سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

رسا ترین رسانه

چکیده :جنبش سبز نوپاست و امکانات رسانه ای آن محدود است. حقیقت این جنبش و مطالبات برحق آن در نزدیک به دو سال گذشته بر طیف بزرگی از رسانه ها که دیرپا بوده، سمت گیری، نگرش و دیدگاههای خاص خود را دارند سایه افکنده و عملاً از امکانات آنها بهره برده است. شبکه تلویزیونی رسا که مخفف "رسانه سبز ایران" است و چند ماه است راه اندازی شده به گمان من پاسخی لازم والبته نه کافی به یک نیاز فراگیر در جنبش سبز است. "رسا" را نمی توان و نباید رقیب رسانه های آزاد که فقط رسانه هستند تلقی کرد. رسا رسانۀ جنبش سبز است و رسالت خود را پیگیری اهداف جنبش سبز تعریف کرده است و طبیعی ست در آن به اخبار جنبش جامع تر و پر رنگ تر از سایر رسانه ها پرداخته شود و اخبار غیر مرتبط، اگرچه مهم باشند، در آن کمرنگ بوده و یا حتی انعکاس نیابند....


علی شکوری راد

تلویزیون فارسی بی بی سی اخیراً مستندی را به مناسبت هفتادمین سال راه اندازی بخش فارسی بنگاه سخن پراکنی بی بی سی که در ابتدا فقط شامل رادیو بوده و اکنون تلویزیون هم هست پخش کرد و در آن به برهه هایی از اثر گذاری این رسانه در تاریخ معاصر ایران پرداخت. بدون تردید راه اندازی این رسانه در راستای سیاست خارجی انگلیس یا همان استعمارگر پیر بوده است اما این هدف در بسیاری از مواقع پوشیده بوده و گاهی نیز تحت الشعاع استقلال رسانه ای، به مثابه لازمۀ جلب اعتماد مخاطب، قرار داشته است. از جمله در بحبوحه شکل گیری و وقوع انقلاب اسلامی نقش رادیوی فارسی بی بی سی در اطلاع رسانی حوادث مربوط به انقلاب تردید ناپذیر است. علاوه بر امام خمینی که همیشه رادیوهای خارجی را گوش می داده اند نوع رهبران نهضت و فعالان سیاسی و نیز توده مردم مشتریان ثابت اخبار و تحلیل های خبری این رسانه ها که بدلیل پارازیت های شدیدی که رژیم شاه بر روی فرکانس های آنها می فرستاد به سختی دریافت می شدند، بودند. در این مستند پرویز راجی که در آن زمان سفیر کبیر رژیم شاه در لندن بوده است توضیح می داد که چه مقدار رژیم شاه بر او فشار می آورده است که از طریق مقامات وزارت خارجه انگلیس جلوی سخن پراکنی آن رادیو و انتشار اخبار نهضت توسط آن را بگیرد تا جائی که او ناگزیر شده است جسورانه به دربار بنویسد که اگر امنیت داخلی کشور با چند دقیقه برنامه روزانه رادیو بی بی سی بر هم می خورد بگذار بخورد.

بی بی سی و دولت انگلیس هرگز با انقلاب اسلامی همراه نبوده اند بلکه این حقیقت انقلاب اسلامی بود که خود را بر رسانه ای نظیر بی بی سی که به حداقلی از اخلاق حرفه ای رسانه پای بند بود تحمیل می کرد و موجب می شد نهضت از امکان رسانه ای آن بهره ببرد.

اما شکل گیری جنبش سبز در شرایط تنوع بسیار زیاد رسانه ها بود. علاوه بر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در عرصه اینترنت که امکان ارتباط چند سویه را فراهم آورده و پدیده خاص این دوره و عامل اصلی شکل دهندۀ جنبش های اخیر بوده اند، شبکه های ماهواره ای نیز بسیار متنوع و متکثر بوده و امکان دسترسی به آنها نیز روزافزون شده است.

صدا وسیما به مثابه رسانۀ ملی که گسترده ترین، پر امکانات ترین و نیز سهل الوصول ترین رسانه در کشور است در عین حال به دلیل عدم پای بندی به حداقل های اخلاق رسانه ای، بی اعتبار ترین آنها نیز هست و متأسفانه روز به روز از اعتبار و دامنه اثر آن کاسته شده است.

اگر در گذشته این “رسانه” بوده است که می بایست اخبار پالایش شده را در اختیار مخاطب قرار می داد اکنون این مخاطب است که می بایست اخبار متنوعی را که به او می رسد ارزیابی کرده و بر اساس تشخیص خود آنها را بپذیرد و یا نپذیرد. این کار اگرچه ارزشمند است اما بسیار وقت گیر است. ممکن است یک نفر فرصت آن را نیابد که به همۀ سایت ها سر بزند و همه شبکه های ماهواره ای را بررسی کند تا به اخبار و تحلیلهای قابل باور دست بیابد. در چنین شرایطی هر فرد، کم کم به یک یا چند سایت و یا شبکۀ محدود خو کرده و از آنها تغذیه می کند. بنابراین و به این ترتیب مناسبات رسانه ای گذشته در قالبی جدید بازتولید می شود. این بازتولید اگر چه در همه حال مذموم نیست ولی در شرایط کنونی بدلیل عدم توزیع عادلانه امکانات رسانه ای، لزوماً نتایج منصفانه ای را به بار نمی آورد.

جنبش سبز نوپاست و امکانات رسانه ای آن محدود است. حقیقت این جنبش و مطالبات برحق آن در نزدیک به دو سال گذشته بر طیف بزرگی از رسانه ها که دیرپا بوده، سمت گیری، نگرش و دیدگاههای خاص خود را دارند سایه افکنده و عملاً از امکانات آنها بهره برده است. البته کسی نمی تواند خود را متولی جنبش سبز بنامد و حتی رهبران شناخته شده جنبش، خود از پذیرش این عنوان اجتناب کرده اند. با این حال نمی توان هیچ یک از رسانه هایی را که پیش از شکل گیری جنبش وجود داشته و اهداف خاص خود را دنبال می کرده اند، هر چند اکنون با جنبش همراه باشند، نماینده آن دانست. در این میان رسانه های پر مخاطب و اثر گذاری نیز وجود دارند که اساساً بدلیل اینکه بودجه آنها توسط دولتهای بیگانه تأمین می شود ادعایی نداشته و نمی توانند داشته باشند.

