سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

شعر / دیده‌ام من که ماه می‌روید

چکیده :دیده ام من که دیو می‌شکند، مثل یک شیشه‌ی ترک خورده، زیر پای سکوت می‌ریزد ......


صدیقه وسمقی

دیده آیا کسی که چوبه ی دار،
چوبه ی خشک دار گردد سبز؟!
دیده ام من قسم بر آن سر سبز
چوبه ها چون چنار گردد سبز
*
دیده آیا کسی که در شب تار
سبز گردد ز چوبه ی داری،
آفتابی، ستاره ای، ماهی؟
دیده ام من قسم به او، آری!
*
دیده ام من که ماه می روید
آفتاب و ستاره می روید
هر کجا ریخت خون پاک شهید،
لاله از سنگ خاره می روید
*
دیده ام من که دیو می شکند
مثل یک شیشه ی ترک خورده
زیر پای سکوت می ریزد
دیو بی رحم، زرد و پژمرده
*
دیده ام من بنفشه می روید
در دل برف، در دل سرما
یعنی ای دوستان سبز اندیش!
شد بهاران ز گرد ره پیدا

نقل از: جرس



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

16 پاسخ به “شعر / دیده‌ام من که ماه می‌روید”

  1. ناشناس گفت:

    خواب دیده ام که تو آغاز میشوی/بنیانگذار سلسله پرواز میشوی

    با همین امید تو این خاک نفس میکشیم. تا بهاری سبز ایستاده ایم

  2. حسین گفت:

    حرف زدن از اعدام در شعر؟ من فکر می کنم زشت است و نهایتاً روش های حکومت را در ایجاد ترس ادامه می دهد.

  3. یاالنثارات حسین گفت:

    همگیمون برای رهایی از ظلم باید از خونهایمون مایهه بگذاریم

  4. يار دبستاني گفت:

    با سلام – چون لينك تماستون كار نمي كرد از اين پست استفاده كردم
    سروده اخيرم تقديم به همه زادگان ايران

    اللهم عجل . . .
    وقتي كه نسل آدميان سبز مي‏شود حتي خدا، امام زمان، سبز مي‏شود
    دشمن دوباره توطئه كرده براي ما اين فتنه‏هاي “سبز نشان” سبز مي‏شود
    ميعادگاه عشق كه يك‏بار سبز شد اينبار هم شبيه همان سبز مي‏شود
    قسمت نشد “بهار”، زمين سرخ سرخ بود شايد دوباره ” فصل خزان”، سبز مي‏شود
    تكرار تلخ “قصه سهراب” باز هم اينجا “براي مرگ”، جوان سبز مي‏شود
    هرلاله‏اي كه يكسره در خون كشيده شد “صدها هزار لاله” از آن سبز مي‏شود
    “مهر سكوت” خورده به لب‏هاي عشقان انديشه و خيال و گمان سبز مي‏شود
    با اين كه واژه‏ها همه تلخ و سياه شد احساس مي كنم كه بيان سبز مي‏شود
    در قصه‏‏ ‏اي كه غير خدا هيچكس نبود شيطان،هميشه نعره‎زنان سبز مي‏شود
    با رمز “ياحسين!” از اين شب عبور كن نزديك صبح؛ رنگ جهان سبز مي‏شود

    به اميد پيروزي

  5. یا علی گفت:

    سلام بر تو و روح لطیف تو
    مضمون شعرت عالی بود، پر از امید.امیدوارم بهار واقعی با ظهور حضرتش هر جه زودتر در دلها شکوفه ی آزادی دهد.

  6. يار دبستاني گفت:

    تقديم به همه آزاديخواهان ايران سربلند

    اللهم عجل . . .

    وقتي كه نسل آدميان سبز مي‏شود حتي خدا، امام زمان، سبز مي‏شود
    دشمن دوباره توطئه كرده براي ما اين فتنه‏هاي “سبز نشان” سبز مي‏شود
    ميعادگاه عشق كه يك‏بار سبز شد اينبار هم شبيه همان سبز مي‏شود
    قسمت نشد “بهار”، زمين سرخ سرخ بود شايد دوباره ” فصل خزان”، سبز مي‏شود
    تكرار تلخ “قصه سهراب” باز هم اينجا “براي مرگ”، جوان سبز مي‏شود
    هرلاله‏اي كه يكسره در خون كشيده شد “صدها هزار لاله” از آن سبز مي‏شود
    “مهر سكوت” خورده به لب‏هاي عشقان انديشه و خيال و گمان سبز مي‏شود
    با اين كه واژه‏ها همه تلخ و سياه شد احساس مي كنم كه بيان سبز مي‏شود
    در قصه‏اي كه غير خدا هيچكس نبود شيطان،هميشه نعره‎زنان سبز مي‏شود
    با رمز “ياحسين!” از اين شب عبور كن نزديك صبح؛ رنگ جهان سبز مي‏شود

