سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه‌ی مادر محمدرضا مقیسه به این آزاده‌ی دربند...
» وقتی تو را به زندان بر می‌گردانند ...

نامه‌ی مادر محمدرضا مقیسه به این آزاده‌ی دربند

چکیده :مادر محمدرضا مقیسه در یادداشتی برای فرزند آزاده‌اش نوشته است: پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب....


محمدرضا مقیسه، زندانی سیاسی و از رزمندگان دفاع مقدس، پس از یک مرخصی کوتاه، صبح روز دوشنبه به زندان برگشت. مادر این روزنامه‌نگار زندانی در نامه‌ای به فرزند آزاده‌اش، از حال و روز خود در روزهای پس از بازگشت فرزندش به زندان نوشته است.

به گزارش کلمه، مادر محمدرضا مقیسه در بخشی از این نامه نوشته است: پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب.

محمدرضا مقیسه که روز دوشنبه به زندان بازگشت، روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و از ایثارگران دفاع مقدس بوده است. او که از اعضای حلقه اصلی یاران میرحسین موسوی به شمار می‌رفت، از اعضای مرکزی کمیته‌ی پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری بود که مدتی بعد از یورش ماموران امنیتی به این کمیته، بازداشت شد. او پس از آزادی به قید وثیقه، بار دیگر در آبان‌ماه سال گذشته بازداشت شد و از آن زمان تا پیش از نوروز سال 90 در زندان بود.

متن نوشته‌ی مادر این زندانی در‌بند برای فرزندش را در ادامه بخوانید:

پسرم، مامورین وزارت اطلاعات با پوشش قوه قضائیه تو را به زندان باز می گردانند؟! شمع روشن شب هایم خاموش می گردد و پنجره رو به زیبایی و رو به آغوش مهربانت به رویم بسته می شود و چشمه زلال چشمان خشک خشک می شود.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند، عذابی سخت بر من نازل می شود و ثانیه ها برایم پر از رمز و راز می شوند! نگاهم دائم به ثانیه ها و لحظه های بازگشت تو خیره می ماند و از خدا می خواهم تا هرچه زودتر زمان بگذرد و دوباره تو را در کنار خودم احساس کنم.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند همدم من پرندگان می شوند و رفیق شب و روزهای من تنهایی است. شهر برایم غربت می شود و خانه برایم یک زندان پر از شکنجه و عذاب.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند، چشمانم همیشه در حال بهانه گرفتن هستند و دستهایم همیشه لرزان! هیچ حسی در وجودم احساس نمی کنم، و تنها تو را از خدای خویش می خواهم.

پسرم وقتی تو را به زندان باز می گردانند، هر روز به یاد تو و به فکر تو هستم و هر شب نیز اگر خوابی به این چشم های خسته و غم دارم بیاید، خواب تو را می بینم.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند تنها به مسیری می اندیشم که انتهای آن به زندان اوین منتهی می شود.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند من به مانند ساحلی می مانم که در کنار دریای پر از تلاطم، امواج محبت آمیز و حضور آزاد تو در کنار خود را به انتظار می نشیند.

پسرم وقتی تو را به زندان باز می گردانند من به طفلان یتیمی که از تو سراغ می گیرند باید به غلط بگویم که تو سفر رفتی!!! از آن پس نام سفر برایم یک کابوس وحشتناک شده و دیگر از هر سفری نفرت دارم.

پسرم، وقتی تو را به زندان باز می گردانند هر زمان که پرستوها بر فراز آسمان دلم پرواز می کنند به آنها می گویم سلام غریبانه مرا به پسرم برسانید و جوابش را هم همراه با خود بیاورید.

پسرم وقتی بعد از مرخصی چند روزه نوروزی تو را به زندان باز گرداندند به اتاقم رفتم و به قلم سبزی پناه بردم که برایم خریده بودی و بر روی کاغذ خیسی که روی میزم قرار داشت از بی گناهی تو و تنهایی مادری هشتاد ساله نوشتم که در راه انقلاب، خود و فرزندانش ( علیرغم تحمل تلخی ها و رفتار ناگوار دو سال گذشته) از هیچ تلاشی فرو نگذاشته اند و به کوری چشم نامحرمان و دشمنان انقلاب و تازه به دوران رسیده های حاکم، هنوز هم به آرمان های بلند امام(ره) و خون شهدا وفادارند.

پسرم وقتی…!!!

مادر آزاده دربند، محمدرضا مقیسه



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

6 پاسخ به “نامه‌ی مادر محمدرضا مقیسه به این آزاده‌ی دربند”

  1. ناشناس گفت:

    باسلام به همه مادران آزاده.
    مابيادشماوفرزندتان و…هستيم ودعاكوي شما.طلبه اي ازشيراز

  2. ناشناس گفت:

    با سلا م به مادران بزگوار وهمسران گرانقدر عزیزانی که گرفتار در بند نامحرمان و تازه به دوران رسیدهای بی اخلا ق وغارتگران بی صفت برای نفس زیبای ازدی در اسارت می باشند به دانند خا کستر ها از بین خواهند رفت وخا کدر این سر زمین ریشه دارد نه بازی گران ریا کار دینی همگی از بین خواهند رفت دعا گوی شما مادران و همسران بزگوار ایرانی در راه خدا هستیم جمعی از عکاسان سالهای دفاع مقدس ملت ایران

  3. ناشناس گفت:

    با سلا م به مادر گرانقدر اسیر در بند ریشه ماندنی است ریاکاران دینی نا محرمان رفتنی می با شند دعا گوی شما هم رزم سالهای دفاع مقدس فرزند در بندتان

  4. آریا ایرانی گفت:

    اللهم فک کل اسیر.

  5. حميد گفت:

    پسرم، وقتي تورابه زندان باز مي گردانند

  6. وفا گفت:

    بنام خدا که ناظر است وصبّار وارحم الراحمین
    سلام به مادر گرانقدر محمد رضا ی عزیز ودردمند.دیشب را تا نزدیک سحر با نوشته های محمد رضا ودوستانی چون خودش آزاده وسرفراز وانشاءالله روسفید در دنیا وآخرت در پیشگاه همو که برای محمد رضای با ادب،نجیب وعاشق ،حضرت دوست بوده ،هست وخواهد بود.درود بر شما با چنین فرزند درد دین دار وآگاه به رسالت حسینی وبهره مند از زلال کلام علی وقلمی که اگر پیوند با آیات نور نداشت یقینا چنین دلنشین نبود.مادر عزیزم من برای سلامت شما،محمد رضا و پایان هرچه زودتر فراق وهجر ان دعا می کنم وازروح مادر سیده ام (ام الشهید) نیز استمداد می طلبم .حسبناالله ونعم الوکیل ،نعم المولی ونعم النصیر.آخ که من ومحمد رضا چقدر هم سرنوشت وهمدردیم.ما زنده به عشقیم وفنا را نشناسیم/شایسته دردیم ودوا را نشناسیم