شبکه تلویزیونی رسا که مخفف “رسانه سبز ایران” است و چند ماه است راه اندازی شده به گمان من پاسخی لازم والبته نه کافی به یک نیاز فراگیر در جنبش سبز است. اگر چه امکانات این شبکه تلویزیونی ماهواره ای در مقایسه با شبکه های دیگر فارسی زبان و سیمای جمهوری اسلامی بسیاراندک بنظر می رسد و معلوم است که دست اندکاران آن با زحمت فراوان آن را تدارک و راه اندازی کرده اند ولی به لحاظ اعتبار، از آنجا که مولود خود جنبش سبز است، به منابع مستقل و مردمی تکیه کرده و نیز به چارچوب های تبیین شده در منشور جنبش که به امضای آقایان موسوی و کروبی رسیده است پای بند است، می شود آن را “رساترین رسانه” جنبش سبز نامید.

“رسا” را نمی توان و نباید رقیب رسانه های آزاد که فقط رسانه هستند تلقی کرد. رسا رسانۀ جنبش سبز است و رسالت خود را پیگیری اهداف جنبش سبز تعریف کرده است و طبیعی ست در آن به اخبار جنبش جامع تر و پر رنگ تر از سایر رسانه ها پرداخته شود و اخبار غیر مرتبط، اگرچه مهم باشند، در آن کمرنگ بوده و یا حتی انعکاس نیابند.

به گمان من آنان که دل در گرو جنبش سبز دارند لازم است که رسا را نیز ببینند. ولی بدیهی ست که رسا به تنهایی نمی تواند نیاز روزانه هر فرد را به دانستن اخبار ایران و جهان برآورده سازد.

دولت، صدا و سیما و دستگاههای امنیتی، قضائی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران تا کنون واکنش چندانی نسبت به این رسانه از خود بروز نداده اند ولی علی القاعده و به سیاق رفتار گذشتۀ شان، بزودی در صدد مقابلۀ با آن برخواهند آمد و آن را اقدام علیه امنیت ملی برخواهند شمرد کما اینکه تا کنون هر نقد و اعتراضی را چنین قلمداد کرده اند. اما اگر چنین کنند مبنای قانونی نخواهد داشت و بیشتر سر و صدا و جار و جنجال به قصد ارعاب خواهد بود و البته شاید بگیر و ببندهای بی حاصلی نیز بدنبالش بیاید تا بلکه به زعم خود این صدا را نیز خفه کنند. اما در این حال، حکایت همان گفته است که اگر امنیت کشور با یک ساعت برنامه تلویزیون رسا بر هم می خورد …..



Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /var/www/html/kaleme.com/wp-includes/functions.php on line 6031

35 پاسخ به “رسا ترین رسانه”

  1. پیمان گفت:

    در ارزیابی نقش BBC در تحولات منطقه خاورمیانه باید به یک نکته توجه کرد که بطور طبیعی محل تامین بودجه نقش بسیار زیادی در جهت گیری رسانه ایفا می کند کما اینکه هر رسانه ای چنین بوده و در آینده نیز همینگونه خواهد بود و بدیهی است BBC نی از این نظر تایع سیاستهای وزارت امور خارجه انگلیس می باشد و انتظار داشته باشیم که با انتقلاب اسلامی همراه باشد یا اینکه ثابت کنیم BBC با انقلاب سر دشمنی دارد آدرس غلط دادن است اما بعنوان یک رسانه نقش BBC در اگاهی مردم نسبت به تحولات منطقه و جهان کتمان کردنی نیست و در هر حال حاضر هم می بینیم نقش زیادی در گسترش فرهنگ ایرانی و همچنین شفاف سازی تاریخ معاصر ایران دارد در واقع بیننده باید با واقع بینی برنامه ها را دنبال نماید . بنظرم BBC بعنوان یک رسانه دقیق کار خود را انجام می دهد و امیدوارم شبکه رسا نیز با الگو برداری از این رسانه بتواند بطور حرفه ای فعالیت خود را ادامه دهد . رسا وقتی می تواند به جایگاه واقعی دست یابد که اولاٌ خودی و غیز خودی نداشته باشد و دوماٌ تریبونی باشد برای تمام صداها . سبز و پایدار باشید .

  2. حبیب تبریزیان گفت:

    خواندم! منطق نویسنده را هم درک کردم. قانع نشدم . ولی خودم هم متأسفانه راه حلی ندارم که مطرح کنم. میدانم که خشت اول را نبایید کج گذاشت ولی در این زمین سست و لغزان و لرزان هم چگونه باید خشتها را روی هم درست و راست نهاد آسان نیست؟ و من خود نمی دانم و نمیتوانم.
    امید که همه ی رسانه های سبز ما چون جنگل سبز مازندرانمان سر به آسمان کشند تا ما مجبور نباشیم در جستجوی واحه ای سبز به اینسو و انسو بدویم.

  3. ناشناس گفت:

    به نظر من اخبار شبکه ی رسا خیلی تلخ است و باید بخش های متنوع تری به خبرش اضافه کند و همه چیز را سیاسی نبیند

  4. ناشناس گفت:

    چرا اخباروبرنامه های رسابه روز نیست وبا یک تادوروز تاخیرپخش میشود؟

  5. روح اله گفت:

    بنده همه جوره پشتیبان شبکه رسا هستم. دم همه ی دست اندرکارانش درد نکنه.

  6. حسین گفت:

    من که به حُسن نیّت رسانه های سبز خودمان بیش تر از هر رسانه ی دیگری اعتقاد دارم.

