارج آمده است در نامه ای به مقامات داخل کشور نوشته :اینجانب از هر جهت ایشان را تایید می کنم آقای فاطمی نیا می گفت وقتی این برگه به دست آن هنرمند رسید گفت من با آن برخوردها که با من شد هرگز قصد بازگشت به ایران را نداشتم ولی با این جوانمردی چه کنم؟ و همین باعث شد وی از تصمیم خود منصرف شده و به وطن باز گردد.

در پایان جلسه برادر اندیشمندم جناب آقای فواد صادقی- مدیر مسؤل قبلی سایت بازتاب و بعدها تابناک و مدیر مسول فعلی سایت فیلترشده آینده را دیدم .فواد فاضل ارجمند جناب سروش محلاتی که مرحوم پدر وی در دهه چهل از شاگردان برجسته امام بوده است معرفی کرد.

من اگرچه از نزدیک ایشان را ندیده بودم اما در دوسال اخیر با نوشته های بسیار عالمانه و محققانه و کاربردی شان که در وبلاگ شخصی و گاه درسایت وزین آینده درج می شد از نزدیک آشنا بودم .ایشان هم از طریق سایتهای خبری مرا می شناخت.

آقای سروش محلاتی ضمن اظهار لطف می گفت: مدتهاست به دنبال تلفنی از من بوده تا صحت وسقم خاطره ای از امام خمینی که آنرا برای من تعریف کرد را جویا شود .

خاطره این بود که امام با دقت خاصی که داشته دیده وضع ظاهر فردی که بر روی سکوی روبروی او در حسینیه جماران ایستاده و از او فیلمبرداری می کند با سابق فرق کرده است به این معنا که اوقبلا ریش خود را می تراشیده اینک ریش گذاشته است .امام جریان را جویا می شود و بعد متوجه می شود فرزند او مرحوم حاج احمدآقا به این فیلمبردار در توصیه ای دوستانه پیشنهاد کرده چون وی همیشه در حسینیه جماران در محضر امام فیلمبرداری می کند بهتر است محاسن داشته باشد که او هم این پیشنهاد را پذیرفته و محاسن گذاشته است. امام پس از شنیدن این ماجرا با این امر بر خورد کرده و این کار که دیگران بر خلاف عقیده خود ناچار به انجام کاری بشوند را درست ندانسته است.

به ایشان گفتم من هم این را شنیده ام ولی چون این خاطره به نقل از مرحوم حاج احمد آقاست با ارتحال ایشان امکان تحقیق دراین مورد را نداشته ام و برای سندیت آن، باید از موسسه تنظیم و نشر آثار امام سوال شود. در ادامه به دو سه مورد مشابه اشاره کردم که گل لبخند برلبان ایشان ودوستان روحانیشان نشست.که یکی ازآنها این بود که به نقل از آقای دکتر صادق طباطبایی- برادر همسر مرحوم حاج احمد آقا- گفتم ایشان به امام گفته بعضی پاسداران دم در بیت که می بینند من با این ریش تیغ زده مرتب با شما ملاقات می کنم به من می گویند شما چه جور با این تیپ پیش امام می روی که امام هم بایک شوخی گفته بود مگر تو اصلا می گذاری ریشت در بیاید که به تو بگویند ریشت را می تراشی ! و به نقل از داماد امام مرحوم دکتر بروجردی هم گفتم ایشان درمصاحبه ای گفته بود در روزهایی که به خواستگاری دختر امام رفته بودم با ریش زده و کراوات به محضر ایشان در قم رسیدم و امام هم هیچ عکس العملی در مورد وضع ظاهری من نشان نداده و در مورد مقدمات خواستگاری با من صحبت کردند.

نقل اینگونه خاطرات انسان را بیشتر با روح بزرگ و سعه صدر امام آشنا می کند.

یکی از دوستان از بزرگی که خوشبختانه در قید حیات است و خداوند سایه پربرکت او و امثال او را بر سر سالکان راه حق و حقیقت مستدام بدارد نصیحتی خواسته بو از ایشان شنیده بود: ظاهر را رها کن.

به راستی چه درس بزرگی در این عبارت بسیار کوتاه اما پرمغز نهفته شده است .

ما غالبا گیر ظاهر خود و دیگران هستیم و همین باعث می شود نتوانیم حقائق عالم اطرافمان را آنگونه که هست ، بشناسیم .

شاید یکی از بهترین مصادیق این حقیقت ماجرای کشیک چی بازار اصفهان در دهه های دور – که احتمالا دوره ننگین قاجار باشد – که این نوشته را با ذکر آن به پایان می برم.

اخیرا دوستی، سی دی این ماجرای شنیدنی را که در قالب تئاتری اجرا شده به من داد .

قبر این کشیک چی در اصفهان است و من سالها پیش با راهنمایی عزیزی به زیارت مزار نورانی او در قبرستان تخت فولاد اصفهان مشرف شده و فیض برده ام.همو که در بازار اصفهان نگهبان شبانه بود وکسی به دلیل وضع شغلی وظاهری اش به او اعتنایی نمی کرد و نمی دانست وی دارای چه مقام ومنزلت مهم معنوی است.

راز این کشیک چی بازار اصفهان همچنان سر به مهر بود تا اینکه در ماجرایی که برای یکی از بازاریهای متدین در سفر به مکه پیش آمد و او گریان و اشک ریزان برای بر طر ف شدن مشکل خود- که احتمالا گم شدن پول سفرش در بین راه مکه بود- به امام زمان (عج)متوسل شد لحظاتی پس از این توسل کشیک چی به اذن حضرت با طی الارض از اصفهان به کمک وی شتافته و مشکل او را برطرف نمود و لحظه ای بعد دوباره به اصفهان بازگشت.