  7. adamak11 گفت:

    سبزه بر سفره هفت سین جا نداشت
    چون که گویند جرم است
    چون که این سبزه اگر رشد کند
    خار و خاشاک شود در چشمی
    ولی من مرتکب جرم شدم و در این سفره کوچک
    سبزه ای آوردم
    که گمانم می شود سروی بلند ، می رود تا بیتی
    و همچون قاصدکی در باران می گوید از قلبم ( آدمک11 )

  8. مرتضی گفت:

    وطن یعنی دویدن در پی نان
    وطن یعنی کمک کردن به لبنان
    وطن یعنی عرب را چاق کردن
    معلم های خود را داغ کردن
    وطن یعنی صف نون و صف شیر
    وطن یعنی همش درگیر و درگیر
    وطن یعنی همین بنزین همین نفت
    همین نفتی که توی سفره ها رفت
    وطن یعنی پذیرای از افغان
    وطن یعنی سفر استان به استان !
    وطن یعنی همین ایینه دق
    وطن یعنی خلایق هرچه لایق !!!!!

  9. رضا تفنگ چی گفت:

    آفرین.زیبا بود و فخیم.

  10. adamak11 گفت:

    تقدیم به تمام کسانی که فقر و تنگدستی باعث شد که افکارشان در گورستان زمان دفن شود.
    ( روز کارگر گرامی باد )

    ( شیش و هشت )
    سرماست و پدر گلوش پر از حرف
    مادر تو حیاط می لرزه و تشت پر از کف
    تو اتاقم و زبان مغزم یه قلم شد
    گریه کردم و مٌهر و نماز و قبله گم شد
    اشک آمد و ایمان من از پنجره در رفت
    این شش گرو هفت و او نیز گرو هشت
    دستم به هوا رفته و انگار خبری نیست
    مسئول تمام این گرسنگان کیست ؟
    در نقطه و حرف و جمله می کنم قناعت
    نفرین به من و سکوت این جماعت ( آدمک 11 )

  11. Luella گفت:

    At last, someone comes up with the “right” aneswr!

  12. ( آدمک 11 ) گفت:

    تقدیم به تمام کسانی که فقر و تنگدستی باعث شد که افکارشان در گورستان زمان دفن شود.
    ( روز کارگر گرامی باد )
    ( شیش و هشت )
    سرماست و پدر گلوش پر از حرف
    مادر تو حیاط می لرزه و تشت پر از کف
    تو اتاق من زبان مغزم یه قلم شد
    گریه کردم و مٌهر و نماز و قبله گم شد
    اشک آمدو ایمان من از پنجره در رفت
    این شش گرو هفت و او نیز گرو هشت
    دستم به هوا رفته و انگار خبری نیست
    مسئول تمام این گرسنگان کیست ؟
    در نقطه و حرف و جمله می کنم قناعت
    نفرین به من و سکوت این جماعت ( آدمک 11 )

  13. سبز-سبز-سبز- گفت:

    من شعری نداشتم بگم فقط می توانم بگم که نذاریم خون شهیدان راه سبز پای مال شه به امید ازادی

  14. م-م-م گفت:

    سبر سبز سبز-تا ازادی

  15. ( آدمک11 ) گفت:

    ( گرگ و بره )
    باز رنگ و باز پوشش در نقاب روزمره
    باز ترحم بر گرگی باز ستم در حق بره
    بی کسی ها اوج گرفته در طلوع پول و ثروت
    این فقیران جان سپردن پیش پای مرد ملت
    نخ های نامریی بسته شد بر دست و پا مان
    ننگ بر این مجلس که کور است ، آشکاراست ادعامان
    در بسته یا که باز است هیچ توفیری ندارد
    هیچ کسی در افکارش کاری با لولا ندارد ( آدمک11)

  16. ( آدمک11) گفت:

    ( وزش ظلم )
    ظلم در مسیر باد است وزش ادامه دارد
    گسترده گشته بر ما کسی صدا ندارد
    صدای من و ما را بریده اند در شب
    مهر و موم سکوت است بر هر ندا و هر لب
    سنگ بزرگی از غم درون کوله هامان
    ترسی درون چشم ماها و بچه هامان
    عمر را به دار دادیم غیرت را به ذلت
    ننگیست درون تاریخ این روزهای ملت ( آدمک 11)