  7. ali گفت:

    برای آقای شکوری راد متاسف هستم بی بی سی به جنبش سبز خیلی هم کمک کرده برای چی به یک رسانه ی حرفه ای تهمت میزنید؟از شما بعید بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  8. یک انسان گفت:

    کاش می شد شماره حسابی را در خارج کشور برای همراهان جنبش اعلام می کردید که هرکس در توان خود کمک کند.
    لازم به ذکر است که هزینه اجاره یک کانال با کیفیت تصویر پایین در یوتل ستw3a چیزی بیشتر از 35هزار دلار در ماه است که برای یک رسانه مستقل و مردمی جمع کردن این پول بسیار سخت است.
    قطعا در صورتیکه بخواهیم اینشبکه به کار خود ادامه دهد بایستی تمام سایتهای سبز با گذاشتن لینک و شماره حساب بصورت دائمی برای این شبکه پول جمع کنند.

  9. هنر سبز بی رسانه گفت:

    فیلم جدایی نادر از سیمن با فیلم دولتی و ضد مردم ده نمکی
    سایتهای سبز هیچ گزارش ویژه ای از پشت پرده تهیه نمی کنند

    این که در بیشتر شهر ستانها فیلم جدایی نادر از سیمین را نگذاشتند

    خبر رسانی جمهوری رسانی که اینو نمی گه (( شما هم معلومه برای هنر ارزشی قائل نیستید ))
    چرا اطلاع رسانی نمی کنید شهرستانهایی که تنها سینماش فیلم ضد مردم که از پول بیت اللمال درست شده را گذاشتند
    !!!!!!

  10. ناشناس گفت:

    سایتهای کلمه و جرس و… هیچ گزارشی از شهرستانهایی که فقط فیلم ده نمکی را دارن ، نمی ده ………………………………………………………………….

    وقتی رسانه های سبز که مدعی فرهنگ هستند حمایت نمی کنند و گزارشی نمی دهند که چه هزینه ای برای فیلم ضد مردم می شه چه انتظاری برای هنر داشته باشیم

    این رسانه ها هم در بالا بردن فرهنگ و هنر تلاشی نمی کنند

  11. جواد گفت:

    من هر روز رسا را میبینم, متاسفانه رسا نتوانسته هنوز جائی در بین رسانه های دیداری پیدا کند, شاید هنوز زود است که اثر گذاری انرا به عینه دید.اما نکاتی به نظرم میرسد که انها را مطرح میکنم.
    1- اخبار ان با یک روز فاصله پخش میشود و به همین علت از جذابیت خبر کاسته میشود.
    2- بجز اخبار هیچ ندارد یعنی به عنوان یک کانال تلویزیونی نمیتوان به ان نگاه کرد ک این سبب میشود مخاطب زیادی نداشته باشد.
    3-مصاحبهائی که پخش میکند بسیار خوب و اگاهی دهند میباشد.
    4- این سایت خبری باید به مسئله خودی و غیر خودی خاطمه دهد, اگر واقعا معتقد به ازادی و دمکراسی هستیم اینرا باید عملا نشان دهیم و هیچ چیز بهتر از این کانال دیداری خبری نیست, مسلا وقتی که رسا با مسعود بهنود مصاحبه کرد من واقعا خوشحال شدم, به هر ترتیب باید از خودی و غیر خودی گذشت.
    5-به نظر من که هم بی بی سی را میبینم و هم صدای امریکا را بی بی سی بسیار بالاتر و پر محتوا تر میباشد و توانسته خود را در بین ایرانیان جا بیاندازد, رسا باید از بی بی سی بیاموزد هرچند که همگی میدانیم که امکانات رسا بسیار محدود میباشد ولی باید تلاش کرد.
    این طرز تفکر که حکومت ساز مخالف با انرا خواهد زد و بخاطر این موضوع محافظه کار بشویم به شدت باید خود داری کرد چرا که هیچ فرقی نمیکند, حکومت میخواهد سر به تن ما نباشد انها تحمل هیچ صدائی به غیر از خودشان را ندارند, والا اینهمه مکافات اتفاق نمیافتاد و این همه جوانان رشید ما را نمکشتند, پس باید ازاد اندیشید و انرا فریاد زد.
    6-رسا میتواند از فیلمهای مستند استفاده کند و همچنین از فیلمهای سینمائی و الا کانال تلویزونی نیست و مخاطبی جلب نمکند, خودمان را فریب ندهیم, اگر مشکلات مادی وجود دارد اعلام کنید و از مردم شریف ایران کمک بخواهید و الا اینکه روزی یک ساعت فقط اخبار نشان دهد کار به جائی نمیبرد.
    7-از متخصصانی که مورد اعتماد هستند کمک بگیرید, چه در مورد برنامه ها و چه در مورد کیفیت برنامه ها.
    8-مصلحت اندیشی را باید کنار گذاشت تا به حال هر بلائی به سر مردم مظلوم ما امده است بخاطر مصلحت اندیشی بزرگان بوده است, مصلحت اندیشی خوب است اما نه به ان میزان که میدان را خالی کنید و هرچه که یک مشت اقتدار گرا و کودتاچی میخواهند هما ن کنید.مصلحت اندیشی دیگر بس است.
    9- اخبار دنیای خارج اصلا وجود ندارد چرا نمیدانم, ایا اشکال دارد که اخبار نقاط دیگر جهان را انعکاس نمیدهید.
    10- از طنزهای اقای ابراهیم نبوی قافل نباشید, از ایشان کمک بگیرید, ایشان روزنامه نگاری برجسته و تحلیل گری ماهر در مسائل ایران میباشند, و همچنین استاد مسلم طنز در ادبیات ایران زمین میباشند.
    دوستان سبز اندیش, تعلل نکنید در حالی که از همه طرف جنبش سبز مورد تهاجم است تعلل شما بخشیدنی نیست.
    با ارزوی پیروزی جنبش سبز مردم ایران در جهت نیل به ازادی, موفق باشید

  12. ناشناس گفت:

    آقاي شكوري راد در بخشي از نوشته خود مي‌گويد بي.بي.سي به «حداقلی از اخلاق حرفه ای رسانه پای بند بود». مي‌شود از ايشان پرسيد لطفاً فقط يك رسانه‌ي ديگر معرفي كنيد كه بيش از بي.بي.سي به اخلاق حرفه‌اي پايبند بوده باشد.