زائر اصفهانی که از این امر در بهت و حیرتی شگفت فرو رفته بود در بازگشت به اصفهان ماجرا را برای کسانی که برای زیارت قبولی به دیدار او می آمدند بیان می کرد و این در حالی بود که به کشیک چی قول داده بود در باز گشت به اصفهان این راز را با کسی در میان ننهد

کشیک چی که راز خود را برملا دید از خدا خواست با مرگ او این راز همچنان سر به مهر نگه داشته شود.لذا یکی از نزدیکانش را از خبر مرگ زود هنگام خود مطلع نمود و با پرداخت هزینه کفن و دفن خود از وی خواست مسولیت دفنش را عهده دار شود.

تا در روزهای بعد در شهر شایع شد این نگهبان شب بازار اصفهان یکی از یاران نزدیک حضرت ولی عصر ارواحنا فداه است او از این عالم خاکی رخت بربسته و رفته بود.

خدایا در ظهور مولای غریبمان که دراین روزها عده ای کوته نظر با تهیه یک سی دی با عنوان به سوی ظهور خود سرانه با ذکر مصادیقی! بدون مشورت با مصادر امر، ظهور حضرتش را به سخره گرفته و با آبروی شیعه در عالم اسلام بازی کرده و می کنند تا جایی که سر وصدای مراجع بزرگ داخل وخارج و از جمله آیت الله سیستانی را هم درآورده اند که گفته در ایران چه خبر است؟ و چرا از این کارها جلوگیری نمی شود تعجیل بفرما و صفوف ما را بیش از پیش در کنارهم برای آمادگی ظهورش فشرده تر بگردان. و به ما قدرت تحملی بیش از این در درک و باور یکدیگر عنایت فرما.



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

9 پاسخ به “گزارش غلامعلی رجایی از مراسم چهلم داماد امام”

  1. جوان گفت:

    روح امام شاد

  2. حاجی گفت:

    گفتی سی دی و تمام خدایا شستشوی مغزی تا کجا ؟

  3. نامبرده گفت:

    من کاری به درست و غلط بودن کار این آقایان که سی دی مذکور راتهیه کرده اند ندارم، ولی ظاهران جناب رجایی خود در یک جمله قبل از جمله آخرین خود به دعای خود عمل نکرده اند و نشان داده اند که تحمل درک و باور سازندگان آن سی دی را از دست داده اند.

  4. ناشناس گفت:

    امام درتمام شرایط رادیوی بی بی سی گوش می داد وگوش دادن آنرا برای هیچکس حرام نکرده بودچرا که آنقدر قوی بود که اگرهمه مملکت بی بی سی گوش میدادند با بیانات وعملکرد امام کسی حرفهای بی بی سی را جدی نمی گرفت نه کلاس داشت نه درس خارج می داد باورکنید اگر الان زنده بود مطالب تمام سایتها را می گفت برایش بیاورند تا بداند در ذهن دیگران چه می گذرد وکشور را به خوبی اداره کند امروز آیا مطالب سایتها مثل کلمه سایت الف سایت دکتر خزئلی وسایتهای دیگر را می بینند آیا عکس دامادموسوی را کسی دیده…..

  5. علی گفت:

    کشتن و دریدن حالا بشینیم دور هم با هم حرف بزنیم؟

  6. علی گفت:

    مطلبی که آقای رجائی گفته همه دور هم جمع شوم منظورشان این نیست که با احمدی نژاد حرف بزنیم بلکه منظورشان این است که همه از چپ و راست بنشینند با هم حرف بزنند تا از دارو دسته احمدی نژاد و تهیه کنندگان سی دی ضد امام زمانی مجال ترک تازی را بگیرند و همه دست بدست هم بدهند و از شر این مسلمان نماها نجات یابیم.

  7. ناشناس گفت:

    …. در تایید نظر علی اضافه می کنم که آقای رجایی بدرستی اشاره دارند که (ایشان و هم مسلکانشان) : “گیر ظاهر خود و دیگران هستیم و همین باعث می شود نتوانیم حقائق عالم اطرافمان را آنگونه که هست ، بشناسیم.” باید به ایشان گوشزد کرد که شما و دوستان محافظه کارتان همچنان از این گیر رهایی پیدا نکرده اید که اگر کرده بودید تحلیلی اینچنین سطحی بخورد خوانندگان نمی دادید. کیست که نداند اختلافات موجود در جامعه نه در پی سوتفاهمات سیاسی که ریشه در همان بافت چند صد میلیاردی مورد اشاره میرحسین موسوی دارد. حاکمان ایران برای حفظ منافع اقتصادی خود و حفظ این بافت فاسد حکم قتل و تجاوز و شکنجه و زندان صادر می کنند. و دوستان مدعی محافظه کاری شما اگر این جنایات را تایید نکنند در قبال پانها سکوت همراه با رضایت پیشه می کنند.

  8. ناشناس گفت:

    دوستان قديمي پاسدار را بعد از مدتها ديدم. ظاهر من با قبل متفاوت بود. ته ريش گذشته را نداشتم. زمان نماز نزديک بود. به من رو کردند که: ما به نماز مي رويم تو نماز مي خواني؟!!! يعني چون ريش ندارم نماز خواندنم بعيد است!! اين ذهنيت ها مثل خوره جامعه ر ا مي خورد. امن ا رياکاري. آنهم در دينداري!
    تصور نمي کنم هيچ اميدي به اصلاح جامعه باشد مگر اينکه فرهنگ اين جامعه متحول شود. بابا! هنوز روي به رسميت شناختن عيد نوروز به عنوان يک سنت ملي، مشکل دارند!

  9. ناشناس گفت:

    جناب رجایی لطفا این طی الارض را برای من ثابت کنید. مرسی