    قابل درك است كه در حال مبارزه با آدم‌خوار‌هاي داخلي خيلي حقايق را نمي‌توانيد بيان كنيد. اما لازم نيست حقايق را تحريف كنيد. مسكوت گذاشتن حقيق كاري غيراخلاقي است اما تحريف آن غيراخلاقي تر. از آدمي مثل شكوري راد اين جور حرف زدن فرصت طلبانه به نظر مي‌رسد و شايسته ايشان نيست.

    قربانت.

  13. سعید صفا گفت:

    برادران ایمانی -کافی است امکان ارتباط دو سویه وجود داشته باشد تا یاوران شما در صدا و سیما که کم نیز نیستنددر این راه مجاهدت کنند

  14. `پيروامام گفت:

    درود بردست اندركاران شجاع وصبور وآگاه رسا ،رسانه سبز
    رساببينيد وآگاهي رادرجامعه بازتوليد كتيد

  15. ناشناس گفت:

    رسا : اخبار قدیمی همراه با برنامه های کسل کننده و گویندگانی بی تجربه .

  16. ناشناس گفت:

    بی بی سی با زیرکی مثال زدنی ناجوانمردانه عمل می کند.زنده باد رسا

  17. سید صادق سیدعلی گفت:

    به امید و یاری خدایی که راه جهاد را برما گشوده است ، باید کارهای نو و جدیدی را آغاز کنیم و ادامه بدهیم ، قطعا در این مسیر افراد بی شماری که

    دارای توان تخصصی ، نبوغ و خلاقیت های مناسبی در این زمینه هستند به ما خواهند پیوست.

    ” یا علی مدد “

  18. باقر گفت:

    به نظر من مقایسه bbc و رسا با هیچ منطقی نمی خواند.رسا با حد اقل منابع مالی اداره میشود و BBC در راستای سیاست خارجی یک کشور و با امکانات عظیم ،فعالیت میکند.یک رسانه برای برقراری ارتباط با افکار عمومی باید به معیارها و خواسته های عمومی توجه کند و اگر مخالف آن است آنرا بصورت علنی ابراز نکند.قدر مسلم قدرت گرفتن مردم در هیچ کشوری به نفع هیات حاکمه دولت انگلیس که نماینده شرکت های بزرگ است، نیست و این دولت موافق پیروزی جنبش سبز که همان راه مصدق است ،نمی باشد.بنا براین منطق حکم میکند که به ظاهر با آن هماهنگ شود ولی به صورت نا محسوس آنرا منحرف کند.قدر مسلم روش های آنها بسیار پیچیده است.
    بنابر این باید به این رسانه ها نیز گوش دادولی همیشه فاصله خود را با آن حفظ نمود و خصولاً به تحلیل ها و میز گردهای آنها که برای منحرف کردن افکار است، با دیده انتقادی نگریست.
    bbcدر فضایی که جنبش سبز با فدا کاری مردم،ایجاد کرده،فعالیت میکند ،در آگاهی دادن به مردم برای خلق این جنبش ،مشارکتی نداشته ،ولی حالا که این جنبش خلق شده ،برای تاثیر گذاری بر آن، خود را در اطلاع رسانی پیش تاز، نشان میدهد ،چون بخوبی میداند وظیفه اطلاع رسانی را مردم و رسانه های کم جان آنها، با کندی ببیشتر ولی تاپیر گذارتر به انجام خواهند رساند،پس چه بهتر کهbbc پا پیش بگذارد و در کنار اخبار و تحلیلها،منویات خود را نیز به جنبش قالب کند.بنابر این بر خلاف رسا که به هر حال یک دوست خطاب میشود و به صداقت آن شکی نداریم،هرچند که ممکن است راه خطا نیز برود، ولی به bbc به عنوان یک رسانه غرض ورز که کمتر اشتباه نیز میکند، نگاه خواهیم کرد ولی بصورت آگاهانه از امکانات آن برای اطلاع رسانی استفاده و این تهدید را به فرصت تبدیل میکنیم

  19. مهدی گفت:

    موافقم, تلخیها باید در پوششی از امید و سرزندگی که باید خصلت جنبش باشد, بیان شود بسیار موثر تر و پربیننده تر است

  20. مهدی ایراندوست گفت:

    با عرض سلام
    اتفاقاتی که در حال حاضر در ایران رخ میدهد قطعا جدا از وقایع سایر نقاط دنیا نمی باشد. اگر خبر رسانی و تحلیلهای همه جانبه تری در شبکه رسا ارائه شود, قطعا آثار ماندگار تری ایجاد خواهد کرد. کارهای بسیار ارزنده ای در سراسر دنیا انجام شده, چه در شبکه های تلوزیونی یا اینترنتی نظیر youtube که با ذکر منبع قابل ترجمه و استفاده است….

  21. مهدي سبز گفت:

    انصاف را … بي بي سي اخلاق رسانه اي را رعايت مي كند.. جوان هايي كه آنجا فعاليت مي كنند هموطنان ما هستند ..و يك ايراني نمي تواند دربست در اختيار بيگانه باشد. بي بي سي در نشر اخبار آزادي و استقلال بسيار خوبي دارد .

    با عرض پوزش : اگر بخواهم عاميانه صحبت كنم بايد بگويم سگ بي بي سي شرف دارد به صدا وسيماي جمهوري اسلامي.

  22. سلیمان گفت:

    آقای شکوری راد سلام
    اگرچه با بخشی از نظرات شما در باره بی بی سی را می پذیرم ولی سیاه و سفید دیدن یک رسانه و آنهم بی بی سی قدری نشان از بی هویت دانستن ژورنالیستهایی هستند که در این بنگاه کار می کنن.
    آقای عزیز هنگامی که دو رژیم پهلوی و علوی انواع و اقسام فشارها را بر یک رسانه وارد می کرد و می کند تا این رسانه فاقد نمایده در ایران باشد چرا نباید بپذیرم که این رسانه مجبور است کج دار و مریض رفتار کند؟
    باید بپذیریم رسانه معتبر و فراگیر قرار نیست در کنار یک جناح باشد بلکه باید وسط باشد و اوضاع را تحلیل و خبررسانی کند.
    هنگامی که جورج بوش پسر موضع بی بی سی در انتشار اخبار مربوط به سیل نیورولئان کینه توزانه می پندارد باید بپذیریم که این رسانه در بیان حقایق از سایر رسانه ها درست تر عمل می کند.
    آیا انتشار اخبار سری مربوط به خمله نظامی آمریکا و انگلیس به عراق از سوی بی بی سی به نفع استثمارگران بود و یا به زیان؟
    آیا کشته شدن دکتر کلی کارشناس شیمیایی این کشور به نفع انگلیس بود یا به زیان؟
    خبرنگاران و مجریان بی بی سی نشان داده اند که می خواهند هویت نویسندگی خود را حفظ کنن.
    مثال دیگری براتان بزنم. انگلیس پس از ورود به شبه قاره تعداد زیادی خبرنگار با خود برد تا جنایات این کشور در هند را ماستمالی کند ولی همین خبرنگاران یکی پس از دیگری روانه زندان و یا تبعید و محروم شدند.
    لطفا در بیان مطالب در باره رسانه ها انصاف را مد نظر قرار دهید.
    ضمنا اجازه بدهید رسانه کار خبررسانی کند و احزاب کار سیاسی. هنگامی که شما به دلیل ناچاری کار سیاسی را به دوش رسانه می گذارید نباید توقع دشاه باشید که این رسانه انصاف را رعایت کند. شما باید مرد و مردانه وارد کار حزبی شوید و مانع ورود رسانه به کار سیاسی تا بتوانیم رسانه ای مستقل در ایران داشته باشیم.

  23. ناشناس گفت:

    به نظر من راه اندازی رسانه ای مثل “رسا” ضروری است ولی ساختار آن اصلا خوب نیست. این رسانه بیشتر شبیه “سیمای آزادی” است. فکر می کنم در این زمینه کانال “من و تو” خیلی بهتر عمل می کند و اخبار و اطلاعاتی که می دهد خیلی دقیق و جذاب است. اگر ساختار “رسا” مثل “من و تو” باشد خیلی بهتر است. موفق باشید

  24. ناشناس گفت:

    با كامنت اين دوست عزيز موافقم:

    (به نظر من راه اندازی رسانه ای مثل “رسا” ضروری است ولی ساختار آن اصلا خوب نیست. این رسانه بیشتر شبیه “سیمای آزادی” است. فکر می کنم در این زمینه کانال “من و تو” خیلی بهتر عمل می کند و اخبار و اطلاعاتی که می دهد خیلی دقیق و جذاب است. اگر ساختار “رسا” مثل “من و تو” باشد خیلی بهتر است. موفق باشید)

    اظافه كنم كه جنبش سبز را لاييكها، غير مسلمانها و … هم شكل داده اند، در رسا هيچ نماينده اي از اين گروهها نيست! اين تلويزيون ميخواهد دوباره جمهوري نخ نما شده و مرده اسلامي را رنگ كرده و دوباره زنده كند! دوستان باور ندارند كه خواست مردم چيز ديگري است. جنبشي كه ادعا مي كند نماينده همه گروهها هاست و به گروه مشخصي تعلق ندارد، چرا تلويزيونش دست گروه خواصي است؟ چرا اصولا جايي براي من و امثال من كه پايبند به اخلاق هستيم ولي علاقه اي به اسلامي شدن حكوت نداريم نيست؟ حجاب مجريان خود دليل جهت گيري خواص اين جنبش است،‌حالا به هر دليل استراتژيك مجريان بايد با حجاب باشند، خوب چرا لااقل با نميانده هاي افكار ديگر مصاحبه نمي شود؟ چرا با خانمها عبادي،‌ و … كه به حجاب اجباري اعتقادي ندارند مجالي براي حرف زدن از تريبون اين شبكه داده نمي شود؟ هر وقت رسا را ديدم ساختار آن انقدر ايدئولوژيك بود كه ياد رسانه ميلي خودمان افتادم… ما رسانه اي مي خواهيم كه خود حداقل هاي رسالت جنبش را رعايت كند يعني احترام به اراي ديگر،‌يعني دموكاراسي، يعني ايجاد وحدت در تمام نيروهاي مخالف حكومت ايران،‌ آقايان مهاجراني و … نماينده افكار جنبش متكثر سبز نيستند، اين را مردم به چه زباني بايد بگويند؟!

  25. بی شماران گفت:

    درود هم بر رسا هم بر بی بی سی

  26. حمید گفت:

    خوشبختانه رسا اخیرا گام های موثری در جهت جلب مخاطب برداشته است. نخست آن که بر روی ماهواره یوتل ست نیز پخش می شود و دوم آن که کیفیت برنامه ها و اخبار آن به نحو چشمگیری بهبود یافته است. من این موفقیت را به دست اندرکاران آن تبریک می گویم. اکنون اگر به وضعیت فعلی این رسانه دقت کنیم، می بینیم که
    1. دسترسی به آن برای مخاطب تا حدی فراهم است.
    2. ساختار آن تا حدی شکل گرفته است.
    اما هنوز گامهای زیادی باید برداشته شود. من فکر می کنم که گامهای بعدی باید در این زمینه ها باشند.
    1. باید بیننده بداند که زمانبندی برنامه ها به چه صورت است. به طور مشخص، باید بازپخش برنامه ها به گونه ای باشد که با پخش اول تمایز داشته باشد تا بیننده سردرگم نشود.
    2. زمان پخش اخبارها باید نظم مشخصی داشته باشد.
    3. پوشش خبرها باید گسترده باشد و محدود به خبرهای جنبش سبز نشود. به طور مشخص، باید اخبار بر اساس اولویت خبری تنظیم شوند. به این منظور پیشنهاد می شود که برخی ساعتها اخبار بر اساس اولویت خبری تنظیم شوند و برخی ساعتها نیز اخبار خاص مانند اخبار خاص جنبش سبز ارائه شود (اخبار زندانیان و مانند آنها).
    4. این پیشنهاد من، یک پیشنهاد عمومی است و محدود به تلویزیون رسا نمی شود. پیشنهاد من این است که ما جنبش سبز را در حیطه یک جنبش سیاسی صرف تعریف نکنیم و تلاش کنیم تا در قلمرو آن جنبه های مختلف یک جامعه بشری را پوشش دهیم. برای مثال، چرا تلاش نکنیم تا حامیان جنبش سبز را قانونمند کنیم و از هم اکنون قانون را در ذهن ها نهادینه کنیم. برای مثال، تلاش کنیم تا این فرهنگ را جا بیاندازیم که حامیان جنبش سبز قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می کنند و نظایر آن. بنابراین مناسب است که برنامه هایی در رسا ساخته شود که به سایر جنبه های اجتماع پرداخته و در آن زمینه ها نیز به مردم شکل دهد.
    5. موضوع دیگر پرداختن به اقوام مختلف است. مناسب است که از صاحبنظران اقوام مختلف دعوت شود تا در میزگردهایی حضور یابند و به این ترتیب، از هم اکنون ضمن هماهنگی با اقوام مختف، خواسته های آنها نیز لحاظ شود.
    6. موضوع دیگر پرداختن به صنف های مختلف است. متاسفانه در چند سال اخیر، صنف های مختلف بسیار خسارت دیده اند. اکنون زمان آن است تا در این زمینه ها نیز فعالیت صورت گیرد. کاسبان، کارفرمایان، کارگران، کارمندان، …
    7. ساخت برنامه های تحلیلی که مشخص کند رفتارهای سیاسی، اقتصادی رژیم حاکم چه تاثیری بر کشور دارد نیز بسیار موثر است. برای مثال، حذف ما از بازار انرژی منطقه چه تاثیر مخربی بر کشور دارد. یا انحصار سپاه و ستاد اجرایی فرمان امام و بنیادها بر اقتصاد چه تاثیری بر رفاه مردم و توسعه کشور دارد یا …
    8. تمرکز بر خلافهای گسترده ای که توسط سپاه و سایر نهادهای وابسته مانند وزارت اطلاعات، و غیره صورت می گیرد. به طور مشخص همه می دانیم که سپاه چه نقشی در قاچاق کالا، مواد مخدر، و اشیاء عتیقه در کشور دارد.

  27. فروزان گفت:

    از آقای شکوری راد توقع نمی رود وقتی در باره یک رسانه معتبر جهانی سخن می راند همانند افرادی باشد که صاحب قلم نیستند. برادرم ببینید. احترام امام زاده به پای متولی آن است. هنگامی که یک نویسنده یک رسانه معتبر و جهانی را آلت دست استثمارگر می خواند آیا می توان انتظار داشت که مردم عادی به این رسانه فحش ندهند؟
    آیا بهتر نیست به جای متهم کردن یک رسانه جهانی، رسانه خودتان را به اثبات برسانید؟
    بی بی سی مورد توجه مردم است وقتی شما در باره اش منفی سخن می رانید مطمئن باشید مردم می فهمند و کالایی را پی می گیرند که مقبول واقع شود وگرنه با وارد کردن اتهام به یک رسانه ريا، رسانه شما اعتبار پیدا نمی کند.

  28. باقر گفت:

    آقای سلیمان شما افراد یک سیستم را با کار کرد یک سیستم اشتباه میگیرید.هنرپیشه ها در محتوی و پیام فیلم تاثیر چندانی ندارند و ممکن است در آن واحد، در دو فیلم با مفاهیم متضاد ،شرکت کننند.نوازنده هم تاثیر تعیین کنننده در یک موسیقی ندارد ،مگر اینکه خودش آهنگ را نیز ساخته باشد.آنچه کارگردان و آهنگ ساز در ذهن داشته و بر اساس آن سناریو نوشته، نوع فیلم و موسقی را تعیین میکند،بنابر این نباید در جزییات غرق شد، بلکه همیشه رابطه بین جز و کل را باید دید.آقای اکبر عبدی در فیلم اخراجی های ده نمکی و فیلم مادر مرحوم حاتمی بخوبی ایفای نقش کرده، ولی این کجا و آن کجا؟در شعر حافظ و کلمات شعبان بی مخ هم ممکن است از لغات یکسان استفاده شود.یک مهندس ساختمان هم میتواند سازنده یک شکنجه گاه یا یک بیمارستان باشد، کارکرد ساختمان را ،کارفرما تعیین میکند.
    BBC بعنوان کار گزار دولت انگلیس، نخبه ها و بهترین مجری ها را ،با حقوق بالا ،استخدام میکند تا بخوبی و با هوشمندی ایفای نقش کنند،ولی محتوی و پیام اصلی را آنها تعیین نمیکنند.من اعتقاد راسخ دارم که BBc با زرنگی و به نحوی نامحسوس،با پنبه سر میبرد ولی این دلیل نمیشود که جنبش سبز با هوشمندی و با در نظر گرفتن سود وزیان ،از این رسانه استفاده نبرد

  29. ناشناس گفت:

    چند نکته در مورد شبکۀ رسا به نظر می رسد:
    به جز موارد حرفه ای رسانه ای، مثل مشکلات تدوین و شلختگی در شروع و پایان آیتمها و موسیقیهای بی تناسب ـ مخصوصا بخش تفسیر خبر ـ یک مسئلۀ بنیادین وجود دارد که دراینجا می کوشم آن را مطرح کنم.

    رسانۀ جنبش سبز باید هویت خود را بشناساند. نه تنها از این جهت که سبز است ، بلکه این که در میان گرایشات سیاسی دنیا در چه جایگاهی قرار دارد. اینک جهان در یک شرایط دو قطبی لیبرالیسم ـ بنیادگرایی قرار دارد. هر دو طرف این دعوا، چه آمریکا و انگلیس و دیگران، و چه قداره بندان و سینه چاکان آنچه که آنها اسلام می خوانند، هر دو قصد القای این نکته را دارند که بازی بین این دو رقیب است و به جز اینها جریان و تفکر و تودۀ دیگری وجود ندارد. لذا هر کس که علیه آنها فریادی می زند، او را متعلق به طرف مقابل می دانند و سعی به تخریب او از این طریق می زنند. این است که تهمت موسوی و امثال او آمریکایی بودن می شود و تهمت مخالفین دولتهای لیبرالیستی تروریست بودن. آمریکایی ستیزی از این سو و اسلام هراسی از آن سو.
    آن راه سومی که هر دوی رقبای این جنگ انحصاری سخت در تلاش برای سرکوبش هستند از همچین روزنه ای باید خود را بروز دهد. ما اگر معتقدیم که به جز این دو نگرش راه میانه ای، عاقلانه ای، یا بلکه کاملا نو و والاتری وجود دارد باید آن را به روشنی نشان دهیم. همین یک رسانه باید هویت خود را به رخ تمام عالم بکشاند. نه این که در ترس برای از دست دادن مخاطب جانب احتیاط را بگیرد و پای را تنها در راه های امتحان شده و مطمئن بگذارد.
    فریاد زنیم حق را و نترسیم از بهانه جویی های بهانه جویان.

  30. سبز میرحسین گفت:

    من بیشتر از 20 ساله که سرویس جهانی بی بی سی به زبان انگلیسی را گوش میکنم یا میبینم. در این مدت خیلی از رسانه های دیگر هم گوش کردم مثل رادیو فرانسه ، آلمان ، سی ان ان، ای بی سی، فاکس ،الجزیره، یورونیوز، سرویس فارسی بی بی سی و و شبکه های داخلی . به نظر من رقابت زیادی بین شبکه های خبری وجود دارد. اگر یک شبکه خبری جامعه معدودی را به عنوان مخاطب خود تعریف کند خوب نیازی به صداقت و حرفه ای عمل کردن ندارد ولی اگر حدف جذب حداکثر مخاطب باشد تنها راه صداقت کامل و حرفه ای عمل کردن است . بعنوان مثال شبکه های داخلی مردم را همانطور که علم الهدی مردم را لقب داد فرض کرده اند و برنامه های مانند 20:30 درست میکنند. خوب بدون شک عده بیننده هم دارند اما به شدت محدود. صدای آمریکا بیننده خیلی بیشتری دارد ولی خیلی از آنها را با برنامه های خبری جذب نمیکند بلکه با برنامه های سرگرم کننده مانند پارازیت جلب میکند. بعلت اینکه اخبار صدای آمریکا هم کاملا بیطرقانه نیست(گرچه عقیده دارم اخیرا خیلی بهتر شده نسبت به قبل) بازهم مخاطب محدودی دارد. بی بی سی فارسی گرچه به هیچوجه با بی بی سی بین الملل قابل مقایسه نیست با اینحال تلاش زیادی دارد که منطقی و بیطرفانه عمل کند. با اینحال در برخی برهه های حساس که از آن انتظار میرود در مورد یک مسئله مهم برنامه های خبری حرفه ای تهیه کند سکوت میکند. مستندهای خبری آن هم که یا وجود ندارد یا نسبت به بی بی سی بین الملل بسیار ضعیف است. به نظر من شبکه رسا اگر میخواهد مخاطب جذب کند باید حرفه ای عمل کند . تنها یدک کشیدن نام سبز و پذیرفتن منشور سبز که طرفداران زیادی در ایران دارد باعث جذب مخاطب نمیشود. اگر هدف این شبکه فقط خبر رسانی است. سعی کند بیطرفانه برنامه های خبری تهیه کند. هیچ کسی را سانسور نکند اما به هر کسی اجازه بدهد به اندازه ای که در ایران طرفداردارد صحبت بکند. نه باحدس و گمان بلکه با یک آمارگیری علمی اگر 20% طرفدار خامنه ای هستند(گرچه من شک دارم ولی باید یک آمارگیری علمی بیطرفانه شود) 20% زمان را به طرفداران خامنه ای اختصاص دهد تا در میزگردها مباحثه ها و مستندهای خبری حرفشان را بزنند. اگر این شبکه میخواهد فقط سبزها را مورد خطاب قرار دهد باز هم باید زمان را بین طرز فکرهای متفاوتی که در میان جنبش سبز وجود دارد تقسیم کند( به نسبت طرفداران هر طرز فکر).
    مستندهای خبری حرفه ای و بیطرفانه هم معجزه میکنند و میتوانند مخاطبین بسیاری را جذب کنند.

  31. ناشناس2 گفت:

    لطفا نرم افزار سوپر اینترنت رو بزارین تا کاربران اینترنت از شبکه های سیاسی ایرانی استفاده کنند

  32. یا حسین گفت:

    اگر رسا واقعا دنبال آزادی بیان باشد باید نظرات مخالفان خودش را هم تحمل کند و پخش کند و گر نه همان صدا وسیمای داخلی است با ظاهری متفاوت.اینکه برخی اصلاح طلبان فکر کنند ملت ایران از یک تمامیت خواه وحشی به یک تمامیت خواه با ظاهر خندان راضی میشود باید بدانند که 100 در 100 اشتباه کرده اند.
    ما آزادی میخواهیم آن هم به معنی آزادی کامل برای تمام مخالفان . واگر رسانه ای خود را منتسب به جنبش سبز میداند باید به این آزادی التزام عملی داشته باشد.

  33. عظیمی گفت:

    مهمترین عامل برای تاثیر گذاری یک رسانه منابغ مالی آن است.حدس میزنم که هزینه رسا را عده ای از ایرانیان خارج از کشور به صورت داوطلبانه تامین میکنند که با توجه به بحران اقتصادی در غرب ،برای یک حقوق بگیر،نمیتواند رقم قابل توجهی باشد ،بنابر این از رسا متناسب با امکاناتش، توقع داشته باشیم

  34. مسعود گفت:

    بابا اینقدر تو سر bbc نزنین!خداییش بهتر از bbc اگه میشناسین به ما هم نشون بدین ما هم اونو ببینیم!هنوز که هنوزه توهم توطۀ داریم! این که جنبش یه رسانه مخصوص خودش داشته باشه بسیار زیباست! ولی نباید همون ب_بسم الله شروع به سمپاشی علیه بقیه کرد.فراموش نکنیم تو همون بحبوحه انقلاب هم bbc نزدیک ترین رسانه به مردم بود.

  35. حبیب تبریزیان گفت:

    با سلام به آقای شکوری راد!
    هنگامی که خبر تأسیس «رسا» را در کلمه خواندم جزء اولین کسانی بودم که کامنت تبریک در همان سایت کلمه گذاشتم و اولین نکته ایی که به ذهنم رسید این بود که چگونه بسهم و به نسبت درآمدم کمک مالی کنم . وقتی بیانیه شروع کار و اولین پخش آنرا دیدم، اولین کسی بودم که در میان به به و چه چه بسیاری زبان به انتقاد گشوده و گفتم کارِ این رسانه نخواهد گرفت. و متأسفانه هنوز هم همین اعتقاد را دارم. ودلم هم میسوزد از اینکه جمعی با هزینه شخصی و بدون رانت این رسانه را راه انداختند ولی از اول چنان بد شروع کردند که اگر روش کارش را هم صحیح کند، به این آسانی موفق نخواهد شد آن تأثیر مأیوس کننده اول را برطرف کند. و شاید راه اندازی چنیین رسسانه ایی هم خیلی عجولانه بود و هم به بحث نگذاشته.
    من خود در زمینه کار رسانه ای کمترین صلاحیت حرفه ایی در خود نمی بینم و فقط سیاسی به قضیه نگاه میکنم. رسانه های خارجی را هم بیشتر میخوانم تا گوش دهم یا ببینم. فکر میکنم چنین سایتی اول باید با یکسری آدم حرفه ایی روی این مسئله مشورت میکرد و بعد به لحاظ محتوای برنامه هم« با رعایت اینکه جنبش سبز همه مسلمان نیستند، اگر مسلمان هم هستند نگاه دینی و سیاسی و حتی فرهنگی اشان با هم فرق میکند و همه موافق اسلام سیاسی نیستند، دربین آنها از چپ های آته ایست هست تا طرفداران رژیم پادشاهی( و با آنها هم که تاکتیکی از این جنبش هم حمایت میکنند کاری ندارم). یک نمونه از این افراد که دیگر زنده نیست داریوش همایون بود. من با قطعیت میگویم او از صمیم قلب طرفدار جنبش سبز بود و بارها میگفت ما بجز این جنبش و اینها(موسوی و کروبی) کسی را نداریم. پس اگر رسانه ایی میخواهد بنام سبز برنامه پخش کند باید همه این گروههای متنوع را به لحاظ محتوای برنامه خود مد نظر داشته باشد. کیفت کار هم که مسئله ای کارشناسانه است.
    من آن چند باری که تلویزیون رسا را دیدم مرا یاد روزنامه پرودا و یا ایزویستییا انداخت که ارگان حزبی و دولتی در شوروی بودند.
    البته من در کامنت بالای خودم هم گفتم که یافتن راه حل آسان نیست. متأسفانه بعلت جو سیاسی و مناسبات رسوبیده یکصد ساله قهرآمیز و نامتعاملانه بین گرایشهای سیاسی مختلف؛ آشتی، تعامل و همکاری روی مسئله ای مثل تجمیع و تفاهم صد درصد روی یک رسانه ای فرا سکتاریستی، فرا گروهی فرا قومی و.. ، بهیچ وجه آسان نیست. بدبختی در این است که ما حتی اگر روی همه چیز هم تفاهم و کاملاً حسن نیت داشته باشیم فرهنگ و رفتار طایفه ایی خود را به آسانی نم تتوانیم ترک کنیم. منِ از چپِ، به نقطه تعاملِ الف رسیده، مسلمانِ به همان نقطه رسیده، ناسیونالیست و لیبرالِ به آن نقطه رسیده؛ حتی اگر در همه چیز هم با هم تفاهم داشته باشیم فکر نمیکنم یک پیک نیک یکروزه فارغ از تنش و خود نگاه داری بتوانیم با هم داشته باشیم که واقعاً بهمان خوش بگذرد تا چه رسد به انجام چنین کار بزرگی. وای بحال اینکه یکی از این فرقه های نام برده شده بخواهد بتنهایی برنامه ایی را بگرداند که جواب همه این سلیقه های سیاسی ـ طایفه ایی را بدهد.
    بی رو دربایسی بگویم از دوستان بسیار بسیار عزیزی که شعار گونه، ذیل همین یاداشت به به چه چه گفته و یا حسین میر حسین کرده اند ( که خیلی هم خوب، احساس انگیز و حال بده است) بگذریم بقیه کامنتها انصافاً خیلی دقیق روی کاستی ها انگشت گذارده اند. از جمله:
    پیمان
    ناشناس 1
    ناشناس 2
    علی
    یک انسان
    جواد
    ناشناس 3
    سعید صفا
    ناشناس 4
    ناشناس 5
    ناشناس 6
    حمید
    فروزان
    باقر
    ناشناس 7
    سبز میرحسن
    یاحسین
    من فکر میکنم بیشتر کاستی های «رسا» در کامنت هایی این دوستان آمده است.
    ولی همانطور که گفتم مسئلهِ بیشتر ازمسئله ی« رسا » است. ما بلد نیستیم، تربیت نشده و عادت نکرده ائیم بجز استانداردهای فکری و رفتار خود به استانداردهایی عمومی و ملی فکر کنیم . ما ملتِ ایدئو لوژیک هستیم و عبور از این رفتار متصلب طایفه ایی برایمان آسان نیست هرچند هم صادقانه بخواهیم.
    اگر جهادی هم لازم است در این عرصه باید صورت گیرد که ما با خودمان دوست شویم.
    هیچ یادم نمی رود که در یکی از روزهای اوج اعتراض جنبش سبز موسوی با حالتی سر شار از احساس گفت: «ببینید مردم باهم مهربان شده اند!» دنیایی روانشناسی سیاسی و اجتماعی در این حرف نهفته بود و من هرگزآنرا فراموش نکرده ام.
    آیا میشود این دوستیِ خود جوشِ خیابانی مردم سبز، همرنگ و همزبانِ آنروز، به دوستی آگاهانه و تعامل آمیز اندیشه سازان، فرهنگ سازان و مراجع رفتار سیاسی ـ اجتماعی ما فرابروید؟ اگر ما در این جهاد بزرگ موفق نشویم هرگز ملت نخواهیم شد حتی اگر در یک واحد جغرافیایی و بر خوردار از یک دولت واحد و.. باشیم باز موزائیکی از قبایل سیاسی و ایدئولوزیک هستیم.